شهید سید حسن نصرالله؛ رهبری که در متن بحران ساخته شد

چگونه یک نوجوان برخاسته از محله‌ای فقیر در حاشیه بیروت، طی چند دهه به یکی از شناخته‌شده‌ترین رهبران سیاسی و نظامی منطقه تبدیل شد؟ پاسخ را باید در ترکیبی از استعدادهای فردی، مطالعه، شخصیت‌های اثرگذار، تجربه جنگ و اشغال و سال‌ها تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی جست‌وجو کرد؛ مسیری که شهید سید حسن نصرالله را از یک طلبه جوان به رهبری تبدیل کرد که بیش از سه دهه در معادلات لبنان و منطقه نقش‌آفرین بود.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل:در تاریخ ملت‌ها، برخی چهره‌ها از مرز زمان و جغرافیا عبور می‌کنند و نامشان به بخشی از حافظه سیاسی یک نسل تبدیل می‌شود. شهید سید حسن نصرالله، یکی از همین چهره‌ها بود؛ شخصیتی که بیش از سه دهه در یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان حضور داشت و نامش با تحولات مهم لبنان و منطقه گره خورد.

اما پشت این چهره سیاسی و نظامی، چه مسیری طی شد؟ آیا رهبران بزرگی مانند سید حسن نصرالله با ویژگی‌های رهبری متولد می‌شوند یا شرایط آنان را می‌سازد؟

رهبری؛ موهبت ذاتی یا محصول شرایط؟

پرسش درباره منشأ شکل‌گیری رهبران بزرگ، سابقه‌ای طولانی در مطالعات رهبری دارد. «نظریه مرد بزرگ» در قرن نوزدهم، رهبری را تا حد زیادی ویژگی‌ای ذاتی می‌دانست؛ اینکه برخی افراد از ابتدا استعداد رهبری دارند.

اما نظریه‌های جدیدتر، به‌ویژه نظریه «رهبری موقعیتی» و «رهبری تحول‌آفرین»، بر نقش شرایط تاریخی و بحران‌ها تأکید بیشتری دارند.

بر اساس این دیدگاه‌ها، جنگ، انقلاب، بحران‌های اقتصادی و فروپاشی نظم‌های موجود می‌توانند شرایطی ایجاد کنند که افراد دارای ظرفیت رهبری را در برابر تصمیم‌های بزرگ قرار دهند. در چنین موقعیت‌هایی، فردی که از آمادگی فکری و شخصیتی لازم برخوردار است، ممکن است زمانی که دیگران عقب می‌نشینند، مسئولیت تصمیم‌گیری را بر عهده بگیرد و به تدریج در جایگاه رهبری قرار گیرد.

زندگی حسن نصرالله را نیز می‌توان از همین زاویه بررسی کرد؛ شخصیتی که شکل‌گیری او نه در یک محیط بسته، بلکه در تقاطع جامعه، حوزه، جنگ، اشغال و سیاست لبنان اتفاق افتاد.

کودکی در کرنتینا؛ نخستین مواجهه با جامعه متنوع

سید حسن نصرالله در دهه ۱۹۶۰ در منطقه کرنتینا، از مناطق فقیرنشین حاشیه بیروت، متولد شد؛ محله‌ای که گروه‌های مختلف اجتماعی و مذهبی، کارگران، مهاجران و خانواده‌های کم‌درآمد در آن زندگی می‌کردند.

او بزرگ‌ترین فرزند خانواده‌ای ۹ نفره بود. پدرش، سید عبدالکریم نصرالله، ابتدا در زمینه خرید و فروش میوه و سبزی فعالیت داشت و بعدها مغازه‌ای کوچک راه‌اندازی کرد.

نصرالله در چنین محیطی با گروه‌های مختلف اجتماعی و مذهبی لبنان از نزدیک آشنا شد. این تجربه، او را از کودکی با زندگی مردم عادی و مسائل طبقات محروم پیوند داد؛ تجربه‌ای که بعدها در ادبیات سیاسی و اجتماعی او بازتاب پیدا کرد.

کتاب؛ مدرسه‌ای که پایان نداشت

در کنار محیط خانوادگی و اجتماعی، مطالعه یکی از مهم‌ترین عناصر شکل‌دهنده شخصیت نصرالله بود.

او در روایت‌هایی از دوران کودکی خود گفته بود هر کتابی را که به دستش می‌رسید می‌خواند، به‌ویژه کتاب‌های اسلامی. اگر کتابی برایش دشوار بود، آن را کنار می‌گذاشت تا در سال‌های بعد و با افزایش دانش و توانایی فهم، دوباره به سراغش برود.

سید جواد نصرالله، پسر او می‌گوید که مطالعه همچنان یکی از مهم‌ترین علایق پدرش باقی ماند و او از سرعت بالایی در مطالعه، درک و به خاطر سپردن مطالب برخوردار بود.

اما مطالعات سید حسن نصرالله به متون دینی محدود نماند. زندگی‌نامه سیاستمداران، تجربه رهبران، تاریخ، تحولات سیاسی و حتی آثار و گزارش‌های مرتبط با اسرائیل نیز در دایره مطالعات او قرار داشت.

او می‌خواست بداند رهبران چگونه تصمیم می‌گیرند، جوامع چگونه حرکت می‌کنند و طرف مقابل چگونه فکر می‌کند. به همین دلیل، مطالعه برای نصرالله تنها  انباشت اطلاعات نبود؛ ابزاری برای شناخت، تحلیل و تصمیم‌گیری بود.

امام موسی صدر؛ نخستین الگوی رهبری

در کنار کتاب، شخصیت‌هایی نیز در شکل‌گیری نگاه نصرالله نقش داشتند که در میان آنها امام موسی صدر جایگاهی ویژه داشت.

نصرالله بعدها روایت کرد که در دوران کودکی، تصویری از امام موسی صدر در مغازه پدرش وجود داشت و او مدت‌ها به آن تصویر نگاه می‌کرد و تحت تأثیر شخصیت او قرار داشت.

سال‌ها بعد، نصرالله امام موسی صدر را «امام، رهبر و بنیان‌گذار جنبش مقاومت» توصیف کرد و از نقش او در ایجاد فرهنگ مقاومت، تأکید بر مسئله قدس، زندگی مشترک و عبور از حساسیت‌های طایفه‌ای سخن گفت.

در این مکتب، دین از جامعه جدا نبود؛ ایمان با کرامت محرومان پیوند داشت و روحانی می‌توانست در کنار نقش دینی، مسئولیت اجتماعی و سیاسی نیز بر عهده بگیرد. این نگاه بعدها در مسیر سیاسی و اجتماعی نصرالله نیز بازتاب یافت.

جنگ داخلی؛ ورود به جهان سیاست و سازماندهی

سال ۱۹۷۵ و آغاز جنگ داخلی لبنان، مرحله دیگری از زندگی نصرالله بود.

خانواده او از بیروت به البازوریه، زادگاه خانواده در جنوب لبنان، بازگشتند. جنگ به او نشان داد که دولت ممکن است در شرایط بحرانی عقب‌نشینی کند و امنیت و سرنوشت گروه‌های اجتماعی به شدت تحت تأثیر سازماندهی و شرایط سیاسی قرار گیرد.

در همان سال‌ها، فضای سیاسی البازوریه نیز بر آگاهی سیاسی او تأثیر گذاشت. نصرالله جوانان مذهبی روستا را در قالب یک گروه مطالعاتی سازماندهی کرد و به «افواج مقاومت لبنان» وابسته به امام موسی صدر پیوست. او در حدود ۱۵ سالگی، در دوران دبیرستان، مسئول سازماندهی این جنبش در البازوریه شد.

برای نوجوانی در آن سن، این تجربه را می‌توان یکی از نخستین مراحل ورود او به فعالیت تشکیلاتی دانست.

نجف؛ آشنایی با سید عباس موسوی

در حدود ۱۶ سالگی، نصرالله راهی نجف شد؛ سفری که نقطه عطف دیگری در زندگی او بود.

در نجف، سید عباس موسوی از او استقبال کرد و در تأمین محل اقامت، کتاب و آموزش او نقش داشت. این رابطه به تدریج از رابطه استاد و شاگرد فراتر رفت و به پیوندی عمیق و برادرانه تبدیل شد.

نصرالله بعدها سید عباس موسوی را راهنمای مسیر زندگی خود معرفی کرد و از اخلاق، تواضع و دوری او از جاه‌طلبی سخن گفت.

سید عباس برای نصرالله الگویی از عالمی بود که تحصیل را از فعالیت اجتماعی، سازماندهی و حضور میدانی جدا نمی‌کرد.

۱۹۸۲؛ سالی که مسیر تغییر کرد

حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ نقطه عطف مهمی در زندگی نصرالله و جریان‌های اسلام‌گرای شیعی لبنان بود.

پس از این رویداد، مسئله دیگر فقط این نبود که اندیشه اسلامی درباره اشغالگری چه می‌گوید؛ بلکه پرسش اصلی این بود که چگونه می‌توان با اشغالگری مقابله کرد.

نصرالله از جمله نیروهای جوانی بود که در فعالیت‌های منتهی به شکل‌گیری هسته اولیه حزب‌الله مشارکت داشت و در کنار سید عباس موسوی به فعالیت پرداخت.

در این دوره، مقاومت مسلحانه به یکی از محورهای اصلی راهبرد این جریان تبدیل شد و نگاه نصرالله نیز بیش از گذشته تحت تأثیر تجربه مستقیم جنگ و اشغال قرار گرفت.

 از میدان نبرد تا رهبری حزب‌الله

سال‌های فعالیت میدانی در بقاع و جنوب لبنان، فرصت دیگری برای نصرالله فراهم کرد تا مهارت‌های سازماندهی، مدیریت نیرو و سخنرانی خود را توسعه دهد.

پس از ترور سید عباس موسوی در سال ۱۹۹۲، نصرالله به دبیرکلی حزب‌الله رسید. از این مقطع، او وارد مرحله‌ای شد که نزدیک به سه دهه ادامه یافت و با مجموعه‌ای از تحولات مهم لبنان و منطقه همراه بود.

جنگ‌های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶، توافق آوریل و سپس خروج نیروهای اسرائیلی از بخش عمده مناطق اشغالی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، از جمله مهم‌ترین رویدادهای این دوره بودند.

خروج نیروهای اسرائیلی در سال ۲۰۰۰، جایگاه نصرالله را در جهان عرب و اسلام بیش از گذشته برجسته کرد و حزب‌الله نیز به بازیگری تبدیل شد که در کنار توان نظامی، در عرصه سیاسی و اجتماعی لبنان حضور گسترده‌ای داشت.

در سال‌های بعد، ورود حزب‌الله به جنگ سوریه در سال ۲۰۱۳، پرونده مرزهای دریایی لبنان و اسرائیل در سال ۲۰۲۲ و سپس گشوده شدن جبهه پشتیبانی از غزه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، از دیگر مراحل مهم این دوره بود.

ثبات در اصول، انعطاف در روش‌ها

یکی از ویژگی‌هایی که در تحلیل شخصیت سیاسی نصرالله مورد توجه قرار گرفته، ترکیب ثبات در اصول با انعطاف در تاکتیک‌هاست.

وب‌سایت «DidPress» در تحلیلی درباره رهبری نصرالله، بر «حکمت فکری و راهبردی» او تأکید کرده و تصمیم‌گیری‌هایش را مبتنی بر ارزیابی شرایط و محاسبات راهبردی توصیف کرده است.

قدرت سخنرانی، صراحت در بیان مواضع، توانایی ارتباط با مخاطبان مختلف و پرداختن هم‌زمان به موضوعات دینی، فرهنگی، سیاسی و نظامی نیز از ویژگی‌هایی بود که به حضور رسانه‌ای و اجتماعی او شکل می‌داد.

در نتیجه، سخنرانی‌های او تنها برای مخاطبان سیاسی دنبال نمی‌شد و بخش قابل توجهی از جامعه حامی او، سخنانش را به‌عنوان منبعی برای فهم تحولات منطقه دنبال می‌کردند.

سه ضلع شکل‌گیری یک رهبر

یک مطالعه دانشگاهی با عنوان «روان‌شناسی سیاسی رهبری سید حسن نصرالله به‌عنوان عاملی در تمدن نوین اسلامی»، شکل‌گیری رهبری سیاسی او را حاصل تعامل سه عنصر اصلی می‌داند.

نخست، شرایط و بحران‌های ساختاری؛ از جنگ و اشغال گرفته تا ضعف ساختارهای سنتی دولت و خلأهای ژئوپلیتیکی.

دوم، توانایی‌های فردی؛ از جمله نگاه راهبردی، مهارت ارتباطی، قدرت تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت و آنچه نویسندگان پژوهش از آن به‌عنوان اقتدار اخلاقی یاد کرده‌اند.

 سوم، پیوند عاطفی و ایدئولوژیک میان رهبر و هواداران که می‌تواند به شکل‌گیری هویت جمعی و هدف مشترک کمک کند.

این پژوهش همچنین بر ترکیبی از پایبندی به اصول، شجاعت، هوش تاکتیکی و صبر راهبردی در سبک رهبری نصرالله تأکید می‌کند.

نصرالله؛ محصول یک مسیر چند دهه‌ای

پاسخ به این پرسش که «رهبران بزرگ متولد می‌شوند یا ساخته می‌شوند؟» درباره حسن نصرالله، نمی‌تواند تنها یک پاسخ داشته باشد.

استعدادهای فردی، محیط خانوادگی و اجتماعی، مطالعه، تأثیر شخصیت‌هایی مانند امام موسی صدر و سید عباس موسوی، تجربه جنگ داخلی، تحصیل در حوزه، مواجهه با اشغال و سال‌ها تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی، در کنار یکدیگر شخصیتی را شکل دادند که بیش از سه دهه در تحولات لبنان و منطقه نقش داشت.

برهمین اساس، نصرالله نه محصول یک ویژگی ذاتی بود و نه تنها ساخته شرایط؛ بلکه حاصل برهم‌کنش استعداد فردی و محیط تاریخی بود.

شهادت سید حسن نصرالله پایان یک دوره مهم در تاریخ حزب‌الله بود، اگرچه شهادت او به‌طور موقت خلأیی در فرماندهی ایجاد کرد، اما ساختار منسجم و قدرتمند حزب‌الله به‌گونه‌ای طراحی شده است که این خلأ به‌سرعت پر شد و مسیر مقاومت با قوت بیشتری ادامه یافت. به طوری که اتفاقات اخیر در جنوب لبنان حیرت و شگفتی دشمنان حزب الله را برانگیخت.

کد خبر 1905861

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha