خبرگزاری شبستان- خراسان جنوبی: باد، بیامان بر صورت شهر شلاق میکشید. ظهرِ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت بیرجند، ناگهان در کامِ طوفان فرو رفت. آسمان تیره شد، گرد و خاک میدان مادر را بلعید و باد چنان زوزه میکشید که مردم با دست، چشمهایشان را میپوشاندند تا راه را ببینند. طوفان آنقدر سهمگین بود که یکی از تیرهای برق تاب نیاورد و شکست؛ اما در میانه آن آشوب، پیرمردی ایستاده بود که انگار با باد سخن دیگری داشت.
حسن دهقانی گَسک، پیرمرد ۷۲ ساله بیرجندی، قامتش زیر فشار باد خم میشد، اما پرچم در دستانش خم نمیشد. مردی از نسل خاکریز. از نسل مردانی که سالها پیش در عملیات رمضان، میان آتش و خون، یاد گرفته بودند پرچم نباید بر زمین بماند.
خودش آرام روایت میکند، اما پشت واژههای سادهاش، سالها ایستادگی خوابیده است: «ساعت حدود دو بعدازظهر بود. یکدفعه گرد و خاک شدیدی بلند شد. باد خیلی شدید بود. همهجا خاک شده بود. حتی یک تیر برق هم شکست. اما من فقط به پرچم نگاه میکردم.»

باد پرچم را میکشید. پارچه عظیم در هوا پیچ میخورد و هر لحظه سنگینتر میشد. هر انسان دیگری شاید عقب میکشید، اما حسن دهقانی گسک، دستانش را محکمتر کرد و پرچم را بر دوش گرفت. «باد پرچم را میکشید. خیلی سنگین شده بود. با دوشم نگهش داشتم. همان لحظه فقط میگفتم: یا امام زمان… یا امام زمان…»
زیر آن طوفان، وقتی چشم، چشم را نمیدید، قامت پیرمرد خم میشود، اما پرچم زمین نمیماند. شاید همانجا بود که ناخودآگاه، جمله معروف سردار دلها در ذهن زنده میشد؛ همان جملهای که گفته بود: «باید به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم؛ آنکس که باید ببیند، میبیند.»
و این روایت، درست شبیه حسن دهقانی گسک بود؛ مردی که نه برای دوربین آمده بود، نه برای تشویق مردم و نه برای شهرت. او فقط ایستاده بود تا علم بر زمین نیفتد.
خودش میگوید: «نمیدانم سه دقیقه طول کشید یا پنج دقیقه… فقط یادم هست باد خیلی شدید بود و من پرچم را نگه داشته بودم.» در همان چند دقیقه، رهگذری تلفن همراهش را بالا میآورد و از آن صحنه فیلم میگیرد؛ فیلمی که ساعاتی بعد در فضای مجازی دستبهدست میشود و از بیرجند فراتر میرود. تصویری از پیرمردی که در دل طوفان، تنهای تنها ایستاده و پرچم را بر دوش گرفته است. دقایق بعدی چند نفر دیگر هم به کمکش میآیند، اما آن چند دقیقه نخست، تصویر خالص مردی بود که میان باد و خاک، تنها مانده بود با پرچم و ذکر «یا امام زمان».

بازتاب آن تصاویر بهقدری گسترده شد که حتی برخی کانالها و رسانههای منتسب به رهبر شهید نیز از اقدام او تمجید کردند و آن را نمادی از وفاداری مردم دانستند.
اما حسن دهقانی گسک هنوز هم خودش را قهرمان نمیداند. با همان سادگی همیشگی میگوید: «من فقط وظیفهام را انجام دادم.»
او سالهاست خودش را برای چنین روزهایی آماده نگه داشته است. . به همراه همرش برای جانفدا ثبت نام کرده است. «اعلام کرده بودم هر وقت به من نیاز داشتید تماس بگیرید؛ ده دقیقه بعد خودم را برای علمداری به میدان میرسانم.». گرما و سرما برایش معنا ندارد. انگار هنوز روحش در همان روزهای جبهه مانده است. «اصلاً گرما و سرما برایم مهم نیست. ما یک روزهایی در جبهه جنگیدیم که این پرچم زمین نماند. حالا هم در میدان ایستادهایم تا پرچم بالا بماند.»
وقتی از عملیات رمضان حرف میزند، صدایش رنگ دیگری میگیرد؛ رنگ خاطرات خاکریز، شبهای عملیات و رفقایی که دیگر بازنگشتند.
نسل او خوب میداند «پرچم» فقط یک تکه پارچه نیست؛ پرچم یعنی خاک وطن، یعنی خون رفیق، یعنی نام شهدا، یعنی ایستادن تا آخرین نفس.
او میگوید: «این پرچم حرمت دارد. ما هرچه داریم از شهدا و انقلاب است.» و هنوز هم همان روحیه رزمندگی در صدایش زنده است؛ همان روحیهای که سالها پیش او را به جبهه برده بود. «اگر یک روز رهبرمان، سید مجتبی خامنهای، دستور بدهد، دوباره لباس رزم میپوشم.»
طوفان آن روز تمام شد. گرد و خاک خوابید و شهر دوباره آرام گرفت. اما در حافظه مردم ایران، تصویری از میدان مادر بیرجند ماندگار شد؛ تصویر پیرمردی از نسل عملیات رمضان که زیر آسمان تیره، در میان بادهای خشمگین، پرچم را بر دوش گرفته بود و آرام زیر لب زمزمه میکرد: «یا امام زمان…»

اما این روایت تنها در همان لحظات باقی نماند. پس از انتشار گسترده تصاویر ایستادگی حسن دهقانی گسک، موجی از واکنشها در میان مردم و فضای رسانهای شکل گرفت؛ صحنهای که بسیاری آن را حرکتی تاریخی و انقلابی توصیف کردند و یادآور این معنا دانستند که «کسی که باید ببیند، میبیند».
در ادامه این بازتابها، بسیج رسانه خراسان جنوبی به همراه خانه مطبوعات و جمعی از اهالی رسانه با حضور در منزل این پیرمرد بیرجندی، با او دیدار کردند و ضمن گفتوگو، از این اقدام و ایستادگی تقدیر به عمل آوردند.
در این مراسم، محمدرضا زاهد، رئیس بسیج رسانه خراسان جنوبی، با تجلیل از حسن دهقانی گسک، این حرکت را جلوهای از ایمان، غیرت و روحیه انقلابی مردم دانست و از او تقدیر کرد.
این دیدار در واقع تجلیل از مردی بود که نه برای دیده شدن، بلکه از سر باور و وظیفه ایستاد؛ علمداری که در میان گرد و خاک، پرچم را زمین نگذاشت و تصویری ماندگار از استقامت مردمی را در حافظه بیرجند ثبت کرد.
نظر شما