چه کسی ایران را برای جهان روایت می‌کند؟

چه کسی داستان یک کشور را برای جهان تعریف می‌کند؟ این پرسش شاید در نگاه اول بیشتر به سینما و ادبیات مربوط باشد، اما در دنیایی که یک فیلم، گزارش یا تصویر رسانه‌ای می‌تواند نگاه مخاطبان را به یک ملت شکل دهد، به پرسشی درباره قدرت تبدیل شده است. اظهارات تازه اصغر فرهادی درباره هالیوود و فیلم «آرگو» بار دیگر این بحث را پیش کشیده است؛ اینکه وقتی دیگران درباره یک جامعه روایت می‌کنند، چه تصویری از آن به جهان می‌رسد و سهم خود آن جامعه در ساختن این تصویر چقدر است.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل، شرق‌شناس، شاعر و محقق، شرق را به سخن درمی‌آورد، شرق را توصیف می‌کند و اسرار آن را برای غرب روشن می‌سازد.» این سخنان ادوارد سعید در کتاب شرق شناسی است که  سال‌ها پیش در نقد شیوه‌ای مطرح شد که در آن، «دیگری» نه از زبان خودش، بلکه از دریچه نگاه دیگری تعریف و بازنمایی می‌شود. پرسش اصلی اما با گذشت دهه‌ها همچنان پابرجاست که وقتی یک جامعه خودش را روایت نکند، چه کسی آن را برای دیگران روایت خواهد کرد؟

این پرسش امروز فقط به کتاب‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی محدود نیست. سینما، تلویزیون، خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی هر روز در حال ساختن و بازتولید تصویر ملت‌ها هستند. گاهی یک فیلم سینمایی می‌تواند بیش از یک گزارش خبری در ذهن مخاطب ماندگار شود و گاهی یک روایت تکرارشونده رسانه‌ای، تصویری بسازد که برای مخاطب در آن سوی جهان به تنها دریچه شناخت یک جامعه تبدیل شود.

اظهارات تازه اصغر فرهادی در جشنواره فیلم ریو، از همین زاویه قابل توجه است. او در انتقاد از هالیوود و با اشاره به فیلم «آرگو» پرسید: «چه کسی از شما خواست بیایید و ما را نجات دهید؟» حرف فرهادی فقط اعتراض به یک فیلم یا حتی دفاع از یک تصویر متفاوت از ایران نیست؛ مسئله‌ای را دوباره پیش روی رسانه و سینما می‌گذارد که بسیار فراتر از یک اثر سینمایی است: چه کسی روایت را در دست دارد؟

«آرگو» در سال ۲۰۱۲ با روایت عملیات نجات شش آمریکایی از تهران ساخته شد و یک سال بعد جایزه اسکار بهترین فیلم را گرفت. همین موفقیت نشان می‌دهد که یک روایت درباره ایران چگونه می‌تواند از مرزهای یک اثر سینمایی عبور کند و به بخشی از حافظه عمومی مخاطبان جهانی راه پیدا کند.

 اما مسئله فقط این نیست که «آرگو» چه چیزی را روایت کرده است؛ مسئله مهم‌تر این است که چه کسی در مرکز این روایت ایستاده، چه کسی قهرمان است، چه کسی نجات‌دهنده است و جامعه‌ای که داستان در آن اتفاق می‌افتد، با چه تصویری به مخاطب معرفی می‌شود؟

برهمین اساس، بحث فرهادی دیگر فقط درباره «آرگو» نیست. بحث بر سر قدرت روایت است؛ قدرت اینکه چه کسی امکان دارد داستان یک جامعه را تعریف کند، چه روایتی بیشتر دیده شود و در نهایت، کدام تصویر از یک کشور در ذهن مخاطب جهانی باقی بماند.

برای فهم این مسئله، کافی است مسیر سخنان اخیر فرهادی را دنبال کنیم؛ از جشنواره فیلم ریو تا بازتاب آن در رسانه‌هایی مانند «ورایتی»، «الجزیره» و «نیوز اینترنشنال» نشان می‌دهد که یک اظهارنظر فرهنگی چگونه می‌تواند از فضای یک جشنواره خارج شود و به بخشی از یک بحث رسانه‌ای بین‌المللی تبدیل شود.

اما اینجا یک مرز مهم وجود دارد که بازتاب رسانه‌ای الزاما به معنای تغییر افکار عمومی نیست.  بلکه آنچه می‌توان گفت این است که شکل‌گیری یک موج رسانه‌ای و بازشدن دوباره بحث درباره نحوه روایت ایران است. اینکه این روایت‌ها تا چه اندازه می‌توانند نگاه مخاطبان را تغییر دهند، پرسش دیگری است.

برهمین اساس، مسئله فقط این نیست که هالیوود ایران را چگونه می‌بیند یا اصغر فرهادی چگونه درباره آن سخن می‌گوید. مسئله این است که ایران تا چه اندازه می‌تواند خودش را برای جهان روایت کند؛ روایتی انسانی، پیچیده و چندلایه که نه در تبلیغات رسمی خلاصه شود و نه در قاب‌هایی که دیگران از بیرون برایش ساخته‌اند.

فرهادی چه گفت؟

فرهادی در جشنواره فیلم ریو در برزیل، هنگام معرفی فیلم تازه‌اش «داستان‌های موازی»، از نحوه بازنمایی جوامع و فرهنگ‌های دیگر در هالیوود انتقاد کرد و «آرگو» ساخته بن افلک را نمونه‌ای از این رویکرد دانست.

محور اصلی انتقاد او، تنها یک فیلم خاص نبود. او در گفت‌وگو با «ورایتی» درباره چیزی سخن گفت که آن را سلطه سینمای آمریکا و نگاه از بالا به پایین به دیگر جوامع می‌داند.

او در اشاره به فیلم «آرگو» گفت در چنین فیلم‌هایی اغلب یک شخصیت سفیدپوست آمریکایی در جایگاه کسی قرار می‌گیرد که دیگران را نجات می‌دهد. فرهادی پرسید که «چرا یک آمریکایی باید به کوبا یا ایران برود تا مردم را نجات دهد؟ مردم خودشان می‌دانند چگونه خودشان را نجات دهند. چه کسی از شما خواست بیایید و ما را نجات دهید؟»

فرهادی در ادامه گفت مشکل فقط سینما نیست و رسانه نیز نمی‌تواند تصویر کاملی از زندگی روزمره مردم ارائه دهد. وقتی یک روایت ساده و تکرارشونده بارها در رسانه‌ها بازتولید شود، می‌تواند زمینه پذیرش روایت‌های شدیدتر، از جمله معرفی یک ملت یا جامعه به‌عنوان «دشمن»، را فراهم کند.

او البته بر این نکته نیز تأکید کرد که سینما می‌تواند از مرزهای جغرافیایی عبور کند. تجربه‌های انسانی مانند عشق، نفرت، رابطه مادر و فرزند و مسائل خانوادگی در جوامع مختلف مشترک‌اند، حتی اگر شیوه بیان آنها متفاوت باشد.

«آرگو»؛ یک فیلم، یک روایت

اهمیت اشاره فرهادی به «آرگو» از آنجا ناشی می‌شود که این فیلم یک اثر سینمایی معمولی نیست. فیلم بن افلک که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد، داستان خروج شش آمریکایی از ایران در جریان بحران گروگان‌گیری سال ۱۹۷۹ را روایت می‌کند و در سال ۲۰۱۳ جایزه اسکار بهترین فیلم را به دست آورد.

در فیلم، بن افلک در نقش یک مأمور آمریکایی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ظاهر می‌شود که برای خارج کردن شش آمریکایی از تهران، آنها را اعضای یک گروه فیلمسازی معرفی می‌کند. فیلم از منظر هالیوود، یک عملیات پرتنش و قهرمانانه را روایت می‌کند که شخصیت آمریکایی در مرکز آن قرار دارد.

همین نقطه است که «آرگو» را از یک فیلم تاریخی به نمونه‌ای قابل بررسی در بحث قدرت روایت تبدیل می‌کند. مسئله فقط این نیست که یک فیلم تا چه اندازه با واقعیت تاریخی مطابقت دارد؛ پرسش مهم‌تر این است که چه کسی در مرکز داستان قرار می‌گیرد، چه کسانی شخصیت‌های اصلی‌اند و چه کسانی به‌عنوان پس‌زمینه یا مانع دیده می‌شوند.

فرهادی نیز از همین زاویه به فیلم نگاه می‌کند. او «آرگو» را نمونه‌ای از فیلم‌هایی دانست که برای بازار ساخته می‌شوند و در آنها الگوی «آمریکاییِ نجات‌دهنده» تکرار می‌شود.

البته نقد فرهادی را نباید به این معنا تقلیل داد که او مخالف ساخت فیلم‌های آمریکایی درباره ایران است. مسئله‌ای که او مطرح می‌کند، گسترده‌تر است؛ چرا روایت یک کشور توسط سینمای قدرتمندتر جهان، برای مخاطب جهانی می‌تواند به تصویری غالب تبدیل شود، در حالی که همان جامعه فرصت و امکان بسیار کمتری برای روایت خود در اختیار دارد؟

بازتاب فرهادی در رسانه‌های خارجی

اهمیت سخنان فرهادی برای یک پرونده رسانه‌ای فقط به محتوای آن محدود نمی‌شود؛ نحوه بازتاب این سخنان نیز خود بخشی از ماجراست.

«ورایتی» نخستین رسانه مهمی بود که این گفت‌وگو را با تمرکز بر انتقاد فرهادی از «افسانه منجی سفیدپوست» و فیلم «آرگو» منتشر کرد. انتخاب همین زاویه باعث شد سخنان فرهادی از یک بحث در جشنواره فیلم ریو فراتر برود و به موضوعی درباره رابطه هالیوود با جوامع خارج از آمریکا تبدیل شود.

«الجزیره» نیز در چهارم اکتبر گزارشی مستقل درباره این اظهارات منتشر کرد و تیتر خود را مستقیماً از جمله جنجالی فرهادی گرفت که «چه کسی از شما خواست بیایید و ما را نجات دهید؟» این رسانه عربی علاوه بر انتقاد از «آرگو»، بخش‌هایی از سخنان فرهادی درباره نحوه نمایش جوامع خارجی در هالیوود و محدودیت تصویر رسانه‌ای از زندگی واقعی مردم را برجسته کرد.

روزنامه پاکستانی «نیوز اینترنشنال» نیز در سوم اکتبر گزارشی با تمرکز بر انتقاد از تصویر ارائه‌شده در «آرگو» منتشر کرد و سخنان فرهادی درباره «منجی آمریکایی»، ساده‌سازی درگیری‌های پیچیده و نگاه از بالا به پایین را برجسته ساخت.

روزنامه سینمایی فرانسوی «پریمیر» نیز در پنجم اکتبر به اظهارات فرهادی پرداخت و انتقاد او از «آرگو» را در چارچوب گسترده‌تر نگاه هالیوود به کشورهای دیگر بررسی کرد.

در این میان باید میان «بازتاب» و «اثرگذاری» تفاوت گذاشت. آنچه در حال حاضر می‌توان با استناد به این پوشش‌ها گفت، این است که سخنان فرهادی در چند رسانه و زبان مختلف بازتاب پیدا کرده و از سطح یک گفت‌وگوی جشنواره‌ای فراتر رفته است. اما صرف انتشار این گزارش‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که سخنان او توانسته افکار عمومی جهان را تغییر دهد. چرا که این مسئله نیازمند نظرسنجی از مخاطب و بررسی دقیق داده‌ها و اطلاعات است.

قدرت روایت از کجا آغاز می‌شود

در دنیای امروز، قدرت فقط در اختیار کسی نیست که منابع سیاسی، اقتصادی یا نظامی بیشتری دارد. توانایی روایت کردن نیز بخشی از قدرت است.

کشوری که بتواند داستان خود را برای مخاطب جهانی تعریف کند، فقط اطلاعات ارائه نمی‌دهد؛ بلکه چارچوبی برای فهم خود ایجاد می‌کند. در مقابل، کشوری که از زبان دیگران معرفی شود، ممکن است با تصویری مواجه شود که بخش‌هایی از واقعیت آن را حذف یا برجسته کرده است.

سینما در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. یک گزارش خبری ممکن است چند روز در چرخه رسانه‌ای باقی بماند، اما یک فیلم می‌تواند سال‌ها دیده شود و تصویری ماندگار از یک جامعه در ذهن مخاطب بسازد.

«آرگو» نمونه قابل توجهی از این مسئله است. مخاطبی که شناخت مستقیمی از ایران ندارد، ممکن است بخش قابل توجهی از برداشت خود درباره ایران را از مجموعه‌ای از تصاویر رسانه‌ای و سینمایی دریافت کند. در چنین شرایطی، حتی اگر فیلم با هدف سرگرمی ساخته شده باشد، بازنمایی آن می‌تواند در شکل‌گیری تصور مخاطب نقش داشته باشد.

روایتی که از دل جامعه می‌آید

فرهادی در گفت‌وگوی خود به فیلم «همشهری» عباس کیارستمی اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از اثری دانست که بدون سخن گفتن مستقیم درباره سیاست، لایه‌های سیاسی عمیقی دارد. در این فیلم، گفت‌وگو با رانندگان و برخورد آنها با پلیس، تصویری از جامعه و مناسبات قدرت ارائه می‌دهد.

این نگاه، یک نکته مهم درباره قدرت فرهنگی را روشن می‌کند که همیشه لازم نیست برای تغییر تصویر یک کشور، درباره سیاست آن کشور سخن گفت.

گاهی یک فیلم درباره یک خانواده، یک راننده، یک مدرسه، یک رابطه عاطفی یا یک اختلاف ساده می‌تواند بیش از یک سخنرانی رسمی، تصویری انسانی از یک جامعه ارائه کند.

فرهادی خود نیز در این زمینه جایگاه ویژه‌ای دارد. او فیلمسازی است که آثارش در خارج از ایران دیده شده و دو بار موفق به دریافت اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شده است. بنابراین وقتی درباره نحوه روایت ایران یا رابطه هالیوود با کشورهای دیگر سخن می‌گوید، حرف او از سوی رسانه‌های بین‌المللی به‌عنوان اظهارنظر یک هنرمند ناشناس عبور نمی‌کند. با این وجود او نماینده رسمی ایران نیز نیست.

این تمایز اهمیت دارد. ارزش سخنان فرهادی در استقلال جایگاه اوست. او از موضع یک فیلمساز ایرانی شناخته‌شده سخن می‌گوید، نه از جایگاه یک مقام دولتی. به همین دلیل، روایت او می‌تواند در فضای فرهنگی و رسانه‌ای مخاطبان خارجی به شکلی متفاوت دریافت شود.

از «روایت رسمی» تا «روایت‌های متعدد»

سال‌ها رسانه‌های بزرگ و استودیوهای قدرتمند، در عمل نقش دروازه‌ بانان تصویر جهان را بر عهده داشتند. اگر رسانه‌ای در نیویورک، لندن یا پاریس درباره یک کشور گزارش می‌کرد یا هالیوود درباره آن فیلم می‌سازد، امکان رسیدن آن تصویر به مخاطب جهانی بسیار بیشتر است.

اگرچه می‌توان گفت که این وضعیت با شبکه‌های اجتماعی کمی تغییر کرده است.

امروز هر فرد می‌تواند روایت خود را منتشر کند، اما این به معنای برابر شدن قدرت روایت‌ها نیست. همچنان رسانه‌های بزرگ، پلتفرم‌های جهانی، شرکت‌های تولید و توزیع فیلم و شبکه‌های خبری بین‌المللی توان بیشتری برای رساندن یک روایت به مردم جهان دارند.

فرهادی نیز در سخنان خود به همین مسئله اشاره کرد و گفت که رسانه و سینما تصویر کاملی از زندگی مردم ارائه نمی‌کنند و وقتی یک روایت واحد مرتب تکرار شود، می‌تواند بر برداشت مخاطب اثر بگذارد.

 او همچنین گفت رسانه‌های قدرتمند متعلق به افراد و مجموعه‌های قدرتمند هستند.

بنابراین مسئله امروز دیگر فقط این نیست که «چه کسی روایت می‌کند؟» بلکه باید پرسید «چه کسی امکان رساندن روایت خود به مخاطب جهانی را دارد؟

آیا انتقاد از هالیوود خلأ روایت را پر می‌کند

انتقاد از هالیوود به‌تنهایی نمی‌تواند خلأ روایت را پر کند. اگر قرار است تصویر ایران در جهان متنوع‌تر شود، نقد روایت‌های دیگران کافی نیست؛ بلکه باید روایت‌های حرفه‌ای، جذاب و قابل فهم برای مخاطب جهانی نیز تولید شود.

این روایت نباید تبلیغاتی یا سیاسی باشد. بلکه تجربه سینمای ایران نشان داده است که روایت انسانی می‌تواند گاهی مؤثرتر از پیام مستقیم باشد.

مسئله، شناخت مخاطب جهانی و زبان ارتباط با اوست؛ اینکه ایران فقط در زمان بحران، جنگ، تحریم، انتخابات یا مناقشه سیاسی وارد قاب رسانه‌ای جهان نشود، بلکه جامعه، فرهنگ، هنر، زندگی روزمره، تجربه‌های انسانی و حتی تضادها و پیچیدگی‌های آن نیز امکان دیده شدن پیدا کند.

در چنین شرایطی، رقابت روایت‌ها تنها رقابت میان ایران و هالیوود نیست. این رقابت میان روایت‌های متعدد از یک واقعیت است. روایت‌هایی که ایران را از بیرون تعریف می‌کنند و روایت‌هایی که تلاش می‌کنند از درون جامعه شکل بگیرند.

فرهادی؛ نقطه شروع، نه پایان بحث

سخنان تازه اصغر فرهادی را می‌توان از همین منظر نگاه کرد که اهمیت اصلی این اظهارات در پرسشی است که پشت این سخنان قرار دارد: آیا کسانی که درباره یک جامعه فیلم می‌سازند، لزوماً تصویر کامل‌تری از آن جامعه ارائه می‌کنند؟

اگر بخواهیم به عنوان نگارنده این گزارش به آن پاسخ دهیم باید بگوییم که «خیر». همان‌طور که یک فیلمساز ایرانی نیز به‌تنهایی نمی‌تواند مدعی ارائه تصویر کامل از ایران باشد.

واقعیت این است که مجموعه‌ای از روایت‌ها وجود دارد و هر روای بخشی از آن را برای روایت انتخاب می‌کند و از زاویه دید خود به آن می‌پردازد. مسئله جدی زمانی است که یک روایت، به دلیل قدرت اقتصادی، رسانه‌ای و توزیعی، آن‌قدر بیشتر دیده شود که به تصویر غالب تبدیل شود.

در پایان باید به این نکته توجه کرد که آینده تصویر ایران در جهان تا میزان زیادی به رقابت میان روایت‌ها بستگی دارد، به این که چه کسی داستان را تعریف می‌کند و یا از چه زاویه‌ای مطرح می‌شود و یا این روایت چه میزان فرصت دیده شدن دارد؟

کد خبر 1907732

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha