بحرین در تله واشنگتن و تل آویو؛ کشوری که امنیتش را به بیرون سپرد

بسته شدن تنگه هرمز و تشدید تنش‌های منطقه‌ای، بحرین را بیش از هر زمان دیگری در برابر واقعیتی تلخ قرار داده است؛ کشوری کوچک که بقای سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را طی دو دهه گذشته به چتر حمایت آمریکا و ائتلاف با رژیم صهیونیستی پیوند زد، اکنون با اقتصادی لرزان، جغرافیایی شکننده و آینده‌ای مبهم روبه‌روست.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: کشور کوچک بحرین در ذات موقعیت ژئوپلیتیکی خود، هرگز کشوری نبود که توان ماجراجویی راهبردی داشته باشد. این جزیره کوچک با منابع محدود، عمق جغرافیایی اندک و وابستگی شدید به خارج، از زمان شکل‌گیری دولت مدرنش همواره به شبکه‌های حمایتی منطقه‌ای و بین‌المللی متکی بوده است.

اما آنچه منامه طی دو دهه گذشته انجام داد، فراتر از جست‌وجوی حمایت بود؛ این کشور تصمیم گرفت امنیت سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را به‌طور کامل به محور غرب گره بزند و به‌تدریج به پایگاهی پیشرفته برای پروژه آمریکا در خلیج فارس و سپس بخشی از ساختار عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی تبدیل شود.

اکنون و با بسته شدن تنگه هرمز، تشدید رویارویی‌های منطقه‌ای و کاهش توان آمریکا در تحمیل ثبات از طریق قدرت نظامی، بحرین در برابر لحظه‌ای تاریخی از آشکارشدن آسیب‌پذیری‌هایش قرار گرفته است؛ وضعیتی که شاید در دهه‌های اخیر سابقه نداشته باشد.

کشوری که استراتژی خود را بر این فرض بنا کرده بود که واشنگتن همیشه قادر به حمایت از آن خواهد بود و نزدیکی به تل‌آویو جایگاه ویژه‌ای در اردوگاه غرب به آن می‌دهد، امروز با صحنه‌ای متفاوت روبه‌روست؛ اقتصادی متزلزل، مسیرهای تجاری تهدیدشده، جغرافیایی قابل انزوا و خلیجی که دیگر انسجام گذشته را ندارد.

کشوری کوچک با بحرانی بزرگ‌تر از اندازه‌اش

بحرین در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، نه‌تنها کوچک‌ترین کشور از نظر جمعیت است، بلکه از نظر اقتصادی نیز شکننده‌ترین عضو این شورا به شمار می‌رود. در حالی که عربستان، امارات، قطر و کویت از صندوق‌های عظیم ثروت ملی برخوردارند و می‌توانند شوک‌های اقتصادی را مهار کنند، منامه تقریباً فاقد شبکه امنیت مالی واقعی است.

ذخایر نفتی بحرین تنها حدود ۱۲۵ میلیون بشکه برآورد می‌شود؛ رقمی ناچیز در مقایسه با همسایگانش. برای نمونه، قطر با جمعیتی حدود سه برابر بحرین، نزدیک به ۲۵ میلیارد بشکه ذخیره نفتی در اختیار دارد. با این حال، نفت همچنان حدود ۶۰ درصد درآمد دولت بحرین را تشکیل می‌دهد؛ مسئله‌ای که تناقض ساختاری اقتصاد این کشور را آشکار می‌کند؛ منابع محدود، وابستگی شدید به نفت و ناتوانی در ایجاد الگویی پایدار برای اقتصاد.

خطرناک‌تر آنکه بحرین در حالی وارد بحران کنونی شد که از پیش نیز فرسوده بود. کسری بودجه این کشور به حدود ۱۰ درصد رسیده و بدهی عمومی آن معادل ۱۳۵ درصد تولید ناخالص داخلی است؛ آماری که بحرین را در زمره بدهکارترین کشورهای جهان قرار می‌دهد. کاهش رتبه اعتباری بحرین از سوی مؤسسه «فیچ» پیش از آغاز حمله به ایران نیز در واقع اعترافی بین‌المللی به ایستادن اقتصاد این کشور بر لبه پرتگاه بود.

منامه در سال ۲۰۱۸ برای جلوگیری از فروپاشی مالی، به بسته نجات ۱۰ میلیارد دلاری عربستان، امارات و کویت نیاز پیدا کرد. هرچند بحرین در آن زمان وعده اصلاحات اقتصادی و تنوع‌بخشی به منابع درآمدی را داد، اما در عمل تغییر بنیادینی رخ نداد و اقتصاد این کشور همچنان به حمایت خارجی وابسته باقی ماند؛ گویی دولت فقط زمان انفجار بحران را به تعویق انداخته بود.

از بحران داخلی تا وابستگی به خارج

بحران بحرین تنها اقتصادی نیست؛ این کشور سال‌هاست با شکاف‌های عمیق سیاسی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۱، خاندان آل‌خلیفه با موجی از نارضایتی‌ها روبه‌رو شد که ریشه در احساس تبعیض سیاسی و اجتماعی در میان اکثریت شیعه داشت.

منامه نتوانست به‌تنهایی بحران را کنترل کند و در نهایت، نیروهای سعودی از طریق پل ملک فهد وارد بحرین شدند تا اعتراضات را سرکوب و حکومت را تثبیت کنند. آن رخداد نقطه عطفی بود که نشان داد بقای ساختار سیاسی بحرین عملاً به چتر حمایت عربستان وابسته است.

اما به جای آنکه این تجربه منامه را به سمت بازسازی توازن داخلی سوق دهد، بحرین مسیر معکوس را انتخاب کرد؛ تعمیق وابستگی به محور آمریکا و غرب و گسترش ائتلاف‌های امنیتی خارجی. از همین نقطه بود که بحرین به‌تدریج از یک کشور کوچک حاشیه خلیج فارس به دولتی کارکردی در منظومه غربی منطقه تبدیل شد.

قمار روی واشنگتن و تل‌آویو

بحرین از سال ۲۰۰۵ به‌تدریج مسیر نزدیکی به رژیم صهیونیستی را آغاز کرد؛ ابتدا با کنار گذاشتن تحریم‌های اقتصادی علیه اسرائیل در برابر امضای توافق تجارت آزاد با آمریکا و سپس با انتقاد از تحریم‌های اتحادیه عرب علیه تل‌آویو و باز کردن مسیر سفر صهیونیست‌ها به این کشور.

اما نقطه تحول اصلی، توافق‌های موسوم به «ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ بود؛ زمانی که بحرین پس از امارات، دومین کشور عربی حوزه خلیج فارس شد که به‌صورت رسمی روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی‌سازی کرد. پس از آن نیز توافق‌های امنیتی با تل‌آویو و واشنگتن امضا شد تا بحرین عملاً به بخشی از ساختار امنیتی پروژه مشترک آمریکا و اسرائیل در منطقه بدل شود.

منامه تصور می‌کرد این جایگاه جدید، دستاوردهای بلندمدت اقتصادی و امنیتی برایش به همراه خواهد داشت. وعده سرمایه‌گذاری‌های چندصد میلیون دلاری و قراردادهای کلان اقتصادی با آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در همین چارچوب مطرح شد.

اما بحرین غافل بود که ائتلاف‌های بین‌المللی تنها بر پایه وفاداری شکل نمی‌گیرند، بلکه تابع موازنه قدرت‌اند. با کاهش تدریجی نفوذ آمریکا و تغییر اولویت‌های واشنگتن، زمین زیر پای دولت‌هایی که امنیت خود را به حمایت غرب گره زده بودند، شروع به لرزیدن کرد.

عربستان مسیرش را تغییر داد، اما بحرین جا ماند

تناقض مهم آنجاست که خود عربستان، کشوری که در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۸ بحرین را نجات داد، طی سال‌های اخیر در حال بازتعریف جایگاه منطقه‌ای خود بوده است. ریاض به سمت چین حرکت کرده، بخشی از معاملات نفتی خود را با یوان انجام می‌دهد و حتی از نارضایتی خود نسبت به سیاست‌های رژیم صهیونیستی در منطقه سخن گفته است.

در مقابل، بحرین بیش از گذشته به محور غرب و امارات نزدیک شد؛ اماراتی که همکاری‌هایش با رژیم صهیونیستی را گسترش داده و روابط راهبردی خود با غرب را تعمیق کرده است. اما همین نزدیکی، بحرین را در وضعیتی دشوار قرار داده؛ زیرا اختلافات پنهان میان ریاض و ابوظبی، از یمن تا آفریقا و حتی درون اوپک، در حال افزایش است.

در نتیجه، بحرین اکنون نه‌تنها کشوری ضعیف از نظر اقتصادی، بلکه بازیگری گرفتار میان محورهای متضاد در خلیج فارس است.

هرمز؛ لحظه آشکار شدن شکنندگی بحرین

با بسته شدن تنگه هرمز در پی تنش‌های منطقه‌ای، تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس آسیب دیدند، اما میزان آسیب‌ها یکسان نبود. عربستان همچنان به دریای سرخ دسترسی دارد و امارات نیز می‌تواند از خطوط لوله متصل به اقیانوس هند استفاده کند. اما بحرین، قطر و کویت عملاً در وضعیت شبه‌محاصره قرار گرفتند.

در این میان، بحرین بیش از دیگران آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد؛ زیرا مسیر جایگزین واقعی برای صادرات نفت ندارد و حتی اتصال نفتی آن به عربستان، اساساً برای انتقال نفت به بحرین طراحی شده، نه بالعکس. با اختلال در حمل‌ونقل دریایی و آسیب دیدن زیرساخت‌های انرژی، نشانه‌های خفگی اقتصادی به‌سرعت آشکار شد.

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده اقتصاد بحرین در سال ۲۰۲۶ با رشد منفی ۰.۵ درصدی مواجه شود. با این حال، حتی این برآورد نیز خوش‌بینانه به نظر می‌رسد، زیرا بر فرض بازگشت تجارت و تولید به شرایط عادی در نیمه دوم سال استوار است؛ فرضی که با تداوم تنش‌ها چندان واقع‌بینانه نیست.

جزیره‌ای که با یک ضربه می‌تواند منزوی شود

اما شاید خطرناک‌ترین مسئله برای بحرین، نه اقتصاد بلکه جغرافیاست. این کشور جزیره‌ای تنها از طریق پل ملک فهد به عربستان متصل می‌شود. در ماه‌های اخیر، گزارش‌هایی از آسیب دیدن این پل در حملات پهپادی منتشر شد و مدتی بعد نیز این مسیر به‌طور کامل بسته شد.

همین مسئله برای درک میزان آسیب‌پذیری بحرین کافی است. کشوری که در سال ۲۰۱۱ برای حفظ ثبات خود به دخالت نظامی عربستان نیاز داشت، امروز ممکن است با هدف قرار گرفتن دوباره این پل، کاملاً منزوی شود.

حتی عربستان نیز در چنین شرایطی شاید نتواند به‌سادگی وارد عمل شود؛ زیرا فاقد ناوگان بزرگ آبی‌ـ‌خاکی برای انتقال گسترده تجهیزات نظامی است. امارات هم اگرچه چنین توانایی‌هایی دارد، اما برای مداخله باید صدها کیلومتر در خلیج فارس و زیر تهدید مستقیم آتش ایران حرکت کند.

این یعنی بحرین امروز نه‌فقط کشوری ضعیف از نظر اقتصادی، بلکه سرزمینی است که می‌تواند ظرف چند ساعت از نظر جغرافیایی و نظامی نیز در انزوا قرار گیرد.

منامه و پرسشی که سال‌ها به تعویق افتاد

بحرین اکنون در قلب همان ائتلاف‌هایی گرفتار شده که زمانی تصور می‌کرد ضامن بقایش هستند. نزدیکی به رژیم صهیونیستی این کشور را به هدفی آشکارتر در هر درگیری منطقه‌ای تبدیل کرده و وابستگی کامل به واشنگتن نیز امنیتش را به پروژه‌ای گره زده که نشانه‌های افول در آن دیده می‌شود.

در داخل نیز زخم‌های سیاسی قدیمی همچنان پابرجاست؛ اقتصاد شکننده‌تر شده، بدهی‌ها افزایش یافته و اعتماد منطقه‌ای رو به فرسایش است. به همین دلیل، بحرین امروز صرفاً کشوری گرفتار بحران اقتصادی نیست، بلکه نمونه‌ای از دولتی است که همه امنیت خود را به بیرون سپرد و حالا درمی‌یابد همان بیرون نیز در حال تغییر است.

هرچه بسته ماندن تنگه هرمز طولانی‌تر شود، بحرین بیشتر به پرسشی نزدیک می‌شود که سال‌ها تلاش کرد از آن فرار کند؛ کشوری که امنیت خود را به‌طور کامل به قدرت‌های خارجی فروخته، وقتی همان قدرت‌ها شروع به عقب‌نشینی کنند، چه سرنوشتی خواهد داشت؟

کد خبر 1881917

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha