کدهای آیه ۱۵۳ سوره نساء درباره سیاست معاصر!

آیه ۱۵۳ سوره نساء یک الگوی معرفتی ـ رفتاری بسیار روشن از نحوه انحراف فهم ارائه می‌کند؛ الگویی که از سطح تاریخی عبور می‌کند و به سطح روش‌شناسی انسان در مواجهه با حقیقت می‌رسد.

به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان: سی‌ و پنجمین جلسه از سلسله‌ جلسات «قوم یهود در قرآن» با سخنرانی حجت‌الاسلام «محمدمهدی میرجلیلی» و با موضوع   «از مطالبهٔ ناممکن تا نشانهٔ ملموس: تحلیل آیه ۱۵۳ نساء با مطالعهٔ موردی گفتمان دیوار در سیاست اسرائیل»  در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

مشروح این جلسه به شرح ذیل است:
آیه ۱۵۳ سوره نساء یک الگوی معرفتی ـ رفتاری بسیار روشن از نحوه انحراف فهم ارائه می‌کند؛ الگویی که از سطح تاریخی عبور می‌کند و به سطح روش‌شناسی انسان در مواجهه با حقیقت می‌رسد. متن آیه چنین است: «یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسی أَکْبَرَ مِنْ ذلِکَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ…»
«اهل کتاب از تو می‌خواهند کتابی یک‌باره از آسمان بر آنان نازل کنی. آنان از موسی نیز درخواستی بزرگ‌تر از این کردند؛ گفتند خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس به‌سبب ستمشان صاعقه آنان را فراگرفت. سپس، با آنکه نشانه‌های روشن به آنان رسید، گوساله را (به پرستش) گرفتند…»
مرکز ثقل آیه
این آیه سه حرکت به‌هم‌پیوسته را نشان می‌دهد که کل معنا روی آنها می‌چرخد:
۱. تعلیق مسئولیت فهم تدریجی
یعنی نپذیرفتن مسیر طبیعی، آرام و چندسطحیِ فهم؛ انتظار اینکه «همه چیز یک‌باره روشن» شود.
۲. مطالبهٔ نشانهٔ ناممکن، تقاضایی که در نظام هدایت اصلاً موضوعیت ندارد: «کتاب یک‌باره»، «دیدن خدا»، «حذف تدریج». در واقع، معیار را به سطحی می‌برند که ذاتاً تحقق‌پذیر نیست.
۳. سقوط به نشانهٔ ملموس (عِجل)؛ وقتی بنیان فهم تدریجی رها می‌شود، ذهن انسانی به‌طور طبیعی به سمت علامت محسوس و فوری می‌رود: چیزی که «به‌جای فهم» قرار گیرد، نه اینکه «به فهم کمک کند».
این همان عِجل است؛ نشانه‌ای که از جنس حقیقت نیست اما جای حقیقت می‌نشیند.
این سه مرحله، هستهٔ آیه‌اند:
«فرار از فهم → مطالبهٔ ناممکن → ساختن نشانهٔ جایگزین.»
تطبیق انضمامی الگو با یک نمونهٔ سیاسی معاصر (گفتمان نتانیاهو) برای نشان‌دادن اینکه این الگوی معرفتی چگونه در سیاست معاصر رخ می‌دهد، نمونهٔ مشخص و قابل استنادی را بررسی می‌کنیم:
گفتمان بنیامین نتانیاهو دربارهٔ «امنیت مطلق» و تبدیل آن به «نشانهٔ ملموس» یعنی دیوار/حصار. این نمونه از جهت ساختاری دقیقاً با همان سه‌مرحلهٔ آیه قابل تطبیق رفتاری است؛ بدون هرگونه ارزش‌گذاری، صرفاً توضیح الگوی عمل.
۱) تعلیق مسئولیت فهم تدریجی محیط
در سخنرانی‌های کنست و مصاحبه‌های تلویزیونی، نتانیاهو جمله‌ای کلیدی دارد:
«ما نمی‌توانیم طرف مقابل را تغییر دهیم؛ تنها کاری که می‌توانیم بکنیم ساخت دیوار است.»
این جمله همان نقطهٔ اول آیه را بازتولید می‌کند: کنار گذاشتن فرآیند فهم تدریجی وضعیت.
وقتی ساختار سیاسی، اجتماعی و تاریخی به «غیرقابل فهم/غیرقابل تغییر» تبدیل شود، عملاً مسئولیت فهم حذف شده است.
۲) مطالبهٔ نشانهٔ ناممکن: امنیت کامل و مطلق
در چند نطق رسمی تکرار می‌کند:
«اسرائیل باید امنیت مطلق داشته باشد.»
«امنیت بدون خطر.»
این مطالبه از جنس «ناممکن» است؛ مانند درخواست «دیدن خدا» یا «کتاب یک‌باره».
به‌دلیل ناممکن‌بودن، هر ابزار ملموسی به‌جای فهم عمیق می‌نشیند.
این همان مرحلهٔ دوم آیه است: معیار رسانده می‌شود به جایی که ذاتاً دست‌نیافتنی است.
۳) سقوط به نشانهٔ ملموس: حصار/دیوار به‌عنوان جایگزین فهم وقتی فهم تدریجی کنار گذاشته شد و امنیت مطلق طلب شد، ذهن سیاسی برای رفع اضطراب نیازمند یک علامت فیزیکی است.
در گفتمان نتانیاهو این علامت، دیوار است.
جملاتش بسیار روشن است:
«اگر به من باشد، سراسر اسرائیل را با حصار محاصره می‌کنم.»
«حصار تنها تضمین امنیت ماست.»
«دیوار می‌سازیم چون این تنها علامت امنیّت است.»
اینجا نشانهٔ فیزیکیِ قابل لمس (دیوار) دقیقاً همان کارکرد ساختاری عِجل را پیدا می‌کند:
جایگزینی فهم فرآیندی با یک شیء محسوس.
در آیه، عِجل جای «فرآیند هدایت» را می‌گیرد.
در این گفتمان، دیوار جای «فهم امنیتی» را می‌گیرد.
در پایان این آیه نشان‌دهندهٔ این است که مدل رفتاری‌ای که قرآن در آیه ۱۵۳ تصویر می‌کند، در سیاست معاصر نیز به‌صورت ساختاری قابل مشاهده است.
کد خبر 1861578

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha