از توهم پیروزی تا بن‌بست چندجبهه‌ای؛ جنگی که گره لبنان آن را پیچیده‌تر کرد

با گذشت بیش از ۱۵ ماه از آتش‌بس میان لبنان و اسرائیل در سال ۲۰۲۴، بازخوانی تحولات میدانی نشان می‌دهد که موازنه‌ها به‌طور معناداری تغییر کرده است؛ از مقاومت تحت فشار حزب‌الله در آن زمان تا شرایط کنونی که جنگ در چند جبهه گسترش یافته و چشم‌انداز پایان آن بیش از هر زمان دیگری مبهم شده است.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: حدود ۱۵ ماه پس از توافق آتش‌بس میان لبنان و اسرائیل در اواخر نوامبر ۲۰۲۴، اکنون بسیاری از ارزیابی‌ها و ادعاهایی که در آن زمان از سوی مقامات تل‌آویو مطرح شد، بار دیگر در معرض سنجش قرار گرفته‌اند.

در آن مقطع، حزب‌الله در یکی از دشوارترین شرایط خود به سر می‌برد؛ این جنبش نه‌تنها دبیرکل کاریزماتیک خود، سید حسن نصرالله، و پس از او جانشینش سید هاشم صفی‌الدین را از دست داده بود، بلکه بخش قابل توجهی از فرماندهان و نیروهای خود را نیز از دست داده و با نفوذهای امنیتی بی‌سابقه‌ای مواجه شده بود که به تضعیف توان عملیاتی آن انجامید.

با وجود این فشارها، حزب‌الله توانست به مدت ۶۶ روز در برابر حملات اسرائیل مقاومت کند؛ مقاومتی که مانع از پیشروی نیروهای اسرائیلی حتی در برخی روستاهای خط مقدم شد و در نهایت، تل‌آویو را به پذیرش آتش‌بس وادار کرد.

این واقعیت، اکنون در مقایسه با وضعیت فعلی حزب‌الله، تصویری متفاوت از موازنه قدرت ارائه می‌دهد؛ به‌ویژه آنکه این گروه در شرایط کنونی از حمایت‌هایی از سوی ایران و یمن برخوردار است، در حالی که اسرائیل همزمان درگیر دفاع از جبهه داخلی و مواجهه با تهدیدات منطقه‌ای دیگر شده است.

در آن زمان، بنیامین نتانیاهو در کنفرانس خبری اعلام آتش‌بس، مدعی شد که حزب‌الله را «دهه‌ها به عقب رانده» و هدف از توقف جنگ را تمرکز بر ایران، بازسازی ارتش و حذف حماس عنوان کرد.

او همچنین از «تغییر چهره خاورمیانه» سخن گفت. اما این ادعاها، امروز بیش از آنکه نشانه پیروزی باشند، به‌مثابه تعهداتی تلقی می‌شوند که تحقق نیافتن آن‌ها می‌تواند پیامدهای سیاسی جدی برای وی در پی داشته باشد.

واقعیت میدانی اکنون نشان می‌دهد که نه‌تنها تصویری روشن از پیروزی اسرائیل وجود ندارد، بلکه این رژیم با چالش‌هایی در چند جبهه مواجه است؛ از لبنان گرفته تا ایران و یمن. همین وضعیت، دستیابی به راه‌حل را نیز دشوارتر کرده است. به‌ویژه آنکه تل‌آویو بر ادامه فشار نظامی و تحمیل واقعیت‌های میدانی پیش از هرگونه توافق تأکید دارد و با ابتکارات آتش‌بس مخالفت می‌کند.

در سطح بین‌المللی نیز نشانه‌هایی از اختلاف‌نظر میان آمریکا و اسرائیل دیده می‌شود. دونالد ترامپ در اظهاراتی از هماهنگی نزدیک با نتانیاهو سخن گفته، اما همزمان گزارش‌هایی از نگرانی تل‌آویو نسبت به احتمال تصمیم ناگهانی واشنگتن برای پایان دادن به جنگ منتشر شده است. برخی منابع حتی از تماس‌های پرتنش میان مقامات دو طرف و سردرگمی نتانیاهو در درک رویکرد ترامپ خبر داده‌اند.

در این میان، سناریوی خروج آمریکا از جنگ نیز به‌عنوان یک احتمال مطرح است؛ سناریویی که به‌ویژه در صورت تداوم بحران‌هایی مانند بسته ماندن تنگه هرمز، می‌تواند تبعات اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای برای واشنگتن داشته باشد. با این حال، حتی در صورت تحقق چنین سناریویی، مسئله لبنان همچنان به‌عنوان یک گره پیچیده باقی خواهد ماند.

پیوند جبهه لبنان با سایر جبهه‌های درگیری، از جمله ایران و یمن، موجب شده است که هرگونه تلاش برای تفکیک این میدان‌ها با دشواری مواجه شود. در حالی که ایران بر تداوم حمایت از متحدان خود تأکید دارد، اسرائیل نیز اعلام کرده که جبهه لبنان را مستقل از سایر تحولات دنبال خواهد کرد؛ وضعیتی که احتمال طولانی شدن جنگ را افزایش می‌دهد.

در نهایت، یکی از پرسش‌های کلیدی در این معادله، به نقش رهبری جنگ بازمی‌گردد: آیا تصمیم‌گیر اصلی واشنگتن است یا تل‌آویو؟ شواهد متعدد نشان می‌دهد که ایالات متحده نقش تعیین‌کننده‌تری دارد؛ از تصمیمات ناگهانی در یمن گرفته تا فشار برای توقف جنگ در غزه و حتی مداخله مستقیم در برخی عملیات‌ها علیه ایران.

با این حال، نفوذ شخصی نتانیاهو بر ترامپ و تلاش برای جهت‌دهی به تصمیمات او نیز قابل چشم‌پوشی نیست. در چنین شرایطی، آینده جنگ به میزان زیادی به تصمیمات واشنگتن گره خورده است؛ اگر آمریکا مسیر پایان جنگ را در پیش گیرد، ادامه آن برای اسرائیل دشوار خواهد بود؛ اما در صورت تداوم حمایت، احتمال گسترش و طولانی شدن درگیری‌ها همچنان بالا خواهد ماند.

در هر دو حالت، آنچه بیش از پیش برجسته می‌شود، بن‌بست پیچیده‌ای است که جنگ در آن گرفتار شده؛ بن‌بستی که نه‌تنها به تحقق اهداف اعلامی اسرائیل منجر نشده، بلکه چشم‌انداز آن را نیز با ابهام و چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

کد خبر 1875466

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha