-
یک نشست متفاوت با خبرنگاران حامی/ضرورت کمک رسانهها برای انتقال حس شیرین انفاق در بین مردم
ساعت ۲ بود و هوا به شدت گرم. از صبح درگیر بودم، اما دعوت شدم به جایی که خودم را جزئی از خانوادهاش میدانم؛ به مناسبت روز خبرنگار.نمیدانستم قرار است چه بگوییم و چه بشنوم اما به محض ورود، دیدن همکارانی که سال هاست درد مشترکمان کمک به همنوع است سرحالم کرد.
-
روایتی از یک ماه شکنجه در آسایشگاه ۱۴ /جانمان را میدادیم اما نماز جماعت را ترک نمیکردیم
یاد کودکی ام افتادم، ۹ ساله بودم که از تلویزیون خبر ورود آزادگان به کشور را شنیدم. چند روز بعدش یکی از کوچه های محله ما را چراغانی کردند و همهمه عجیبی سر ظهر ما را از خانه به سر آن کوچه رساند. مردی رنگ و رو پریده با موهای کاملا کوتاه را که حلقه ای گل گلایل دور گردنش انداخته و روی دوش گرفته بودند....
-
روایتی از ۱۷۰ شب خدمت در موکب شهید نبوینیا / از نقاشی سیاهقلم تا طرح «رفیق شهیدم»
شبهایی که خیابانهای رشت، جای جای آن، با حضور مردمی مبعوث و همیشه در صحنه، رنگ و بوی دیگری گرفته است موکب شهید «مرضیه نبوینیا» بهعنوان سنگری از خدمت و ایثار، با حضور بیوقفه خواهران بسیجی حوزه ۳ شهری سپاه ناحیه مرکزی رشت، چراغ امید را روشن نگه داشته است..
-
از آخرین پیامِ شهید صارمی تا امروز؛ قدردانی مدیران تا حقیقتی که خودمان راویِ آنیم
من از همان ابتدا راهم را پیدا کرده بودم و نوشتن از شهید و شهادت و وطن شد تمام دغدغهام تا همین امروز تا همین حالا...
-
روایت یکصد و پنجاه شب خدمترسانی در موکب شهید جمشیدی در رشت
از همان شبهای نخست که آسمان رشت با آهِ سوزانِ خونخواهان رهبرِ شهید گره خورد، یک موکب، بیادعا و بیچشمداشت، میانِ شور و اشکِ مردم قد برافراشت. موکبِ شهید جمشیدی و روایتی از ۱۴۵ شبِ خدمت، از اسلحهشناسی تا جشنِ ازدواج، از اشکِ مادران تا لبخندِ کودکان...
-
خار مغیلان، در شام غریبانِ یک روضه خانگی در رشت
اذان به گوش میرسید که پلههای آپارتمان را بالا رفتم. در را که باز کرد، پرچمهای سیاه و قرمز عزا توی چشمم تابید. صدایِ ریزِ مداحی از اسپیکر میپیچید و فضای سالن را پر کرده بود.
-
از رستمآباد تا املش؛ مساجد و کانونهای گیلان در سوگ قائد شهید امت
همزمان با ایام حزن و اندوه رهبر شهید امت، مساجد و کانونهای فرهنگی استان گیلان به سنگرهای سوگواری و تجدید میثاق با خون قائد شهید تبدیل شدهاند. از رستمآباد تا لنگرود و از رشت تا املش، مردم ولایتمدار با برگزاری مراسم بزرگداشت، روضهخوانی، اجتماعات مدافعان حریم خانواده و اطعام نیازمندان، ارادت خود را به مقام والای امام شهید امت و بیعت با رهبر معظم انقلاب به نمایش گذاشتند.
-
روایت سفر وداع از رشت به مشهد الرضا
بدرقه قائد شهید امت افتخاری بود که با هماهنگی های صورت گرفته قسمت کاروان رسانه ای گیلان در مشهد الرضا شد، تا با حضورشان در این آیین روایتگر صحنه های عاشقی دلدادگان ولایت باشند.
-
شکوه وفاداری ملت ایران در آخرین روز وداع
امروز پنج شنبه ۱۸تیر ماه از جای جای ایران به عشق آخرین وداع در خیابان های مشهد الرضا حاضر شدند.
-
رفتنِ همه، ماندنِ من؛ روایت یک جامانده
معنی «جا ماندن» را روزی فهمیدم که همکارانم کولهبار بستند و رفتند کربلا، و من نتوانستم. یک سال، دو سال، سه سال... فرقی نمیکند. من سالهاست جاماندهام.
-
رفتم امامم را ببینم؛ اما نیامد
وقتی رسیدم خیابان کشور دوست، کشورم را بیشتر دوست داشتم، رفتم تا امامم را از نزدیک ببینم، اما نیامد. حالا در آستانه وداع، سوالی در ذهنم میچرخد: میترسم بروم و نبینم، میترسم نروم و باز جا بمانم...
-
از یک همسایه معتاد تا روایتِ یک ضرورت به نام «مبارزه با مواد مخدر»
از روزی که کلمه «اعتیاد» در کنار نام همسایهای که سالها با او رفتوآمد داشتم شنیدم، برایم غیرقابل باور بود. آن روز فهمیدم که اعتیاد دیگر فقط مصرف مواد در گوشهوکنار نیست. میتواند در لباس یک همسایه، یک همکار، یا حتی یک دوست نزدیک، سالها بیآنکه کسی متوجه شود، زندگی کند و در این بین تلاش مسئولان برای کم کردن این آسیب ها و ارائه خدمات به جامعه هم اگرچه پابرجاست اما شاید کافی نبوده...
-
روایتِ گمشده از جنگ و هویت؛ دغدغه استاندار گیلان در نشست با رسانهها
هوای گرم و کولر ۲۵ درجه، نشست غیررسمی استاندار گیلان با مدیران خبرگزاری را به یک کلاس درسِ پرحرارت تبدیل کرد؛ جایی که هادی حقشناس از روایت ناقص جنگ، تاریخِ مغفولِ گیلان، ضرورتِ «خبر خوش» و حتی از «ویلاسازی» و «فرودگاه رشت» گفت؛ با لحنی که هم پرسشبرانگیز بود، هم امیدوارکننده.
-
گردهمایی کودکان عاشورایی در رشت برگزار شد
کانون پرورش فکری استان گیلان، در راستای تحقق رسالت فرهنگی و تربیتی خود و بهمنظور پرورش نسل آینده بر مبنای ارزشهای اصیل اسلامی، چهارمین گردهمآیی کودکان عاشورایی را با شعار «میهمانان کوچک امام حسین (ع)» برگزار کرد.
-
شهیدی که مأموریتش با اهدای عضو به پایان رسید
ساعت از نیمهشب گذشته بود و من مشغول نوشتن خبری از اجتماع مردم بودم که پیامک پلیس رشت را خواندم؛ شهیدی که در پی تعقیب سارق دچار مرگ مغزی شده بود، حالا قرار بود با اهدای اعضایش به بیماران نیازمند، زندگی ببخشد. خودم را به بیمارستان رساندم. مادری برای پسر جوان و رعنایش چنان زجه میزد و همسر شهید را محکم گرفته بودند تا از هوش نرود...
-
خاکریز عشق در گیلپردهسر؛ روایت نود و هفتمین قرار سنگر+فیلم
در نود و هفتمین شب از اجتماعات مردمی سنگر، مسجد صاحبالزمان(عج) روستای گیلپردهسر تبدیل به خاکریزی شد که پرچمها جای اسلحه را گرفته بودند و مردمی که از دورترین روستاها آمده بودند تا بگویند «ما اهل کوفه نیستیم که اماممان تنها بماند»
-
مهدیه اسفندیاری: به جرم «ایرانی بودن» ربوده شدم، نه دستگیر
مهدیه اسفندیاری، شهروند ایرانی محکومشده در فرانسه طی روایتی از آنچه که باعث اسارت و اتهاماتش شده بود گفت: من را دستگیر نکردند بلکه ربودند و ۴۲ روز بدون اطلاع سفارت و خانواده در بازداشت بودم... م.
-
هر زخمم نشان افتخار است / از میان دریای آتش با روح ۱۰۴ شهید بازگشتیم
وقتی نشست روبروی جمعیت گفت: شاید ظاهر من زخمهای پیکرم را نشان دهد، اما بدانید هر زخمی که بر بدنم نشسته برای من نشان افتخار است چرا که در آن زخم، تکهای از خاک ایران و بوی خون همرزمانم نهفته است. از میان دریای آتش و سحرگاه خونین سیزدهم اسفند بازگشتم، اما تنها نیستم. با روح ۱۰۴ شهید ناو دنا در میان شما هستم... م.
-
اینجا سنگر؛ سنگر زندگی است
دوشنبه، یکی از همان روزهایی که مردم سنگر در جوار مزار شهید گمنام، قرار هفتگی خود را با زیارت عاشورا داشتند اینبار در رجز خوانی بین جنگ و موشک و آتش بس شاهد پیوند زوج جانفدای وطن شدند و با شعارهای الله اکبر، به دور از تشریفات و اشرافیگری با امید به فردایی روشن از پیروزی، برایشان دعای عاقبت بخیری کردند.
-
از پیوند آسمانی علی و فاطمه(س) تا مهربانی در سنگر؛ روایتی از ازدواج در دل حماسه
ازدواج در اسلام فقط یک قرارداد اجتماعی نیست؛ بلکه عملی عبادی، سنت پیامبر(ص) و مایه آرامش روح و جان آدمی است و حالا درست همانجا که آتش خشم دشمن میبارد، گلستان عشق و زیستن می روید و نشان میدهد باز هم زندگی جاری است و دلها با «بله» گفتن به هم گره میخورد...
-
از تفسیر قرآن تا دلبرانه با رهبر شهید
خانمی که هر شب مرا دیده خوب میداند که دارم خبر می نویسم. لبخندی میزند و میگوید ازین بچه ها عکس گرفتی؟ دخترم که هر شب به ذوق بودن در این اجتماع من را به اینجا میکشاند. با لبخندی ادامه می دهد، میترسم اگر این تجمعات تمام شود چکار کنم!
-
روزی برای گستردگی/ تثبیت امامت شیعه با زیارت امام رضا(ع)
زمین با تمام وسعتش، با تمام کوه و دشت و جنگل و دریایش به مانند سایر خلقت پروردگار، نشانهای نافذ از آفرینش است. خداوندی که قادر و توانا بر هر چیز غیرممکنی، است.
-
روایت کاروانی که خورشید میآورد
۱۶ سال در حسرت زیارت امامرضا جانمان بیقرار بودم. تا آن شب که خادم حرم از میان جمعیت صدایم زد. خورشید آورده بود و دلم را برد تا زیارت، با روایتی از کاروان زیر سایه خورشید در سه سال حضور.
-
بغضهایی که اشک نشدند؛ روایت زنان از تابآوری اجتماعی
دو ماه از جنگ میگذرد. نرگس یک ماه است همسرش را ندیده. رخساره از مادربزرگ جنگلیاش میگوید که با میرزا کوچک همراه بود. در میان موکبهای رشت، زنانی هستند که هم خانه را میچرخانند و هم پشت جبهه را خالی نمیکنند و این تماشای تاب آوری در فرهنگ ایرانی برایم زیباست.
-
حکایتهایی از جنس باور؛ وقتی کاشیها خواب کربلا میبینند
در غرفه عتبات عالیات، هر شب آدمهایی میآیند با دلهایی پر از حاجت و چشمهایی که خواب کربلا دیدهاند، یکی از عصای آقا می گوید و یکی از مادری که مهمان امام حسین(ع) شده، و یکی هم از رهنی که با یک توسل باز شده است.
-
خاطرهای به وسعت یک عمر؛ از دیدار با خورشید در گیلان تا چهلمین روز فراق
روزی که رهبر انقلاب برای اولین بار به گیلان آمد، مردم دیار میرزا از شوق دیدار سر از پا نمیشناختند. حالا چهل روز از نبود آقایمان میگذرد، اما هنوز ایستادهایم، چون خودش فرمود: «این مردم مبعوث میشوند و کار را تمام خواهند کرد.»
-
مسجد جامع سنگر؛ از پشتیبانی دفاع مقدس تا خاکریز فرهنگی امروز
۲۶ روز از آغاز جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی میگذرد و مسجد جامع سنگر همچون سالهای دفاع مقدس، پایگاهی برای پشتیبانی از جبهه است. از پایگاه ایثار خواهران که با شعارنویسی و ایستگاه نقاشی، استکبارستیزی را به کودکان میآموزند تا جوانانی که در اجتماعات شبانه رجز میخوانند و روایت مردمی که باد و باران و موشکهای شبانه هم نتوانست از پایشان بنشاند.
-
بهار قرآن رسید و غبار از دلهامان برداشتیم
صدای جارو روی سنگفرش مسجد جامع، بوی خیس فرشها و دستهای زنان و مردانی که با عشق غبار از خانه خدا میزدایند؛ اینجا سنگر است و مردمش این روزها دلشان را برای آمدن ماه مهمانی خدا جارو زدند.
-
شاعران گیلانی با زبان هنر، حماسه مدافعان امنیت را جاودانه کردند
شاعران گیلانی با سرودن اشعاری حماسی و جانسوز، به تکریم و تجلیل از شهدای مدافع امنیت کشور و استان گیلان پرداختند و جنایات تروریستها و منافقین را در ۱۸دیماه، محکوم کردند.
-
قرآن، نوری که خاموش شدنی نیست
در اغتشاشات اخیر عوامل تروریستی با هتک حرمت به مساجد و مصلی های گیلان علاوه براین اماکن چندین جلد قرآن را آتش زدند، به خیال واهی که از این طریق می توانند مقدسات اسلامی را نابود کنند، غافل از اینکه این نور خاموش شدنی نیست.