خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: «دونالد ترامپ»، رئیس جمهوری آمریکا هفتههاست تلاش میکند راهی برای پایان دادن به جنگی که با ایران آغاز کرده است، پیدا کند؛ توافقی که به او اجازه دهد قبل از اینکه این جنگ آسیب شدیدی به اقتصاد جهانی وارد کند و شانس جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای ایالات متحده کاهش دهد، اعلام پیروزی کند و از این درگیری عبور کند، اما به نظر نمیرسد او که خود را معاملهگر خوبی میداند از خرابکاری در مذاکرات خود دست بردارد یا اذعان کند که ایران اکنون در موقعیت بهتری برای درخواست امتیاز نسبت به قبل از جنگ قرار دارد.
تغییرات دقیقه نودی در برنامههای ترامپ، گمانهزنیها را مبنی بر اینکه او آماده رونمایی از توافقی برای پایان دادن به جنگ است، افزایش داد. سپس ترامپ اعلام کرد که جلسه کابینه را در کمپ دیوید، مجتمع ریاست جمهوری در مریلند که محل اجلاسها و اعلامیههای دیپلماتیک تاریخی بوده است، برگزار خواهد کرد، اما آن جلسه به کاخ سفید بازگردانده شد، زیرا مشخص شد که ترامپ نتوانسته است توافقی را که میتواند با هیاهوی زیاد در کمپ دیوید اعلام کند، نهایی کند.
اما چرا ترامپ که خود را معاملهگر خوبی میداند و کتاب پرفروش «هنر معامله» را در سال ۱۹۸۷ با کمک یک نویسنده ناشناس نوشته اکنون از رسیدن به توافق با ایران بازمانده است؟
ترامپ رهبران قدرتمند را تحسین میکند و از نشان دادن هرگونه نشانهای از ضعف بیزار است و از رسیدن به توافقی با ایران که او را ضعیف جلوه دهد، میترسد. او همچنین نسبت به این انتقاد حساس است که هر توافقی که او انجام دهد برای ایالات متحده بدتر از توافق هستهای ۲۰۱۵ بین ایران و شش قدرت جهانی خواهد بود که توسط دولت باراک اوباما منعقد شد. در سال ۲۰۱۸ ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود به طور یکجانبه واشنگتن را از آن توافق خارج کرد و رویدادهایی را آغاز کرد که منجر به درگیری فعلی شد.
ترامپ با شروع جنگی با هدف تغییر رژیم در ایران، خود را در تنگنا قرار داد و گزینههای عمدتا بدی را روبروی خود قرار داد. حتی با اصول مندرج در کتاب معروفش، ترامپ در مذاکرات خود با تهران در موقعیت نامساعدی قرار دارد.
ترامپ در کتاب خود نوشته است: بدترین کاری که میتوانید در یک توافق انجام دهید این است که به نظر برسد که برای رسیدن به آن ناامید هستید. این باعث میشود طرف مقابل بوی خون را حس کند و سپس شما کشته میشوید، اما بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که از نقطه قوت خود استفاده کنید و اهرم قدرت بزرگترین نقطه قوتی است که میتوانید داشته باشید.
مشکل اصلی ترامپ این است که ایران اهرم فشار بیشتری نسبت به او دارد و رهبران ایران به خوبی از این مزیت آگاه هستند.
در ۲۸ فوریه، ترامپ جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران را آغاز کرد. ترامپ با چشمانداز یک پیروزی نظامی سریع، همانطور که در ژانویه با حمله نیروهای ویژه آمریکایی که رئیس جمهوری ونزوئلا را ربودند و او را برای محاکمه به نیویورک بردند، به دست آورده بود، اغوا شد.
اما همانطور که بسیاری از تحلیلگران هشدار داده بودند، ایران مانند ونزوئلا نبود و مشخص بود که تهران علیرغم ترور مقامات ارشد، برای بقای خود سخت خواهد جنگید. تهران با حملات موشکی و پهپادی علیه پایگاههای نظامی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه تلافی کرد و زیرساختهای انرژی همسایگان خلیج فارس خود را هدف قرار داد. ایران همچنین از موثرترین سلاح اقتصادی خود استفاده کرد و تنگه هرمز را بست، تنگهای که بیش از یک پنجم نفت جهان هر روز از طریق آن عبور میکرد. این اقدام همراه با حملات ایران به خطوط لوله و میادین گازی در کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی اقتصاد جهانی را مختل کرد و قیمت نفت را افزایش داد.
ترامپ و متحدش، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، نتوانستند جمهوری اسلامی را که پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران به قدرت رسید، سرنگون کنند و در عوض، با اجازه دادن به تهران برای به کارگیری کنترل جغرافیایی تنگه هرمز به عنوان سلاحی که میتواند بحران انرژی جهانی را ایجاد کند به جمهوری اسلامی قدرت بیشتری دادند.
پس از شش هفته بمباران شدید ایران، محاصره تنگه و حملات موشکی خود به کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را ادامه داد.
ایالات متحده و ایران در ۸ آوریل با آتشبس موافقت کردند، اما مذاکرات متوقف شد زیرا ترامپ بین توافق و تهدید به از سرگیری بمباران مردد بود.
این توافق نوظهور بر حل مشکلی متمرکز است که قبل از شروع این جنگ توسط ترامپ وجود نداشت: بازگشایی کامل تنگه هرمز به روی کشتیهای تجاری تا قیمت نفت تثبیت شود.
حالا طبق پیشنویس توافقی که در حال وقوع است، واشنگتن همچنین محاصره بنادر ایران را لغو میکند و به تهران اجازه میدهد به حدود ۱۲ میلیارد دلار دارایی مسدود شده دسترسی پیدا کند.
به نظر میرسد ترامپ در پی دستیابی به توافقی محدود با ایران است که دشوارترین سوالات را به مذاکرات آینده موکول کند، مذاکراتی که میتواند ماهها یا حتی سالها به طول انجامد. مسائل حل نشده احتمالا شامل برنامه و قابلیتهای هستهای ایران؛ توسعه موشکهای بالستیک آن؛ و حمایت تهران از حماس، حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن خواهد بود.
ترامپ در ویدئویی که در ۲۸ فوریه در رسانههای اجتماعی منتشر شد، این نگرانیها را به عنوان تهدیدهای قریبالوقوعی که ایران برای ایالات متحده ایجاد کرده است و دلیل اصلی جنگ مطرح کرد؛ اما هیچ یک از این مسائل حل نشدهاند.
از برخی جهات، ایران پس از جنگی که هدف آن از بین بردن قابلیتهای نظامی آن بود، قویتر ظاهر شده است. گزارشی از سازمان سیا که اوایل این ماه برای ترامپ ارسال شد، نشان داد که تهران توانسته بخش قابل توجهی از قابلیتهای موشکی خود را حفظ کند. این تحلیل بیان میکند که ایران حدود ۷۰ درصد از ذخایر موشکی پیش از جنگ و حدود ۷۵ درصد از پرتابگرهای متحرک خود را حفظ کرده است. این گزارش همچنین نتیجه گرفته است که ایران از آنچه مقامات آمریکایی ادعا کردهاند، مقاومتر است و میتواند ماهها در برابر محاصره دریایی دوام بیاورد.
ترامپ با وجود موضع ضعیفش، اصرار دارد که با ایران به توافقی بهتر از توافقی که دولت اوباما در سال ۲۰۱۵ مذاکره کرد، دست خواهد یافت. این توافق، در ازای محدودیتهایی بر غنیسازی هستهای، به تهران امکان داد تا از تحریمهای بینالمللی رهایی یابد. به ایران اجازه داده شد تا اورانیوم را در سطوح پایین غنیسازی کند، به اندازهای که برای راهاندازی نیروگاهها کافی باشد اما برای تولید سلاح هستهای کافی نباشد. سالها پس از خروج ترامپ از توافق، ایران تولید اورانیوم غنیشده تا سطح نزدیک به سلاح را به طرز چشمگیری افزایش داد، اما سازمان ملل و سایر ناظران دریافتند که هنوز گامی برای ساخت سلاح واقعی برنداشته است.
ترامپ میتوانست از شروع یک جنگ با ایران که در نهاتی هم شکست خورد و جهان را برای مقابله با پیامدهای آن تنها گذاشت، اجتناب کند؛ اما در عوض یک سلاح اقتصادی جدید و اهرم فشار بیشتری برای دستیابی به یک توافق به ایران داد.
نظر شما