جنگ علیه ایران یک اشتباه بزرگ/ آمریکا ناکام در دستیابی به اهداف استراتژیک

با ادامه مذاکرات و آشکارتر شدن تأثیرات بلندمدت درگیری، احتمالاً میراث سیاسی جنگ با ایران همچنان موضوع بحث‌های داغی در واشنگتن و فراتر از آن خواهد بود.

خبرگزاری شبستان، گروه بین الملل: بحث و جدل پیرامون دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و جنگ ایران، با ادامه مذاکرات برای پایان دادن به این درگیری، در بحبوحه سوالات فزاینده در مورد اینکه آیا این عملیات نظامی به اهداف اعلام شده خود دست یافته است یا خیر، تشدید شده است.

استفن ام. والت، ستون نویس مجله فارین پالسی و پروفسور رابرت و رنه بلفر از روابط بین الملل در دانشگاه هاروارد، در تحلیل خود نوشت: این جنگ نتوانسته نتایج استراتژیک وعده داده شده توسط ایالات متحده و اسرائیل را محقق کند، در حالی که حامیان آن بر لزوم حفظ فشار بر تهران با وجود هزینه‌های این درگیری اصرار دارند.

از جمله برجسته‌ترین منتقدان، استفن ام. والت، محقق روابط بین الملل، است که معتقد است این جنگ نشان دهنده یک اشتباه بزرگ در سیاست خارجی است و بهتر بود رئیس جمهور دونالد ترامپ به جای تلاش برای به تصویر کشیدن نتیجه به عنوان یک پیروزی، علناً به این اشتباه اذعان می‌کرد.

تردیدها در مورد دستیابی به اهداف استراتژیک

به گفته والت، بسیاری از اهداف کلیدی مرتبط با این عملیات نظامی همچنان محقق نشده‌اند. دولت ایران همچنان در قدرت است، رهبری آن تسلیم نشده است و قابلیت‌های موشکی و پهپادی آن همچنان عملیاتی است.

تهران توانایی خود را در ایجاد اختلال در ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز نشان داده است، تحولی که پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای بازارهای جهانی انرژی و تجارت دارد.

این حقایق باعث انتقاد از نحوه برخورد دولت آمریکا با این درگیری شده و سوالات گسترده‌تری را در مورد اثربخشی فشار نظامی به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی مطرح کرده است.

والت استدلال کرد که هرگونه توافق آینده بین واشنگتن و تهران احتمالاً توسط دولت آمریکا به عنوان یک موفقیت دیپلماتیک ارائه خواهد شد، اما وی معتقد است که اگر اهداف اولیه جنگ تا حد زیادی محقق نشود، بسیاری از ناظران ممکن است چنین ادعاهایی را با شک و تردید ببینند.

چرا رهبران سیاسی به ندرت اشتباهات خود را می‌پذیرند؟

نکته کلیدی در استدلال والت، اکراه رهبران سیاسی برای اذعان عمومی به شکست‌های سیاسی است. تصمیمات سیاست خارجی اغلب شامل عدم قطعیت، کمبود اطلاعات و نتایج پیش‌بینی نشده است. با این حال، مقامات منتخب به ندرت اشتباهات خود را در دوران تصدی خود می‌پذیرند، حتی زمانی که نتایج سیاست ناامیدکننده به نظر برسد.

والت خاطرنشان کرد: رهبران دموکرات، اغلب از پذیرش شکست اجتناب می‌کنند، زیرا می‌ترسند که مخالفان سیاسی‌شان از چنین پذیرشی به عنوان مدرکی دال بر ضعف یا بی‌کفایتی آنها استفاده کنند.

نمونه‌های تاریخی از رهبرانی که مسئولیت اشتباهات خود را بر عهده گرفته‌اند، نسبتاً نادر است و بسیاری از رهبران حتی پس از آشکار شدن شواهد شکست، تصمیم می‌گیرند از تصمیمات بحث‌برانگیز دفاع کنند.

آیا ترامپ می‌تواند از پذیرش اشتباهات سود ببرد؟

والت همچنین در ادامه استدلال کرد؛ ترامپ موقعیت سیاسی منحصر به فردی دارد که ممکن است به او اجازه دهد استراتژی متفاوتی را دنبال کند. ترامپ در طول دوران سیاسی خود، تصویری از خود به عنوان یک فرد خارجی که مایل به به چالش کشیدن هنجارهای تثبیت شده است، به جای گذاشته است.

پایگاه سیاسی وفادار او در مواجهه با جنجال‌های متعددی که می‌توانست به شدت به سایر سیاستمداران آسیب برساند، ثابت قدم مانده است.

به همین دلیل، والت پیشنهاد می‌کند که ترامپ ممکن است اذعان کند که این درگیری بدون متحمل شدن پیامدهای سیاسی قابل توجه، به اهداف مورد نظر خود نرسیده است.

در این سناریو، ترامپ ممکن است استدلال کند که ایران یک چالش دیرینه به ارث رسیده از دولت‌های قبلی است و اقدام نظامی بر اساس اطلاعات موجود در آن زمان موجه به نظر می‌رسد.

وی سپس می‌تواند ادعا کند که وقایع متفاوت از آنچه پیش‌بینی می‌شد، رخ داده‌اند و به یک محاسبه اشتباه اعتراف کرده و بر درس‌های آموخته شده تأکید کند.

به گفته والت، این رویکرد ممکن است معتبرتر از به تصویر کشیدن این درگیری به عنوان یک موفقیت کامل به نظر برسد.

نقش نتانیاهو همچنان محل بحث است

این تحلیل همچنین به نقش رهبری اسرائیل در شکل‌دهی به این درگیری اشاره می‌کند. والت گفت که ترامپ ممکن است بخشی از مسئولیت را به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، واگذار کند، کسی که حمایتش از اقدام نظامی علیه ایران مدت‌هاست که در داخل و خارج از کشور محل بحث بوده است.

نویسنده فارین پالسی گفت: کاهش محبوبیت نتانیاهو در برخی محافل سیاسی ممکن است این استراتژی را از نظر سیاسی برای کاخ سفید جذاب کند.

با این حال، هرگونه تلاشی برای توزیع مجدد مسئولیت احتمالاً باعث ایجاد اختلاف نظر قابل توجهی بین طرفداران و مخالفان هر دو دولت خواهد شد.

خطرات سیاسی امتناع از تغییر مسیر

والت تاکید کرد: طولانی شدن درگیری به دنبال یک روایت سیاسی مطلوب‌تر، خطر تشدید هزینه‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی را به همراه دارد.

این جنگ در حال حاضر به اختلال در تجارت جهانی، افزایش قیمت انرژی و بی‌ثباتی در سراسر خاورمیانه منجر شده است. تأخیرهای مداوم در دستیابی به یک توافق پایدار می‌تواند این پیامدها را بدتر کند، در حالی که فشار بر متحدان و شرکای ایالات متحده را نیز افزایش می‌دهد.

منتقدان دولت استدلال می‌کنند که اذعان به عقب‌گردهای استراتژیک، سیاست‌گذاران را قادر می‌سازد تا به جای دفاع از تصمیمات گذشته، بر حل و فصل مناقشه تمرکز کنند.

در مقابل، حامیان اصرار دارند که مذاکرات و فشار نظامی باید تا زمانی که تضمین‌های قوی‌تری در مورد فعالیت‌های منطقه‌ای و قابلیت‌های امنیتی ایران به دست آید، ادامه یابد.

پرسش گسترده‌تر

فراتر از بحث پیرامون ترامپ و جنگ ایران، استدلال والت پرسش‌های گسترده‌تری را در مورد پاسخگویی در سیاست خارجی مطرح می‌کند.

رهبران سیاسی اغلب در شرایط عدم قطعیت با تصمیمات دشواری روبرو می‌شوند. چالش نه تنها در تصمیم‌گیری در مورد این تصمیمات، بلکه در نحوه واکنش به زمانی است که سیاست‌ها در دستیابی به نتایج مورد نظر خود شکست می‌خورند.

سرنوشت ترامپ - اینکه آیا او اشتباهات را تصدیق خواهد کرد، از نتیجه جنگ دفاع خواهد کرد یا استراتژی کاملاً متفاوتی را دنبال خواهد کرد - همچنان نامشخص است. اما پیامدهای این مناقشه قطعاً همچنان سایه سنگینی بر بحث‌های مربوط به سیاست خارجی ایالات متحده، رهبری ریاست جمهوری و هزینه‌های مداخله نظامی خواهد انداخت.

با ادامه مذاکرات و آشکارتر شدن تأثیرات بلندمدت درگیری، احتمالاً میراث سیاسی جنگ با ایران همچنان موضوع بحث‌های داغی در واشنگتن و فراتر از آن خواهد بود.

کد خبر 1885643

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha