به گزارش خبرنگار گروه مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان، بحران جمعیت، بیش از آنکه یک متغیر آماری در گزارشهای کلان ملی باشد، یک تجربه زیسته در بطن خانوادهها و محلات است.چنانچه که مشهود است سالها به مساله جمعیت از زاویهای صرفا اقتصادی یا دستوری نگریسته شده و همین نگاه تقلیلگرایانه، باعث شده تا سیاستهای جمعیتی در سطح راهکارهای سختافزاری متوقف بمانند و حتی با وجود مشوقهای اقتصادی مانند دادن زمین ،مسکن و خودرو چندان موثر واقع نشوند؛ که برای عبور از این بنبست، نیازمند تغییر زمین بازی از تریبونهای رسمی به شبکههای اجتماعی خرد یعنی محلات و مساجد هستیم.
و اما چرا کانونهای تخصصی جمعیت در محلات و مساجد؟!
ابر بحران جمعیت در کشور مسئلهای نیست که صرفا در اتاقهای فکر رسمی و اداری حل شود؛ بلکه باید در کوچهها ، محلات و مساجد بازتولید شود. اگر به دنبال تغییر قاعده و روش در این مساله در فرهنگ عمومی هستیم، باید به جای هزینه ی تنها در بیلبوردهای شهری، برگزاری جلسات و کارگروههای تخصصی و نوشتن صورت جلسات کلیشه ای و بدون خروجی ، روی سرمایه اجتماعی محلهمحور یعنی مساجد و کانونهای تخصصی در محلات سرمایهگذاری کنیم. کانونهای تخصصی جمعیت میتوانند پل اتصال سیاستهای کلان به زندگی جاری مردم باشند ؛ جایی که فرزندآوری نه یک وظیفه، بلکه یک ارزش اجتماعی جاری و ملموس شناخته میشود.
مساجد و مراکز محلی، امنترین و معتبرترین پاتوقهای اجتماعی در فرهنگ ایرانی اسلامی هستند . راهاندازی کانونهای تخصصی جمعیت در این بستر، دارای سه کارکرد راهبردی است:
۱. اعتمادسازی و رفع شبهات: طبق تجربیات و اقرار فعالان حوزه جمعیت ؛ گفتوگو درباره فرزندآوری در فضای رسمی و بعضا با نگاههای دولتی و حکومتی اغلب با گارد دفاعی مخاطب روبروست. درحالیکه در کانونهای محلی و مساجد ، این مسئله نه در قالب تکلیف ؛ بلکه در قالب مسائل روزمره مطرح میشود و باعث مقاومت و گارد مخاطب نخواهد بود .
کانونهای تخصصی جمعیت در صورت راه اندازی میتوانند فضای امنی برای مادران و پدرانی ایجاد کنند که دغدغههایی نظیر سبک زندگی، هزینهها و تربیت فرزند وسایر مسایل مرتبط با خانواده را دارند، تا بدون واسطه با یکدیگر گفتگو کنند.
۲. حمایت اجتماعی واقعی : مشکل بسیاری از خانوادههای متمایل به فرزندآوری ،تنهایی ساختاری است. کانونهای تخصصی جمعیت محله و مسجد میتوانند با ایجاد گروههای همیاری، شبکههای تبادل خدمات از نگهداری موقت فرزند ، مشاورههای همسالان تا امانت دادن وسایلی مثل کالسکه، کریر و واکر کودک یا اسباب بازیهایی که برای کودکان در خانواده های دیگر کاربرد مقطعی دارند و راه اندازی مهدکودکهای مسجد محور جهادی را فعال نمایند . وقتی یک خانواده در محله احساس کند که در مسیر بزرگ کردن فرزند،حامیانی در نزدیکی خود دارد، وزن روانی سختیهای این مسیر کاهش مییابد.
۳. عادیسازی و نهادینه نمودن روایتهای مثبت: بحران جمعیت، محصول تسلط روایتهای یأسآلود و ناامید کننده است. کانونهای تخصصی جمعیت محلی میتوانند با تکثیر و روایتگری داستانهای موفق خانوادههای خوش جمعیت همان محله در فضای حقیقی و مجازی همان محل فضای ذهنی ساکنان را تغییر دهند. وقتی فرزندآوری در قالب یک کنش ارزشمند همسایگی در چشم اهالی ترسیم شود، فرزندآوری بهمرور از یک امر غریب یا سخت و ترسناک به یک نرم فرهنگی مطلوب تبدیل میگردد.
۴_ گذار از بخشنامه به گفتمان
راهاندازی این کانونها، یعنی تبدیل مسئله جمعیت از یک دغدغه حاکمیتی به یک خواسته جمعی برای گفتمانسازی که میتوان در این کانونها از زبان آمرانه فاصله گرفت و به زبان همدلی و تسهیلگری روی آورد.
کانونهای تخصصی جمعیت در مساجد میتوانند بستری باشند تاپشتوانههای فکری از طریق دعوت از کارشناسان و مبلغان با پشتوانههای عملیاتی (شبکهسازی محلی) پیوند بخورد.
بومی سازی سبک زندگیهای نوین همسو با فرزندآوری در قالب کارگاههای مهارتی در محلات و مساجد در قالب این کانونها از دیگر فواید آنهاست
و بازتعریف نقش محوری زن در خانواده نه بهعنوان یک انتخاب منفعل، بلکه بهعنوان یک مدیر راهبردی نقشی است که کانونهای تخصصی جمعیت بخوبی از پس آن برخواهند آمد.
برای اینکه کانونهای تخصصی جمعیت از ساختارهای اداری و رسمی فاصله داشته باشند و پاتوقهایی زنده و اثرگذار در حل ابر چالش جمعیت باشند باید از مدلهای سخت و دستوری فاصله بگیرند و به سمت مدلهای تسهیلگری اجتماعی حرکت نمایند. در ادامه راهکارهایی عملیاتی برای شکلگیری و اثربخشی این کانونها ارائه خواهد شد.
۱. کار تشکیلاتی در این کانونها باید از هستههای سخت و محقق نشدنی به حلقههای میانی ساده و شدنی و اثر گذار گذر کند
نکته: به جای ساختن یک تشکیلات جدید و پر هیاهو ، باید از ظرفیتهای موجود و مردمی استفاده کرد.
تشکیل هسته پیشران: شناسایی تعدادی از کنشگران محلی (مادران موفق، پزشکان، روانشناسان ساکن محله، ریشسفیدان مورد اعتماد ،جوانان نخبه و خوش فکر و هر کس که دغدغه این امر را دارد ) این افراد باید بیش از آنکه مبلغ باشند، شنوندگان خوبی باشند.
استقرار کانون در نقطه ثقل محله: مسجد تنها در صورتی موفق است که صرفاً مکان برگزاری نماز و آیین های عبادی نباشد؛ بلکه به مرکز «همافزایی محله» تبدیل شود( چنانچه مسجد عهد نبوی چنین بود و کارکردهای متفاوت اجتماعی،اقتصادی، فرهنگی و... داشت) کانون تخصصی جمعیت باید در فضایی از مسجد تعریف شود که تردد مادران و کودکان در آن تسهیل شده باشد (مثلاً ایجاد یک فضای بازی کوچک کنار اتاق جلسات کانون)
۲.عبور از تبلیغ صرف به تسهیلگری زیسته
بزرگترین خطای این کانونها میتواند سخنرانیمحور بودن آنها باشد.
راهاندازی باشگاه همیاری مادران: بهجای حرف زدن از فواید فرزندآوری، روی حل مشکلات واقعی مادران و نیازهای انها به یکدیگر و مواسات باید تمرکز کرد مثل ایجاد یک بانک تبادل مهارت ها و تحربیات زیسته مادران : مثلا مادری که خیاطی بلد است به مادری دیگر در دوخت و تهیه لباس کمک میکند و آن مادر در عوض، در مراقبت از کودک او برای چند ساعت همکاری میکند. این یعنی کاهش هزینه و فشار روانی فرزندپروری.
می شود از زوجهایی که به تازگی صاحب فرزند شدهاند یا خانوادههای چندفرزندی محله خواست که روایتهای خود را بگویند چرا که سفیران تجربه هستند نه کارشناسان انتزاعی . روایت همسایهای که با همین شرایط اقتصادی زندگی میکند، هزار برابر اثرگذارتر از سخنرانی یک کارشناس از مرکز بهداشت یا صداوسیما و...است
راهکار اجرایی برای جذب مخاطب (قلابهای فرهنگی)
مردم شاید کمتر به سخنرانی در مورد جمعیت و فرزنداوری بروند اما اگر تبلیغات و اطلاعرسانی خوبی صورت بگیرد برای دریافت خدمات مشاورهای، تفریحی یا آموزشی حتما مراجعه میکنند.
برگزاری کارگاههای مهارتهای زندگی والدانه : برگزاری جلسات باکیفیت و رایگان با عناوین جذابی مثل :کاهش استرس تربیت فرزند، مدیریت اقتصادی خانواده، تربیت اقتصادی فرزندان در شرایط اقتصادی و جنگی فعلی یا بازیهای خانگی برای رشد کودک
جشنهای محلی جمعیت: به جای همایشهای خشک و پر هزینه میشود جشن تولد گروهی کودکان محله یا مسابقه بازیهای بومی خانوادگی و سایر مسابقات و جشنواره ها را در مسجد برگزار کرد و به برندگان اقلام ضروری و مورد استفاده برای مادران و کودک هدیه داد مثل حواله خرید پوشک و پوشاک ، حواله خرید شیرخشک و اسباب بازی و سایر اقلام ضروری .
البته که وقتی خانواده در مسجد لحظات شاد داشته باشد، نسبت به آن فضا حس تعلق پیدا میکند و هر خوراک فرهنگی را که مسجد برایش به ارمغان آورد قطعا پس نخواهد زد
۴. نقشآفرینی در گفتمانسازی
کانونها باید تبدیل به فیلترهای مثبت در محله شوند:
شناسایی و تقدیر از قهرمانان محله: در کانونها، خانوادههایی که در محله به خوشاخلاقی و تربیت فرزند شهرهاند، به صورت غیرمستقیم تکریم شوند. این کار ارزشگذاری روی الگوی فرزندآوری است.
کمپینهای محله حامی فرزند بیشتر : از کسبه محله بخواهید برای خانوادههای دارای ۳ فرزند و بیشتر، تخفیفهای جزئی یا امتیازات ویژه قائل شوند. وقتی مغازهدار محله و مسجد با هم همداستان شوند، فرزندآوری تبدیل به یک هنجار محترم در آن بافت جغرافیایی میشود.
و در پایان برای اینکه بدانیم کانون تخصصی جمعیت محله و مسجد باید با چه فرمانی پیش برود باید:
۱_ یک نظرسنجی ساده و غیررسمی در محله انجام دهید که موانع ذهنی و عملی مادران جوان محله و خانواده ها محل با توجه به زیست بوم فرهنگی و اقتصادی محله کدامند؟! (مسکن؟ تنهایی؟ ترس از آینده؟ یا اقتصاد ،تربیت یا ...)
۲_شبکهسازی داوطلبان: زدن یک فراخوان کوچک در مسجد و دعوت از کسانی که دغدغه موضوع را دارند تا «شورای همفکری» تشکیل شود .
۳_تولید محتوای بومی: ایجاد یک کانال پیامرسان (مثل ایتا یا بله و تلگرام و...) ویژه همان محله؛ که در آنجا نه بنرهای سنگین جمعیتی و پر هزینه که نصب آنها هم دغدغه های و مشکلات خاص خود را دارد ؛بلکه عکسها ،خاطرات کوتاه ، تجربه های زیسته و... از خانوادههای خوش جمعیت محله را منتشر کنید
۴_اتصال به خیرین و جذب خیرین حوزه خانواده
از خیرین محله خواسته شود به جای کمکهای نقدی پراکنده ، روی سبد کالای مادران باردار کمبضاعت محله یا تأمین مهدکودک ارزانقیمت در مسجد و محله سرمایهگذاری کنند.
البته که نباید فراموش شود اثربخشی این کانونها در غیررسمی بودن و وابسته نبودن آنها به دستگاههای اجرایی و حکومتی است اگر کانونها بیش از حد بوی «اداری و دولتی» بگیرند، مردم به آنها به عنوان یک پروژه نگاه میکنند و از آن فاصله میگیرند. کانونها باید محفلی باشند، نه سازمانی و وابسته و هرچه صمیمیت و مردمی بودن در اینگونه کانونها بیشتر باشد، گفتمان فرزندآوری سریعتر در آن محله به عرف تبدیل میشود.
سجاد اسحاقی،عضو کانون امام هادی(ع) مسجد جامع شهرجبالبارز جیرفت و برگزیده جایزه ملی جمعیت در بخش نخبگان در استان کرمان
نظر شما