خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: انتخابات بیستوششمین دوره کنست اسرائیل در شرایطی برگزار شد که جامعه صهیونیستی با شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی، پیامدهای جنگهای چندجبههای و اختلاف بر سر آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو روبهرو است. نتایج این انتخابات، در کنار تقویت جایگاه احزاب عربی، بار دیگر اختلافات درون جامعه اسرائیل را آشکار کرده و تشکیل دولت آینده را با ابهام مواجه ساخته است.
در تحلیل این انتخابات، سه محور بیش از سایر موضوعات اهمیت دارد؛ افزایش مشارکت فلسطینیان ساکن سرزمینهای اشغالی سال ۱۹۴۸، گرایش جامعه یهودی اسرائیل به جریانهای راستگرا و سناریوهای پیش روی احزاب برای تشکیل دولت جدید.
افزایش شمار نمایندگان عرب میتواند بر روند تشکیل دولت آینده نیز اثرگذار باشد. ائتلافهای سیاسی مخالف نتانیاهو برای دستیابی به اکثریت پارلمانی ممکن است به حمایت نمایندگان عرب نیاز پیدا کنند؛ مسئلهای که با توجه به مواضع احزاب صهیونیستی و مخالفت برخی جریانها با همکاری سیاسی با عربها، تصمیمگیری را پیچیدهتر میکند.
افزایش مشارکت فلسطینیان و تقویت جایگاه احزاب عربی
یکی از مهمترین تحولات انتخابات اخیر، افزایش مشارکت فلسطینیان ساکن سرزمینهای اشغالی سال ۱۹۴۸ و تقویت حضور نمایندگان عرب در کنست است. این تحول را میتوان دومین بروز مهم کنشگری سیاسی فلسطینیان در سالهای اخیر دانست؛ رخدادی که پیشتر در خیزش مردمی سال ۲۰۲۱، همزمان با جنگ «شمشیر قدس» (سیف القدس)، نیز نمایان شده بود.
در آن مقطع، فلسطینیان در شهرها و روستاهای مختلف با برگزاری اعتراضات گسترده، حمایت خود را از مردم غزه اعلام کردند. این حرکت، بار دیگر پیوند میان فلسطینیان داخل سرزمینهای اشغالی و دیگر بخشهای ملت فلسطین را برجسته کرد و نشان داد که تلاشها برای به حاشیه راندن آنان از معادلات سیاسی و ملی با موانع جدی روبهرو است.
بر اساس تحلیل ارائهشده، انتخابات اخیر جلوه دیگری از این حضور را به نمایش گذاشت. مشارکت فلسطینیان به حدود ۸۰ درصد رسید و شمار نمایندگان عرب در کنست، بر پایه نتایج نهایی به ۱۹ نفر افزایش یافت؛ رقمی که جایگاه آنان را در معادلات پارلمانی تقویت میکند.
برهمین اساس، سهم احزاب صهیونیستی از آرای رأیدهندگان عرب کاهش یافته و بخش عمده این آرا به فهرستهای عربی اختصاص پیدا کرده است. این تغییر میتواند نشانه افول نفوذ احزاب صهیونیستی در میان رأیدهندگان فلسطینی باشد؛ روندی که در صورت تداوم، بر موقعیت سیاسی فلسطینیان در ساختار قدرت رژیم صهیونیستی تأثیر خواهد گذاشت.
در این چارچوب، افزایش شمار نمایندگان عرب میتواند بر روند تشکیل دولت آینده نیز اثرگذار باشد. ائتلافهای سیاسی مخالف نتانیاهو برای دستیابی به اکثریت پارلمانی ممکن است به حمایت نمایندگان عرب نیاز پیدا کنند؛ مسئلهای که با توجه به مواضع احزاب صهیونیستی و مخالفت برخی جریانها با همکاری سیاسی با عربها، تصمیمگیری را پیچیدهتر میکند.
مشارکت گسترده فلسطینیان را نباید به عملکرد احزاب و رهبران عرب نسبت داد. نگرانی از گسترش نژادپرستی، تبعیض، خشونت و محدود شدن حقوق ملی و شهروندی، از عوامل مهم حضور گسترده رأیدهندگان فلسطینی در پای صندوقهای رأی بوده است.
گرایش جامعه یهودی اسرائیل به جریانهای راستگرا
ترکیب سیاسی جامعه یهودی اسرائیل و تداوم گرایش آن به جریانهای راستگراست. با وجود جنگهای چندجبههای و پیامدهای امنیتی، سیاسی و اجتماعی آن، بخش قابل توجهی از جامعه یهودی همچنان از ائتلاف راست افراطی حمایت کرده است.
در مقابل، بخش دیگری از رأیدهندگان به احزاب مخالف نتانیاهو رأی دادهاند؛ اما این جریانها نیز الزاما نماینده گرایشهای چپگرا یا دموکراتیک نیستند و بسیاری از آنها همچنان در چارچوب ملیگرایی افراطی و گرایشهای دینی و قومی فعالیت میکنند.
برهمین اساس، چپ اسرائیل نیز طی دو دهه گذشته تضعیف شده و بخش مهمی از گفتمان آن به مواضع جریان راست نزدیک شده است. به همین دلیل، رقابت انتخاباتی اخیر بیش از آنکه تقابل سنتی چپ و راست باشد، رقابتی درون اردوگاه راست اسرائیل بوده است.
مسائل مربوط به جنگ غزه، کشتار غیرنظامیان فلسطینی، اقدامات شهرکنشینان و عملیات نظامی اسرائیل در لبنان، سوریه، یمن و ایران، آنگونه که انتظار میرفت در تعیین رفتار انتخاباتی جامعه یهودی نقش تعیینکننده نداشتهاند.
برهمین اساس، مسئولیت جنگها و سیاستهای سرکوبگرانه این رژیم را نمیتوان فقط به جناح راست نسبت داد. چرا که دولتهای وابسته به جریان چپ صهیونیستی نیز در جنگهای پیشین و اقدامات نظامی علیه فلسطینیان و کشورهای عربی نقش داشتهاند.
بر این اساس، نتایج انتخابات اخیر نشاندهنده استمرار گرایشهای راستگرایانه در ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی است؛ گرایشی که تغییر دولت بهتنهایی به معنای تغییر سیاستهای کلان این رژیم نخواهد بود.
نخستین سناریو، تشکیل دولت اقلیت با حمایت احزاب عربی است.سناریوی دوم، تشکیل دولت وحدت ملی یا توافق بر سر چرخش در مقام نخستوزیری است.سناریوی سوم، شکست همه جریانها در تشکیل دولت و حرکت به سمت انتخابات زودهنگام است.
سه سناریو برای تشکیل دولت آینده
با مشخص شدن نتایج نهایی انتخابات، آینده رژیم صهیونیستی به توانایی احزاب برای تشکیل ائتلافی با اکثریت پارلمانی وابسته شده است. سه سناریوی اصلی برای خروج از این بنبست را میتوان اینگونه مطرح کرد.
نخستین سناریو، تشکیل دولت اقلیت با حمایت احزاب عربی است. در این حالت، گادی آیزنکوت و رهبران ائتلاف مخالف نتانیاهو میتوانند با اتکا به آرای نمایندگان عرب، چه از طریق مشارکت در ائتلاف و چه با دریافت حمایت بیرونی، زمینه تشکیل دولت جدید را فراهم کنند.
برهمین اساس، تحقق این سناریو قطعی نیست. مخالفت جریانهای راستگرا با تکیه بر آرای نمایندگان عرب و فشارهای سیاسی علیه چنین ائتلافی، موانع مهمی بر سر راه آن ایجاد میکند. از سوی دیگر، حتی در صورت تشکیل دولت با حمایت اکثریت پارلمانی، ممکن است مشروعیت سیاسی آن از سوی بخشهایی از جامعه یهودی اسرائیل زیر سؤال برود.
این احتمال وجود دارد که رهبران مخالف نتانیاهو به توافقی موقت با احزاب عربی دست یابند و برای دورهای ششماهه تا یکساله، دولتی با حمایت آنان تشکیل دهند. به همین دلیل هدف میتواند محدود کردن قدرت نتانیاهو و فراهم کردن زمینه برای تغییرات بعدی در ساختار ائتلاف حاکم باشد. اما این گزینه نیز به توافق سیاسی میان احزاب مخالف و آمادگی آنها برای همکاری با نمایندگان عرب بستگی دارد.
سناریوی دوم، تشکیل دولت وحدت ملی یا توافق بر سر چرخش در مقام نخستوزیری است. این گزینه از حمایت بخشی از جامعه رژیم صهیونیستی و همچنین دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، برخوردار است. بر اساس این تحلیل، اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم صهیونیستی، نیز از تشکیل چنین دولتی حمایت میکند.
با وجود این، تجربه همکاری پیشین بنی گانتس با نتانیاهو، یکی از موانع مهم این سناریو به شمار میرود. در آن تجربه، توافق بر سر تشکیل دولت چرخشی به شکاف سیاسی انجامید و گانتس در ادامه از صحنه رقابت سیاسی تضعیفشده خارج شد. از این رو، آیزنکوت و دیگر رهبران مخالف نتانیاهو ممکن است نسبت به تکرار چنین تجربهای تردید داشته باشند.
اما، احتمال دارد که تحولات منطقهای، بهویژه در صورت آغاز دور تازهای از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، معادلات سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی را تغییر دهد. در چنین شرایطی، ملاحظات امنیتی ممکن است رهبران مخالف نتانیاهو را به پذیرش دولت وحدت ملی سوق دهد.
تشکیل چنین دولتی میتواند نقش احزاب عربی و برخی جریانهای راست افراطی را در معادلات پارلمانی کاهش دهد و ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی را وارد مرحله تازهای کند.
سناریوی سوم، شکست همه جریانها در تشکیل دولت و حرکت به سمت انتخابات زودهنگام است. در این صورت، نتانیاهو و ائتلاف فعلی او ممکن است برای چند ماه دیگر اداره دولت انتقالی را بر عهده داشته باشند.
این وضعیت یکی از نامطلوبترین گزینهها برای فلسطینیان و کشورهای منطقه میداند؛ زیرا ادامه فعالیت دولت انتقالی میتواند به نتانیاهو فرصت دهد تا موقعیت خود را در اردوگاه راست افراطی بازسازی کند و سیاستهای منطقهای خود را ادامه دهد.
در این سناریو، انتخابات زودهنگام احتمالی در ماههای مارس یا آوریل سال آینده میلادی برگزار خواهد شد. نتانیاهو ممکن است با بهرهگیری از فضای امنیتی و تشدید تنشهای منطقهای، بار دیگر پایگاه رأی خود را تقویت کند. در مقابل، حفظ سطح مشارکت فلسطینیان و انسجام احزاب مخالف میتواند با دشواری بیشتری مواجه شود.
افزایش مشارکت و شمار نمایندگان عرب، هرچند میتواند بر محاسبات ائتلافی تأثیر بگذارد، بهتنهایی تضمینی برای تغییر سیاستهای کلان رژیم صهیونیستی نیست. از سوی دیگر، تداوم گرایشهای راستگرایانه در جامعه یهودی و اختلافات میان احزاب مخالف نتانیاهو، تشکیل دولت جدید را با پیچیدگیهای بیشتری مواجه کرده است.
نقش آمریکا و تأثیر تحولات منطقهای بر آینده اسرائیل
بر همین اساس، حمایت علنی دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا از نتانیاهو و تلاشهای او برای تأثیرگذاری بر روند سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی، به یکی از عوامل مؤثر بر آینده تشکیل دولت تبدیل شده است.
ترامپ علاوه بر حمایت سیاسی از نتانیاهو، درباره مسائل قضایی مرتبط با او نیز موضعگیری کرده و از تلاش برای فراهم شدن زمینه عفو وی سخن گفته است. رئیسجمهور آمریکا در پی آن است که رهبران احزاب اسرائیلی را به سمت تشکیل دولت وحدت ملی یا ائتلاف چرخشی سوق دهد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که تنشهای منطقهای افزایش یافته و احتمال تشدید تقابل نظامی همچنان بر فضای سیاسی سایه انداخته است.
برهمین اساس، سرنوشت دولت آینده رژیم صهیونیستی تنها به اختلافات داخلی احزاب محدود نمیشود، بلکه تحولات منطقهای و تصمیمهای واشنگتن نیز میتواند بر آن اثر بگذارد.
در مجموع، تحلیل انتخابات کنست نشان میدهد که افزایش مشارکت و شمار نمایندگان عرب، هرچند میتواند بر محاسبات ائتلافی تأثیر بگذارد، بهتنهایی تضمینی برای تغییر سیاستهای کلان رژیم صهیونیستی نیست. از سوی دیگر، تداوم گرایشهای راستگرایانه در جامعه یهودی و اختلافات میان احزاب مخالف نتانیاهو، تشکیل دولت جدید را با پیچیدگیهای بیشتری مواجه کرده است.
در چنین شرایطی، آینده سیاسی اسرائیل به چگونگی تعامل احزاب، نقشآفرینی نمایندگان عرب و تحولات منطقهای وابسته خواهد بود؛ عواملی که میتوانند مسیر تشکیل دولت را تعیین کنند و بر سیاستهای داخلی و منطقهای این رژیم اثر بگذارند.
نظر شما