گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان؛ «ابوالحسن محمد بن حسین موسوی» معروف به «سید ضی» یا «شریف رضی» که مولف نهج البلاغه است در سال ۳۵۹ هجری چشم به جهان باز کرد و در سال۴۰۶ هجری چشم از جهان فرو بست. «سید رضی» هم از جانب پدر و هم از جانب مادر نسبی بس شریف داشت؛ از سوی پدر با پنج واسطه به امام هفتم موسی بن جعفرعلیه السلام و از سوی مادر با شش واسطه به امام چهارم حضرت علی بن الحسین علیه السلام می رسید. به همین دلیل «بهاالدوله دیلمی» او را به ذی الحسبین و شریف رضی ملقب کرد.
«سید رضی» از کودکی همراه برادرش «سید مرتضی» به تحصیل علوم مقدماتی پرداخت و هوش سرشار و استعداد کم نظیر خود را در عرصه های مختلف نشان داد. بیش از ده سال از سن اش نگذشته بود که به سرودن شعر پرداخت و چنان قریحه ای از خود نشان داد که سابقه نداشت. هنوز بیستمین بهار زندگی را پشت سر نگذاشته بود که در تمام معارف و علوم اسلامی سرآمد همگان شد و در سرودن شعر به مقامی رسید که هیچکس به آن راه پیدا نکرد.
می خواستم بزرگی قدر و شخصیت امیرالمومنین را در سخنوری آشکار سازم
«سید رضی» در علم، فقاهت، شعر و ادب، زبانزد زمان خود بود. او خود در مقدمه کتاب شریف نهج البلاغه درباره چگونگی و چرایی تالیف این اثر ارزشمند، می نویسد: «در آغاز جوانی و طراوت زندگانی، کتابی در خصایص و ویژگی های ائمه علیهم السلام نگاشتم که مشتمل بر خبرهای جالب و سخنان برجسته آنان بود. موانع ایام و گرفتاریهای روزگار مانع تمام کردن باقی کتاب شد. آن کتاب بابها و فصلهای مختلف داشت و در پایان آن فصلی بود که سخنان کوتاه امام علیه السلام در زمینه مواعظ، حکم، امثال و آداب نقل شده از او را – به جز خطبه های بلند و نامه های مفصل- در آن فصل آورده بودم.
گروهی از دوستان، این فصل را پسندیدند و از نکات بی نظیر آن اظهار شگفتی کرده از من خواستند کتابی تالیف کنم که سخنان برگزیده امام، از خطبه ها تا نامه ها و مواعظ و ادبش را در برداشته باشد، زیرا می دانستند این کتاب، در بردارنده شگفتی های بلاغت و نمونه های ارزنده فصاحت و گوهرهای ادبیات عربی و نکات درخشان از سخنان دینی و دنیوی است که در هیچ کتابی جمع آوری نشده است؛ زیرا تنها امیرالمومنین علی علیه السلام است که سرچشمه و آبشخور فصاحت و منشا و آفریدگار بلاغت است؛ گوهرهای نهفته به وسیله او آشکار گردیده و آیین و آدابش از او گرفته شده است. تمام خطیبان و سخنوران به او اقتدا کرده و همه واعظان بلیغ از سخن او استمداد جسته اند. او همیشه پیشرو است و آنان دنباله رو؛ او مقدم است و آنان، موخر؛ زیرا سخنان آن حضرت رنگ علم الهی و عطر سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله را به همراه دارد.
از این رو خواسته آنان را اجابت کردم و این کار بزرگ را آغاز نمودم، در حالی که یقین داشتم سود و نفع معنوی آن بسیار است و به زودی همه جا را تحت سیطره خود قرار خواهد داد و اجر آن ذخیره آخرت خواهد بود؛ و بدین وسیله خواستم علاوه بر فضایل بی شمار دیگر، بزرگی قدر و شخصیت امیرالمومنین علی علیه السلام را در فضیلت سخنوری نیز آشکار سازم؛ زیرا او تنها فردی است که از میان تمام گذشتگان که سخنی از ایشان به جا مانده به آخرین مرحله فصاحت و بلاغت رسیده است. مرحوم شریف رضی با چنین انگیزه و جهت گیری، دست به کار شد و بخشی از کلام امیرالمومنین علی علیه السلام را گزینش و باب بندی کرد.
«نهج البلاغه» به چه معناست و از کجا آمده؟
او این تالیف گرانقدر را «نهج البلاغه» یعنی راه روشن بلاغت نام گذاشت و در وجه تسمیه آن نوشت: پس از تمام شدن کتاب، چنین دیدم که نامش را نهج البلاغه بگذارم؛ زیرا این کتاب درهای بلاغت و سخنوری را به روی بیننده خود می گشاید و خواسته هایش را به او نزدیک می سازد؛ هم دانشمند و دانشجو را بدان نیاز است و هم مطلوب سخنور و پارسا در آن است.
سید رضی، سخنان امیرالمومنین را از میان کتاب های گوناگون استخراج و با سبکی دلپذیر و مطلوب تنظیم کرده است. او درباره نحوه تقسیم بندی مطالب آن نوشته است: دیدم سخنان آن حضرت بر گرد سه محور می گردد: نخست خطبه ها و فرمان ها، دوم نامه ها و پیغام ها و سوم کلمات حکمت آمیز و موعظه ها. پس به توفیق الهی ابتدا خطبه های شگفت و سپس نامه های زیبا و سرانجام حکمت ها و کلمات جالب را انتخاب کردم و هر یک را در باب مستقل قرار دادم. و هرگاه سخنی از آن حضرت در مورد بحث و مناظره یا پاسخ سوال و یا منظور دیگری بود که به آن دست یافتم ولی جزء هیچ یک از این سه بخش نبود، آن را در مناسب ترین و نزدیک ترین باب قرار دادم. چه بسا قسمت هایی نامتناسب در این برگزیده سخنان آمده باشد؛ زیرا من در این کتاب نکته های شگفت و قطعه های درخشان را برگزیدم و قصدم هماهنگی و نظم تاریخی و پیوستگی میان سخنان نبوده است.
نهج البلاغه دارای ۲۴۱ خطبه، 79 نامه و 480 حکمت است. شریف رضی در این گزینش از کلام علی علیه السلام چنانکه خود اشاره کرده، آنچه در این مجموعه گرد آورده است، منتخب و گزیده ای از سخنان و مکتوبات امیر مومنان است نه همه آنچه از آن حضرت در کتاب ها موجود بوده است. وی در مقدمه نهج البلاغه توضیح داده است: ادعا نمی کنم که من به همه جوانب سخنان امیرالمومنین علیه السلام احاطه پیدا کرده و هیچ یک از سخنان آن حضرت را از دست نداده باشم، بلکه بعید نمی دانم که آنچه نیافته ام بیشتر از آن باشد که یافته ام و آنچه در اختیارم قرار گرفته است کمتر از آن چیزی باشد که به دستم نیامده است.
نظر شما