استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با شبستان؛

سینما در جنگ روایت‌ها؛ فرصتی برای بازآفرینی هویت ایرانی ـ اسلامی

از دفاع مقدس تا امروز؛ سینمای ایران از رسالت فرهنگی خود فاصله گرفته است
سینما در جنگ روایت‌ها؛ فرصتی برای بازآفرینی هویت ایرانی ـ اسلامی

حجت‌الاسلام ضرابی با بیان اینکه سینما یکی از ابزارهای مهم جنگ روایت‌هاست، بر ضرورت بهره‌گیری هوشمندانه از این ظرفیت برای تقویت هویت ملی و مذهبی تأکید کرد و گفت: فیلمی موفق است که مخاطب پس از تماشای آن احساس کند چیزی به داشته‌های فکری، اخلاقی و فرهنگی او افزوده شده است.

حجت الاسلام والمسلمین ایمان ضرابی، پژوهشگر و استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان در پاسخ به این سوال که  به نظر شما سینمای ایران تا چه اندازه توانسته در بزنگاه‌های تاریخی و اجتماعی، روایتگر وحدت و انسجام ملی باشد؟ اظهار کرد: اجازه بدهید برای روشن تر شدن پرسش شما کمی به عقب برویم و تعریف درست کارکردسینما را دریابیم تا در سایه این تعریف خروجی های آن نگاه دقیق تری را به ما عرضه می کند؛ همانطور که می دانید سینما به عنوان هنر هفتم شناخته می‌شود، این یک تعبیری است که اولین بار توسط نظریه‌پرداز ایتالیایی، «ریچوتو کانودو» در اوایل قرن بیستم مطرح شد. وی در نوشته‌های خود سینما را به عنوان ترکیبی از عناصر شش هنر دیگر معرفی کرد: معماری، نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی، هنرهای نمایشی زنده، و ادبیات. او استدلال می‌کرد که سینما، با توانایی ترکیب ویژگی‌های این هنرها و ارائه آنها در یک قالب دیداری و شنیداری دینامیک، شایستگی تعریف به عنوان یک فرم و مدل هنری جدید و منحصر به فرد را دارد. بعدتر این نظریه پذیرفته شد؛ چرا که سینما توانست نه تنها عناصر بصری را به نمایش بگذارد بلکه با استفاده از تدوین، جلوه‌های صوتی و داستان‌پردازی، تجربه‌های هنری غنی و پیچیده‌ای را ارائه دهد که قبلاً در هیچ یک از فرم‌های هنری دیگر به طور کامل ممکن نبوده است.                                                                        

سینما ظرفیت بسیار بالایی در ایجاد وحدت ملی و انسجام اجتماعی یا حتی خروج جامعه از بحران های اخلاقی در عرصه بین المللی دارد؛شما ببینید وقتی اروپا در ظلمت پس از جنگ جهانی قرار می گیرد و خشمی که قرار است دویست سال یعنی حدودا سه نسل را درگیر کند و کشورهایی هم مرز را به مثابه آتش زیر خاکستر آماده تنش جدید کند، چند محصول سینمایی مانند آب روی آتش خشم اجتماعی را با تولید احساسات انسانی به ورطه فراموشی می برد و نجات بخش جامعه می شودوی ادامه داد: به این ترتیب، سینما به عنوان یک هنر جدید شناخته شد که می‌تواند احساسات، داستان‌ها و پیام‌های عمیق انسانی را در قالبی بسیار تأثیرگذار به تصویر بکشد.  این ایده که سینما هنر هفتم است، اکنون به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی و تحلیل هنری مدرن پذیرفته شده و به آن احترام گذاشته می‌شود، که نشان‌دهنده تأثیر و اهمیت ویژه سینما در میان دیگر شکل‌های هنری است.

حجت الاسلام ضرایی تصریح کرد: ایران نیز به عنوان یک کشور هنر دوست و تولید کننده هنرهای نمایشی در پهنه تمدنی خود از این پدیده نو ظهور دور نماند و با بهره گیری از اصول و مبانی و تکنولوژی  این هنر از غرب و درون مایه های هنری کهن و خلاقیت نیروی انسانی شانه به شانه با دنیا حرکت کرد تا امروز که شاهد افتخارات بزرگ بین المللی در زمینه های مختلف سینما هستیم ؛با این توضیح باید در پاسخ شما گفته شود که سینما ظرفیت بسیار بالایی در ایجاد وحدت ملی و انسجام اجتماعی یا حتی خروج جامعه از بحران های اخلاقی در عرصه بین المللی دارد؛ شما ببینید وقتی اروپا در ظلمت پس از جنگ جهانی قرار می گیرد و خشمی که قرار است دویست سال یعنی حدودا سه نسل را درگیر کند و کشورهایی هم مرز را به مثابه آتش زیر خاکستر آماده تنش جدید کند، چند محصول سینمایی مانند آب روی آتش خشم اجتماعی را با تولید احساسات انسانی به ورطه فراموشی می برد و نجات بخش جامعه می شود.

این استاد حوزه بیان کرد: جامعه سینمایی ایران تولیدات خوبی داشته است، در برهه ای از تاریخ که دوره جنگ هشت ساله و پس از آن بود توانست معرفی خوبی از دلاوری های رزمندگانف خلوص آنها و حقیقت دفاع از میهن در برابر متجاوزان داشته باشد و آثار فاخری هم ارائه گردید اما به مرور زمان این رسالت به افول گرائید و امروز با توجه به این نیاز واقعا آثار قابل قبولی که بتواند این امر را محقق کند یا تولید نمی شود یا بسیار ضعیف هستند که نمی توانند اقبال عمومی ایجاد کنند و بر مخاطبین خود تاثیر بسزایی بگذارند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا تولید آثار سینمایی با محوریت مفاهیم دینی و ملی می‌تواند در افزایش تاب‌آوری نسل جوان در برابر بحران‌های فرهنگی و اجتماعی مؤثر باشد؟ خاطر نشان کرد: بله همان طور که گفته شد، سینما ظرفیت بسیار بالایی در ایجاد سبک زندگی دینی و ملی و تولید فرهنگ عمومی دارد که متاسفانه از سوی متولیان فرهنگی جامعه مغفول مانده است؛ بنده آثار زیادی را  طی ای سالها دنبال کردم، آثاری را می شناسم که به خوبی توانستند بحران های فرهنگی و اجتماعی را با زبان سینما برای همیشه در ذهن مخاطبین خود جانمایی کنند، فیلم هایی در دنیا با محوریت ادیان ساخته شد که منجر به رو آوردن جوانان به آن دین یا اصول اخلاقی پرورش یافته در آن اثر شده، حتی در ایران آثاری در دهه ۶۰ با محوریت مبارزه با مواد مخدر تولید شد که تاثیر گذار بودند و باعث نجات خانواده ها از دام اعتیاد گردید .

برای بهره مندی بهتر از ظرفیت سینما و نرفتن آن به سوی سینمای سخیف و مستهجن که متاسفانه شاهد رگه هایی از آن در تولید آثار جدید هستیم؛ باید سیاست گزاران فرهنگی به دور از امتیاز دهی های رانتی و روابطی بدنبال شایسته سالاری باشند و کسانی که سواد هنری در عرصه فیلمسازی دارند و آشنای با تئوری هنر هفتم هستند و سوژه های ناب را از متن جامعه کشف می کنند و با به خدمت گرفتن مفاهیم ملی ،دینی و اخلاقی  آن را به شیرینی ارائه می کنند باشند و با مشوق های مادی و معنوی روحیه رقابت را در فیلمسازان ایجاد و تقویت کرد.این پژوهشگر فرهنگی در پاسخ به این سوال مبنب بر اینکه برای اینکه سینما بتواند در زمان بحران به جای افزایش اضطراب، به تقویت امید، اعتماد و انگیزه ملی و مذهبی کمک کند، چه الزاماتی باید مورد توجه فیلمسازان و سیاست‌گذاران فرهنگی قرار گیرد؟ اظهار کرد: ببینید همان طور که ملل مختلف در خوردنی ها و نوشیدنی ها دارای ذائقه متفاوت هستند در فرهنگ هم ذائقه متفاوتی دارند، مثلا گوشت گوساله در همه جا یکی است اما گاهی جایی نوعی طبخ می شود که مورد پسند من و شما نیست ؛ فرهنگ هم همین طور است؛ یعنی برای خودش ذائقه دارد یک فیلمساز باید تکنیک هایی نوین در عرصه سینما را از همه جای دنیا بیاموز و به خدمت بگیرد اما در ارائه محتوا باید ذائقه ایرانی را لحاظ کند و الا یک جای کار می لنگد، عمده مشکل فیلمسازی امروز همین است، اثری تولید می شود بسیار هم از نظر تکنیکال استاندار ها را رعایت کرده  اما نمی تواند برانگیزاننده مخاطب باشد چرا؟چون از ذلئقه فرهنگی مذهبی ایرانی دور است .

حجت الاسلام ضرابی در پاسخ به این سوال که اگر سینما را یکی از ابزارهای مهم جنگ روایت‌ها بدانیم، چگونه می‌توان از این ظرفیت برای تقویت هویت ملی و مذهبی و تبدیل بحران به فرصتی برای همدلی و انسجام اجتماعی استفاده کرد؟ تصریح کرد: برای بهره مندی بهتر از ظرفیت سینما و نرفتن آن به سوی سینمای سخیف و مستهجن که متاسفانه شاهد رگه هایی از آن در تولید آثار جدید هستیم؛ باید سیاست گزاران فرهنگی به دور از امتیاز دهی های رانتی و روابطی به دنبال شایسته سالاری باشند و کسانی که سواد هنری در عرصه فیلمسازی دارند و آشنای با تئوری هنر هفتم هستند و سوژه های ناب را از متن جامعه کشف می کنند و با به خدمت گرفتن مفاهیم ملی ،دینی و اخلاقی  آن را به شیرینی ارائه می کنند باشند و با مشوق های مادی و معنوی روحیه رقابت را در فیلمسازان ایجاد و تقویت کرد؛ به گونه ای که تماشاچیان پس از دیدن یک اثر چیزی بر آنها اضافه شود نه اینکه پس از دو یا سه ساعت نه تنها چیزی بر ما افزوده نشد بلکه گران مایه ترین دارایی انسان که وقت اوست به بطالت گذشته باشد.

کد خبر 1904036

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha