خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: خدمت بیسروصدا و داشتن نگاهی بلند به آینده نسلهای بعد، ویژگی برجسته یحیی امریک، آموزگار و نویسنده مسلمان آمریکایی بود که این هفته چشم از جهان فروبست. شاید نام او برای بسیاری ناآشنا باشد، اما به احتمال زیاد بیشتر مسلمانانی که در آمریکای شمالی رشد کردهاند، دستکم یکی از کتابهای او را خواندهاند. امریک با نگارش آثار متعدد برای گروههای سنی مختلف، میراثی کمنظیر در ادبیات اسلامی به زبان انگلیسی از خود به جا گذاشت.
یحیی جان جوزف امریک در سال ۱۹۷۱ در خانوادهای ایرلندیتبار و پیرو مذهب باپتیست در منطقه غرب میانه آمریکا متولد شد. علاقه او از دوران نوجوانی به ادبیات فانتزی، بعدها به سرمایهای ارزشمند برای نویسندگی اسلامی تبدیل شد؛ بهگونهای که پس از مسلمان شدن، از قدرت تخیل و قلم خلاق خود برای خلق آثاری متفاوت بهره گرفت.
گرایش او به اسلام از تردیدهای دوران نوجوانی درباره آموزه تثلیث در مسیحیت آغاز شد. امریک در نخستین سال دانشگاه، حدود شش ماه به مطالعه قرآن پرداخت و بعدها در یکی از معدود مصاحبههایش گفت: نتوانستم دعوت شخصی خداوند به خواننده را که در قرآن احساس میشد، انکار کنم.
او در سالهای نخست مسلمان شدن، از کیفیت بسیاری از کتابهای اسلامی به زبان انگلیسی رضایت نداشت. به گفته خودش در گفتوگو با وبلاگUmmah Reads ، بیشتر این آثار «تکبعدی و فاقد شور، خلاقیت و تخیل» بودند.
امریک میگفت: «میخواستم کتابهایی بنویسم که اسلام را همانگونه نشان دهد که من هنگام ورود به این دین تجربه کردم؛ اسلامی که آمیزهای از معنویت، احساس، اندیشه و عمل است و همچون فرشی هنرمندانه، زندگی درونی و بیرونی انسان را زینت میدهد.»
یحیی امریک: بسیاری از خانوادهها به اشتباه تصور میکنند فرزندانشان صرفاً به دلیل تولد در خانواده مسلمان، بهطور طبیعی در این دین باقی خواهند ماند. اما در جامعهای سکولار، مسلمانان باید پیش از هر چیز برای فرزندان خود تبلیغ دینی انجام دهند تا آنان با آگاهی و علاقه، اسلام را برای تمام عمر برگزینند.
امریک که بهعنوان دبیر تاریخ فعالیت میکرد، مجموعه داستانهای «احمد و لیلا دین» را نیز نوشت؛ آثاری داستانی درباره شخصیتهای مسلمان که در آن زمان نمونههای مشابه بسیار اندکی داشتند.
او معتقد بود داستاننویسی برای کودکان مسلمان اهمیت ویژهای دارد، زیرا کودکان هویت و الگوهای خود را تا حد زیادی از همسالانشان میگیرند و کتاب نیز پنجرهای برای شکلگیری نگرشهاست.
یحیی امریک معتقد بود که اگر کودکان مسلمان تنها درباره شخصیتهای غیرمسلمان مطالعه کنند، به تدریج تصور خواهند کرد که تنها جهان واقعی، جهان غیرمسلمانان است. حضور شخصیتهای مسلمان در داستانها به آنان نشان میدهد که میتوان در جامعه امروز مسلمان بود و در عین تعامل با دیگران، هویت اسلامی خود را حفظ کرد.
فعالیتهای امریک تنها به داستاننویسی محدود نبود. او دهها کتاب برای معرفی اسلام به مخاطبان گوناگون نوشت که از جمله آنها کتابی در مجموعه مشهور« The Complete Idiot's Guide to Understanding Islam » (راهنمای کامل احمقها برای شناخت اسلام ) بود؛ مجموعهای آموزشی که مفاهیم مختلف را به زبانی ساده برای مبتدیان توضیح میداد و در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ محبوبیت فراوانی داشت.
او همچنین آثار متعددی برای آشنایی نوجوانان با قرآن تألیف کرد و معتقد بود بسیاری از خانوادهها به اشتباه تصور میکنند فرزندانشان صرفاً به دلیل تولد در خانواده مسلمان، بهطور طبیعی در این دین باقی خواهند ماند.
امریک میگفت در جامعهای سکولار، مسلمانان باید پیش از هر چیز برای فرزندان خود تبلیغ دینی انجام دهند تا آنان با آگاهی و علاقه، اسلام را برای تمام عمر برگزینند.
وی در این باره میگفت: «کتاب مینویسم تا اسلام را با زبانی متناسب با نسل جوان به آنان معرفی کنم. متأسفانه بسیاری از عالمان ما در برج عاج زندگی میکنند و از واقعیتهای زندگی مردم فاصله گرفتهاند.»
امریک درباره آینده ادبیات اسلامی انگلیسیزبان نیز معتقد بود هنوز جای آثار بیشتری درباره تجربههای واقعی نوجوانان مسلمان خالی است.
او خواستار تولید کتابهای متنوعتر، مجلات ماهانه ویژه کودکان و نوجوانان و فاصله گرفتن از تمرکز صرف بر شعر یا آثار سیاسی بود.
آنچه فعالیتهای او را چشمگیرتر میکرد، این بود که همزمان دو شغل داشت و بیشتر کتابهایش را از طریق انتشارات شخصی خود، Amirah Publishing Company، منتشر میکرد.
یحیی امریکا: «ما مسلمانان باید خود را برای رویارویی با چالشهای آینده دگرگون کنیم. باید از پیلههای خود بیرون بیاییم، واقعیتهای جهان را ببینیم و بیندیشیم چگونه میتوانیم اسلام را برای قرنهای آینده نیز زنده و اثرگذار نگه داریم. اینکه نسلهای آینده مسلمان بودن را آسانتر یا دشوارتر تجربه کنند، تا حد زیادی به تلاشهای امروز ما بستگی دارد. این مسئولیتی بزرگ است؛ مسئولیتی که خداوند از ما خواسته است. قرآن ما را به تلاش جمعی در راه خدا فرا میخواند و پاداش آن، رضایت الهی و آرامش درونی است. حقیقتاً این همان هدفی است که هر جویندهای باید برای آن بکوشد. آمین.»
علاوه بر این، در فعالیتهای اجتماعی، گفتوگوی ادیان و راهاندازی کتابفروشی بنیاد اسلامی آمریکای شمالی نیز نقش داشت. آثار او طیف گستردهای از موضوعات و قالبهای مختلف را دربر میگرفت و درگذشتش بر اثر سرطان، ضایعهای برای جامعه مسلمانان به شمار میرود.
فوزیه سید، یکی از شاگردان سابق او، در پیامی در شبکههای اجتماعی از اندوه عمیق خود نوشت: امریک، نخستین استاد مطالعات اسلامی و نخستین مسلمان تازهمسلمانی بود که از نزدیک شناخته است؛ کسی که هنوز هم کتابهایش را بهعنوان مجموعهای مقدماتی به نوجوانان مسلمان معرفی میکند.
او نوشت: «عمق اندوهی که احساس میکنم، حتی خودم را هم غافلگیر کرده است.»
سید خاطرهای از دوران مدرسه نقل میکند که زمانی که امریک در زنگ تفریح مشغول نگارش کتاب خود برای مجموعه راهنمای کامل احمقها بود. او و دوستش مدام با پرسشهای مختلف مزاحمش میشدند؛ از اینکه چه مینویسد و چرا مسلمان شده تا هر سؤال دیگری که به ذهن دانشآموزان کنجکاو میرسید.
او میگوید: «هیچوقت از پرسیدن سؤال از او نمیترسیدم. هرگز با بیحوصلگی پاسخ نمیداد و هیچگاه احساس نمیکردم سؤالهایم احمقانه است. با اینکه معلم ما بود، اما احساس میکردم میتوانم هر چیزی از او بپرسم؛ یا پاسخ میداد یا با لبخندی دوستانه از کنار آن میگذشت.»
خدمت به نسلهای آینده برای رضای خدا، محور اصلی زندگی یحیی امریک بود.
او در آخرین گفتوگویش با Ummah Reads تاکید کرده بود: «ما مسلمانان باید خود را برای رویارویی با چالشهای آینده دگرگون کنیم. باید از پیلههای خود بیرون بیاییم، واقعیتهای جهان را ببینیم و بیندیشیم چگونه میتوانیم اسلام را برای قرنهای آینده نیز زنده و اثرگذار نگه داریم. اینکه نسلهای آینده مسلمان بودن را آسانتر یا دشوارتر تجربه کنند، تا حد زیادی به تلاشهای امروز ما بستگی دارد. این مسئولیتی بزرگ است؛ مسئولیتی که خداوند از ما خواسته است. قرآن ما را به تلاش جمعی در راه خدا فرا میخواند و پاداش آن، رضایت الهی و آرامش درونی است. حقیقتاً این همان هدفی است که هر جویندهای باید برای آن بکوشد. آمین.»
فوزیه سید در پایان یادآور شد که امریک پس از پایان تحصیل، سه جلد از کتابهایش را به او هدیه داده بود. او زیر امضای خود تنها یک جمله نوشته بود؛ جملهای که شاید خلاصه تمام زندگی و رسالتش باشد: «بلندمدت فکر کن.»
نظر شما