از دشمنی تا هم‌پیمانی؛ اتحاد تازه یهود و مسیحیت

اتحاد امروز یهود و اوانجلیکال‌ها، نمونه‌ای روشن از تقدم سیاست بر اعتقاد، و فایده‌گرایی بر الهیات است. آن‌ها اختلافات گذشته را پاک نکرده‌اند؛ بلکه از روی آن گذشته‌اند تا به هدفی بزرگ‌تر برسند: قدرت و حذف دشمن مشترک یعنی ایران و جریان مقاومت.

به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، سی‌ و ششمین جلسه از سلسله‌ جلسات «قوم یهود در قرآن» با سخنرانی حجت‌الاسلام «محمدمهدی میرجلیلی» و با موضوع «از دشمنی تا هم‌پیمانی؛ اتحاد تازه یهود و مسیحیت» در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

در تاریخ ادیان ابراهیمی، یهودیت و مسیحیت بر سر بنیادی‌ترین مسئلهٔ الهیاتی—جایگاه و سرنوشت حضرت عیسی(ع)—در شدیدترین سطح اختلاف قرار داشتند. یهودیانِ عصر عیسی نه تنها او را پیامبر ندانستند، بلکه با افتخار ادعا کردند که او را از میان برداشته‌اند. قرآن کریم این ادعا را نقل و به‌طور قاطع رد می‌کند: «وَقَوْلِهِمْ إِنّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ وَلٰکِن شُبِّهَ لَهُمْ… وَما قَتَلُوهُ یَقِینًا» (النساء: ۱۵۷) «و گفتارشان که: ما مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم؛ در حالی‌که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد… و به یقین او را نکشتند.»

در سوی دیگر، مسیحیت بر محور همان چیزی شکل گرفت که یهودیت آن را نفی می‌کرد: صلیب، مرگ و رستاخیز عیسی. این نقطه، هستهٔ اختلافی بود که دو دین را نه تنها از هم جدا، بلکه در برابر یکدیگر قرار می‌داد. با چنین شکافی، اتحاد امروز صهیونیسم و مسیحیت اوانجلیکال (اونجلیستی) شگفت‌آور به نظر می‌رسد. چگونه ممکن است دو سنتی که نسبت به یکدیگر مواضعی خصومت‌آمیز داشتند، اکنون در یکی از نزدیک‌ترین ائتلاف‌های سیاسی جهان قرار گرفته‌اند؟

پاسخ در گذار از «اختلاف الهیاتی» به «هم‌پوشانی منافع سیاسی» نهفته است. اتحاد امروز یهودیت صهیونیستی و مسیحیت اوانجلیکال، نه نتیجهٔ حل اختلافات دینی، بلکه محصول کنار گذاشتن آن‌ها به سود اهداف بزرگ‌تر است.

نخست باید فهمید که مسیحیت اوانجلیکال چه می‌خواهد. در الهیات اوانجلیکال، اسرائیل نقشی کلیدی در طرح آخرالزمان دارد. آن‌ها معتقدند بازگشت مسیح تنها زمانی رخ می‌دهد که یهودیان در سرزمین موعود جمع شوند، معبد سوم ساخته شود و در نهایت جنگ بزرگ «آرماگدون» در خاورمیانه شعله‌ور گردد. از نگاه آنان، تقویت و گسترش اسرائیل، نه یک دغدغهٔ سیاسی، بلکه وظیفه‌ای دینی است. حدود ۷۰ میلیون اوانجلیکال در آمریکا با همین باور، از شدیدترین حامیان تل‌آویو هستند.

اما صهیونیسم به‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی، به آموزه‌های مسیحی اعتقادی ندارد. صهیونیسم به دنبال تثبیت قدرت قوم یهود در فلسطین، با اتکا بر حمایت نظامی و اقتصادی غرب است. بنابراین هنگامی که اوانجلیکال‌ها اسرائیل را کلید بازگشت مسیح می‌دانند، صهیونیست‌ها این باور را فرصتی استراتژیک برای جذب سرمایه، لابی‌گری و فشار سیاسی می‌بینند. اینجا نقطهٔ تلاقی منافع شکل می‌گیرد: اوانجلیکال‌ها اسرائیل را می‌خواهند تا مسیح برگردد؛ صهیونیست‌ها اوانجلیکال‌ها را می‌خواهند تا اسرائیل قدرتمندتر شود.

اما تکلیف اختلافات تاریخی چه می‌شود؟ حقیقت این است که این اختلافات نه از بین رفته‌اند و نه حل شده‌اند؛ بلکه صرفاً «مسکوت» گذاشته شده‌اند. اوانجلیکال‌ها همچنان باور دارند که در بازگشت مسیح، یهودیان یا باید ایمان بیاورند یا در داوری الهی نابود شوند. یهودیان نیز همچنان عیسی را پیامبر نمی‌دانند. با این حال هر دو طرف فهمیده‌اند که این اختلافات مانع همکاری سیاسی نیست. آن‌ها دین را در سطح نظری حفظ کرده‌اند، اما در عمل آن را به حاشیه رانده‌اند.

چسب اصلی این اتحاد، «دشمن مشترک» است: اسلام، ایران، محور مقاومت و هر جریان ضدغربی. در چنین بستری، اختلافات هویتی اهمیت خود را از دست می‌دهد و جای خود را به مصلحت سیاسی می‌دهد.

این اتحاد البته پیامدی آخرالزمانی نیز دارد. الهیات آرماگدون در مسیحیت اوانجلیکال، با دیدگاهی آخرالزمانی در یهودیت صهیونیستی هم‌پوشانی پیدا کرده است؛ هر دو جهان را به سمت بحرانی بزرگ پیش‌بینی می‌کنند. در مقابل، نگاه اسلامی ــ به‌ویژه در سنت شیعی ــ ظهور «صاحب‌الزمان(عج)» را نه در ویرانی، بلکه در برقراری عدل، هدایت و نجات بشر می‌بیند. همین تفاوت بزرگ، مسیر آیندهٔ این سه جهان‌بینی را از هم جدا می‌کند.

در نهایت، اتحاد امروز یهود و اوانجلیکال‌ها، نمونه‌ای روشن از تقدم سیاست بر اعتقاد، و فایده‌گرایی بر الهیات است. آن‌ها اختلافات گذشته را پاک نکرده‌اند؛ بلکه از روی آن گذشته‌اند تا به هدفی بزرگ‌تر برسند: قدرت.

کد خبر 1863213

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha