خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: شهر قدس همواره جایگاهی دینی و استثنایی داشته است؛ شهری که میراثی عمیق از معنویت و مقدسات ادیان آسمانی را در خود جای داده و به همین دلیل، در طول تاریخ، کانون توجهات مذهبی و سیاسی بوده است. این بُعد معنوی، به قدس ارزشی تاریخی و تمدنی بخشیده و آن را به نمادی از هویت ایمانی میلیونها انسان در سراسر جهان تبدیل کرده است.
در این میان، قدس برای مسیحیان جایگاهی ویژه و بنیادین دارد؛ چرا که مهمترین اماکن مقدس مسیحیت، بهویژه کلیسای قیامت، در این شهر قرار گرفتهاند؛ کلیسایی که با مهمترین رویدادهای روایت دینی مسیحیان پیوند خورده است. از همین رو، حضور مسیحیان در قدس، حضوری ریشهدار و تاریخی به شمار میرود که قرنها استمرار یافته است.
اما همین جایگاه معنوی که میتوانست بستری برای گفتوگو و همزیستی باشد، در دورههای مختلف به بخشی از پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شد. قدس امروز شهری است که در آن، تقدس و تنش بهگونهای در هم تنیدهاند که اماکن دینی نیز از تعرضها و درگیریها در امان نماندهاند. به همین دلیل، هر تحول در وضعیت مذهبی و اجتماعی این شهر، بازتابی فراتر از مرزهای قدس داشته و بر توازن دینی و تاریخی کل منطقه اثر میگذارد.
از آنچه دوربینها ثبت کردند تا واقعیتی پنهانتر
حمله به راهبه فرانسوی در قدس
در سایه افزایش تنشهای مذهبی و سیاستهای اشغالگرانه اسرائیل در قدس، مسیحیان و نهادهای مذهبی آنان با واقعیتی پیچیده و نگرانکننده مواجهاند؛ واقعیتی که حوادث ثبتشده تنها بخشی از آن را آشکار میکند و بخش دیگری همچنان دور از چشم رسانهها باقی مانده است.
در این میان، حمله به یک راهبه فرانسوی در قدس واکنشهای گسترده دیپلماتیک را برانگیخت. کنسولگری فرانسه این حادثه را «خطرناک» توصیف و خواستار مجازات عامل آن شد و همبستگی خود را با این راهبه اعلام کرد.
طبق گزارشهای منتشرشده، این راهبه هدف حمله فیزیکی مستقیم قرار گرفت؛ مهاجم اسرائیلی او را با شدت به سمت صخرهای هل داد و پس از انداختن وی بر زمین، با لگد زدن و توهین به حمله ادامه داد. این حادثه توسط دوربینهای مداربسته ثبت شد و موجی از محکومیتها را به همراه داشت.
این واقعه تنها بخشی از فضای گستردهتر آزار و اذیت روحانیون مسیحی و راهبهها در قدس، بهویژه در بخش قدیمی شهر، را بازتاب میدهد؛ جایی که توهینهای لفظی، آب دهان انداختن به سوی روحانیون و برخوردهای مستقیم، به رخدادهایی تکرارشونده تبدیل شده است.
گزارشهای حقوق بشری نیز نشان میدهد آنچه توسط دوربینها یا گزارشهای رسمی ثبت میشود، تنها بخش کوچکی از واقعیت است و بسیاری از تعرضها هرگز رسانهای یا مستندسازی نمیشوند؛ مسئلهای که ابعاد واقعی این پدیده را گستردهتر و پیچیدهتر نشان میدهد. در چنین شرایطی، درخواستها برای تأمین امنیت آزادی عبادت و حفاظت از حضور مسیحیان در قدس رو به افزایش است.
افزایش تعرضها به مسیحیان و مقدسات مسیحی
از ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ در امتداد تاریخی پس از ۱۹۶۷
واقعیت مسیحیان در فلسطین، بهویژه در قدس شرقی، طی سالهای اخیر با تحولات نگرانکنندهای همراه بوده است. افزایش حملات به افراد و اماکن مذهبی، محدودیتهای فزاینده بر آزادیهای دینی و گسترش تبعیض ساختاری، تصویری فراتر از حوادث پراکنده و فردی ترسیم میکند.
در واقع، آنچه امروز رخ میدهد را نمیتوان جدا از روند تاریخی طولانی تعرض به مقدسات مسیحی از زمان اشغال قدس در سال ۱۹۶۷ دانست؛ روندی که نشاندهنده الگویی تکرارشونده از تعرض به کلیساها، روحانیون و نمادهای دینی مسیحیان است.
فلسطینیان مسیحی در عرصههای مختلف، از مسکن و مالکیت زمین گرفته تا اشتغال و پیوستن خانوادهها، با اشکال مختلف تبعیض ساختاری مواجهاند. همچنین کنترل بخش بزرگی از اراضی توسط نهادهای وابسته به رژیم اشغالگر، امکان توسعه و سرمایهگذاری را محدود کرده و فشارهای اقتصادی و اجتماعی را تشدید کرده است.
در کنار این مسائل، محدودیتهای شدید رفتوآمد و دشواری دسترسی به اماکن مقدس، بهویژه قدس، نیز بر وضعیت مسیحیان تأثیر مستقیم گذاشته است. با وجود تأکید رسمی بر «آزادی عبادت»، بسیاری از مسیحیان فلسطینی، بهخصوص در مناسبتهای بزرگ مذهبی، از حضور در اماکن مقدس محروم میشوند.
در چنین فضایی، موج تعرضهای مستقیم نیز شدت گرفته است. تنها در سال ۲۰۲۴، دستکم ۱۱۱ مورد تعرض ثبت شد که شامل حملات فیزیکی، آب دهان انداختن به روحانیون، تخریب اموال کلیساها و نوشتن شعارهای تحریکآمیز بود.
در سال ۲۰۲۵، شمار این حوادث به حدود ۱۵۵ مورد رسید. استفاده از اسپری فلفل، ضرب و شتم مستقیم، تخریب اماکن دینی و آزار علنی در مناطقی چون کوه صهیون و محله ارمنینشین، بخشی از این موارد بود. طبق دادههای منتشرشده، ۶۱ مورد حمله مستقیم به روحانیون یا افراد دارای نمادهای دینی، ۵۲ مورد تعرض به کلیساها و ۲۸ مورد محدودسازی فعالیتهای مذهبی ثبت شده است.
روند افزایشی در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافته و تاکنون بیش از ۱۵۰ حادثه مستند شده است؛ حوادثی که شامل حمله به روحانیون، تخریب اموال کلیساها و اهانت به نمادهای دینی میشود. این وضعیت در کنار رشد گفتمانهای افراطی و محدودیتهای بیشتر بر فعالیتهای مذهبی، نگرانیها درباره تضعیف حضور تاریخی مسیحیان در سرزمین مقدس را افزایش داده است.
زنجیرهای از تعرضها؛ از کلیساها تا صومعهها
تحولات کنونی، امتداد تاریخی طولانیتری نیز دارند. اسناد و گزارشهای فلسطینی نشان میدهد که از سال ۱۹۶۷ تاکنون، تعرض به مقدسات مسیحی به اشکال مختلف ادامه داشته است.
در سالهای نخست پس از اشغال، کلیساهایی مانند کلیسای «یوحنای معمدان»(یحیی تعمیددهنده) در عین کارم و کلیسای «سن جورج» هدف یورش و تخریب قرار گرفتند. همچنین کلیسای ارمنی «المخلّص» به پایگاه نظامی تبدیل شد.
پدیده نژادپرستی دینی در ساختار اسرائیل، در پیوندی پیچیده میان عوامل ایدئولوژیک، سیاسی، حقوقی و تاریخی شکل گرفته است. یکی از مهمترین مفاهیم مورد بحث در این زمینه، ایده «قوم برگزیده» است که از بستر دینی خود خارج شده و در برخی گفتمانهای سیاسی معاصر، به ابزاری برای توجیه برتریطلبی و سیاستهای تبعیضآمیز تبدیل شده است.
کلیسای میلاد نیز از تعرضها در امان نماند و گزارشهایی از رفتارهای توهینآمیز در جریان برگزاری مراسم مذهبی منتشر شد. در نابلس نیز حمله به کلیسای «بئر یعقوب» و قتل رئیس آن، یکی از حوادث تکاندهنده آن دوره بود.
در دهههای بعد، مصادره املاک کلیساها، حمله به صومعهها، آتشزدن کلیساها، تیراندازی در اماکن مذهبی و تخریب قبرستانها ادامه یافت. در جریان انتفاضه دوم نیز کلیساهای بیتلحم، بیتجالا و رامالله هدف حملات نظامی قرار گرفتند و کلیسای میلاد هفتهها در محاصره بود.
در سالهای اخیر نیز حملات گروههای افراطی به کلیساها، نوشتن شعارهای توهینآمیز، شکستن نمادهای مذهبی و تعرض به روحانیون ادامه داشته است. همچنین تصمیم رژیم اسرائیل در سال ۲۰۱۸ برای وضع مالیات بر املاک کلیساها در قدس، اعتراض شدید رهبران مسیحی و تعطیلی کلیسای قیامت را در پی داشت.
نژادپرستی دینی در اسرائیل؛از تفسیر مذهبی تا چالش با حقوق بینالملل
پدیده نژادپرستی دینی در ساختار اسرائیل، در پیوندی پیچیده میان عوامل ایدئولوژیک، سیاسی، حقوقی و تاریخی شکل گرفته است. یکی از مهمترین مفاهیم مورد بحث در این زمینه، ایده «قوم برگزیده» است که از بستر دینی خود خارج شده و در برخی گفتمانهای سیاسی معاصر، به ابزاری برای توجیه برتریطلبی و سیاستهای تبعیضآمیز تبدیل شده است.
اگرچه در تفسیر الهیاتی، مفهوم «برگزیدگی» بیشتر به تعهد اخلاقی و معنوی اشاره دارد، اما استفاده سیاسی از آن، بهویژه در چارچوب دولت-ملت دینی، بستری برای شکلگیری برخی رویکردهای تبعیضآمیز فراهم کرده است.
در کنار این مسئله، گزارشهای حقوق بشری از وجود ساختارهایی سخن میگویند که تبعیض در حوزههایی چون زمین، مسکن، آزادی رفتوآمد و دسترسی به خدمات را بازتولید میکنند. جریانهای دینی افراطی نیز با قرائتهای تندروانه، به برخی اشکال تبعیض مشروعیت مذهبی میبخشند.
از سوی دیگر، قوانین و معاهدات بینالمللی بر اصل برابری و منع تبعیض تأکید دارند. کنوانسیون بینالمللی رفع هرگونه تبعیض نژادی، دولتها را ملزم به مقابله با تبعیض و نفرتپراکنی دینی و نژادی میکند و حقوقی همچون آزادی اعتقاد، آزادی رفتوآمد و برابری در برابر قانون را تضمین میداند.
با این حال، چالش اصلی در فاصله میان این اصول حقوقی و واقعیت میدانی نهفته است؛ جایی که گزارشها و شواهد متعدد از تداوم محدودیتها و تبعیضها علیه فلسطینیان، از جمله مسیحیان، حکایت دارد.
آنچه در این گزارش، از حمله به راهبه فرانسوی تا آمار تعرضها به کلیساها و روحانیون مسیحی، ترسیم شد، نشان میدهد وضعیت کنونی مسیحیان در فلسطین اشغالی تنها مجموعهای از حوادث پراکنده نیست، بلکه بخشی از روندی تاریخی و مستمر است که طی دههها شکل گرفته است.
همچنین فیلمهای ویدئویی و تصاویر منتشر شده از سربازان صهیونیستی در هتک حرمت به نمادهای مسیحیان همچون مجسمه حضرت مریم و حضرت مسیح (ع) در روستاهای لبنان در روزهای اخیر نشان میدهد که این پروژه نژادپرستی دینی صهیونیستها تنها معطوف به قدس نیست، بلکه این پروژه گستردهتر است و در هرجایی که قدم بگذارند، مقدسات دینی مسلمانان و مسیحیان در امان نخواهد بود.
برهمین اساس می توان گفت که محدودیتهای مذهبی و فشارهای امنیتی و سیاسی و تعرضهای مستقیم به میراث تاریخی و معنوی سرزمینی که همواره نماد تنوع دینی بوده است. این پرسش را مطرح میکندکه آیا میتوان از هویت چنددینی و تاریخی سرزمین مقدس در برابر موج فزاینده تنشها و تعرضها محافظت کرد؟
نظر شما