خبرگزاری شبستان_ خراسان جنوبی، فاطمه رحیمزاده- گاهی یک صندوقچه قدیمی، گنجینهای ارزشمندتر از طلا و جواهر را در دل خود پنهان میکند، گنجینهای از هنر، اصالت و خاطرات زنانی که با دستان هنرمند خود، نقش عشق و زندگی را بر تار و پود پارچه مینشاندند. آثاری که شاید سالها در گوشه خانهها خاک خورده باشند، اما هر گره و هر دوختشان، روایتی از فرهنگ و هویت یک سرزمین را در خود جای داده است.
در شهر سهقلعه شهرستان سرایان، روزگاری هنر چکندوزی و گرههای سنتی، بخشی جداییناپذیر از زندگی زنان بود. مادران و مادربزرگها با سوزن و نخ، کیسههای پول، کیسههای توتون، کیسههای صابون و عرقچینهای زیبا میدوختند و آنها را به نشانه عشق و برکت در جهیزیه دخترانشان قرار میدادند، اما گذر زمان و تغییر سبک زندگی، آرامآرام این هنر اصیل را به فراموشی سپرد.
در میان این فراموشی، بانویی از دیار سهقلعه تصمیم گرفت رشته گسسته میان گذشته و امروز را دوباره به هم پیوند بزند، فاطمه شفائی، هنرمندی که رشته تحصیلیاش مدیریت بازرگانی است، با الهام از یادگارهای مادربزرگ و بدون بهرهمندی از آموزش مستقیم یک استاد، هنر چکندوزی را احیا کرد و توانست نام این هنر بومی را در فهرست میراث ملی کشور به ثبت برساند.
امروز دستان هنرمند او و بانوانی که در کنارش فعالیت میکنند، گرههای فراموششده را به زیورآلات و محصولات کاربردی تبدیل میکند، محصولاتی که از سهقلعه راهی شهرهای مختلف کشور میشوند، اما این مسیر شیرین کارآفرینی، با دشواریهایی از جنس کمبود حمایت، نبود فضای مناسب و محدودیت بازار فروش در داخل استان همراه است.
صندوقچهای که سرنوشت یک بانوی هنرمند را تغییر داد
فاطمه شفائی، هنرمند چکندوزی سهقلعه، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان با اشاره به نخستین جرقههای علاقهمندی خود به هنرهای سنتی میگوید: از دوران کودکی به کارهای هنری علاقه زیادی داشتم در خانه مادرم صندوقچهای قدیمی وجود داشت که تعدادی از وسایل بهجامانده از گذشتگان، از جمله کیسه پول، عرقچین و نمونههایی از سوزندوزی و چکندوزی در آن نگهداری میشد.
وی ادامه میدهد: هر بار که سراغ این صندوقچه میرفتم، ساعتها به نقشها و دوختهای زیبای این وسایل نگاه میکردم و آرزو داشتم روزی بتوانم مانند زنان قدیمی این هنر را یاد بگیرم، اما مادرم همیشه میگفت دیگر کسی این دوختها را بلد نیست و این هنر به فراموشی سپرده شده است.
این بانوی هنرمند با بیان اینکه مادربزرگ مادری مادرش از هنرمندان چکندوز بوده است، میافزاید: متأسفانه نسلهای بعد از او این هنر را ادامه نداده بودند و دیگر کسی در خانواده نبود که بتواند آن را آموزش دهد، اما نمونههایی از دوختهای قدیمی همچنان بهعنوان یادگاری ارزشمند نگهداری میشد.
شفائی با اشاره به جایگاه این هنر در فرهنگ مردم سهقلعه بیان میکند: در گذشته رسم بود هنگام ازدواج دختران، یک یا چند نمونه از دستدوزهای سنتی مانند کیسه پول، کیسه توتون، کیسه صابون یا عرقچین را در جهیزیه آنان قرار دهند این رسم تنها به خانواده ما اختصاص نداشت و بسیاری از خانوادههای سهقلعه چنین یادگارهایی داشتند.
وی میگوید: مادرم نیز هنگام ازدواجم، تعدادی از این وسایل قدیمی را به من هدیه داد و به این ترتیب، این آثار نسل به نسل منتقل شد، من هم این یادگاریها را مانند جواهری گرانبها نگهداری میکردم، بدون اینکه بدانم روزی همین تکه کوچک، مسیر زندگی و فعالیت هنری مرا تغییر میدهد.
گرهای کوچک که سرآغاز احیای یک میراث شد
این هنرمند سهقلعهای درباره چگونگی آغاز فعالیت حرفهای خود اظهار میکند: در سال ۱۳۹۶، در قالب پروژهای با هدف احیای هنرهای سنتی و ایجاد مشاغل پایدار، کارشناسانی به سهقلعه آمدند تا ظرفیتهای بومی منطقه را شناسایی کنند.
شفائی میافزاید: در یکی از نشستهای این طرح، تعدادی از اهالی نمونههایی از وسایل قدیمی مانند قرآن خطی، ظروف سفالی و لباسهای سنتی را معرفی کردند، اما کارشناس طرح تأکید داشت که به دنبال هنری است که تولید خود منطقه باشد و بتوان اصالت بومی آن را شناسایی کرد.
وی ادامه میدهد: در همان جلسه اعلام کردم که نمونههایی از دوختهای قدیمی دارم که متعلق به سهقلعه است، وقتی این آثار را به کارشناس طرح نشان دادم، بسیار مورد توجه قرار گرفت و همین موضوع انگیزه مرا برای پیگیری بیشتر افزایش داد.
وی میگوید: کارشناس معتقد بود اگر خانوادهها از این وسایل محافظت نمیکردند، امروز هیچ نشانی از این هنر باقی نمیماند و امکان احیای آن نیز وجود نداشت.
این هنرمند بیان میکند: نکته جالب این بود که توجه کارشناس بیش از خود کیسههای سوزندوزی، به گره خاصی جلب شد که روی بند یکی از کیسههای پول قرار داشت.
شفائی میافزاید: پس از بررسی نمونههای قدیمی، تصمیم گرفتیم شیوه ساخت این گره را دوباره پیدا کنیم، ابتدا با دقت به نمونه اصلی نگاه کرده و پس از آزمون و خطا توانستیم آن را بازسازی کنیم.
از یک گره سنتی تا تولید زیورآلات امروزی
وی با اشاره به تبدیل این گره به محصولات کاربردی میگوید: پس از یادگیری شیوه ساخت گره، تلاش کردم آن را از شکل اولیه خارج کنم و در تولید محصولات جدید به کار گیرم، ابتدا گردنبند، دستبند و گوشواره تولید کردیم و بهتدریج محصولات متنوعتری با اندازهها و طرحهای مختلف ساختیم.
این بانوی کارآفرین ادامه میدهد: در ابتدا تعداد تولیدات محدود بود و محصولات را برای کارشناس حامی طرح ارسال میکردیم تا برای آنها بازار فروش پیدا کند، اما بهمرور ایدههای جدیدی به ذهنم رسید و تلاش کردم کاربردهای بیشتری برای این گره سنتی ایجاد کنم.
شفائی با بیان اینکه گرههای تولیدی برخلاف تصور برخی افراد از نوارهای آماده ساخته نمیشوند، توضیح میدهد: بسیاری از افراد تصور میکنند نوارهای مورد استفاده را بهصورت متری خریداری میکنیم و فقط گره میزنیم، درحالیکه خود بندها نیز با روش سنتی و از ترکیب چند لایه نخ بافته میشوند و تولید آنها به زمان و مهارت نیاز دارد.
وی میافزاید: این هنر در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما بافت بند، ایجاد گره و آمادهسازی محصول نهایی، هرکدام مراحل خاص خود را دارد و باید با دقت انجام شود.
این هنرمند سهقلعهای درباره مسیر ثبت ملی هنر چکندوزی و گره سنتی ( شمسک) بیان میکند: زمانی که برای ثبت گره به میراث فرهنگی مراجعه کردم، کارشناسان توضیح دادند که چون این گره در گذشته بخشی از دوختهای سنتی بوده و روی بند کیسهها قرار داشته است، امکان ثبت مستقل آن وجود ندارد و بهتر است هنر چکندوزی نیز در کنار آن احیا شود.
شفائی ادامه میدهد: همین موضوع باعث شد با جدیت بیشتری به دنبال یادگیری چکندوزی بروم، اما مشکل اصلی این بود که دیگر استادی برای آموزش این هنر وجود نداشت.
وی با اشاره به علاقهمندی خود به رشتههای مختلف هنری میگوید: با وجود اینکه در رشته مدیریت بازرگانی تحصیل کردهام، به علت علاقه وافر به هنر، از کودکی در کلاسهای مختلفی مانند قالیبافی، گلدوزی، معرق و دیگر هنرهای دستی شرکت میکردم و همین تجربهها تا حدودی در یادگیری چکندوزی به من کمک کرد.
وی میافزاید: برای یادگیری این هنر، نمونههای قدیمی را مقابل خود قرار میدادم و با دقت به نوع دوخت، حاشیهها و نقشها نگاه میکردم، حتی در ابتدا نمیدانستم باید از چه پارچهای استفاده کنم، اما با آزمون و خطا توانستم نخستین حاشیهها را بدوزم.
این بانوی هنرمند ادامه میدهد: برای اطمینان از درستی کار، به سراغ عمه مادرم رفتم که مادرش در گذشته چکندوزی میکرد، او خودش این هنر را نیاموخته بود، اما دوختهای مادرش را دیده بود و وقتی نمونه کار مرا مشاهده کرد، تأیید کرد که توانستهام شیوه دوخت قدیمی را بهدرستی بازسازی کنم.
شفائی میگوید: از آنجا که نمونههای قدیمی آستر نداشتند، امکان بررسی پشت و روی دوختها وجود داشت و همین موضوع کمک کرد تا بتوانم مسیر حرکت نخها، شکل نقوش و شیوه دوخت را مرحله به مرحله شناسایی کنم.
وی میافزاید: بهتدریج نقشهها، حاشیهها و شیوه نواربافی را بازسازی کردم و توانستم نمونهای کامل از چکندوزی سنتی را تولید کنم.
این هنرمند با اشاره به شناسایی نام گره سنتی سهقلعه اظهار میکند: در جریان بررسی نمونههای قدیمی و گفتوگو با افراد آشنا به این هنر، مشخص شد گرهای که روی بند کیسهها قرار داشته، در گذشته با نام «شمسک» شناخته میشده است.
شفائی ادامه میدهد: این موضوع برای ما اهمیت زیادی داشت، زیرا علاوه بر احیای شیوه ساخت، توانسته بودیم نام بومی این گره را نیز شناسایی کنیم.
وی با بیان اینکه روند احیای این هنر از سال ۱۳۹۶ آغاز شده است، میگوید: پس از سه سال تلاش و بازسازی نمونههای قدیمی، سرانجام در سال ۱۳۹۹ هنر چکندوزی در کنار گره سنتی شمسک به ثبت ملی رسید و بعد از آن با پیگیریهای انجامشده به عنوان مشاغل خانگی پروانه تولید انفرادی را گرفتم.
وی میافزاید: نخستین نمونهای که برای بررسی و ثبت ارائه کردم، مورد تأیید قرار گرفت و خوشبختانه بدون نیاز به اصلاح، مراحل ثبت ملی آن انجام شد.
این بانوی هنرمند با اشاره به همکاری کارشناسان میراث فرهنگی خراسان جنوبی بیان میکند: در این مسیر بیشتر ارتباط من با کارشناسان میراث فرهنگی در بیرجند بود و نمونه آثار، گزارشها، تصاویر و مستندات مورد نیاز را برای آنان ارسال میکردم.
شفائی تأکید میکند: ثبت ملی این هنر برای من فقط یک موفقیت شخصی نبود، بلکه احساس میکردم توانستهام بخشی از هویت و میراث زنان سهقلعه را از فراموشی نجات دهم.
هنری که برای ۶ نفر فرصت اشتغال ایجاد کرده است
این بانوی کارآفرین با اشاره به آغاز فعالیت اقتصادی خود میگوید: از سال ۱۳۹۶ که تولید محصولات را شروع کردم، به فکر معرفی آنها در فضای مجازی افتادم و مدت کوتاهی پس از آغاز کار، صفحهای در اینستاگرام ایجاد کردم.
وی ادامه میدهد: در ابتدا سفارشها محدود بود، اما بهتدریج استقبال از محصولات افزایش یافت و دیگر بهتنهایی نمیتوانستم پاسخگوی سفارشها باشم، به همین دلیل یکی از بستگانم را آموزش دادم و همکاری دو نفره ما آغاز شد.
شفائی میافزاید: در ابتدا بیشتر روی تولید گرههای سنتی و تبدیل آنها به زیورآلات کار میکردیم، زیرا هم بازار بهتری داشت و هم تولید آن نسبت به چکندوزی سریعتر بود.
وی با بیان اینکه بهمرور تعداد نیروهای مجموعه افزایش یافته است، اظهار میکند: اکنون دو نفر در بخش تولید گرههای سنتی، دو نفر در بخش چکندوزی و یک نفر در بخش خیاطی فعالیت میکنند و با احتساب خودم، مجموعه ما ۶ نفر است.
این هنرمند میگوید: تمامی نیروها آموزشهای لازم را فرا گرفتهاند و هرکدام بخشی از مراحل تولید محصولات را انجام میدهند.
شفائی با اشاره به ظرافت این هنر بیان میکند: چکندوزی کاری بسیار دقیق و زمانبر است و به تمرکز و سلامت چشم نیاز دارد، به همین دلیل بیشتر تلاش کردهام نیروهای جوان و علاقهمند را جذب کنم تا بتوانند سالهای بیشتری در این حرفه فعالیت داشته باشند.
وی میافزاید: افرادی که میخواهند وارد این حرفه شوند، باید صبر و پشتکار زیادی داشته باشند، زیرا در ابتدای کار سرعت تولید پایین است و رسیدن به درآمد، مناسب به تمرین، کسب مهارت و افزایش تعداد سفارشها نیاز دارد.
آرزوی کارآفرینی که میخواهد شاگردانش صاحب کارگاه شوند
شفائی درباره برنامههای آینده خود میگوید: برخلاف تصور برخی افراد، هدف اصلی من ایجاد یک کارگاه بسیار بزرگ با تعداد زیادی نیرو نیست، بلکه دوست دارم افرادی که این هنر را یاد میگیرند، بهتدریج مستقل شوند و کارگاههای کوچک خود را راهاندازی کنند.
وی ادامه میدهد: آرزو دارم هرکدام از بانوانی که امروز در کنار من فعالیت میکنند، روزی بتوانند دو یا سه نفر دیگر را آموزش دهند و برای آنها فرصت اشتغال ایجاد کنند.
این بانوی کارآفرین میافزاید: شاید شاگردان من در آینده ایدههایی داشته باشند که از ایدههای امروز من خلاقانهتر و موفقتر باشد، مهم این است که این هنر در یک کارگاه محدود نماند و افراد بیشتری آن را یاد بگیرند.
شفائی با بیان اینکه فعالیت در قالب مشاغل خانگی انعطاف بیشتری برای بانوان دارد، اظهار میکند: این نوع فعالیت به افراد اجازه میدهد متناسب با شرایط زندگی و مسئولیتهای خانوادگی خود کار کنند و بهتدریج به استقلال اقتصادی برسند.
وی تأکید میکند: اگر تعداد کارگاههای کوچک افزایش پیدا کند، هم زمینه اشتغال بیشتری فراهم میشود و هم احتمال فراموش شدن دوباره این هنر کاهش مییابد.
فروشگاهی که فقط برق دارد، چالش جدی بانوی کارآفرین
این هنرمند سهقلعهای با اشاره به مشکلات فعالیت خود میگوید: یکی از مهمترین دغدغههای من، نداشتن فضای مناسب و دائمی برای تولید و عرضه محصولات است.
شفائی ادامه میدهد: اکنون فروشگاهی در شهر اجاره کردهام تا مردم بتوانند از نزدیک محصولات را ببینند و با هنر چکندوزی آشنا شوند، اما این مکان امکانات اولیه مناسبی ندارد.
وی با بیان اینکه ماهانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اجاره پرداخت میکند، میافزاید: فروشگاه فقط برق دارد و از آب و گاز محروم است، در تابستان به دلیل نبود آب، امکان استفاده از کولر آبی را نداشتیم و گرمای هوا شرایط فعالیت را بسیار دشوار میکرد.
وی اظهار میکند: با آغاز فصل سرما نیز مشکل تأمین وسایل گرمایشی وجود دارد و حتی برای استفاده از بخاری نفتی یا گازی با محدودیتهایی مواجه هستیم.
این بانوی کارآفرین میگوید: دوست دارم فضای مناسبی داشته باشم که کارگاه تولید و فروشگاه در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا هم فعالیت نیروها آسانتر شود و هم مردم و گردشگران بتوانند از نزدیک با مراحل تولید این هنر آشنا شوند.
وی با اشاره به اینکه پیش از این مکانی قدیمی برای فعالیت تعدادی از هنرمندان در نظر گرفته شده بود، میافزاید: آن مکان نیز به دلیل دور بودن مسیر، کوچک بودن اتاقها و قرار نداشتن در مسیر رفتوآمد و گردشگری، برای فعالیت اقتصادی و معرفی محصولات مناسب نبود.
وی تأکید میکند: داشتن یک مکان ثابت و مناسب میتواند به معرفی بهتر هنر چکندوزی، افزایش فروش و توسعه فعالیت هنرمندان کمک کند.
این بانوی هنرمند درباره حمایتهای مالی دریافتشده بیان میکند: در سال ۱۴۰۲ از طریق بنیاد برکت تسهیلاتی به مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان دریافت کردم که برای خرید تجهیزات مورد نیاز از جمله وسایل خیاطی، اتو، پارچه و دیگر ملزومات تولید هزینه شد.
شفائی ادامه میدهد: با وجود این حمایت، همچنان برای تأمین فضای مناسب فعالیت با مشکل مواجه هستم و تلاشهایم برای دریافت حمایت بیشتر در این زمینه به نتیجه نرسیده است.
شفائی با بیان اینکه ایجاد یک فضای مستقل برای تولید و فروش محصولات از مهمترین خواستههای اوست، میگوید: اگر بتوانم مکانی داشته باشم که هم کارگاه باشد و هم فروشگاه، شرایط مناسبتری برای ادامه فعالیت و معرفی این هنر فراهم میشود.
وی میافزاید: در حال حاضر بیشتر تمرکز من بر ایجاد چنین فضایی است، زیرا معتقدم معرفی یک هنر احیاشده به مردم، نیازمند مکانی است که امکان مشاهده آثار و آشنایی با مراحل تولید آن وجود داشته باشد.
شفائی با انتقاد از کمبود حمایت دستگاههای اجرایی و نهادهای مختلف از تولیدات صنایعدستی میگوید: حمایت از هنرمندان همیشه به معنای پرداخت تسهیلات نیست، بلکه دستگاههای اجرایی میتوانند با خرید محصولات بومی برای هدایا و مناسبتهای مختلف، نقش مؤثری در رونق کسبوکارهای کوچک داشته باشند.
وی ادامه میدهد: تاکنون برخی مجموعههای کوچک سفارشهای محدودی برای تهیه هدایا داشتهاند، اما متأسفانه سفارشهای قابل توجهی از سوی دستگاهها و نهادهای اجرایی دریافت نکردهایم.
این بانوی کارآفرین میافزاید: برای مثال، اگر یک اداره یا مجموعه تصمیم بگیرد تعدادی کیف یا محصولات سنتی را برای هدیه به کارکنان یا مهمانان خود تهیه کند، میتواند به تولیدکنندگان بومی سفارش دهد و از این طریق به اشتغال و حفظ هنرهای سنتی کمک کند.
شفائی با اشاره به بازار فروش محصولات خود بیان میکند: بخش قابل توجهی از تولیدات ما به شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز و یزد ارسال میشود و در شهرهایی مانند بیرجند و مشهد نیز مشتریانی داریم.
شفائی با اشاره به داشتن پنج نیروی کار، ادامه میدهد: با وجود اینکه این هنر متعلق به سهقلعه و خراسان جنوبی است، متأسفانه میزان فروش محصولات در داخل استان چندان قابل توجه نیست و بیشتر سفارشهای ما از خارج استان دریافت میشود.
این هنرمند میگوید: حتی بسیاری از مردم سهقلعه تا پیش از آغاز فعالیت ما، نام چکندوزی را نشنیده بودند و زمانی که به فروشگاه مراجعه میکنند و با این هنر آشنا میشوند، با علاقه و شگفتی از محصولات استقبال میکنند.
شفائی تأکید میکند: انتظار داریم مسئولان و دستگاههای اجرایی استان، هنرهای بومی و احیاشده را بیشتر معرفی کنند و در تهیه هدایای مناسبتی، تولیدات هنرمندان منطقه را در اولویت قرار دهند.
چکندوزی؛ میراثی که باید به نسلهای آینده برسد
این بانوی هنرمند با اشاره به ضرورت انتقال هنرهای سنتی به نسل جوان میگوید: اگرچه دخترم تا حدودی با این هنر آشنا شده و گاهی مراحل تولید را در کنار من مشاهده میکند، اما علاقه او به اندازه من نیست و همین موضوع نشان میدهد که برای حفظ هنرهای سنتی باید زمینه علاقهمندی نسل جوان را فراهم کرد.
شفائی میافزاید: چکندوزی و گره شمسک تنها وسیلهای برای کسب درآمد نیستند، بلکه بخشی از تاریخ، فرهنگ و هویت مردم سهقلعه محسوب میشوند که نسلهای گذشته با عشق و حوصله آنها را خلق کردهاند.
وی با بیان اینکه احیای این هنر مسئولیت او را برای حفظ و انتقال آن بیشتر کرده است، اظهار میکند: دوست دارم این هنر دوباره به جایگاه گذشته خود بازگردد و روزی برسد که تعداد زیادی از دختران و بانوان سهقلعه آن را بشناسند و بتوانند با استفاده از آن محصولات جدید تولید کنند.
وی تأکید میکند: مهمترین آرزوی من این است که چکندوزی و گره شمسک دیگر هیچوقت فراموش نشوند و همانطور که از مادربزرگها به ما رسیدهاند، به نسلهای بعد نیز منتقل شوند.
گرههایی که گذشته را به آینده پیوند میزنند
قصه فاطمه شفائی تنها روایت احیای یک هنر سنتی نیست، داستان بانویی است که از میان یادگارهای خاکخورده یک صندوقچه، فرصتی برای زنده نگه داشتن میراث فرهنگی و ایجاد اشتغال پیدا کرده است.
او بدون داشتن استادی برای آموزش، با تکیه بر علاقه، پشتکار و نگاه دقیق به آثار گذشتگان، توانسته است هنری فراموششده را بازآفرینی کند، هنری که امروز با نام چکندوزی و گره شمسک در فهرست میراث ملی کشور جای گرفته و برای ۶ نفر فرصت فعالیت اقتصادی فراهم کرده است.
با این حال، ادامه حیات چنین هنرهایی تنها به علاقه و تلاش هنرمندان وابسته نیست، فراهم کردن فضای مناسب تولید و عرضه، معرفی ظرفیتهای بومی به گردشگران، حمایت از فروش محصولات و استفاده از صنایعدستی در هدایای دستگاههای اجرایی میتواند مسیر پایدارتری برای این مشاغل ایجاد کند.
شاید روزی مادربزرگهای سهقلعه، گره شمسک را تنها برای آراستن کیسههای کوچک جهیزیه دخترانشان میبافتند، اما امروز همان گرههای ظریف میتوانند گرهی از مشکلات اشتغال بانوان باز کنند، به شرط آنکه دستهای هنرمندی که این میراث را زنده نگه داشتهاند، در مسیر تولید و کارآفرینی تنها نمانند.
نظر شما