حزب‌الله و بازتعریف «جنگ نامتقارن»؛ از فرسایش هوشمند تا نبرد پهپادها در جنوب لبنان

تحولات میدانی اخیر در جنوب لبنان نشان می‌دهد حزب‌الله با بازنگری در تاکتیک‌ها و ساختار عملیاتی خود، نسخه‌ای تازه از «جنگ نامتقارن» را در برابر رژیم صهیونیستی به کار گرفته است؛ راهبردی که بر فرسایش تدریجی دشمن، عملیات غیرمتمرکز، پهپادهای انتحاری و بهره‌گیری از ضعف‌های ارتش صهیونیستی تکیه دارد و معادلات نبرد را وارد مرحله‌ای جدید کرده است.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: تحولات میدانی اخیر در جنوب لبنان نشان می‌دهد حزب‌الله با بازنگری در تاکتیک‌ها و ساختار عملیاتی خود، نسخه‌ای تازه از «جنگ نامتقارن» را در برابر رژیم صهیونیستی به کار گرفته است؛ راهبردی که بر فرسایش تدریجی دشمن، عملیات غیرمتمرکز، پهپادهای انتحاری و بهره‌گیری از ضعف‌های ارتش صهیونیستی تکیه دارد و معادلات نبرد را وارد مرحله‌ای جدید کرده است.

در جبهه لبنان، حزب‌الله چه پیش از عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ و چه در جریان جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، نبرد خود با دشمن را بر پایه بخش مهمی از اصول «جنگ نامتقارن» پیش برد؛ راهبردی که بر توانمندی‌های نظامی ویژه، عقیده رزمی بالای نیروهایش، ضعف جبهه داخلی دشمن و همچنین کمبود اطلاعات اطلاعاتی اسرائیل استوار بود.

بسیاری از مراکز پژوهشی اسرائیلی که جنگ تموز ۲۰۰۶ را بررسی کرده‌اند، اذعان دارند این جنگ، شکاف‌های عمیقی را در بنیان دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی آشکار کرد.

این مراکز تأکید کرده‌اند جامعه صهیونیستی از استحکام لازم برخوردار نبود، زیرساخت‌های رژیم در سطح مطلوب قرار نداشت و بخش زیادی از بازوهای اجرایی ارتش، به‌ویژه نیروی زمینی، با ضعف جدی مواجه بودند؛ تا جایی که فرماندهی سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی در مقاطع حساسی از نبرد، کنترل و فرماندهی میدان را از دست داده بود.

بر اساس اطلاعات و گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های اسرائیلی پس از «حادثه پیجرها»، ترور فرماندهان ارشد حزب‌الله و در نهایت شهادت سید حسن نصرالله، رژیم صهیونیستی طی ۱۸ سال فاصله میان پایان جنگ ۲۰۰۶ تا آغاز نبرد پشتیبانی از غزه، راهبردی تازه برای مقابله با حزب‌الله طراحی کرد. تغییرات جدید حزب‌الله در مفهوم جنگ نامتقارن، هم به ابزارها و توانمندی‌ها مربوط می‌شود و هم به شیوه مدیریت میدان نبرد؛ میدانی که می‌تواند پیامدهای بلندمدتی، به‌ویژه برای جغرافیای لبنان، به همراه داشته باشد.

این راهبرد عمدتاً بر جمع‌آوری اطلاعات دقیق اطلاعاتی، هدف قرار دادن زنجیره فرماندهی و کنترل، تخریب شبکه ارتباطات زمینی حزب‌الله و جلوگیری از استفاده این جنبش از زرادخانه موشک‌های دوربرد متمرکز بود؛ موشک‌هایی که بزرگ‌ترین چالش امنیتی برای اسرائیل به شمار می‌رفتند.

با تبدیل نبرد پشتیبانی از غزه به رویارویی مستقیم میان رژیم صهیونیستی و حزب‌الله، اسرائیل موفق شد خسارات سنگینی به این جنبش وارد کند؛ خساراتی که بر توان نظامی و انسجام یگان‌های رزمی حزب‌الله اثر گذاشت و موجب کاهش نسبی کارآمدی عملیات هجومی آن شد. هرچند حزب‌الله تا زمان اجرای نخستین توافق آتش‌بس در نوامبر ۲۰۲۴، سطحی متوسط از عملیات را حفظ کرد، اما بخشی از شتاب و قدرتی را که پیش از آغاز جنگ انتظار می‌رفت، از دست داد.

حزب‌الله بیش از پانزده ماه به آتش‌بس پایبند ماند و در این مدت، نهایت خویشتنداری را در برابر هزاران نقض آتش‌بس از سوی رژیم صهیونیستی نشان داد؛ تجاوزاتی که به شهادت صدها تن از فرماندهان و نیروهایش و همچنین تخریب گسترده زیرساخت‌های نظامی، به‌ویژه در روستاها و شهرک‌های جنوب لبنان انجامید؛ مناطقی که رژیم اشغالگر در دوره آتش‌بس حضور خود را در بخش‌هایی از آن‌ها گسترش داده بود.

در این دوره، تردیدهایی حتی در میان بخشی از هواداران و بدنه اجتماعی حزب‌الله شکل گرفت و برخی توانایی شیخ نعیم قاسم، دبیرکل جدید این جنبش، را برای عبور دادن حزب‌الله از این مرحله دشوار زیر سؤال بردند.

این وضعیت تا آغاز نبرد جدید حزب‌الله در دوم مارس گذشته ادامه داشت؛ نبردی که در پاسخ به تجاوزات مستمر رژیم صهیونیستی و پس از حمله صهیونیستی ـ آمریکایی به جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و با وجود توافق آتش‌بس تحت حمایت آمریکا در آوریل گذشته، همچنان ادامه دارد.

در نبرد کنونی، حزب‌الله مجموعه‌ای از تاکتیک‌های تازه را وارد میدان کرده و از ابزارهایی بهره گرفته که به نظر می‌رسد بخشی از آن‌ها را در دوره آتش‌بس به دست آورده است. پهپادهای کوچک انتحاری از جمله این ابزارها هستند که به غافلگیری بزرگی برای اسرائیل تبدیل شده‌اند؛ تا جایی که ارتش این رژیم هنوز نتوانسته راهکار مؤثری برای مقابله با آن‌ها پیدا کند.

در نبرد فعلی، حزب‌الله مفهوم جنگ نامتقارن را از شکل کلاسیک جنگ چریکی به راهبرد «فرسایش هوشمند» و «بازدارندگی از طریق فرسوده‌سازی» تبدیل کرده است

این تاکتیک‌ها در برخی جزئیات، حتی از الگوهای سنتی «جنگ نامتقارن» نیز فراتر رفته‌اند؛ الگویی که رژیم صهیونیستی پیش‌تر توانسته بود بخشی از آن را مهار کند. همین مسئله موجب شد حزب‌الله به بازنگری و توسعه این نظریه روی آورد تا مانع دستیابی دشمن به سلطه کامل یا تحقق پیروزی قاطع و سریعی شود که مقام‌های اسرائیلی همواره وعده آن را می‌دادند.

تغییرات جدید حزب‌الله در مفهوم جنگ نامتقارن، هم به ابزارها و توانمندی‌ها مربوط می‌شود و هم به شیوه مدیریت میدان نبرد؛ میدانی که می‌تواند پیامدهای بلندمدتی، به‌ویژه برای جغرافیای لبنان، به همراه داشته باشد.

در نبرد فعلی، حزب‌الله مفهوم جنگ نامتقارن را از شکل کلاسیک جنگ چریکی به راهبرد «فرسایش هوشمند» و «بازدارندگی از طریق فرسوده‌سازی» تبدیل کرده است. این جنبش تلاش کرده از نقاط ضعف ارتش صهیوینستی در مناطق استقرار جدیدش بهره ببرد؛ مناطقی که پس از فرسوده شدن نیروهای اسرائیلی در روستاهای خط مقدم، به میدان عملیات پهپادهای انتحاری و موشک‌های ضدزره تبدیل شده‌اند.

از منظر جغرافیایی نیز حزب‌الله مناطق و شهرک‌های جنوبیِ اشغال‌شده در جنوب رود لیطانی را به «کمینگاه مرگ» تبدیل کرده و به‌جای دفاع کلاسیک و درگیری‌های طولانی، الگوی دفاع انعطاف‌پذیر و نامنظم را در پیش گرفته است.

پس از هفته‌ها درگیری سخت در روستاهای مرزی، نیروهای حزب‌الله به‌صورت هدفمند به عقب بازگشتند؛ به‌ویژه آنکه حملات هوایی رژیم صهیونیستی بسیاری از روستاها را به‌طور کامل ویران کرده و امکان استتار را کاهش داده بود. این عقب‌نشینی حساب‌شده، راهبرد دفاع از زمین را به راهبرد فرسایش بلندمدت دشمن تبدیل کرد؛ راهبردی که بر اساس اصول جدید جنگ نامتقارن، عقب‌نشینی میدانی را به معنای شکست یا از دست دادن ابتکار عمل نمی‌داند، بلکه آن را فرصتی برای وارد کردن خسارت بیشتر به نیروهای مهاجم تلقی می‌کند.

در معادله جدید حزب‌الله، پهپادهای انتحاری جای بخش مهمی از راکت‌های کوتاه‌برد و خمپاره‌ها را گرفته‌اند. برخلاف سلاح‌های سنتی که بر شلیک کور و تعیین مختصات تقریبی تکیه داشتند، پهپادهای انتحاری قابلیت شناسایی لحظه‌ای و هدف‌گیری بسیار دقیق را دارند و احتمال خطای آن‌ها تنها در صورت رهگیری پیش از اصابت وجود دارد؛ امری که تاکنون برای اسرائیل به‌آسانی ممکن نشده است.

از منظر جغرافیایی نیز حزب‌الله مناطق و شهرک‌های جنوبیِ اشغال‌شده در جنوب رود لیطانی را به «کمینگاه مرگ» تبدیل کرده و به‌جای دفاع کلاسیک و درگیری‌های طولانی، الگوی دفاع انعطاف‌پذیر و نامنظم را در پیش گرفته است؛ الگویی که امکان شناسایی نیروهای مقاومت و هدف قرار دادن آن‌ها توسط جنگنده‌های اسرائیلی را کاهش می‌دهد.

در نسخه جدید جنگ نامتقارن، نقش اتاق‌های عملیات مرکزی نیز به حداقل کاهش یافته است. تجربه‌های پیشین نشان داده بود اتکا به این مراکز و ارتباطات الکترونیکی، آن‌ها را به اهدافی آسان برای پهپادهای جاسوسی مجهز به تصویربرداری حرارتی تبدیل می‌کند

این شیوه، بخشی از برتری هوایی اسرائیل، به‌ویژه در حوزه پهپادهای شناسایی و تهاجمی و فناوری‌های پیشرفته‌ای را که پیش‌تر در هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات حزب‌الله مؤثر بود، بی‌اثر کرده است.

در نسخه جدید جنگ نامتقارن، نقش اتاق‌های عملیات مرکزی نیز به حداقل کاهش یافته است. تجربه‌های پیشین نشان داده بود اتکا به این مراکز و ارتباطات الکترونیکی، آن‌ها را به اهدافی آسان برای پهپادهای جاسوسی مجهز به تصویربرداری حرارتی تبدیل می‌کند؛ پهپادهایی که با حمایت اطلاعاتی آمریکا و انگلیس توانسته بودند شبکه ارتباطی حزب‌الله را ردیابی کرده و چندین اتاق عملیات را از کار بیندازند.

برای رفع این آسیب‌پذیری، حزب‌الله دوباره به استفاده از پیام‌رسان‌های انسانی روی آورده و ساختار عملیاتی خود را بر پایه گروه‌های کوچک رزمی سامان داده است؛ گروه‌هایی که مأموریت‌هایشان را از پیش می‌دانند و تنها در شرایط ضروری به اتاق‌های عملیات اصلی متصل می‌شوند.

مجموع این تحولات، ارتش رژیم صهیونیستی را در باتلاق جنوب لبنان گرفتار کرده است؛ وضعیتی که «اوری مسگاف» نویسنده روزنامه هاآرتص، آن را «غیرقابل تحمل» توصیف کرده و تلفات روزانه ارتش اسرائیل نیز مؤید آن است.

برهمین اساس، نشانه‌های فراوانی وجود دارد که حزب‌الله توانسته نظریه جنگ نامتقارن را در نبرد با رژیم صهیونیستی به‌روزرسانی و بازتعریف کند. در شرایطی که هنوز چشم‌انداز روشنی برای پایان درگیری‌های لبنان یا احتمال گسترش مجدد رویارویی با ایران وجود ندارد، منطقه در آستانه تحولاتی تعیین‌کننده قرار گرفته است؛ تحولاتی که می‌تواند آغاز فرسایش و فروپاشی تدریجی محور غربی ـ صهیونیستی باشد؛ محوری که بخش زیادی از ظرفیت‌های نظامی و گزینه‌های تاکتیکی خود را مصرف کرده، اما هنوز به مهم‌ترین اهداف راهبردی‌اش دست نیافته است.

هرچند تحقق این تغییرات نیازمند زمان، هزینه و فداکاری‌های بسیار است، اما حامیان محور مقاومت معتقدند که این مسیر در نهایت به نتیجه خواهد رسید؛ نتیجه‌ای که نشانه‌هایش امروز در مقاومت لبنان، فلسطین، یمن، ایران و عراق دیده می‌شود.

کد خبر 1882516

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha