مسجد؛ حلقه پیوند هویت ملی و مذهبی و پایگاه همبستگی اجتماعی

لطفی با تأکید بر نقش تاریخی مسجد در پیوند ارزش‌های دینی با آرمان‌های ملی گفت: مسجد با تکیه بر اعتماد عمومی، شبکه‌های محلی و مشارکت مردمی می‌تواند در بحران‌ها به پایگاهی فراگیر برای حمایت اجتماعی و تقویت همبستگی ملی تبدیل شود.

دکتر «میثم لطفی» عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق و حوزه مطالعات مدیریت مسجد و  پژوهشگر دینی در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه مسجد چگونه میان هویت ملی و هویت مذهبی در تاریخ معاصر ایران پیوند برقرار کرده است؟ اظهار کرد: مسجد در اندیشه اسلامی و جامعه ایران صرفاً یک مکان عبادی نبوده و کارکردهای متنوعی داشته است. یکی از این نقش ها و کارکردها، کانون‌های اصلی شکل‌گیری هویت جمعی، انتقال ارزش‌ها و سازمان‌دهی کنش‌های اجتماعی بوده است. یکی از ویژگی های  ممتاز مسجد در دوران مبارزه و پس از پیروزی انقلاب اسلامی این است که توانسته مفاهیم دینی را به تجربه‌های عینی زندگی اجتماعی و ملی پیوند بزند. برای مثال، در جریان انقلاب اسلامی، مفاهیمی همچون عدالت‌خواهی، استقلال، ایثار و مبارزه با ظلم، هم پشتوانه دینی داشتند و هم با خواسته‌های ملی مردم ارتباط پیدا می‌کردند و مساجد و روحانیت و اهالی مسجد پایگاه نشر این مطالبات و ساماندهی قدرتهای محلی برای تحقق آن بودند.

در دوران دفاع مقدس نیز فرهنگ عاشورا، شهادت و تکلیف دینی با دفاع از سرزمین، استقلال کشور و حفظ تمامیت ارضی پیوند خورد. در این چارچوب، دفاع از وطن نه در برابر ایمان دینی، بلکه در امتداد مسئولیت دینی و اخلاقی معنا یافت. مسجد با برگزاری مراسم، بسیج نیروهای مردمی، پشتیبانی از جبهه‌ها و بزرگداشت شهدا و تکریم خانواده محترم شهدا و ایثارگران، به این پیوند صورت عینی بخشید. البته این پیوند زمانی پایدار می‌ماند که هویت ملی و مذهبی به ‌صورت مکمل و تقویت‌کننده یکدیگر فهم شوند.

وی تصریح کرد:همین طور در دوران دفاع مقدس نیز فرهنگ عاشورا، شهادت و تکلیف دینی با دفاع از سرزمین، استقلال کشور و حفظ تمامیت ارضی پیوند خورد. در این چارچوب، دفاع از وطن نه در برابر ایمان دینی، بلکه در امتداد مسئولیت دینی و اخلاقی معنا یافت. مسجد با برگزاری مراسم، بسیج نیروهای مردمی، پشتیبانی از جبهه‌ها و بزرگداشت شهدا و تکریم خانواده محترم شهدا و ایثارگران، به این پیوند صورت عینی بخشید.

وی اداه داد: البته این پیوند زمانی پایدار می‌ماند که هویت ملی و مذهبی به ‌صورت مکمل و تقویت‌کننده یکدیگر فهم شوند. مسجد در این سالها نشان داد که دینداری مسئولانه، وطن‌دوستی، حفظ منافع عمومی و همبستگی ملی نه‌تنها تعارضی ندارند، بلکه می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند و حول مسجد گرد هم بیایند.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق  همچنین در پاسخ به این سوال که مسجد تا چه اندازه توانسته است در بحران‌ها به‌عنوان پایگاه مدنی فراگیر عمل کند؟ خاطر نشان کرد: یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های مسجد، برخورداری از شبکه‌ای محلی، اعتماد اجتماعی و ارتباط مستقیم با مردم است. در بحران‌هایی مانند سیل، زلزله، همه‌گیری‌ها و شرایط دشوار اقتصادی، این ویژگی امکان شناسایی سریع نیازمندان، جمع‌آوری کمک‌ها، سازمان‌دهی داوطلبان و رساندن کمک به گروه‌های آسیب‌پذیر را فراهم می‌کند. نمونه‌هایی مانند کرونا، کمک‌های مؤمنانه نیز نشان داده‌اند که انگیزه‌های دینی می‌توانند به کنش جمعی و حمایت اجتماعی تبدیل شوند.

لطفی در ادامه گفت: از منظر جامعه‌شناسی، مسجد می‌تواند به تقویت «سرمایه اجتماعی پیونددهنده» میان اعضای یک اجتماع محلی و «سرمایه اجتماعی پل‌زننده» میان گروه‌های متفاوت کمک کند. البته این دو یکسان نیستند: اولی همبستگی درون‌گروهی را تقویت می‌کند و دومی امکان همکاری میان افراد و گروه‌هایی را فراهم می‌سازد که الزاماً هم‌فکر یا هم‌سلیقه نیستند.

وی در ادامه افزود: برای تحقق ظرفیت فراگیر مسجد، باید خدمات اجتماعی آن بر مبنای کرامت انسانی، نیاز واقعی و فارغ از دسته‌بندی‌های سیاسی حقیر و مبهم و سلیقه‌ای ارائه شود. همچنین مسجد می تواند قرارگاه همکاری خیریه‌ها، گروه‌های داوطلب، نهادهای تخصصی و دستگاه‌های امدادی باشد. در این نگاه حکمرانی هم از مسجد و هم حکمرانی با مسجد معنا می‌یابد.

ظرفیت مسجد برای ایجاد همبستگی ملی و مذهبی بی نظیر است، اما فراگیری آن خودبه‌خود تحقق نمی‌یابد؛ بلکه به اعتماد عمومی، کیفیت مدیریت، شفافیت و توانایی همکاری با گروه‌های متنوع اجتماعی، و ایمان مسئولان به این جایگاه والا  وابسته است. در این زمینه جوانگرایی در ائمه جماعت و گردش ایشان در یک چارچوب منطقی، توجه به چرخه عمر و میزان بلوغ مسجد، نقش امام جماعت به عنوان مدیر طبیعی مسجد و اتصال طبیعی نظام وقف به مسجد قطعا اثرگذار و موثر است.  این پژوهشگر دینی در ادامه اظهار کرد: به نظرم ظرفیت مسجد برای ایجاد همبستگی ملی و مذهبی بی نظیر است، اما فراگیری آن خودبه‌خود تحقق نمی‌یابد؛ بلکه به اعتماد عمومی، کیفیت مدیریت، شفافیت و توانایی همکاری با گروه‌های متنوع اجتماعی، و ایمان مسئولان به این جایگاه والا  وابسته است. در این زمینه جوانگرایی در ائمه جماعت و گردش ایشان در یک چارچوب منطقی، توجه به چرخه عمر و میزان بلوغ مسجد، نقش امام جماعت به عنوان مدیر طبیعی مسجد و اتصال طبیعی نظام وقف به مسجد قطعا اثرگذار و موثر است.

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه استقلال تاریخی مساجد از بوروکراسی‌های دولتی تا چه اندازه در حفظ اصالت، مردمی بودن و اثربخشی آن‌ها در تقویت انگیزه‌های اصیل ملی و مذهبی نقش داشته است؟ مرز میان حمایت حاکمیتی و دولتی‌شدن مساجد کجاست؟ تصریح کرد: برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید به یک نکته تاریخی توجه کنیم. رابطه نهاد دین با حکومت، در مذاهب و تمدن‌های مختلف شکل‌های متفاوتی داشته و همین تفاوت بر میزان استقلال نهادهای دینی و نقش اجتماعی آن‌ها تأثیر گذاشته است.

لطفی خاطر نشان کرد: در تاریخ اروپای مسیحی، کلیسا به‌تدریج به نهادی برخوردار از سلسله‌مراتب اداری، حقوق، منابع مالی و اقتدار فرامنطقه‌ای تبدیل شد. این نهاد گاه با حکومت‌های سیاسی همکاری می‌کرد و گاه در برابر آن‌ها می‌ایستاد. برای مثال، در قرون میانه، پادشاهان و اربابان محلی در انتصاب روحانیون و اداره کلیساها نفوذ داشتند؛ اما از قرن یازدهم، به‌ویژه در دوره اصلاحات پاپی و منازعات مربوط به حق انتصاب مقامات کلیسایی، کلیسا برای استقلال بیشتر از حاکمان تلاش کرد. این کشمکش‌ها نشان می‌دهد که کلیسا نه همواره تابع دولت بود و نه همیشه از آن مستقل؛ بلکه خود یکی از مراکز مهم قدرت و سازمان‌یافتگی در کنار حکومت محسوب می‌شد. پژوهش‌های تاریخی نیز بر نقش دوگانه کلیسا، هم به‌عنوان رقیب حاکمیت سیاسی و هم به‌عنوان الگویی برای شکل‌گیری برخی نهادهای حقوقی و اداری دولت اروپایی، تأکید کرده‌اند.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق  بیان کرد: در جهان اسلام نیز نباید یک الگوی واحد را به همه جوامع تعمیم داد. در بسیاری از حکومت‌های اهل‌ سنت، به ‌ویژه در دوره‌های متأخرتر، بخش‌هایی از نهاد دینی از طریق انتصاب رسمی، نظام اوقاف و تأمین مالی دولتی با ساختار حکومت پیوند سازمانی پیدا کردند. در مقابل، در تاریخ تشیع امامی، به‌خصوص در ایران و عراق، مرجعیت دینی، حوزه‌های علمیه، وجوهات شرعی و شبکه ارتباطی علما و مردم، در دوره‌هایی امکان استقلال نسبی بیشتری از دستگاه دولت فراهم کردند. این تفاوت، مطلق و همیشگی نیست؛ برای مثال، در دوره صفوی، میان دولت و علمای شیعه همکاری‌های گسترده‌ای وجود داشت و در عین حال، تنش‌هایی بر سر حدود اقتدار سیاسی و دینی نیز دیده می‌شد.

وی گفت:این تفاوت تاریخی در فهم جایگاه مسجد در نظام لائیک، سکولار، دینی همسو و دینی غیرهمسو نیز اهمیت دارد. در بسیاری از جوامع اسلامی، مسجد به‌عنوان یک نهاد محلی، محل عبادت، آموزش دینی، حل‌وفصل برخی مسائل اجتماعی و ارتباط مردم با عالمان دینی بوده است؛ اما میزان وابستگی آن به حکومت، منابع مالی و ساختار اداره امور دینی، در دوره‌ها و کشورها تفاوت داشته است. بنابراین، نباید استقلال تاریخی مسجد را ویژگی یکسان همه مساجد شیعه و سنی دانست؛ بلکه باید آن را در پیوند با ساختارهای سیاسی و اجتماعی هر جامعه بررسی کرد.

در ایران، شبکه مساجد، هیئت‌های مذهبی، حوزه‌های علمیه و ارتباط روحانیت با مردم، در مقاطع مهمی از تاریخ معاصر، از جمله نهضت مشروطه، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ظرفیت بسیج اجتماعی و سازمان‌دهی کنش جمعی را فراهم کرده است. یکی از عوامل این ظرفیت، ریشه‌داشتن مسجد در زندگی روزمره مردم و برخورداری از روابط اجتماعی و اعتماد محلی بوده است. لطفی خاطر نشان کرد: در ایران، شبکه مساجد، هیئت‌های مذهبی، حوزه‌های علمیه و ارتباط روحانیت با مردم، در مقاطع مهمی از تاریخ معاصر، از جمله نهضت مشروطه، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ظرفیت بسیج اجتماعی و سازمان‌دهی کنش جمعی را فراهم کرده است. یکی از عوامل این ظرفیت، ریشه‌داشتن مسجد در زندگی روزمره مردم و برخورداری از روابط اجتماعی و اعتماد محلی بوده است. مسجد در این دوره توانسته بدون آنکه الزاماً بخشی از دستگاه اداری دولت باشد، در انتقال پیام، سازمان‌دهی کمک‌ها، تقویت همبستگی و بسیج نیروهای داوطلب نقش ایفا کند.

این پژهشگر در ادامه یادآور شد: از منظر جامعه‌شناسی سازمان، این ویژگی را می‌توان با مفهوم استقلال نهادی توضیح داد. هر نهادی که تمام منابع، تصمیم‌ها و فعالیت‌هایش به یک سازمان اداری بیرونی وابسته باشد، ممکن است به ‌تدریج بخشی از اعتماد و ابتکار اجتماعی خود را از دست بدهد. در مقابل، استقلال نسبی به مسجد امکان می‌دهد مسائل را از نزدیک بشناسد، متناسب با نیازهای محلی تصمیم بگیرد و در شرایط بحران سریع‌تر عمل کند. البته استقلال به‌خودی‌خود تضمین‌کننده کارآمدی نیست. مسجد نیز مانند هر نهاد دیگری به مدیریت شایسته امام جماعت، تشکیلات مسجدی فعال و مخلص، شفافیت مالی، پاسخ‌گویی، مشارکت واقعی مردم و توانایی همکاری با دیگر نهادهای اجتماعی نیاز دارد.

وی ادامه داد: از همین ‌جا می‌توان مرز حمایت حاکمیتی و دولتی‌شدن مسجد را مشخص کرد. حمایت دولت از مرمت و نگهداری مساجد، تأمین زیرساخت‌ها، آموزش، فعالیت‌های فرهنگی و خدمات اجتماعی، اگر با رعایت استقلال نهادی و مشارکت مردم انجام شود، می‌تواند ظرفیت مسجد را افزایش دهد. اما اگر حمایت مالی به وابستگی کامل، تصمیم‌گیری متمرکز، تحمیل دستورکارهای اداری یا کاهش اختیار مردم و متولیان محلی بینجامد، خطر فروکاهش مسجد به یک نهاد بورکرات و دولتی‌ را ممکن می‌سازد.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق  در پایان گفت: به نظر من، معیار اصلی این نیست که دولت به مسجد کمک می‌کند یا خیر؛ معیار این است که آیا حمایت دولتی، ظرفیت و اختیار اجتماعی مسجد را افزایش می‌دهد یا آن را به مجری دستورهای دستگاه اداری تبدیل می‌کند. مسجد زمانی می‌تواند در تقویت انگیزه‌های دینی، وطن‌دوستی، همبستگی ملی و تاب‌آوری اجتماعی مؤثر باشد که مردم آن را واقعاً متعلق به خود بدانند؛ نهادی که در کنار حفظ هویت دینی، به نیازهای واقعی جامعه پاسخ دهد، در خدمت همه نیازمندان باشد و اعتماد خود را از مشارکت و ارتباط زنده با مردم به دست آورد. بنابراین، الگوی مطلوب، نه تقابل مسجد با حاکمیت و نه ادغام آن در بوروکراسی دولتی، بلکه تعامل سازنده حاکمیت با مسجدی مستقل، مردمی، پاسخ‌گو و برخوردار از ابتکار اجتماعی است.

کد خبر 1911256

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha