خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، عملیات نظامی جدیدی را در کرانه باختری اشغالی با هدف مجازات دستهجمعی مردم شهر الخلیل اعلام کرده است؛ آن هم در آستانه انتخابات سراسری که قرار است روز سهشنبه برگزار شود.
آیا نخستوزیر با این کار خود با آتش بازی میکند؟
اقدام شهادتطلبانه دو مبارز فلسطینی
پس از سالها تشدید خشونت شهرکنشینان و افزایش شدت اشغال نظامی اسرائیل در سراسر کرانه باختری، دو مرد فلسطینی بیست و چند ساله به نامهای «حموده» و «فراس الجعبری» تصمیم گرفتند عملیاتی مقاومتی علیه یکی از پستهای نگهبانی ارتش رژیم صهیونیستی انجام دهند.
این دو مبارز فلسطینی در نزدیکی ایستبازرسی در شهر الخلیل دست به حمله زدند که منجر به کشته شدن دو سرباز اسرائیلی و زخمی شدن چهار تن دیگر شد.
ارتش رژیم صهیونیستی درخواست نیروی کمکی کرد که به درگیری مسلحانه۲۰ دقیقهای انجامید و در نهایت هر دو فلسطینی در این درگیری کشته شدند.
بر اساس تصاویر دوربینهای مداربسته از این درگیری، به نظر میرسد که این دو فلسطینی آموزش حرفهای ندیده و بهصورت انفرادی عمل کردهاند.
هیچیک از گروههای فلسطینی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفتند، هرچند این اقدام با استقبال گستردهای مواجه شد.
کارزار نظامی برای بالابردن جایگاه انتخاباتی!
رژیم صهیونیستی بلافاصله حماس را مقصر دانست و کارزار نظامی جدیدی را علیه کل شهر الخلیل آغاز کرد.
دلایل متعددی وجود دارد که چرا به این حمله به شیوهای که امروز شاهد آن هستیم واکنش نشان داده شده است.
یکی از دلایل این واکنشِ بهشدت افراطی، تلاش نتانیاهو برای بهبود جایگاه خود در نظرسنجیهای پیش از انتخابات است.
او ظاهرا بر این باور است که با اعمال سرکوب شدید در کرانه باختری، افکار عمومی در داخل اسرائیل واکنش مثبتی نشان خواهند داد و او ممکن است در انتخابات روز سهشنبه آرای بیشتری کسب کند.
به همین دلیل است که نتانیاهو مدعی شد کارزار برنامهریزیشده علیه الخلیل، عملیاتی خواهد بود که از زمان جنگ ششروزه تاکنون نظیر نداشته است.
او با اشاره به جنگ ژوئن ۱۹۶۷ که طی آن رژیم صهیونیستی مناطق فلسطینی از جمله کرانه باختری، غزه، بیتالمقدس شرقی، بلندیهای جولان و شبهجزیره سینا را اشغال کرد، سعی دارد از احساسات ملیگرایانه اسرائیلیها بهرهبرداری کند.
سرپوش گذاشتن بر ضعف ارتش صهیونیستی
دلیل دیگری که باعث شده این حمله به چنین مسئله بزرگی تبدیل شود، پوشاندن ضعف نیروهای اسرائیلی در برابر فلسطینیهاست.
با اینکه به نظر نمیرسد آن دو مبارز فلسطینی آموزش حرفهای دیده باشند یا از طرف گروه مقاومت خاصی عمل کرده باشند، اما رسانهها و ارتش رژیم صهیونیستی ادعای دیگری دارند.
اسرائیلیها مدعیاند که حماس در این ماجرا دست داشته است؛ آنها همچنین روایتی قهرمانانه میسازند مبنی بر اینکه با درخواست نیروی کمکی، توانستهاند جلوی حملهای بسیار بزرگتر را که علیه شهرکنشینان اسرائیلی برنامهریزی شده بود بگیرند، و آنچه رخ داد در واقع نوعی موفقیت بوده است.
علت این امر آن است که حقیقت، نشاندهنده فقدان حرفهایگری و بزدلی سربازان اشغالگر اسرائیلی است.
دو فرد آموزشندیده موفق شدند یک استوار و یک گروهبان را بکشند و چهار نفر دیگر را مجروح کنند.
علاوه بر این، ۲۰ دقیقه طول کشید تا آنها بتوانند تهدید متوجه نیروهایشان را برطرف کنند؛ آن هم در شرایطی که تعدادشان بهمراتب بیشتر از آن دو فرد مسلح بود و با این حال مجبور شدند درخواست نیروی کمکی کنند.
پذیرفتن واقعیت به معنای پذیرفتن این است که ارتش تا حد زیادی ناکارآمد است؛ از همین رو، افکار عمومی در اسرائیل هر روایتی را که به آنها اجازه دهد این حقیقت را نادیده بگیرند، باور خواهند کرد.
جنبه دیگر این ماجرا آن است که اگر به افکار عمومی گفته شود ارتش رژیم صهیونیستی موفق به خنثیسازی یک حمله بزرگ شده، اینطور القا میشود که نتانیاهو و رهبری او از وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳ درس گرفتهاند.
روایتی که به اسرائیلیها فروخته میشود این است که ارتش اکنون بهصورت پیشدستانه عمل میکند و با آغاز یک عملیات گسترده، میکوشد از وقوع حملهای مشابه آنچه در ۷ اکتبر رخ داد، جلوگیری کند.
نقطه انفجار نزدیک است
با این حال، اجرای چنین کارزاری در قالب «مجازات دستهجمعی» ممکن است در نهایت دامن خود اسرائیلیها را بگیرد؛ حتی اگر این اتفاق بلافاصله رخ ندهد.
فلسطینیهای ساکن کرانه باختری تحت فشاری طاقتفرسا قرار دارند و انجام عملیاتی با این شدت و گستردگی میتواند برخی از آنان را به نقطه انفجار برساند.
اگرچه ادبیات حاکم بر این عملیات نشان میدهد که ارتش اسرائیل قصد دارد پرجمعیتترین شهر در کرانه باختری اشغالی را به وضعیتی شبیه غزه دچار کند، اما بعید است که دقیقا چنین کاری انجام دهند.
در عوض، آنها به یورشهای خود ادامه خواهند داد، زندگی را حتی بیش از پیش دشوار و پرمشقت خواهند کرد، احتمالا جان برخی بیگناهان را خواهند گرفت و در حین عبور از محلهها، فلسطینیها را بهطور تصادفی بازداشت خواهند کرد.
بیشترین شدت خشونت متوجه چند محله خاص خواهد بود که بدترین رفتارها در آنجا اعمال میشود.
اما تشدید بیشازحد و سریع تنشها میتواند به رویدادی منجر شود که فلسطینیها را متحد کند؛ بهویژه آنکه سربازان اسرائیلی رفتاری جنونآمیز دارند و حتی به قوانین و دستورالعملهای خودشان نیز پایبند نیستند.
در نهایت، همین ایستبازرسیها، کشتارها، شکنجهها و آزار و اذیتهای روزمره است که باعث میشود فلسطینیها دست به عملیاتهای مقاومتی بزنند.
تنها مسئله زمان مطرح است تا فشارهای تحمیلشده بر مردم کرانه باختری به انفجار منجر شود.
تفاوت فاحشِ این وضعیت با شرایط غزه در آن است که در کرانه باختری، اسرائیلیها چنان عمیق در این سرزمین نفوذ و مستقر شدهاند که اکنون در موقعیتی بسیار آسیبپذیر قرار دارند.
وقتی دائم با آتش بازی کنید، میسوزید
نتانیاهو عاشق این است که نیت خود را برای فروپاشی تشکیلات خودگردان فلسطین و الحاق کرانه باختری اعلام کند، اما این فقط ژست متعصبان سادهلوح اسرائیلی است که درکی از هیچ موقعیتی ندارند.
اگر تشکیلات خودگردان سقوط کند و فشاری برای الحاق رسمی این سرزمین وجود داشته باشد، شهرکسازیها غیرقابل دفاع خواهند بود.
در طول نسلکشی غزه، استراتژی کرانه باختری مطیع کردن فلسطینیها از طریق زور و همکاری با تشکیلات خودگردان برای اطمینان از عدم وقوع قیام بزرگ بوده است.
این استراتژی تاکنون مؤثر بوده است. با این حال، آن استراتژی عذاب مداوم و فشار فزاینده نیز تا ۷ اکتبر ۲۰۲۳ موثر بوده است.
مردم برای همیشه تحت چنین شرایط وحشتناکی زندگی نخواهند کرد. فقط مسئله زمان است که اوضاع در آنجا به طرز چشمگیری تغییر کند.
چنین تغییری میتواند بر سر چیزی نسبتا کوچک رخ دهد و مسئله اصلی این است که وقتی دائما با آتش بازی میکنید در نهایت میسوزید.
اگر جمعیت کرانه باختری وارد یک قیام مردمی پایدار شوند، ارتش رژیم صهیوینتی برای سرکوب آن به مشکل برخواهد خورد و در صورتی که جبهههای دیگری از جنگ منطقهای آن گشوده شود، این میتواند یک فاجعه استراتژیک بزرگ باشد.
نظر شما