آیین های عاشورایی ایران
-
خاکی که مرثیه میخواند؛ گِلمالی زبان سوگ لُرستان در روز عاشورا
سپیده هنوز از پشت کوههای زاگرس سر نزده است که خرمآباد در اندوهی کهن بیدار میشود؛ اندوهی که قرنهاست در جان مردم این سرزمین ریشه دوانده است. مردانی که تن و صورت خود را با گل میپوشانند، در کنار شعلههای آتش میایستند و بیآنکه سخنی بگویند، عمیقترین مرثیه عاشورا را روایت میکنند.
-
«مقتلخوانی»؛ پل امروز به کربلا از دل منابع و کتابها
سکوت مسجد با صدای آرام ورق خوردن کتابی کهنه شکسته میشود. مقتلخوان، کتاب را میگشاید و با لحنی آمیخته به اندوه، نام کربلا را بر زبان جاری میکند. هنوز چند جمله بیشتر نخوانده که اشک بر چهره پیر و جوان مینشیند. اینجا نه صحنه نمایش است و نه مجلس قصهگویی؛ اینجا «مقتلخوانی» است، آیینی دیرینه که قرنهاست روایت مستند عاشورا را از دل کتابها به جان مردم میرساند و حافظه تاریخی تشیع را زنده نگه میدارد.
-
مداحی؛ میراث سوگ و روایت زنده از حماسه عاشورا در ایرانِ حسین(ع)
صدای مداح از میان جمعیت برمیخیزد؛ صدایی که گاه آرام و زمزمهوار اشک را بر گونهها جاری میکند و گاه با شور و رجز، هزاران سینه را همزمان به تپش وا میدارد. در این لحظه، مرز میان گذشته و حال از میان میرود و کربلا در قلب هر هیئت و حسینیهای دوباره روایت میشود. این همان هنری است که قرنها در فرهنگ ایرانی ریشه دوانده و نسل به نسل منتقل شده است.
-
نخلگردانی؛ جنبشی از عشق حسین(ع) بر شانههای مردم
صبح عاشورا هنوز آفتاب به میانه آسمان نرسیده است که صدای طبل و نوحه در کوچههای شهر میپیچد. نخلی عظیم، پوشیده از پارچههای سیاه و سبز، آینهها و شالهای رنگارنگ، بر دوش صدها عزادار آرام آرام به حرکت درمیآید. در این لحظه، گویی تاریخ از دل قرنها برخاسته و در میان انبوه سوگواران جان گرفته است؛ آیینی که تنها یک مراسم عزاداری نیست، بلکه روایت ماندگار عشق، وفاداری و همبستگی مردمانی است که قرنهاست یاد کربلا را بر شانههای خود حمل میکنند.
-
وقتی علمها به نشانه عزا برافراشته میشوند
در پیچوخم کوچههای سنگفرششده ماسوله، جایی که خانهها بر دوش یکدیگر بنا شدهاند و مه بر بامهای پلکانی شهر مینشیند، هر سال با فرارسیدن ششم و هفتم محرم آیینی هشتصد ساله جان میگیرد؛ آیین «علمبندان» که نه تنها آغازگر عزاداریهای حسینی در این شهر تاریخی است، بلکه به یکی از باشکوهترین جلوههای گردشگری مذهبی ایران تبدیل شده و هزاران عاشق اهل بیت(ع) را به دل کوهستانهای گیلان میکشاند.
-
وقتی آب، آغاز عزای حسین(ع) میشود؛ روایت طشتهایی که بوی فرات میدهند
سه روز مانده به محرم، هنوز بیرقهای سیاه همه کوچهها را نپوشاندهاند که صدای «الدخیل یا ابوالفضل» در مساجد اردبیل طنین میاندازد. ریشسفیدان طشتهای مسی و برنزی را بر دوش میگیرند، عزاداران اشکریزان گرداگرد مسجد میچرخند و آب درون طشتها، یاد فراتی را زنده میکند که روزی بر روی حسین(ع) و یارانش بسته شد. آیین «طشتگذاری» در حقیقت نخستین سلام مردم آذربایجان به ماه محرم و آغاز رسمی سوگواری سیدالشهدا(ع) است.