خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: انتخاب «خلیل الحیه» به عنوان رئیس دفتر سیاسی حماس، فراتر از یک انتقال معمول در رهبری است. به گفته تحلیلگران فلسطینی، این اقدام در شرایطی که این جنبش همچنان با فشارهای نظامی بیسابقه ناشی از نسلکشی جاری رژیم صهیونیستی در غزه دستبهگریبان است، پیامهای سیاسی و سازمانی متعددی را مخابره میکند.
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین روز دوشنبه اعلام کرد که الحیه به عنوان جانشین «یحیی السنوار» که در اکتبر ۲۰۲۴ توسط نیروهای اشغالگر رژیم صهیونیستی به شهادت رسید، انتخاب شده است.
حماس اعلام کرد که در این انتخابات نمایندگانی از غزه، کرانه باختری اشغالی و نمایندگانی که در خارج از سرزمینهای اشغالی هستند، مشارکت داشتهاند. این جنبش فرآیند مذکور را نشانهای از تداوم کارکرد سازوکارهای نهادی خود، علیرغم جنگ جاری و از دست دادن چندین تن از رهبران ارشد، توصیف کرد.
تابآوری نهادی
«احمد التنانی»، تحلیلگر سیاسی، معتقد است که این انتخابات پیش از هر چیز نشاندهنده توانایی حماس در حفظ ساختار سازمانی داخلی خود، علیرغم تلفات سنگینی است که در طول جنگ متحمل شده است.
التنانی در گفتگو با «شبکه خبری قدس» اظهار داشت: این جنبش ثابت کرده است با وجود ترور «اسماعیل هنیه» (رئیس پیشین دفتر سیاسی)، «یحیی السنوار» و دیگر چهرههای ارشد سیاسی و نظامی، همچنان قادر است رهبری خود را از طریق رویههای نهادی تثبیتشده، تجدید و بازسازی کند.
او خاطرنشان کرد که این انتخابات به بیش از یک دور رایگیری نیاز داشته است و این فرآیند را گواهی بر آن دانست که حماس همچنان به مقررات داخلی خود پایبند است و به جای انتصابهای اضطراری تحمیلشده توسط شرایط جنگی، مسیر قانونی خود را طی میکند.
به گفته این تحلیلگر، برگزاری چنین انتخاباتی در شرایطی که جنبش با فشارهای نظامی مداوم روبروست، این پیام را نیز مخابره میکند که کارزار نظامی رژیم صهیونیستی نتوانسته است نهادهای حاکمیتی حماس را از هم بپاشد.
غزه همچنان کانون اصلی جنبش است
التنانی همچنین استدلال کرد که انتخاب «الحیه»، نقش محوری غزه در ساختار رهبری حماس را مجددا تایید میکند.
او گفت با وجود نزدیک به سه سال جنگ و تلاشهای مکرر رژیم صهیونیستی برای تضعیف نهادهای سیاسی و نظامی این جنبش در نوار غزه، انتخاب یک رهبر ارشد دیگر که در غزه مستقر است، نشان میدهد که این منطقه همچنان بر تصمیمگیریهای راهبردی حماس تاثیرگذار است.
بنابراین، این انتخاب نه تنها نشاندهنده انتقال رهبری، بلکه بیانگر پیامی سیاسی است مبنی بر اینکه غزه همچنان کانون ثقل اصلی این جنبش باقی مانده است.
ناظران نیز قائل بر این هستند که نشانهای حاکی از تغییر در جهتگیری سیاسی حماس به واسطه این انتصاب وجود ندارد و این جنبش سیاستهای سابق خود را دنبال خواهد کرد.
الحیه به عنوان معاون السنوار و رئیس هیئت مذاکرهکننده حماس در دوران نسلکشی، به نماینده سیاسی اصلی این جنبش در مذاکرات آتشبس، گفتگوهای تبادل اسرا و ارتباط با میانجیگران منطقهای تبدیل شد.
از این رو، انتخاب او به طور گستردهای نشانهای از تداوم رویکرد سیاسی اخیر حماس تلقی میشود.
بازسازی پس از متحمل شدن تلفات سنگین
«وسام عفیفه»، تحلیلگر سیاسی، اظهار داشت که اهمیت انتخاب الحیه فراتر از پر کردن خلا رهبری ناشی از مرگ السنوار است.
او استدلال کرد که این انتخاب در واقع آغازگر تلاشی گستردهتر برای بازسازی رهبری حماس پس از از دست دادن شمار زیادی از چهرههای ارشد سیاسی و نظامی در جریان جنگ است.
عفیفه گفت که سیستم مشورتی یا همان شورای حماس که سابقهای طولانی دارد به حفظ انسجام سازمانی این جنبش با وجود ترورهای مکرر کمک کرده است.
با این حال، او خاطرنشان کرد که چالش کنونی با موارد پیشینِ انتقال رهبری تفاوت دارد؛ زیرا جنبش اکنون باید پس از متحمل شدن سنگینترین تلفات تاریخ خود، ساختارهای تصمیمگیریاش را بازسازی کند.
دستور کاری پیچیده
به گفته عفیفه، «الحیه» یکی از دشوارترین دستورکارهای رهبری را از زمان تاسیس حماس در سال ۱۹۸۷ به ارث میبرد. مسئولیتهای فوری او شامل نظارت بر مذاکرات با هدف پایان دادن به نسلکُشی، مدیریت گفتگوهای تبادل اسرا، رسیدگی به مسئله حکمرانی آینده غزه و پیشبرد بحثها پیرامون ترتیبات پس از جنگ در این منطقه است.
او همچنین باید روابط با سایر گروههای فلسطینی را مدیریت کند، هماهنگی میان رهبری داخلی و خارجی حماس را بازسازی نماید و به تحولات سریع منطقهای و بینالمللی واکنش نشان دهد.
عفیفه افزود: الگوی کنونی رهبری حماس احتمالا بیش از پیش بر تصمیمگیری جمعی میان شاخههای مختلف این جنبش متکی خواهد بود.
به گفته او، اگرچه این رویکرد ممکن است مشروعیت داخلی را افزایش دهد، اما میتواند تصمیمگیری سریع در لحظات بحرانی را نیز دشوار سازد.
در نهایت، عفیفه استدلال کرد که موفقیت رهبری جدید حماس نه تنها با توانایی آن در حفظ نفوذ جنبش در مبارزات فلسطینیها، بلکه با توانایی آن در بازسازی ساختار سازمانی، پرورش نسلی جدید از رهبران و تطبیق استراتژی بلندمدت خود با واقعیتهای سیاسی ناشی از نسلکشی سنجیده خواهد شد.
نظر شما