میخ آخر بر تابوت پروژه «اسرائیل بزرگ‌» با قدرت‌گیری اخیر مقاومت

هدف از جنگ علیه ایران، هموار کردن مسیر برای تحقق «اسرائیل بزرگ» و استقرار سلطه کامل آمریکا و اسرائیل از طریق تغییر نظام حاکم بود؛ اما نتیجه این جنگ عملا میخ بزرگی با تابوت این پروژه زد و برای همیشه آن را به خاک سپرد.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: هدف از جنگ علیه ایران، هموار کردن مسیر برای تحقق «اسرائیل بزرگ» و استقرار سلطه کامل آمریکا و اسرائیل از طریق تغییر نظام حاکم بود؛ اما نتیجه این جنگ عملا میخ بزرگی با تابوت این پروژه زد و برای همیشه آن را به خاک سپرد.

بازگشت بی‌سابقه حزب‌الله، همراه با عملکرد تحسین‌برانگیز ایران، موازنه قوا را چنان به‌شدت تغییر داده است که ابعاد قدرت اسرائیل عملا کوچک و محدود شده است.

از همان آغاز حمله به ایران، روشن بود که هدف، سرنگونی جمهوری اسلامی و در پی آن، دستیابی به «پیروزی کامل» در «هفت جبهه» است؛ هدفی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بیش از دو سال وعده تحقق آن را می‌داد.

اما خیلی زود، واکنش نظامی ایران و به دنبال آن استراتژی دقیق و سنجیده این کشور با مشارکت متحدان منطقه‌ای‌اش، هدف تغییر نظام را به کلی در هم کوبید و نابود کرد.

در نظرسنجی اخیر افکار عمومی در اسرائیل، حدود ۹۲ درصد از مردم اظهار داشتند که معتقدند ایران پیروز این جنگ بوده است. وقتی این آمار را با نظرسنجی‌های گوناگون پس از جنگ اولیه ۱۲ روزه اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ مقایسه می‌کنیم، تفاوت نتایج بسیار چشمگیر و آشکار است؛ چرا که در آن زمان، اکثریت اسرائیلی‌ها نه تنها از جنگ علیه ایران حمایت می‌کردند، بلکه از نحوه مدیریت آن نیز رضایت داشتند.

این بار، ایران از تهدید به ادامه خصومت‌ها و بستن تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای تضمین پیروزی‌ای استفاده می‌کند که برای اسرائیلی‌ها به یک کابوس سیاسی بدل شده است.

بر اساس تفاهم‌نامه  کنونی، آمریکا در موارد بی‌شماری در برابر ایران کوتاه آمده است: تهران میلیاردها دلار از محل عوارض عبور و مرور در تنگه هرمز درآمد کسب خواهد کرد، به دارایی‌های بلوکه‌شده خود دسترسی خواهد یافت، تمامی تحریم‌ها علیه آن لغو خواهد شد و حتی به صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری دسترسی پیدا خواهد کرد.

اگر آمریکا به این تعهدات عمل کند، ایران قادر خواهد بود برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ به شکوفایی اقتصادی دست یابد. با این حال، مزایای اقتصادی حتی بزرگ‌ترین دستاورد این ماجرا محسوب نمی‌شود.

اگرچه اسرائیلی‌ها توانستند با استفاده از موج توهم، ضربات خود به حزب‌الله در سال ۲۰۲۴ را به عنوان شاهدی بر پیروزی تاریخی علیه محور مقاومت به رهبری ایران به کار گیرند، اما این روایت اکنون فرو ریخته است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در ماه‌های گذشته موفق شده است تا از طریق تهدید به زور به طور مؤثر مانع اقدامات اسرائیل در داخل لبنان شود. حتی اگر اسرائیلی‌ها به دنبال به چالش کشیدن این موضوع باشند، تاکنون ایران با موفقیت به یک معادله بازدارندگی دست یافته است که به موجب آن تل‌آویو از بمباران پایتخت لبنان می‌ترسد.

در میدان نبرد، حزب‌الله موفق شده است ضربات ویرانگری به ارتش اسرائیل وارد کند، آن را به عمق جنوب لبنان بکشاند و از تاکتیک‌های جنگ نامتقارن استفاده کند که باعث انزجار مردم اسرائیل از رهبری آن شده و منجر به از دست دادن اعتماد به توانایی ارتش در دفاع از شهرک‌های شمالی شده است.

این واقعیت اکنون در حال آشکار شدن است، زیرا اسرائیل بارها در تصرف مناطقی مانند تپه‌های علی الطاهر شکست خورده و در عوض به یافتن روشی متوسل شده است که به آنها اجازه می‌دهد بقایای سوخته سربازان خود را که در تانک‌های منهدم شده که هنوز در قلمرو تحت کنترل حزب‌الله باقی مانده و به دام افتاده‌اند، بیرون بکشند.

محور مقاومت به رهبری ایران از قدرت مشترک خود برای مقابله موفقیت‌آمیز با تمام چالش‌های پیش روی خود استفاده کرده است. این شامل هماهنگی با انصارالله یمن برای بستن تنگه باب المندب به روی کشتی‌های اسرائیلی و حتی تهدید به مسدود کردن کامل آن در صورت تشدید مجدد جنگ می‌شود.

کشورهای عربی خلیج فارس نیز متوجه تغییرات در پویایی قدرت منطقه‌ای شده‌اند و کشورهای همسایه تلاش می‌کنند روابط خود را با تهران ترمیم کنند. به نظر می‌رسد این موضوع حتی شامل امارات متحده عربی نیز می‌شود که تنها چند ماه پیش به طور فعال ایران را بمباران می‌کرد.

اکنون به نظر می‌رسد مدل عمان که تا حدودی بی‌طرف ماند؛ مطلوب‌ترین مدل در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است.

اسرائیل امیدوار بود که جنگ موجب فروپاشی نظام جمهوری اسلامی شود یا حداقل دولت ایران را به شدت تضعیف کند، که در نهایت منجر به صف‌آرایی همه کشورهای عربی برای عادی‌سازی و ایجاد روابط نزدیک‌تر با آن شود، اما نتیجه کاملا برعکس شد و به نظر می‌رسد که این جنگ مانع تلاش‌های عادی‌سازی آینده می‌شود.

پروژه اسرائیل بزرگ، یعنی گسترش مرزهای رژیم اسرائیل به فروپاشی محور مقاومت به رهبری ایران یا حداقل تضعیف آن بستگی داشت، اما اکنون تنها گزینه واقعی که شاید بتواند به بقای اسرائیل کمک کند، تضمین راه حل تشکیل کشور فلسطین در سرزمین‌های اشغالی است، اما حتی این گزینه نیز می‌تواند به دلیل رادیکالیزه شدن جامعه اسرائیل منجر به هرج و مرج داخلی شود.

اگر رژیم صهیونیستی به جنگ‌های بی‌پایانی که نمی‌تواند در آنها پیروز شود، ادامه دهند به نقطه فروپاشی کامل می‌رسد؛ چه به دست نیروهای مقاومت و چه به دست مردم خودش.

کد خبر 1890839

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha