خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: در روزهای اخیر، حاکمان بحرین موج جدیدی از بازداشتها، لغو تابعیت و اقدامات سرکوبگرانه علیه مسلمانان شیعه که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، به راه انداختهاند. در این میان، شماری از علمای دینی بازداشت شده و دهها تن دیگر نیز از تابعیت بحرینی محروم شدهاند.
این اقدامات در حالی صورت میگیرد که مقامات بحرینی برای توجیه سیاستهای خود، اتهاماتی بیاساس علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح میکنند؛ ادعاهایی که همزمان با اوجگیری بیداری جهانی علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی و افزایش حمایت افکار عمومی از محور مقاومت، بیش از پیش با تردید و انتقاد مواجه شده است. در همین حال، سکوت نهادهای بینالمللی و مدعیان حقوق بشر بار دیگر پرسشهایی جدی درباره رویکرد دوگانه آنان ایجاد کرده است.
اتهامزنی به ایران؛ روایت رسمی در برابر واقعیتهای میدانی
حاکمان بحرین تلاش دارند اقدامات خود را با طرح ادعاهایی علیه ایران توجیه کنند؛ این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصل حسن همجواری و تعامل منطقهای تأکید کرده است.
با وجود آنکه بحرین طی سالهای اخیر به بخشی از زیرساختهای نظامی و امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه تبدیل شده، تهران تأکید دارد که در مواجهه با تنشها، تنها منافع و پایگاههای طرفهای متخاصم را هدف قرار داده و ملاحظات انسانی و روابط همسایگی را مدنظر داشته است.
تحولات امروز بحرین را میتوان ادامه مطالبات سرکوبشده قیام ۱۴ فوریه ۲۰۱۱، معروف به «انتفاضه میدان اللؤلؤه» دانست؛ مطالباتی که هرگز محقق نشد و اکنون بار دیگر در فضای اجتماعی و سیاسی این کشور سر برآورده است.
از سوی دیگر، مخالفت جهانی با سیاستهای جنگطلبانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به پدیدهای فراگیر تبدیل شده و اعتراضات مردمی حتی در کشورهای اروپایی و آمریکا نیز گسترش یافته است. در چنین فضایی، اعتراض مردم بحرین به سیاستهای واشنگتن و تلآویو، از نگاه بسیاری، واکنشی طبیعی و برخاسته از مسئولیت انسانی و اسلامی تلقی میشود، نه اقدامی هدایتشده از بیرون.
بیداری ملتها و چالش مشروعیت وابستگی منطقهای
تحلیلگران معتقدند ایستادگی ایران در برابر سیاستهای آمریکا، الهامبخش ملتهایی شده که سالها زیر فشار و سلطه واشنگتن قرار داشتهاند. امروز حتی برخی کشورهای اروپایی مانند اسپانیا نیز مواضعی انتقادی نسبت به سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اتخاذ کردهاند.
در این چارچوب، گرایش بخشی از جامعه بحرین به استقلال سیاسی، پایان دادن به نفوذ آمریکا و قطع روابط با رژیم صهیونیستی، مطالبهای طبیعی و همسو با تحولات افکار عمومی جهانی ارزیابی میشود.
منتقدان حکومت بحرین بر این باورند که مقامات این کشور با سرکوب داخلی و طرح اتهامات علیه ایران، نمیتوانند همکاری گسترده خود با پروژههای امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی را پنهان کنند.
منتقدان براین باورند که افکار عمومی جهان نیز دیگر روایتهای رسمی منامه را بهسادگی نمیپذیرد.
«پاکسازی مذهبی»؛ اتهامی علیه سیاستهای منامه
برخی ناظران منطقهای معتقدند که عملکرد حکومت بحرین، بهویژه از سال ۲۰۱۱ به این سو، تلاشی سازمانیافته برای تغییر بافت جمعیتی و تضعیف اکثریت شیعه این کشور است؛ روندی که از نگاه آنان با الگوگیری از سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی دنبال میشود.
در این میان، حضور نیروها و مشاوران امنیتی خارجی و استفاده از ابزارهای امنیتی و سرکوب ساخت آمریکا و انگلیس علیه معترضان بحرینی، از جمله موضوعاتی است که بارها از سوی گروههای حقوق بشری و جریانهای مخالف مطرح شده است.
منتقدان همچنین معتقدند حکومت بحرین با بهرهگیری از فضای پرتنش منطقه، درصدد تشدید روند فشارهای مذهبی و سیاسی است؛ روندی که همزمان با سیاستهای رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی دنبال میشود.
سکوت غرب و پرسش درباره معیارهای حقوق بشری
تحولات بحرین بار دیگر موضوع استانداردهای دوگانه غرب در حوزه حقوق بشر را به کانون توجه بازگردانده است. منتقدان میگویند دولتها و نهادهایی که درباره برخی کشورها با استناد به حقوق بشر موضعگیریهای تند اتخاذ میکنند، در برابر بازداشتها، تبعیض مذهبی و فشارهای گسترده در بحرین سکوت اختیار کردهاند.
منتقدان براین باورند که این رویکرد نهتنها اعتبار ادعاهای حقوق بشری غرب را زیر سؤال میبرد، بلکه نشاندهنده سیاسی شدن عملکرد بسیاری از نهادهای بینالمللی است.
برخی تحلیلگران منطقهای تأکید دارند تحولات بحرین بار دیگر ضرورت بازنگری در ساختارهای بینالمللی و حرکت به سمت نظمی چندقطبی و مستقل از سلطه قدرتهای بزرگ را برجسته کرده است؛ نظمی که بتواند از حقوق ملتها بدون ملاحظات سیاسی حمایت کند.
نظر شما