به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، ماه محرم که فرا میرسد، در گوشه و کنار ایران، هیئتها و مساجد میزبان آیینی میشوند که بیش از آنکه بر شور تکیه داشته باشد، بر شعور و روایت استوار است. «مقتلخوان»، کتابی در دست دارد؛ کتابی که سطر به سطر آن شرح آخرین لحظات زندگی امام حسین(ع) و یاران وفادارش را روایت میکند. او با صدایی آرام و حزنآلود، واقعه را بازگو میکند و حاضران، نه تنها شنونده یک روایت تاریخی، بلکه همراهان کاروانی میشوند که بیش از سیزده قرن پیش در صحرای کربلا مسیر تاریخ را تغییر داد.

«مقتلخوانی» یکی از کهنترین آیینهای عزاداری سیدالشهدا(ع) است؛ سنتی که ریشههای آن به نخستین سالهای پس از عاشورا بازمیگردد. روایتگران واقعه، شاهدان حادثه و خاندان اهلبیت(ع)، نخستین کسانی بودند که با نقل جزئیات این رخداد، یاد شهیدان کربلا را زنده نگه داشتند. بعدها این روایتها در قالب کتابهایی با عنوان «مقتل» گردآوری شد؛ آثاری که هدف آنها ثبت دقیق چگونگی شهادت امام حسین(ع) و یارانشان بود.
در طول تاریخ، مقتلنگاری به یکی از مهمترین شاخههای ادبیات عاشورایی تبدیل شد. از مقتلهای نخستین که به دست یاران ائمه(ع) نوشته شد تا اثر مشهور ابومخنف که مورخان بزرگی همچون طبری، یعقوبی، مسعودی و ابن اثیر روایتهای آن را نقل کردهاند، همگی تلاش داشتند تصویری مستند از عاشورا ارائه دهند. چند قرن بعد نیز ملا حسین کاشفی با نگارش «روضهالشهدا» به زبان فارسی، این روایتها را برای عموم مردم قابل فهم کرد و سنت روضهخوانی و مقتلخوانی را بیش از پیش گسترش داد.

مقتلخوانی در ایران تنها یک مراسم مذهبی نیست؛ بخشی از فرهنگ شفاهی و هویت اجتماعی مردم است. روزگاری پردهخوانان، نقالان و مقتلخوانان در مساجد، تکیهها، میدانهای شهر و حتی قهوهخانهها گرد هم میآمدند و با روایت مصائب عاشورا، دلهای مردم را به کربلا پیوند میزدند. این آیین در دوره آلبویه شکوهی اجتماعی یافت، در عصر صفوی گسترش پیدا کرد و حتی در سالهایی که حکومتها با عزاداری مخالفت میکردند، در خانهها و محافل کوچک به حیات خود ادامه داد.

اما این مسیر همیشه هموار نبود. با گذشت زمان، برخی روایتهای شفاهی، خوابها، نقلهای بدون سند و داستانهای عامیانه به مجالس عزاداری راه یافت و گاه چهره واقعی عاشورا را در غبار تحریف پنهان کرد. همین مسئله سبب شد بسیاری از اندیشمندان و عالمان دینی نسبت به این آسیب هشدار دهند. شخصیتهایی مانند میرزا حسین نوری و شهید مرتضی مطهری، بازگشت به منابع معتبر و پالایش روایتهای عاشورایی را ضرورتی برای حفظ حقیقت این نهضت دانستند.

در چنین شرایطی، مقتلخوانی بار دیگر جایگاه ویژه خود را پیدا کرد. در این شیوه، راوی به جای تکیه بر نقلهای شفاهی، وقایع را از روی منابع معتبر و مستند میخواند و در صورت نیاز، توضیح و تحلیل ارائه میدهد. این ویژگی باعث شده است مقتلخوانی به عنوان یکی از مهمترین راههای مقابله با تحریفات عاشورا شناخته شود؛ آیینی که احساس و عقلانیت، سوگواری و سند تاریخی را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
امروز نیز در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله آیین کهن مقتلخوانی خاندان آلطیب در شوشتر و مجالس مقتلخوانی علمای برجسته، این سنت همچنان زنده و پویاست. عزاداران در سکوت به روایتها گوش میسپارند و هر جمله، آنان را گامی به کربلا نزدیکتر میکند.

شاید راز ماندگاری مقتلخوانی همین باشد؛ اینکه حقیقت عاشورا را نه در هیاهوی اغراق و افسانه، بلکه در روایت مستند و صادقانه جستوجو میکند. آیینی که با هر ورق خوردن یک کتاب، تاریخ را دوباره زنده میکند و با هر اشکی که بر گونهها جاری میشود، پیام آزادگی و ایستادگی امام حسین(ع) را از نسلی به نسل دیگر میرساند؛ پیامی که پس از قرنها همچنان تازه، زنده و تأثیرگذار باقی مانده است.
نظر شما