خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: در قلب منطقه فرهنگی «کتارا» در دوحه، مسجد طلایی تنها مکانی برای عبادت به نظر نمیرسد، بلکه شاهکاری معماری است که از همان لحظه نخست نگاه هر بازدیدکنندهای را به خود جلب میکند؛ منارهای که زیر تابش خورشید میدرخشد، دیوارهایی پوشیده از قطعات ظریف موزاییکی با روکش طلا و جزئیاتی که یادآور معماری اسلامی است و در عین حال، این میراث را در قالبی معاصر بازآفرینی میکند.
در این مسجد، طلا تنها عنصری تزئینی نیست، بلکه بخشی از هویت بصری بناست؛ هویتی که طراحان مسجد تلاش کردهاند آن را به نشانهای متمایز در میان چشمانداز معماری متنوع «کتارا» تبدیل کنند.
طلایی که روایتگر معماری اسلامی است
طراحی مسجد بر ترکیبی از عناصر سنتی معماری اسلامی و جزئیات هنری الهامگرفته از سبکها و مکاتب گوناگون استوار شده و همین امر، شخصیت ویژهای به آن در منطقه فرهنگی «کتارا» بخشیده است.
در بخش بیرونی مسجد، منارهای طلایی با ساختاری استوانهای خودنمایی میکند که بخشی از ویژگیهای معماری مساجد قدیمی قطر را الهام گرفته است. در قسمت بالایی مناره نیز شکافهای مستطیلشکلی برای تأمین نور و تهویه تعبیه شده و در نهایت، گنبدی بر فراز آن قرار گرفته که بر جلوه بصری مناره افزوده است.
نمای بیرونی مسجد از قطعات ظریف موزاییکی با روکش طلا تشکیل شده که درخشش خاصی به بنا بخشیده و آن را به یکی از جلوههای شاخص و بهیادماندنی منطقه فرهنگی «کتارا» در دوحه تبدیل کرده است.
با این حال، ارزش واقعی مسجد تنها در درخشش طلا خلاصه نمیشود، بلکه در جزئیاتی است که این درخشش را احاطه کردهاند؛ بازدیدکننده با یک اثر هنری روبهروست که در آن تزئینات، خوشنویسی و هندسه در هم آمیختهاند و فضای معماری به متنی بصری تبدیل شده است که بخشی از تاریخ هنر اسلامی را روایت میکند.

از «کنده کاری» تا خوشنویسی عربی
با ورود به فضای داخلی، تصویر مسجد تغییر میکند؛ درخشش نمای بیرونی جای خود را به جزئیاتی آرامتر و ظریفتر میدهد.
درهای چوبی مشبک با تکنیک «کنده کاری» از جمله جلوههای هنری داخل مسجد است. این شیوه از هنرهای سنتی صنایعدستی، ساختاری هندسی و درهمتنیده به چوب میبخشد و درها را به تابلوهایی تزئینی تبدیل میکند که پیش از رسیدن زائر یا بازدیدکننده به فضای نماز، نگاه او را به خود جلب میکنند.
در کنار این عناصر، تزئینات، نقوش و کتیبههای عربی نیز دیده میشود؛ از جمله لفظ جلاله «الله» و عبارت توحید که با خط ثلث، یکی از شناختهشدهترین خطوط عربی در معماری اسلامی، نوشته شده است.
در فضای داخلی همچنین سنگهای مرمر سفید، چراغهای آویز، چلچراغها و تزئینات مختلف، جلوه مسجد را کامل میکنند؛ بهگونهای که نور به یکی از عناصر اصلی در شکلدهی به فضای داخلی تبدیل شده است.

مسجدی کوچک با حضوری بزرگ
شاید این مسجد در مقایسه با برخی مساجد جامع دوحه، از وسعت چندانی برخوردار نباشد، اما جلوه بصری آن باعث شده است تفاوتی چشمگیر با بسیاری از مساجد دیگر داشته باشد.
مناره طلایی مسجد از نقاط مختلف «کتارا» قابل مشاهده است و قرار گرفتن آن در نزدیکی آمفیتئاتر روباز رومی و ساحل دریا، منظرهای معماری ایجاد کرده که در آن عناصر مختلف مکان، از دریا و آمفیتئاتر گرفته تا مسجد و ساختمانهای دارای طراحیهای متنوع، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
در اینجا میتوان فلسفه شکلگیری «کتارا» را نیز مشاهده کرد؛ منطقهای که برای ارائه یک الگوی معماری واحد ساخته نشده، بلکه هدف آن گردهم آوردن فرهنگها و هنرهای مختلف در یک فضای مشترک است.
مسجد طلایی نیز در همین چارچوب، نمونهای از معماری اسلامی به شمار میرود، اما از محیط فرهنگی پیرامون خود جدا نیست.

وقتی معماری بخشی از حافظه گردشگری میشود
با گذشت زمان، مسجد طلایی به یکی از تصاویر بصری پیوندخورده با «کتارا» و دوحه تبدیل شده و برای بسیاری از گردشگران، بازدید از آن بخشی از تجربه کشف منطقه فرهنگی به شمار میرود.
جذابیت مسجد در شب دوچندان میشود؛ زمانی که مناره و نماهای طلایی آن به نقاطی نورانی در چشمانداز شهری تبدیل میشوند و بنا چهرهای متفاوت از نمای روز پیدا میکند؛ تصویری که در آن، طلا بیش از آنکه بهعنوان یک ماده جلوه کند، در قالب نور به عنصری هنری تبدیل میشود و فضای اطراف را از نو شکل میدهد.
در ماه رمضان نیز مسجد حضور پررنگتری پیدا میکند و در کنار نورپردازی شبانه، برنامههای دینی از جمله برنامههای حفظ قرآن کریم در آن برگزار میشود. به این ترتیب، بنا بار دیگر کارکرد اصلی خود را بهعنوان مسجد نشان میدهد، بیآنکه نقش خود را بهعنوان یک جاذبه فرهنگی و گردشگری از دست بدهد.
میان اصالت و مدرنیته
ویژگی منحصربهفرد مسجد طلایی در توانایی آن برای جمع میان دو کارکردی است که در نگاه نخست متفاوت به نظر میرسند: این بنا هم مکانی برای عبادت است و هم اثری معماری که برای بازدیدکنندگان و علاقهمندان به هنر اسلامی، فضایی برای تماشا و تأمل فراهم میکند.
از این منظر، مسجد با ماهیت منطقه فرهنگی «کتارا» همخوانی دارد؛ منطقهای که بر ایده تلاقی تمدنها و هنرها در یک فضای واحد بنا شده و معماری را نه تنها مجموعهای از سازههای کاربردی، بلکه وسیلهای برای بیان هویت میداند.
از همین زاویه، نمیتوان مسجد طلایی را جدا از مسجد جامع کتارا و دیگر بناهای این منطقه بررسی کرد. هر ساختمان در این مجموعه، بخشی از تاریخ معماری جهان را به یاد میآورد و همه آنها در کنار یکدیگر، تصویری را شکل میدهند که نشاندهنده تلاش دوحه برای تبدیل فرهنگ به فضایی قابل مشاهده و تجربهکردن است؛ نه موزهای بسته در پشت دیوارها.

روایتی که با چشم خوانده میشود
شاید به همین دلیل باشد که مسجد طلایی برای جلب توجه، به واژههای زیادی نیاز ندارد؛ کافی است بازدیدکننده در برابر مناره آن بایستد تا ببیند چگونه یک ماده، مانند طلا، میتواند به یک نشانه معماری تبدیل شود. سپس با نزدیکتر شدن، درمییابد که پشت این درخشش، شبکهای از جزئیات هنری، تزئینات، خطوط خوشنویسی و درهای چوبی وجود دارد که با دقت فراوان ساخته و پرداخته شدهاند.
در نهایت، ارزش مسجد طلایی را نمیتوان تنها در میزان طلای بهکاررفته در بخشهایی از آن یا موقعیتش در «کتارا» خلاصه کرد؛ ارزش اصلی آن در اندیشهای است که نمایندگی میکند: معماری میتواند پلی میان گذشته و حال باشد و هنر اسلامی میتواند از کتابها و موزهها فراتر رود و به بخشی زنده از شهر و حافظه آن تبدیل شود.
در «کتارا»، مسجد طلایی آرام و باشکوه میان دریا، آمفیتئاتر و ساختمانهای فرهنگی ایستاده است؛ گویی یادآوری میکند که تمدن تنها با کلمات روایت نمیشود؛ گاهی کافی است ساخته شود و سپس، این چشم انسان باشد که داستان آن را کشف کند.
نظر شما