به گزارش خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان گرایش برخی نوجوانان و جوانان به مناسبتهایی مانند هالووین و کریسمس را نمیتوان صرفاً به تقلید از فرهنگ غرب نسبت داد. این پدیده در کنار تأثیر شبکههای اجتماعی و جذابیتهای تجاری، پرسش مهمتری را پیش روی نهادهای فرهنگی قرار میدهد: چرا برخی از تجربههای فرهنگی وارداتی برای نسل جدید جذابتر از بسیاری از مناسبتهای بومی و دینی هستند؟
چند سالی است که تصاویر جشن هالووین، لباسهای خاص، تزئینات کریسمس و دورهمیهای مرتبط با این مناسبتها در فضای مجازی فارسی بیشتر دیده میشود. بخشی از نوجوانان و جوانان نیز به برگزاری این جشنها یا مشارکت در آنها علاقه نشان میدهند؛ موضوعی که گاهی با واکنشهای انتقادی همراه میشود.
اما آیا باید این رفتار را صرفاً نشانه غربگرایی یا فاصله گرفتن از هویت دینی و ملی دانست؟ به نظر میرسد چنین برداشتی همه ابعاد مسئله را توضیح نمیدهد. برای فهم این گرایش باید به تغییر سبک زندگی، تأثیر رسانههای اجتماعی و نیاز نسل جدید به تجربههای متفاوت توجه کرد.
شبکههای اجتماعی؛ دروازه ورود سبکهای زندگی جدید
امروز نوجوانان بیش از گذشته با فرهنگها و سبکهای زندگی جوامع دیگر ارتباط دارند. شبکههای اجتماعی تصاویری جذاب از جشنها و مناسبتهای مختلف منتشر میکنند و بهتدریج برخی از این الگوها را به بخشی از سلیقه عمومی تبدیل میکنند.
پژوهش علیاکبر جعفری با عنوان دو روایت از یک شهر؛ مطالعهای اکتشافی درباره مصرف فرهنگی جوانان ایرانی که در سال ۲۰۰۷ در نشریه Iranian Studies منتشر شده، نشان میدهد مصرف فرهنگی را باید فراتر از یک انتخاب ساده سرگرمی بررسی کرد؛ چراکه افراد از طریق الگوهای مصرف، معنا، ارزش و هویت خود را نیز بازنمایی میکنند.
هالووین و کریسمس نیز در این فضا فقط بهعنوان مناسبتهایی با خاستگاه غربی معرفی نمیشوند؛ بلکه با تصاویر رنگارنگ، لباسهای متفاوت، هدیه دادن و دورهمیهای دوستانه شناخته میشوند. همین بازنمایی رسانهای میتواند برای نوجوانی که به دنبال تجربههای تازه است، جذابیت ایجاد کند.
از طرف دیگر، نباید نقش مصرفگرایی را فراموش کرد. بسیاری از مناسبتهای جهانی در فضای تجاری امروز به فرصتی برای خرید، تبلیغات و نمایش سبک زندگی تبدیل شدهاند. در این میان، شادی نیز گاهی در قالب خرید هدیه، تهیه لباس و تزئین محیط تعریف میشود.
نیاز به شادی و تعلق؛ مسئلهای که نباید نادیده گرفت
یکی از موضوعاتی که در بررسی این پدیده کمتر به آن توجه میشود، نیاز نوجوانان به حضور در جمع و تجربه فعالیتهای مشترک است.
برای بسیاری از نوجوانان، جذابیت یک مراسم لزوماً به معنای پذیرش باورهای پشت آن نیست. ممکن است حضور در یک جشن صرفاً فرصتی برای معاشرت با دوستان، تفریح، عکاسی و ساختن خاطرات مشترک باشد.
پژوهشی کیفی که در سال ۲۰۱۷ درباره تجربه نوجوانان ایرانی از فضای مجازی انجام شد، با مصاحبه با ۳۲ نوجوان ۱۳ تا ۱۸ ساله در مشهد، نشان داد که شبکههای اجتماعی میتوانند در افزایش سرمایه اجتماعی، کاهش احساس تنهایی و دیدهشدن افراد نقش داشته باشند؛ البته این فضا در کنار فرصتها، زمینه برخی تنشهای اجتماعی و روانی را نیز فراهم میکند.
بنابراین، نمیتوان همه رفتارهای این گروه سنی را با یک انگیزه توضیح داد؛ اما این واقعیت را باید پذیرفت که نوجوان امروز به دنبال فضایی برای ابراز سلیقه، مشارکت و دیدهشدن است.
اینجا یک پرسش جدی مطرح میشود: آیا برنامههای فرهنگی و مذهبی ما توانستهاند چنین فضایی را برای نسل جدید فراهم کنند؟
هویت در آینه قرآن؛ استقلال فرهنگی بدون انزوا
قرآن کریم در موضوع هویت، انسان را به برخورداری از شخصیت مستقل، اعتدال و حفظ معیارهای درونی دعوت میکند. خداوند در آیه ۱۴۳ سوره بقره میفرماید:
«وَکَذَٰلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ»
خداوند جامعه اسلامی را «امت وسط» معرفی میکند؛ امتی که باید در مسیر اعتدال و عدالت حرکت کند. این آموزه را میتوان مبنایی برای مواجهه متوازن با فرهنگهای دیگر دانست؛ نه انزوا و قطع ارتباط با جهان و نه پذیرش بدون بررسی هر الگوی فرهنگی.
در واقع، داشتن هویت مستقل به معنای ناآشنایی با فرهنگهای دیگر نیست. فردی که از پیشینه فرهنگی و اعتقادی خود شناخت دارد، میتواند با دیگر فرهنگها آشنا شود، از ظرفیتهای مثبت آنها بهره ببرد و در عین حال مرزهای اعتقادی خود را حفظ کند.
آیه ۱۳ سوره حجرات نیز معیار ارزشمندی انسان را تقوا معرفی میکند:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
این آیه یادآور میشود که ارزش انسان به ظاهر، نوع پوشش یا میزان تأیید دیگران وابسته نیست. چنین نگاهی میتواند به نسل جوان کمک کند تا برای پذیرفتهشدن در جمع دوستان یا جامعه، ناچار به کنار گذاشتن باورهای خود نباشد.
همچنین در همین آیه، خداوند تفاوت ملتها و اقوام را زمینهای برای شناخت متقابل معرفی میکند: «لِتَعَارَفُوا». بنابراین، آشنایی با فرهنگهای دیگر بهخودیخود به معنای پذیرش اعتقادات آنها نیست. باید میان شناخت یک مناسبت، مشارکت در جنبههای اجتماعی آن و پذیرش مبانی اعتقادیاش تفاوت قائل شد.
به جای مقابله صرف، باید جایگزین جذاب ساخت
اگر قرار است مناسبتهای دینی و ملی در زندگی نسل جدید جایگاه پررنگتری پیدا کنند، نمیتوان تنها به توصیه و هشدار اکتفا کرد. خانواده، مدرسه، مسجد و رسانه هرکدام در این زمینه مسئولیت دارند.
خانواده باید به جای برخوردهای شتابزده، درباره انگیزه نوجوانان گفتوگو کند و فرصت شناخت و انتخاب آگاهانه را در اختیار آنها قرار دهد. مدرسه نیز میتواند با معرفی ریشههای تاریخی و فرهنگی مناسبتهای ایرانی و اسلامی، زمینه آشنایی عمیقتر دانشآموزان با میراث فرهنگی خود را فراهم کند.
مسجد و نهادهای دینی هم باید از قالبهای تکراری فاصله بگیرند. جشنهای میلاد اهلبیت علیهمالسلام، اگر با برنامههای هنری، مسابقات، فعالیتهای گروهی و مشارکت خود نوجوانان همراه شوند، میتوانند به تجربههایی جذاب و ماندگار تبدیل شوند.
شب یلدا، نوروز و دیگر مناسبتهای ملی نیز ظرفیت زیادی برای ایجاد دورهمیهای خلاقانه و تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی دارند. مسئله این است که این مناسبتها باید متناسب با نیاز و سلیقه نسل امروز بازآفرینی شوند، نه اینکه صرفاً به شکل گذشته تکرار شوند.
رسانهها نیز در این میان نقش مهمی دارند. تولید محتوای جذاب درباره آیینهای ایرانی و اسلامی و استفاده از ظرفیت خود نوجوانان در ساخت برنامهها میتواند به انتقال بهتر این میراث کمک کند.
مسئله فقط هالووین و کریسمس نیست
گرایش بخشی از نسل جدید به مناسبتهای فرهنگی دیگر جوامع، بیش از آنکه بهتنهایی نشانه یک بحران باشد، فرصتی برای بررسی وضعیت ارتباط نهادهای فرهنگی با نوجوانان است. نمیتوان از جوانان انتظار داشت به مناسبتهایی علاقهمند باشند که درباره فلسفه و جذابیت آنها توضیحی دریافت نکردهاند یا امکان مشارکت واقعی در آنها برایشان فراهم نشده است.
اگر میخواهیم نسل جدید با هویت ایرانی و اسلامی خود ارتباط عمیقتری برقرار کند، باید این هویت را از سطح شعار و توصیه فراتر ببریم و در زندگی روزمره او جاری کنیم.
مسئله اصلی، جلوگیری از آشنایی نسل جدید با فرهنگهای دیگر نیست؛ مسئله این است که نوجوان ایرانی در کنار شناخت جهان، از ریشههای فرهنگی و اعتقادی خود نیز شناخت کافی داشته باشد و برای انتخاب سبک زندگیاش احساس نیاز به تقلید نکند.
به بیان دیگر، برای حفظ هویت فرهنگی، پیش از آنکه به فکر بستن راه ورود فرهنگهای دیگر باشیم، باید به این پرسش پاسخ دهیم که خودمان چه تجربه جذاب، معنادار و ماندگاری برای نسل جدید فراهم کردهایم؟
منابع پژوهشی و مطالعات مورد استناد
نظر شما