به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، رعایت کپی رایت در جهان امروز امری واضح و بدیهی تلقی می شود و هیچ تولید فرهنگی و هنری بدون رعایت این قانون منتشر نمی شود و با هرگونه تخلف مطابق موازین قانونی برخورد می شود. امروزه نویسنده، خواننده، آهنگساز و هرکه تولید فکر و ایده ای دارد صاحب آن است و استفاده کنندگان از آن باید حق الزحمه صاحب اثر را بپردازند و حتی اگر فرد درگذشته باشد این حق به بازماندگان او تعلق می گیرد. اما در کشور ما هنوز این قانون مورد پذیرش نهادهای حاکمیتی قرار نگرفته و بالطبع اعتراض و شکایت اهالی فرهنگ یا به در بسته می خورد و یا با نگرش های سلیقه ای مواجه می شود.
همین هفته گذشته بود که محمد حسین آقاسی وکیل محمد رضا شجریان از رد شکایت موکلش از صدا و سیما به دلیل پخش بدون مجوز آثار این هنرمند در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کارکنان دولت خبر داد و گفت: «تفسیر قضایی، سلیقه و طرز تفکر قاضی این بود که صداوسیما کار بدی نکرده و شاید پخش آثار به نفع موکل هم بوده است» . او تاکید کرد که وزارت ارشاد نیز تایید کرده بود، امتیاز آثار پخش شده متعلق به آقای شجریان است.
در پی انتشار این حکم آقاسی به یکی از خبرگزاری ها گفته بود: رای صادره مغایر صریح قوانین است و قطعا به این حکم اعتراض میکنیم زیرا معتقدیم حکم، با نادیده گرفتن محتویات پرونده و مستندات من به عنوان وکیل شاکی صادر شده است. بدون تردید اگر در مرحله تجدیدنظر دقت کافی شود، این رای باید نقض شود وگرنه پیام بدی برای صداوسیما دارد مبنی بر اینکه از این به بعد میتواند آثار هنرمندان را که برای تولیدشان وقت و هزینه صرف میکنند، بدون موافقت صاحب اثر پخش کند.
انتشار خبر پای شهرام ناظری را نیز به ماجرا بازکرد. این خواننده شناخته شده به رفتار صدا و سیما با آثارش واکنش نشان داد و گفت: صداوسیما همیشه این اجحاف را در حق هنرمندان انجام داده و این زورگویی و رفتار غیرعادلانه را نسبت به همه داشته است، الان 40 سال است که آثار مرا پخش میکند و هیچ حق و حقوقی به من نداده است، هیچ قراردادی نبسته است و هیچ اجازهای هم نگرفته است. شهرِ زور چگونه است؟! اینجا هم زورگیری است، و غیر از این هم انتظاری نمیرود یعنی اگر بخواهند نگاهی صحیح، قانونمند و عادلانه داشته باشند، باعث تعجب است.
شوالیه آواز ایران در بخش دیگری از سخنانش ادعای دادگاه صادر کننده رای مبنی بر «شهیر شدن شجریان به سبب پخش آثارش در رسانه ملی» را مورد انتقاد قرار داد و گفت: صدا وسیما شاید در مشهور شدن آدمهای دیگر تاثیر داشته باشد و بتواند افرادی بیمایه را عَلَم کند ولی یک هنرمند سطح بالا نیازی به این چیزها ندارد و میتواند با یک نوار، با یک سیدی کارش را بکند.
این هنرمند که هرگز به صورت رسمی از صدا و سیما شکایت نکرده است در بخش دیگری از سخنانش می گوید: خود من هم جزو شاکیان از صداوسیما هستم و اگرچه هنوز این شکایت را به صورت رسمی ثبت نکردهام اما همواره آمادگیاش را داشتهام و بار دیگر اعلام میکنم اگر کسی باشد که کارهای شکایت قانونی مرا از صداوسیما پیگیری کند با کمال میل، از همین لحظه حاضر به انجام شکایت هستم، بابت این همه اجحاف و این همه استفادههای مربوط و مخصوصا نامربوط که از آثارم کرده است آن هم بدون اجازه من که هم از نظر حیثیتی، هم معنوی و هم مادی متضررم کردهاند. شکایت ما به کجا میرسد؟! 40 سال است که من هیچ حق و حقوقی از صداوسیما نگرفتهام و تمام 50 اثری که به وجود آوردهام تماما با سختی و خون دل خوردن، بدون هیچ حمایتی در منزل شخصیام بوده است و در واقع صداوسیمای من خانه خودم است و این گونه است که فکر میکنم ظلم بزرگی در حقمان شده است! 40 سال شوخی نیست. یک بار دیگر هم گفته بودم که ببینید مدیران صداوسیما اگر 40 ماه حقوق نگیرند چه نظرگاهی نسبت به سیستم پیدا میکنند؟! و حال گمان کنید این 40 ماه تبدیل به 40 سال شود!
ناظری در پایان گفت: به خارج از این مملکت نگاه کنید و به هنرمندانشان که هر قطعهای در هر جایی از آنها پخش شود، خود به خود و به صورت طبیعی مبلغی را که به عنوان حقالزحمه برایشان درنظر گرفتهاند به حسابشان میریزند و زمانی که هنرمند از دنیا میرود، این حقالزحمه به فرزند او و حتی به نسلهای بعدیاش پرداخت میشود و اساسا داستانشان با ما متفاوت است، چرا؟! چون همه چیزشان روی قانون است و اینجا همه چیز روی زور است و زور ما هم نمیرسد و شکایتی که میکنیم بیفایده است.
در گذشته تنها محمد رضا شجریان نبود که به پخش بدون اجازه آثارش از صدا سیما اعتراض کرد، آهنگسازانی مثل حسین علیزاده، محمدرضا لطفی، کامبیز روشن روان، عبدالحسین مختاباد و حسین زمان نیز اعتراضاتی داشتند اما کارشان به قوه قضاییه نکشید. تنها مورد قضایی سال های اخیر مربوط به خانواده فرهاد مهراد، خواننده موسیقی بود که پس از مرگ او، صدا و سیما ر ا به دلیل پخش آثار این خواننده در دادگاه تجدید نظر محکوم کرد.
باید توجه داشت اگرچه در برخی از شکایت های هنرمندان، رای به نفع آن ها داده شده و صدا و سیما مکلف به پرداخت جریمه شده اما این سازمان به این دعوی توجهی نکرده و همچنان از آثار این هنرمندان بدون رضایت آن ها استفاده می کند.
در نبود کپی رایت، حقوق تولید کننده فرهنگی و هنری نادیده گرفته می شود و چه بسا رسانه ملی مدعی می شود که باعث شهرت هنرمند یا صاحب اثر نیز شده است.
حال باید منتظر ماند و دید نارضایتی طیف گسترده ای از تولیدات کنندگان محصولات فرهنگی و هنری می تواند رسانه ملی را مجاب کند تا این حق مسلم اهالی فرهنگ را به رسمیت بشناسد یا این سازمان با انحصار رسانه ای که دارد همچنان کار خود را پیش می برد؟
نظر شما