به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از القدس العربی، روزنامه فرانسوی لوموند به نتایج پژوهشی درباره یک کارزار گسترده نفوذ و فریب دیجیتال پرداخت که فرانسه و شماری دیگر از کشورهای اروپایی را هدف قرار داده است.
این پژوهش را مارک اوون جونز، استاد دانشگاه نورثوسترن آمریکا در شعبه دوحه، و سوهان دیسوزا، پژوهشگر مستقل، انجام دادهاند. بر اساس یافتههای این تحقیق، کارزار مورد بررسی از سه سال پیش آغاز شده و با وجود گزارشهای مکرر درباره فعالیتهای آن، همچنان ادامه دارد.
گردانندگان این شبکه با انتشار هزاران آگهی تصویری حاوی مضامین نژادپرستانه، اسلامستیزانه و ضدمهاجرتی، از ظرفیت تبلیغات پولی برای دسترسی به میلیونها کاربر در کشورهای اروپایی استفاده کردهاند. قطر نیز یکی از محورهای اصلی حملات تبلیغاتی این کارزار بوده است.
بر اساس برآورد پژوهشگران، این عملیات در مجموع حدود ۸۳۰ میلیون بازدید در پلتفرمهای یوتیوب، تیکتاک و فیسبوک ثبت کرده و بیش از ۱۰ میلیون یورو برای آن هزینه شده است. این ارقام، این کارزار را در زمره بزرگترین عملیاتهای مستندشده نفوذ و فریب دیجیتال قرار میدهد.
ترویج نظریه توطئه درباره اسلامیشدن اروپا
محتوای تبلیغاتی این شبکه شکلهای مختلفی داشته است. بخشی از آن شامل ویدئوهای طنزآمیز با الهام از بازی ویدئویی مشهور «سرقت بزرگ خودرو» (Grand Theft Auto) بوده که با عنوان «سرقت بزرگ قطر» (Grand Theft Qatar) منتشر میشدند.
در این ویدئوها، شخصیتهایی با پوشش کشورهای حوزه خلیج فارس به تصویر کشیده میشدند که ساختمانهایی در اروپا میخریدند تا آنها را به مسجد تبدیل کنند. در گروه دیگری از ویدئوها نیز تصاویر مهاجران در شهرهای اروپایی با شعار «قطر مسئول این وضعیت است» منتشر میشد.
این تبلیغات با طرح ادعاهای بیاساس، قطر را به حمایت از تروریسم و تشویق مهاجرت به اروپا متهم میکردند و مدعی بودند که دوحه در حال اجرای طرحی برای اسلامیکردن قاره اروپاست.
این روایتها بر گفتمان ضداسلامی و ضدمهاجرتی و همچنین نظریه نژادپرستانه و توطئهمحور «جایگزینی بزرگ» تکیه داشتند؛ نظریهای که برخی چهرهها و سیاستمداران راست افراطی فرانسه، از جمله اریک زمور، آن را ترویج میکنند.
بر اساس برآورد پژوهشگران، فرانسه در ماههای اخیر به اصلیترین هدف این کارزار تبدیل شده و طی سه سال گذشته حدود ۱۲۰ میلیون بازدید از محتوای مرتبط با این عملیات در این کشور ثبت شده است.
ردپای احتمالی عوامل مرتبط با بخش خصوصی اسرائیل
پژوهشگران در بررسی عوامل احتمالی پشت پرده این عملیات، به مجموعهای از شواهد فنی و دیجیتال اشاره کردهاند که احتمال ارتباط آن را با برخی فعالان بخش خصوصی اسرائیل مطرح میکند. اما این شواهد دخالت رژیم اسرائیل یا هیچ نهاد رسمی مشخصی را اثبات نمیکنند.
یکی از مهمترین سرنخها، شناسایی یک نشانی پروتکل اینترنت (IP) مرتبط با رژیم صهیونیستی بود. این نشانی پس از بروز یک خطای فنی در حسابی آشکار شد که گردانندگان آن با استفاده از هویتهای جعلی، در پی دستکاری محتوای دانشنامه ویکیپدیا بودند.
همچنین بررسی فرادادههای تعدادی از ویدئوها نشان داد که فرایند تدوین آنها بر اساس ساعت محلی رژیم صهیونیستی انجام شده است.
در این دادهها نامهای مستعاری نیز دیده میشد که یکی از آنها «ShukiD» بود؛ نامی که به گفته پژوهشگران، به یک تولیدکننده ویدئو اسرائیلی تعلق دارد که پیشتر با چهرهها و کارزارهای سیاسی در داخل و خارج از رژیم صهیونیستی همکاری کرده است.
این پژوهش همچنین میان برخی از نامهای شناساییشده در جریان بررسیهای فنی و طرحی پیشین در رژیم صهیونیستی برای راهاندازی کارزاری با هدف تحریم قطر ارتباط برقرار کرده است. روزنامه اسرائیلی هاآرتص در اواسط سپتامبر گذشته از این طرح گزارش داده بود.
بر اساس یافتههای پژوهش، این کارزار پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ طراحی شده بود، اما پس از جمعآوری منابع مالی و آمادهسازی وبسایتها و پیامهای تبلیغاتی، بهطور ناگهانی متوقف شد.
همزمانی تبلیغات با انتخابات اروپا
پژوهشگران همچنین میان افزایش فعالیتهای تبلیغاتی و زمان برگزاری انتخابات در کشورهای اروپایی ارتباط مشاهده کردهاند.
بخش عمده تبلیغات هدفمند علیه فرانسه در ماههای پیش از انتخابات اروپا در سال ۲۰۲۴ منتشر شد. در آلمان نیز فعالیت این کارزار بهطور ناگهانی در آستانه انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت در ماه گذشته متوقف شد.
پژوهشگران تأکید کردند که ادامه فعالیت این شبکه در فرانسه و ایتالیا، همزمان با نزدیکشدن انتخابات برنامهریزیشده سال ۲۰۲۷ در این دو کشور، این احتمال را مطرح میکند که هدف از تشدید پیامهای ضداسلامی و ضدمهاجرتی، تأثیرگذاری بر فضای سیاسی و انتخاباتی اروپا و تشدید شکافهای اجتماعی پیش از برگزاری انتخابات باشد.
تداوم این عملیات و گسترش دامنه آن، پرسشهای جدی درباره امنیت فضای دیجیتال و توانایی پلتفرمهای بزرگ برای مقابله با عملیات مداخله و دستکاری افکار عمومی ایجاد کرده است؛ بهویژه هنگامی که تبلیغات پولی، نفرتپراکنی و اطلاعات گمراهکننده برای جهتدهی به مباحث سیاسی و تشدید اختلافات اجتماعی به کار گرفته میشوند.
ناتوانی پلتفرمها در مهار کارزار
این پژوهش از ضعف آشکار سازوکارهای نظارتی پلتفرمهای بزرگ دیجیتال در جلوگیری از انتشار این محتواها خبر میدهد.
بر اساس یافتههای تحقیق، تیکتاک پس از آنکه برخی از آگهیهای این کارزار بیش از یک میلیون بار دیده شدند، دهها آگهی را حذف کرد. اما گردانندگان شبکه توانستند حسابهای حذفشده یوتیوب را در کمتر از ۲۴ ساعت دوباره ایجاد کنند.
پژوهشگران همچنین از بهکارگیری روشهای پیچیده برای پنهانکردن هویت تأمینکنندگان مالی خبر دادهاند. در مراحل نخست، یک شرکت واسطه در ویتنام در این فرایند نقش داشت و پس از آن، افرادی که بهصورت مستقل در برزیل فعالیت میکردند، مسئولیت خرید فضای تبلیغاتی سیاسی به ارزش دهها هزار یورو را بر عهده گرفتند.
نظر شما