به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، یوسف عزیزی، استاد دانشگاه و دکترای سیاستگذاری عمومی، شامگاه (۲ مهر) در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «امکانسنجی تفاهم با دولت آمریکا» در دانشگاه بیرجند، با اشاره به ساختار سیاسی ایالات متحده و تجربه مذاکرات ایران و آمریکا اظهار داشت: برای بررسی امکان رسیدن به یک توافق پایدار با آمریکا باید ساختار سیاسی این کشور و نحوه تصمیمگیری در آن را بهدرستی شناخت.
وی افزود: گاهی کشورها با عینک ساختار سیاسی خودشان به طرف مقابل نگاه میکنند و تصور میکنند همانگونه که در یک نظام سیاسی، تصمیمات پس از بررسیهای مختلف اتخاذ میشود و ارکان مختلف نظام خود را ملزم به اجرای آن میدانند، در کشور مقابل نیز شرایط به همین شکل است؛ در حالی که ساختار سیاسی آمریکا تفاوتهای جدی دارد.
عزیزی با اشاره به تجربه برجام و توافقات صورتگرفته میان ایران و کشورهای غربی گفت: ایران در موضوع برجام شاهد بود که پس از طی مراحل مختلف تصمیمگیری، دولتهای بعدی نیز در چارچوب تصمیم نظام، اجرای توافق را دنبال کردند، اما در آمریکا تغییر دولت میتواند سیاست خارجی و نحوه برخورد با توافقات قبلی را به شکل جدی تغییر دهد.
وی ادامه داد: در آمریکا رئیسجمهور پس از دو دوره حضور در قدرت، عملاً از چرخه سیاسی خارج میشود و معمولاً همانند ایران امکان بازگشت مجدد به رقابت انتخاباتی برای ریاستجمهوری را ندارد؛ بنابراین رئیسجمهور میتواند سیاستهایی را دنبال کند که الزاماً دولت بعدی خود را متعهد به ادامه آن نداند.
رئیسجمهور آمریکا قدرت بالایی دارد اما تصمیمگیر مطلق نیست
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه رئیسجمهور در ساختار سیاسی آمریکا بیان کرد: رئیسجمهور آمریکا از اختیارات قابل توجهی برخوردار است و حتی میتواند مصوبات کنگره را وتو کند، هرچند کنگره با رأی دوسوم نمایندگان دو مجلس میتواند وتوی رئیسجمهور را بیاثر کند.
وی تصریح کرد: در موضوع سیاست خارجی، بهویژه تحریمهای بلندمدت، نقش کنگره اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چراکه بسیاری از تحریمها نه با تصمیم رئیسجمهور، بلکه از طریق قوانین مصوب کنگره ایجاد شدهاند و برای لغو یا تغییر آنها نیز باید مسیر قانونی کنگره طی شود.
عزیزی افزود: در جریان برجام نیز بخشی از تحریمها که در اختیار دولت وقت آمریکا بود، برداشته شد، اما بسیاری از قوانین تحریمی که کنگره تصویب کرده بود همچنان پابرجا ماند.
وی با اشاره به نقش گروههای ذینفوذ در سیاست آمریکا گفت: یکی از موضوعاتی که در شناخت ساختار سیاسی آمریکا باید مورد توجه قرار گیرد، نقش لابیها و گروههای ذینفوذ است. این گروهها تلاش میکنند بر تصمیم نمایندگان و سناتورها اثر بگذارند و در چارچوب قوانین آمریکا نیز بخشی از فعالیتهای لابیگری ثبت و شفافسازی میشود.
نقش لابی اسرائیل در ساختار سیاسی آمریکا
این استاد دانشگاه با اشاره به مطالعات انجامشده درباره نفوذ لابی اسرائیل در آمریکا گفت: در ادبیات سیاسی آمریکا درباره نفوذ گروههای حامی اسرائیل مطالب و مطالعات دانشگاهی متعددی وجود دارد و نباید این موضوع را صرفاً به جمعیت یهودیان آمریکا محدود کرد.
عزیزی اظهار داشت: بخشی از جریانهای مسیحی صهیونیست نیز در حمایت از اسرائیل فعال هستند و شبکههای اجتماعی، مذهبی، دانشگاهی و سیاسی گستردهای دارند.
وی با بیان اینکه بخشی از این جریانها نگاههای مذهبی و آخرالزمانی دارند، ادامه داد: پیوندهایی میان جریانهای راستگرای مسیحی و صهیونیستهای یهودی در آمریکا شکل گرفته که در سیاست خارجی آمریکا نیز قابل بررسی است.
وی افزود: بنابراین هنگامی که از لابی اسرائیل صحبت میکنیم، موضوع صرفاً به جمعیت یهودیان آمریکا محدود نمیشود و باید مجموعهای از گروههای سیاسی، اجتماعی، مذهبی و اقتصادی را مورد توجه قرار داد.
عزیزی با اشاره به حضور و فعالیت برخی جریانهای مسیحی صهیونیست در سرزمینهای اشغالی گفت: بخشی از این افراد حتی در زمان درگیریها به اسرائیل سفر میکنند و در حمایت از این رژیم فعالیتهایی انجام میدهند. این موضوع نشان میدهد که حمایت از اسرائیل برای برخی جریانهای اجتماعی و مذهبی در آمریکا صرفاً یک موضوع سیاسی یا اقتصادی نیست، بلکه ریشههای اعتقادی نیز دارد.
تفاهم با آمریکا ممکن است، اما نباید انتظار گشایش پایدار داشت
وی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه امکان رسیدن به تفاهم با آمریکا بهطور کامل منتفی نیست، گفت: میتوان با آمریکا به تفاهم رسید، اما این تفاهمها از نظر زمانی میتواند موقت باشد و میزان گشایشی که از آن حاصل میشود نیز محدود خواهد بود.
عزیزی اضافه کرد: تغییر رئیسجمهور، تغییر ترکیب کنگره و وجود قوانین تحریمی پایدار موجب میشود که حتی در صورت دستیابی به یک توافق، نتوان با اطمینان گفت که تمام موانع برای همیشه از بین خواهد رفت.
وی با اشاره به تجربه برجام اظهار داشت: در یک توافق ممکن است بخشی از تحریمها و محدودیتها برداشته شود، اما نمیتوان تصور کرد که با یک توافق، تمام ساختار تحریمی آمریکا فرو میریزد و برای همیشه پایان پیدا میکند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: مسئولان باید در هر مذاکرهای علاوه بر سناریوی توافق، سناریوی نقض تعهدات طرف مقابل و تغییر دولت در آمریکا را نیز در نظر داشته باشند.
اقتصاد کشور باید خود را برای شرایط فشار آماده کند
عزیزی یکی از درسهای مهم شرایط تحریمی را ضرورت تقویت اقتصاد داخلی دانست و گفت: اگر قرار باشد مذاکرات ادامه پیدا کند، کشور باید همزمان نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد.
وی افزود: نقاط قوت ایران در حوزههایی مانند توان دفاعی و موشکی باید تقویت شود و در کنار آن، نقاط ضعف اقتصادی نیز باید کاهش پیدا کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت توجه به اقتصاد مقاومتی بیان کرد: اگر کشوری در شرایط فشار اقتصادی قرار دارد، باید پاشنه آشیل اقتصادی خود را از بین ببرد و وابستگیهای آسیبزا را کاهش دهد.
وی گفت: نباید میان معیشت مردم و توان دفاعی دوگانه ایجاد کرد؛ بلکه کشور باید همزمان امنیت و اقتصاد خود را تقویت کند.
عزیزی با اشاره به تجربه برخی کشورها در مواجهه با تحریمها افزود: استفاده از تجربه کشورهایی که با تحریم مواجه شدهاند میتواند در کاهش آثار فشار اقتصادی مؤثر باشد.
ضرورت تقویت روابط با شرق و مسیرهای غیرآمریکایی
وی درباره امکان استفاده از ظرفیت کشورهای شرقی و مسیرهای تجاری جایگزین اظهار داشت: توسعه کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، گسترش روابط اقتصادی با کشورهای آسیای مرکزی، چین، روسیه و حتی افغانستان و توسعه زیرساختهای ریلی و جادهای میتواند بخشی از آسیبپذیری کشور را کاهش دهد.
عزیزی ادامه داد: این اقدامات باید زودتر و با جدیت بیشتری دنبال میشد و در شرایط فعلی نیز توسعه مسیرهای جایگزین برای تأمین کالاهای اساسی و گسترش روابط اقتصادی با کشورهای مختلف اهمیت دارد.
وی تأکید کرد: هیچ کشوری تمام چرخه تولید خود را در داخل ندارد و حتی اقتصادهای بزرگی مانند آمریکا نیز به زنجیرههای تولید جهانی وابسته هستند؛ بنابراین ایران نیز باید ضمن تقویت ظرفیتهای داخلی، شبکه ارتباطات اقتصادی خود با کشورهای مختلف را توسعه دهد.
روایت عزیزی از بازداشت ۷۸ روزه در آمریکا
عزیزی در بخش دیگری از این نشست درباره تجربه شخصی خود از حضور در آمریکا و بازداشت توسط پلیس فدرال این کشور گفت: پیش از این اتفاق، سالها در آمریکا فعالیت دانشگاهی و رسانهای داشتم و در رسانههای مختلف درباره مسائل ایران و سیاست خارجی گفتوگو میکردم و تا پیش از آغاز جنگ اخیر، مشکلی برایم ایجاد نشده بود.
وی افزود: پس از آغاز جنگ و در شرایط امنیتی ایجادشده در آمریکا، مأموران افبیآی به سراغم آمدند و در نهایت بازداشت شدم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: یکی از محورهای بازجوییها، ادعاهایی درباره ارتباط من با ایران و عضویت در بسیج دانشجویی بود، در حالی که چنین عضویتی نداشتم.
وی گفت: در جریان بازجوییها حتی درباره مسائل نظامی از جمله وضعیت تنگه هرمز و احتمال مینگذاری سؤالهایی مطرح شد، در حالی که من چنین اطلاعاتی نداشتم و فعالیت من دانشگاهی و پژوهشی بود.
عزیزی با اشاره به روند انتقال خود در آمریکا اظهار داشت: حدود شش روز در مسیر انتقال از شرق به غرب آمریکا بودم و در چند بازداشتگاه نگهداری شدم.
وی افزود: شرایط برخی از بازداشتگاهها بسیار سخت بود و در مقطعی حدود ۳۰ نفر در یک اتاق کوچک نگهداری میشدند و امکانات مناسبی برای استراحت وجود نداشت.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نهایت ۷۸ روز در بازداشت بود، گفت: با وجود پیگیری وکلای آمریکایی و ارسال صدها صفحه نامه حمایتی از سوی استادان دانشگاه، روند آزادی با دشواری مواجه شد.
وی ادامه داد: در نهایت با توجه به شرایط موجود، درخواست خروج داوطلبانه دادم و پس از پذیرش این درخواست، بعد از ۷۸ روز از آمریکا خارج شدم و به ایران بازگشتم.
تقویت توان داخلی؛ شرط کاهش آسیبپذیری در برابر فشار خارجی
عزیزی در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای کاهش وابستگی ایران به آمریکا اظهار داشت: توسعه روابط با شرق، دلارزدایی، تقویت مسیرهای تجاری و استفاده از ظرفیتهای داخلی همگی اقدامات مؤثری هستند، اما کشور باید همزمان توان بازدارندگی خود را نیز تقویت کند.
وی افزود: هرچه توازن قوا میان کشورها بیشتر باشد، امکان دستیابی به توافقهای پایدارتر افزایش پیدا میکند و طرف مقابل نیز محاسبات دقیقتری در قبال کشور انجام خواهد داد.
عزیزی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند کره شمالی و پاکستان گفت: نمونههای مختلفی در نظام بینالملل وجود دارد که نشان میدهد مسئله بازدارندگی در محاسبات قدرتهای بزرگ اهمیت دارد.
وی همچنین با اشاره به جنگ اوکراین اظهار داشت: یکی از مسائلی که در تحولات اخیر باید مورد توجه قرار گیرد، نحوه محاسبه قدرتهای بزرگ در مواجهه با کشورهای دارای توان بازدارندگی است.
تصمیمگیری درباره دکترین هستهای نیازمند بررسی شرایط جدید است
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود درباره موضوع بازدارندگی هستهای گفت: بحث دکترین هستهای موضوعی پیچیده است و تصمیمگیری درباره آن در سطح عالی نظام انجام میشود.
وی افزود: در جمهوری اسلامی ایران تاکنون بحث منع ساخت سلاح هستهای مطرح بوده، اما در شرایط جدید باید تحولات محیط امنیتی و تغییر شرایط منطقه و بینالملل مورد بررسی کارشناسی قرار گیرد.
عزیزی تأکید کرد: وظیفه کارشناسان این است که تحلیلهای خود را ارائه دهند و در نهایت تصمیمگیری بر اساس مجموعه اطلاعات و دیدگاههای کارشناسی و تصمیم مسئولان نظام انجام شود.
وی با اشاره به ادبیات روابط بینالملل گفت: برخی نظریهپردازان آمریکایی نیز درباره نقش بازدارندگی هستهای در ایجاد توازن قوا در مناطق مختلف جهان بحث کردهاند و این موضوع تنها یک بحث داخلی نیست.
چین و روسیه؛ منافع خود را دنبال میکنند
عزیزی درباره روابط ایران با چین و روسیه نیز گفت: این کشورها نیز مانند هر کشور دیگری منافع ملی خود را دنبال میکنند و نباید انتظار داشت که بدون توجه به منافع خود، تمام هزینههای یک کشور دیگر را بپردازند.
وی افزود: ایران باید به شکلی عمل کند که به وجهالمصالحه رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل نشود و بتواند روابط متوازن و مبتنی بر منافع مشترک با کشورهای مختلف داشته باشد.
این استاد دانشگاه با اشاره به روابط ایران و چین اظهار داشت: ایران و چین در طول تاریخ معاصر با مشکلات و درگیریهای ژئوپلیتیکی مشابه روابط ایران و روسیه مواجه نبودهاند و این ظرفیت میتواند در توسعه همکاریهای اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه داد: اگر ایران بتواند ثبات و امنیت زیرساختهای خود را تقویت کند، کشورهای مختلف نیز انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری در زیرساختهای کشور خواهند داشت.
عزیزی با اشاره به تحولات مربوط به کره شمالی گفت: کره شمالی در مقطعی با تحریمهای گسترده بینالمللی مواجه شد، اما تحولات نظام بینالملل و تغییر روابط میان قدرتهای بزرگ موجب تغییراتی در نحوه اجرای این تحریمها شده است.
وی افزود: این نمونه نشان میدهد که تغییر نظم جهانی میتواند بر روابط کشورها و میزان اثرگذاری تحریمهای بینالمللی تأثیر بگذارد.
عزیزی تأکید کرد: ایران نیز باید ضمن توجه به روابط خود با چین و روسیه، منافع مستقل خود را دنبال کند و اجازه ندهد در رقابت میان قدرتهای بزرگ، منافع کشور نادیده گرفته شود.
انتخابات آمریکا و نقش اقتصاد و انرژی
وی درباره تحولات داخلی آمریکا نیز گفت: برای بررسی آینده سیاسی آمریکا نمیتوان صرفاً به یک عامل تکیه کرد و مسائل اقتصادی، انرژی، تورم، وضعیت بدهیهای دولت و شکاف سیاسی در جامعه آمریکا همگی باید مورد توجه قرار گیرند.
عزیزی افزود: افزایش قیمت انرژی میتواند بر زندگی مردم آمریکا، صنعت، حملونقل و کشاورزی تأثیر بگذارد و در نتیجه پیامدهای سیاسی نیز داشته باشد.
وی با اشاره به دو قطبی بودن فضای سیاسی آمریکا گفت: جامعه آمریکا در سالهای اخیر دچار قطبیشدن سیاسی جدی شده و بسیاری از رأیدهندگان بیش از آنکه صرفاً بر اساس برنامه نامزدها تصمیم بگیرند، تحت تأثیر وابستگی حزبی و مسائل فرهنگی قرار میگیرند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: بنابراین برای تحلیل تحولات سیاسی آمریکا باید مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حزبی را همزمان در نظر گرفت.
ضرورت داشتن سناریوهای مختلف در برابر آمریکا
عزیزی در ادامه گفت: اگر قرار است ایران با آمریکا مذاکره کند، باید برای سناریوهای مختلف از جمله تغییر دولت، نقض تعهدات و افزایش فشارها برنامه داشته باشد.
وی افزود: مذاکره نباید به معنای کنار گذاشتن سایر مسیرهای توسعه کشور باشد و همزمان باید اقتصاد، زیرساختها، توان دفاعی و روابط با کشورهای مختلف تقویت شود.
وی با بیان اینکه روابط ایران و آمریکا احتمالاً در مقاطع مختلف شاهد تنش و مذاکره خواهد بود، خاطرنشان کرد: مهم این است که کشور در فاصله میان این دورهها از تجربههای خود استفاده کند، نقاط ضعف را کاهش دهد و برای مرحله بعدی آماده باشد.
نظر شما