به گزارش خبرگزاری شبستان، سجاد محمدی، نویسنده کتاب «روضههای بیجواز» که ناگفتههای مردم اصفهان از ممنوعیت روضه و عبا و عمامه در دوره پهلوی اول است، درباره اهمیت و ضرورت روایت ماجرای ممنوعیت روضهها در این مقطع تاریخی بیان کرد: مجالس اهلبیت(ع) و بهویژه روضه اباعبدالله، و بخش مهمی از هویت دینی، اسلامی و ایرانی ما بهخصوص برای شیعیان است.
با اینکه رضاخان قبل از رسیدن به پادشاهی مجلس عزا برپا میکرد، در دوران حکومتش (۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) به تدریج به این سمت و سو حرکت کرد که مؤلفهها و مظاهر هویت دینی ما را با توجیهات مختلف کمرنگ کند یا از بین ببرد. در آن دوران، مردم مسلمان و شیعه ایران در سختی و تنگنای شدیدی قرار گرفتند، اما مردم عامه کوچه و بازار در کنار علما، فهم و درک بسیار مهمی در حفظ این مجالس داشتند. آنها روشهایی را در پیش گرفتند که توانستند از دل آن تهدید و تنگنا، فرصت خلق کنند؛ در نتیجه نگذاشتند مجالس اهلبیت از بین برود و آن را به دست ما رساندند تا امروز در کمال امنیت و آرامش، عزادار امام حسین(ع) باشیم.
محمدی با اشاره به پیامدهای عدم روایت این برهه از تاریخ افزود: این ماجرا دستکم دو بعد اهمیت دارد؛ اول اینکه اگر آن را روایت نکنیم، نسل جدید متوجه نمیشود چه فراز و نشیبهایی طی شده تا این مجالس به دست ما برسد. نکته دوم این است که بدانیم در بخشی از تاریخ ما، چه حکومتهایی بر سر کار بودند که برخلاف تبلیغاتشان مبنی بر ساختن «ایران متمدن»، با مؤلفههای تمدنی و هویتی ما چه رفتارهایی میکردند. آشنایی مخاطب با این رفتارها، نوعی درس و چراغ راه آینده خواهد بود.
نویسنده کتاب «روضههای بیجواز» درباره خطر حذف روایات مردمی گفت: اگر این روایتهای مردمی از دوران پهلوی اول ثبت نشود، تاریخ رسمی آن زمان روایتی را به خورد نسل جدید میدهد که حقیقت را پنهان میکند. روایتی که آنها تمایل دارند ارائه دهند این است که حکومت قصد داشته مملکت را به سمت مدرن شدن ببرد و در این مسیر، با بعضی مظاهر خاص که بوی کهنگی میداده و سد راه مدرنیته بوده، مقابله میکرده است. در این تحلیل، تعزیهها و مجالس روضه نیز جزو همین مظاهر دستوپاگیر معرفی میشوند که حکومت برای پیشرفت کشور ناچار به پس زدن یا محدود کردن آنها بوده است. کما اینکه در آن اوایل، پس از ممنوعیت روضههای سنتی، یکسری مجالس روضه رسمی شکل میگیرد که در آنها میز و صندلی میچیدند و گویا خانمها و آقایان در کنار هم مینشستند؛ عزاداری خاصی که تنها مقبول و مورد پسند حکومت پهلوی اول بود.
محمدی در پاسخ به این پرسش که چرا ماجرای ممنوعیت روضه و خلع لباس روحانیت، کمتر از مسئله کشف حجاب شنیده شده است، توضیح داد: چند نکته در این زمینه وجود دارد. نکته اول این است که مقوله حجاب، هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی، بسیار فراگیرتر از موضوع روضه و لباس روحانیت بود. در آن زمان، خانمها در تمام طول شبانهروز و در هر نقطهای از مملکت که بیرون از خانه دیده میشدند، با حجاب بودند و حجاب مهمترین مؤلفه دینداری و هویت ایرانی-اسلامی بود. در حالی که روضه و عزاداری گستره زمانی و مکانی محدودتری داشت؛ مجالس بهطور معمول در مکانهای خاص و زمانهای مشخصی مثل ماه محرم، صفر و ماه رمضان برگزار میشد و در طول سال محدود بود.
وی در ادامه تشریح این تفاوت گفت: نکته دوم این است که رضا شاه در پروژه به اصطلاح «مدرنسازی و ترقی ایران»، حجاب را به واسطه همان فراگیریاش، بزرگترین مانع ترقی میدانست و در مقابل، کشف حجاب را مهمترین نماد ترقیخواهی و آزادی زنان قلمداد میکرد؛ کما اینکه امروز هم در برخی پروژهها، کشف حجاب تا حدودی نماد آزادیخواهی زنان دانسته میشود. با این فرض، برای کسی که میخواست با هویت دینی مبارزه کند، اصلِ ماجرا کشف حجاب بود و مسائلی مثل لباس سنتی، لباس روحانیت و مجالس عزاداری در مرتبه بعدی و فرع بر آن قرار میگرفتند.
واقعه مسجد گوهرشاد و خشونتی که ماجرای کشف حجاب را عیانتر کرد
محمدی در ادامه تحلیل خود پیرامون تفاوت بازتاب مسئله کشف حجاب و ممنوعیت روضهها اظهار داشت: نکته بسیار مهمتر این است که اجرای قانون کشف حجاب با خشونت و سختگیری شدید و به یک معنا با قتلعام همراه شد. این برخورد خونین، تأثیر عمیقی بر جا گذاشت و باعث شد این ماجرا در تاریخ بسیار عیانتر و برجستهتر خود را نشان دهد؛ در نتیجه محققان و پژوهشگران نیز بیشتر درباره آن صحبت و بررسی کردهاند. این در حالی است که هرچند قوانین مربوط به ممنوعیت عزاداری، برگزاری مجالس روضه و لباس روحانیت نیز با خشونت همراه بود، اما شدت آن به این حد نبود و با تقابل مستقیمی که منجر به قتلعام شود، پیش نرفت. همین موضوع شاید سبب شد که پژوهشگران حساسیت کمتری نسبت به آن نشان دهند.
حیاطهای متصل و روضههای مخفیانه در سالن حمامهای عمومی
نویسنده کتاب «روضههای بیجواز» در پاسخ به پرسشی درباره خلاقیت مذهبی مردم در مواجهه با این ممنوعیتها گفت: مردم در برابر این تهدیدها، روشهایی خلاقانه را پیش گرفتند. به عنوان مثال، حیاطهای خانهها را از طریق دریچههای کوچکی به هم متصل کرده بودند؛ اگر میخواستند در خانهای مجلس روضه برقرار کنند و همسایهها را باخبر سازند، دیگر کسی از کوچه رفتوآمد نمیکرد، بلکه همسایگان از درون همین حیاطها عبور میکردند تا به خانه مدنظر برسند. روش دیگر این بود که روضه را در قالب مهمانی برگزار میکردند تا مأموران حکومت متوجه ماهیت مجلس نشوند.
او با اشاره به یکی از جالبترین روشهای خلاقانه افزود: یکی از این شیوهها، برپایی مجلس روضه در حمامهای عمومی بود. مردم از راههایی که مشخص شده بود حرکت میکردند و از پشتبام حمام وارد میشدند؛ سالن بزرگ حمام را تقسیمبندی کرده بودند و در آنجا مجلس روضه را برپا میکردند. در این میان، بچهها را جلوی در حمام در کوچه میفرستادند تا بازی کنند و اگر مأموری سر رسید، خیلی زود خبر دهند تا مردم بتوانند از همان مسیر پشتبام فرار کنند.
پاسبانهایی که مخفیانه در مجالس روضه گریه میکردند
محمدی درباره احتمال چشمپوشی یا همکاری مأموران امنیتی و پاسبانهای حکومتی با مردم، تایید کرد: پاسبانهایی بودند که علقههای مذهبی داشتند و سعی میکردند با مردم رفتار خوبی داشته باشند. آنها بعضی جاها چشمپوشی میکردند و گزارش نمیدادند که در فلان خانه مجلس روضه برپاست. حتی در بعضی خاطرات آمده است که پاسبان حکومتی خودش وارد مجلس میشد، میان مردم میایستاد، عزاداری و گریه میکرد و بعد هم بیسروصدا از مجلس خارج میشد.
لحن حماسی کتاب در دل روایات تلخ تاریخی
سجاد محمدی درباره لحن کتاب «روضههای بیجواز» توضیح داد: به هر حال اصل این ماجرا تلخ است اما نگاه من معطوف به این بود که مردم چگونه از دل آن تهدید، سختی و تنگنا، به راهکارها و خلاقیتهایی میرسیدند تا کار خودشان را پیش ببرند. این ایستادگی در ذات خود نوعی حماسه است؛ بنابراین میتوان گفت وجه حماسی کار غلبه دارد. در واقع با اینکه خاطرات تلخ هستند، بعد حماسی آنها بسیار پررنگ است.
نویسنده کتاب درباره منقلبکنندهترین روایت این اثر گفت: آن خاطراتی که در نهایت به مرگ و شهادت افراد منجر میشد، برایم بسیار دردناکتر بود. به طور کلی، تماشای وضع کنونی خودمان در آینه آن برهه از تاریخ دردناک است؛ وقتی میبینیم بزرگترهای ما چه سختیهایی کشیدند تا روضهها حفظ شود و به زمانه ما برسد که اکنون در امنیت مجلس برپا میکنیم. بخش تلخ دیگر این است که خیلی وقتها امروز شنیده میشود که میگویند روضه سیاسی نیست یا مجلس عزای امام حسین(ع) سیاسی نیست.
محمدی افزود: درسی که من از این تاریخ میگیرم این است که ببینیم بزرگترهای ما با چه مرارتهایی توانستند مجالس عزاداری، روضه و مؤلفههای دینداری را حفظ کنند و آنها را از دل تنگناها عبور داده و به دست ما برسانند. ما باید امروز بسیار مراقب باشیم؛ چراکه اکنون از هر طرف درگیر تهاجم و به تعبیر رهبر شهید، گرفتار «شبیخون فرهنگی» هستیم. چیزی را که بزرگترهای ما در برابر زور پهلوی با مقاومت نگهداشتند، ما نباید در جنگ نرم دشمنان قسمخورده از دست بدهیم.
سجاد محمدی در پایان درباره علت نامگذاری این کتاب اظهار داشت: علت انتخاب این نام آن است که اشاره مستقیمی به خود موضوع روضهها دارد و نشان میدهد که این مجالس از نظر حکومت پهلوی مجاز نبودند؛ اما مردم بدون اینکه مجوزی از حکومت بگیرند، به شیوههای خلاقانه خود مجالس را برپا میکردند و یاد اهلبیت(ع) را زنده نگه میداشتند.
نظر شما