حجت الاسلام «قاسم خانجانی»، دانشیار گروه تاریخ و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان به مناسبت سالروز شهادت ابن الرضا حضرت جوادالائمه علیه السلام ضمن تشریح شیوههای مبارزه و تقابل آن حضرت با خلفای عباسی اظهارداشت: در ارتباط با راههای مبارزه امام جواد علیه السلام و حکومت عباسی (به طورمشخص در دوره مامون و معتصم) ابتدا یک مقدمه عرض می کنم چون ممکن است سوال شود که چرا ایشان مانند امام حسین علیه السلام به میدان نرفتند و مبارزه نکردند ولو اینکه به شهادت برسند؟ همچنان که در رابطه با سایر ائمه(ع) نیز این سوال پیش می آید. پاسخ سوال این است که شهادت امام حسین علیه السلام با توجه به شرایط و اقتضائات آن دوره و همچنین ویژگیهای حاکم وقت یعنی یزید بن معاویه (لعنت الله علیه) به گونه ای بود که سبب زنده نگاه داشتن اسلام شد و فقط یک مبارزه با حکومت نبود. بلکه ایجاد یک مکتب برای طول تاریخ بود که این مکتب ابی عبدالله علیه السلام تا ابد ماندگار است. در حالی که برای سایر ائمه(ع) چنین شرایطی به هیچ وجه به وجود نیامد.
وی تصریح کرد: به عبارت دیگر هر کدام از ائمه علیهم السلام اگر می خواستند با حاکم وقت خود وارد جنگ مستقیم شوند، قطعاً شرایط به گونه ای رقم می خورد که هم آن امام معصوم به شهادت می رسید و هم آن نتایجی که ما در قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شاهد هستیم و امروز همچنان به عنوان راهنما و چراغ راه نسلهای پس از عاشورا مطرح است، چنین چیزی به وجود نمی آمد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: در برخی موارد اگر ائمه سرسختی قابل توجهی در مخالفت خود نشان می دادند ممکن بود ترور شوند همچنان که بخش اعظمی از شهادت ائمه(ع) با همین نگاه و از طریق سم و مسموم کردن آنها صورت گرفت. به این نیّت که اثر اجتماعی نداشته باشد. اما اینگونه نشد و هر یک از آنها اثر اجتماعی خود را برجای گذاشته است. اما همه آنها شرایطشان با امام حسین علیه السلام تفاوت داشت.
امام ابعاد سیاسی و اجتماعی ِحضورِ غیرِمعصوم بر مسند قدرت را تبیین می کردند
حجتالاسلام خانجانی با اشاره به اینکه امام جواد علیهالسلام نیز در همین موقعیت بودند، گفت: جوادالائمه علیه السلام اگر می خواستند به شکل مستقیم با مأمون یا معتصم وارد جنگ شوند حتما منجر به شهادت ایشان می شد اما بدون نتیجه ای که به یک مکتب یا یک جریان تبدیل شود و در دورههای بعد قابل استفاده باشد. لذا ایشان هم مانند سایر ائمه(ع) مبارزه مستقیم را در پیش نگرفتند. بلکه یکی از راههای مبارزه امام چه در بحث مواجهه سیاسی و مقابله با حکومت و چه در اثبات حقانیت ائمه علیهم السلام از جمله حقانیت خودشان - با توجه به اینکه در سنین کودکی به امامت رسیدند و همین مسئله مورد سوال بود - راه «مناظره» بود که در عرصههای مختلفی صورت گرفت.
دانشیار گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: یکی از راههای مبارزه با حکومت باطل همین بحث مناظره بود. یعنی روشن کردن ابعاد سیاسی و اجتماعی ِحضورِ غیرِمعصوم و غیرحاکم حق، بر مسند قدرت، که بهترین دلیلِ باطل بودن حکومت مأمون و امثال او بود. اگر امام جواد(ع) می خواستند در مناظره هم شخص معتصم یا مأمون را به میدان وارد کنند و آنها را در یک مجادله مستقیم و رودررو، مورد مواخذه قرار دهند طبیعی بود شرایط مساعدی پیش نمی آمد.
وی در ادامه گفت: هرچند یکی دو مورد پیش آمد که در مسائل علمی و فقهی چنین مناظره ای صورت گرفت ولی آنجا هم حکومت از موقعیت سوءاستفاده کرد و با بالا بردن موقعیت امام جواد علیه السلام نظر خود را - که اثبات برتری علمی امام جواد بود - به منصه ظهور رساند و روی آن تکیه کرد. در این موارد دستگاه خلافت به سراغ خلافت خودش نرفت که بگوید وقتی کسی مانند ابن الرضا علیهم السلام در این مرتبه و درجه از دانش و بالا بودن مراتب علمی حضور دارد طبیعی است که او برای حکومت هم اولویت داشته باشد. دستگاه حکومتی به هیچ وجه وارد این عرصه نشد بلکه به سراغ برتری علمی امام جواد(ع) رفت و اطرافیان و طرفداران خود را مخاطب قرار داد که اعتراض می کردند که امام جواد(ع) علمی ندارد و چرا تا این اندازه به او میدان داده شده است. به خصوص بعد از موضوع نزدیک کردن ایشان به دستگاه حکومت و ازدواج با دختر حاکم.
زیر سوال بردن جایگاه خلافت و خلفای پیشین به ویژه خلفای اول و دوم
حجت الاسلام خانجانی با توضیح بیشتر این شیوه و نحوه خدعه دستگاه خلافت، تصریح کرد: وقتی مأمون می خواست دخترش «ام فضل» را به ازدواج امام درآورد - که در آن هم سیاستی بود - اطرافیانش به او اعتراض کردند که چرا دخترت را به کسی می دهی که هیچ فضیلتی ندارد و مأمون به همین دلیل مناظرهای تشکیل داد تا ثابت کند که چنین نیست و امام جواد علیه السلام دارای علم و فضیلت است و این چنین هم شد. وقتی امام بر علمای برجسته و اندیشمندان زمان، درآن مجلس غالب شد خلیفه آمد و شروع به تبختر کرد که ببینید من چه کسی را براید امادی در نظر گرفته ام!!
استاد حوزه و دانشگاه گفت: امام جواد علیه السلام وقتی دیدند به شکل مستقیم نمی توان با خلیفه مناظره کرد جایگاه خلافت و خلفای پیشین را زیر سوال بردند. چون بنی عباس تلاش می کرد تا با این ترفند که افرادی غیر از اهل بیت وآل محمد صلی الله علی وآله هم خلیفه شدند و آنها هم صاحب فضایل و کرامت بودند، جایگاه خلافت خود را تحکیم ببخشد. حتی در این رابطه احادیثی در فضیلت خلفا جعل شد. دستگاه حاکم تلاش می کرد از این شیوه برای رسیدن به برتری خلیفه ی حاکم استفاده کند و امام جواد علیه السلام به خوبی این نقشه را نقض و اثبات کردند فضائلی که شما برای خلفا برمی شمارید چنین نیست و وقتی این فضائل نقض شد عملاً جایگاه خلیفه وقت (مأمون یا معتصم) هم تضعیف می شد.
وی در همین رابطه تأکید کرد: به عنوان مثال در مجلس مناظره ای که خلیفه با حضور بزرگان و دانشمندان وقت برای ازدواج دخترش ترتیب داده بود «یحیی بن اکثم» که از جمله بزرگان حاضر در آن مجلس بود روایتی نقل کرد مبنی بر این که جبرئیل خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد که خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید: من از ابوبکر راضی هستم از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟ یحیی از امام جواد علیه السلام سوال کرد که نظر شما درباره این روایت چیست؟
استفاده از مناظره برای مقابله با دشمن
خانجانی افزود: امام در پاسخ نفرمودند که این حدیث جعلی است یا مواردی از این دست؛ بلکه تاکید کردند که من فضایل ابوبکر را انکار نمی کنم اما کسی که این خبر را نقل می کند باید این را نیز در نظر داشته باشد که رسول خدا صلی الله علیه وآله در حجه الوداع فرمودند: «هر کس به عَمد بر من دروغ ببندد در قیامت جایگاهش آتش خواهد بود. پس هرگاه حدیثی از من برای شما نقل شد آن را به کتاب خدا و سنت عرضه بدارید اگر با کتاب خدا و سنت موافق بود بپذیرید و اگر موافق نبود آن را رها کنید.» سپس امام فرمودند: این روایت درباره ابوبکر با کتاب خدا سازگار نیست، چون قرآن می فرماید: «ما انسان را آفریدیم و می دانیم که در دل او چه می گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیک تر هستیم. آیا خشنودی یا عدم خشنودی ابوبکر برای خدا پوشیده و نامعلوم بود تا آن را از رسول خدا سوال کند؟» این عقلاً محال و در تقابل با آیه قرآن است. در اینجا آنها هیچ پاسخی نداشتند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ادامه داد: امام جواد علیه السلام با این مناظرات ضمن رد کردن آن روایات جعلی و ساختگی، فضیلت و جایگاه خلفا را نیز زیر سوال می برند. چون آنها این فضایل را مطرح می کردند تا بتوانند از این طریق برای تقویت جایگاه خودشان در منصب خلافت بهره برداری کنند، اما وقتی امام ادعای آنها را نفی می کند یعنی وقتی چنین جایگاهی حتی برای صحابه پیامبر(ص) صادق نیست به طریق اولی نمی تواند برای مأمون نیز باشد.
خانجانی تاکید کرد: بنابراین امام برای مبارزه از روش مناظره استفاده کردند و کاملاً هم موفق بودند. بهترین دلیل بر اینکه آنها حتی این مناظره را هم برنتافتند به شهادت رساندن ایشان بود.
نظر شما