مادر ناوبان یکم شهید مهدی جبارکیش در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در یاسوج ضمن روایت خاطراتی از فرزندش، از علاقه و وابستگی عمیق بین خود و مهدی سخن گفت و در عین حال، یکی از ماندگارترین خاطرات خانواده را تقارن تولد و شهادت فرزندش با «قائد شهید امت» دانست.
وی افزود: مهدی فرزند کوچک من بود و پس از درگذشت پدرش، وابستگی بیشتری بین ما شکل گرفت، هرچند هیچگاه بین فرزندانم تفاوتی قائل نشدم، اما به مهدی علاقه زیادی داشتم و خودم نیز به وی وابسته بودم.
مادر شهید جبارکیش به آخرین دیدار خود با فرزندش پیش از اعزام به مأموریت اشاره کرد و ادامه داد: در آخرین سفری که مهدی به خانه آمد، با هم صحبت کردیم. به او گفتم تو فرزند کوچک من هستی و من به تو وابستهام؛ مهدی در پاسخ گفت فرزندان دیگری هم داری، اما من نیز علاقه خودم را به او بیان کردم.
وی ادامه داد: در همان دیدار، تلفن مهدی چند بار زنگ خورد و گفت فرماندهانش تماس گرفتهاند و باید زودتر به منطقه برگردد، از وی خواستم عجله نکند و بیشتر بماند، اما گفت با توجه به رزمایشهای مختلف و شرایط موجود، باید زودتر به منطقه بازگردد.
مادر شهید افزود: مهدی در آن لحظات من را آرام میکرد و میگفت هیچ خبری نیست، من نیز به وی توصیه میکردم مراقب خودش باشد و از سلامتیاش محافظت کند.
وی به روحیه فرزندش اشاره کرد و یادآور شد: مهدی آرزوی شهادت داشت و به آرزوی خود رسید و در پاسخ به نگرانیهای من میگفت «هزاران نفر هستند و من هم جزو این دریای افراد هستم.»
مادر شهید جبارکیش همچنین به گفتوگوی دیگری با فرزندش اشاره کرد و گفت: مهدی از من پرسید آیا فقط برای من دعا میکنی یا برای دیگران هم دعا داری؟ به وی گفتم برای همه مردم ایران، بازماندگان، مسلمانان و مردم دنیا دعا میکنم.
وی سپس به تقارن تولد و شهادت فرزندش با «قائد شهید امت» اشاره کرد و گفت: زمانی که ایشان در سال ۱۳۷۳ به روستای اسلامآباد جلیل تشریف آوردند، همان سال مهدی به دنیا آمد و سالها بعد نیز زمانی که قائد شهید امت به شهادت رسیدند، مهدی به شهادت رسید.
مادر شهید جبارکیش گفت: این تقارن برای من و خانوادهام خاطرهای ماندگار است، مهدی فرزند کوچکم بود و وابستگی زیادی به وی داشتم، اما آرزوی شهادت داشت و به آرزوی خود رسید.
نظر شما