خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: گزارش اخیر روزنامه «تایمز» لندن بار دیگر بحثها درباره ماهیت و اهداف کارزار جنگ روانی و روایتسازی رسانهای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرده است.
این روزنامه در گزارشی مدعی شده است که سرویسهای اطلاعاتی غرب در تلاش برای یافتن محل حضور آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، هستند و روایتهایی درباره وضعیت و محل استقرار وی مطرح کردهاند؛ روایتهایی که بخش قابلتوجهی از آنها بر گمانهزنی و اطلاعات تأییدنشده استوار است.
بر اساس این گزارش، نهادهای اطلاعاتی غربی در تلاشند محل حضور رهبر ایران را شناسایی کنند و مدعی شدهاند که وی برای مدتی طولانی در انظار عمومی ظاهر نشده و در مکانهای مخفی به سر میبرد. این گزارش همچنین ادعاهایی درباره مجروح شدن وی در حملات هوایی مطرح کرده است.
«تایمز» همچنین احتمالهایی را مطرح کرده است مبنی بر اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ممکن است برای نشان دادن تداوم رهبری، اقداماتی انجام داده است؛ ادعاهایی که در بخشی از گزارش با مقایسهای تکراری با ماجرای صدام حسین همراه شده است.
تناقضهای موجود در روایت «تایمز»
یکی از نکات قابل توجه در این گزارش، وجود تناقضهایی در روایت ارائهشده درباره ساختار قدرت در ایران است. از یک سو، گزارش مدعی است که نیروهای نظامی عملاً زمام امور کشور را در دست گرفتهاند و از سوی دیگر، بر نقش تعیینکننده رهبر ایران در تصمیمات نظامی تأکید میکند و شناسایی محل حضور او را ضروری میداند.
همچنین این ادعا که سپاه پاسداران برای مشروعیتبخشی به اقدامات خود نیازمند وانمود کردن به زنده بودن رهبر است، از نگاه منتقدان این روایت، پیچیدگی ساختار سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی و روابط میان نهادهای مختلف آن را نادیده میگیرد.
در این میان، تأکید گزارش بر استفاده از «اطلاعات انسانی» برای شناسایی محل حضور رهبر ایران نیز قابل توجه است؛ موضوعی که میتواند بیانگر دشواری دسترسی سرویسهای اطلاعاتی غرب به حلقههای نزدیک به ساختار سیاسی و نظامی ایران باشد.
با وجود ادعاهای گسترده درباره برخورداری آمریکا و رژیم صهیونیستی از شبکههای پیشرفته ماهوارهای، شنود و توانمندیهای سایبری، گزارش «تایمز» نشان میدهد که دستیابی به اطلاعات دقیق درباره محل استقرار مقامهای ارشد ایران همچنان با چالشهایی جدی مواجه است.
آیا حذف یک فرد میتواند ساختار نظام را متزلزل کند؟
یکی از پیشفرضهای اصلی چنین روایتهایی این است که هدف قرار دادن یا منزوی کردن یک چهره سیاسی میتواند کل ساختار جمهوری اسلامی را با بحران جدی مواجه کند؛ پیشفرضی که منتقدان آن را ناشی از درک تقلیلگرایانه از ساختار حکمرانی در ایران میدانند.
جمهوری اسلامی دارای مجموعهای از نهادهای سیاسی، امنیتی و نظامی است که هر یک در چارچوب ساختار قانونی و سازمانی خود فعالیت میکنند. از این منظر، تداوم فعالیت نهادهای مختلف نظام سیاسی و نظامی ایران را نمیتوان صرفاً به حضور یا غیبت یک فرد تقلیل داد.
بر همین اساس، برخی تحلیلگران در تهران، گزارشهایی از این دست را بخشی از عملیات روانی و رسانهای غرب ارزیابی میکنند؛ عملیاتهایی همزمان با تلاش برای ایجاد تصویری از برتری اطلاعاتی غرب، میتواند با هدف پنهان کردن محدودیتها و ناکامیهای اطلاعاتی این کشورها نیز صورت گیرد.
«تایمز» و سابقه انتشار روایتهای اطلاعاتی
در بررسی این گزارش، توجه به سابقه رسانهای «تایمز» نیز اهمیت دارد. این روزنامه که از سال ۱۷۸۵ میلادی منتشر میشود، در تاریخ سیاسی و رسانهای بریتانیا جایگاه ویژهای داشته و به دلیل نفوذ و ارتباطات گسترده خود در محافل سیاسی این کشور، بارها موضوع بحث و نقد قرار گرفته است. لقب تاریخی آن، «The Thunderer» به معنای «تندر»، نیز از قدمت و نفوذ این روزنامه در فضای رسانهای بریتانیا حکایت دارد.
منتقدان «تایمز» معتقدند این روزنامه در مقاطع مختلف، بهویژه در موضوعات مرتبط با امنیت ملی و سیاست خارجی، به منابع نزدیک به ساختارهای سیاسی و اطلاعاتی بریتانیا دسترسی داشته و برخی اطلاعات گزینشی از این طریق در اختیار رسانهها قرار گرفته است.
در همین چارچوب، نظام موسوم به DA-Notice در بریتانیا نیز از جمله سازوکارهایی است که انتشار برخی اطلاعات حساس مرتبط با امنیت ملی و دفاعی را تحت تأثیر قرار میدهد و میان رسانهها و دولت در زمینه انتشار چنین اطلاعاتی تعامل ایجاد میکند.
عراق؛ نمونهای بحثبرانگیز از نقش رسانهها
یکی از بحثبرانگیزترین نمونههای نقش رسانههای بریتانیا در بازتاب روایتهای اطلاعاتی و دولتی، دوره منتهی به حمله آمریکا و انگلیس به عراق در سال ۲۰۰۳ است.
«تایمز» در آن دوره نیز در پوشش ادعاهای دولت بریتانیا درباره برنامه تسلیحات کشتار جمعی عراق نقش داشت. بعدها گزارش چیلکات درباره جنگ عراق، عملکرد دولت وقت بریتانیا و نحوه ارزیابی و استفاده از اطلاعات مربوط به تسلیحات عراق را بهشدت مورد بررسی و انتقاد قرار داد.
هرچند مسئولیت مستقیم شکلگیری تصمیم سیاسی برای حمله به عراق متوجه دولتهای دخیل در جنگ بود، تجربه آن دوره همچنان بهعنوان نمونهای مهم در بحث درباره رابطه میان دولت، نهادهای اطلاعاتی و رسانهها مطرح میشود.
سابقه روایتسازی درباره ایران
این پیشینه، هنگام بررسی پوشش رسانهای «تایمز» درباره ایران نیز مورد توجه قرار میگیرد. طی دو دهه گذشته، این روزنامه بارها گزارشهایی درباره برنامه هستهای ایران، تحولات داخلی و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی منتشر کرده است که برخی از ادعاهای مطرحشده در آنها بعدها محل مناقشه یا تکذیب قرار گرفتهاند.
منتقدان این رویکرد معتقدند بخشی از این گزارشها بیش از آنکه بر اطلاعات مستقل و قابل راستیآزمایی استوار باشد، به منابع ناشناس و اطلاعات منتسب به محافل امنیتی و اطلاعاتی تکیه دارد؛ مسئلهای که میتواند مرز میان گزارش خبری و بازتاب روایتهای امنیتی را کمرنگ کند.
از این منظر، گزارش اخیر «تایمز» درباره رهبر ایران نیز میتواند در امتداد همین الگو مورد بررسی قرار گیرد؛ بهویژه آنجا که گزارش به منابع اطلاعاتی ناشناس، گمانهزنی درباره محل استقرار رهبر ایران و روایتهایی درباره وضعیت جسمانی و نحوه حفاظت از وی استناد میکند.
رسانه؛ میدان جنگ روایتها
در نهایت، فارغ از میزان صحت ادعاهای مطرحشده در گزارش «تایمز»، انتشار چنین مطالبی نشان میدهد که رسانهها در شرایط تنش و رویارویی امنیتی میان کشورها، تنها انتقالدهنده اطلاعات نیستند، بلکه میتوانند به یکی از میدانهای اصلی جنگ روایتها تبدیل شوند.
اتکا به منابع ناشناس، برجستهسازی اطلاعات تأییدنشده و ارائه روایتهایی که با اهداف راهبردی یک طرف مناقشه همراستا هستند، ضرورت راستیآزمایی مستقل و بررسی چندجانبه اطلاعات را بیش از پیش آشکار میکند.
برای افکار عمومی ایران نیز انتشار چنین گزارشهایی، در شرایطی که کشور با فشارهای سیاسی، امنیتی و رسانهای خارجی مواجه است، میتواند بار دیگر این پرسش را مطرح کند که مرز میان روزنامهنگاری مستقل، اطلاعات امنیتی و عملیات روانی در رسانههای غربی کجاست و مخاطب چگونه میتواند میان خبر، تحلیل و روایت هدایتشده تمایز قائل شود.
نظر شما