شهید سید حسن نصرالله؛ سیاستمداری صادق/ روایت سه دهه مقاومت و صداقت

در سیاست، کلمات بسیارند اما صداقت در آنها اندک. وعده‌ها در برابر مردم داده می‌شوند، شعارها در سخنرانی‌ها سر داده می‌شوند و مواضع گاه متناسب با شرایط و مقتضیات روز تغییر می‌کنند؛ اما زمان آزمون که فرا می‌رسد، فاصله میان آنچه گفته شده و آنچه در میدان عمل رخ داده است، آشکار می‌شود. اما شهید سید حسن نصرالله که مخالفانش او را پیش از متحدانش راستگو می‌دانند و در هر شرایطی حرف حق را می‌زند، چگونه با وجود تمام شرایطی که او را احاطه کرده بود، زندگی‌اش را بر اساس کلام حق بنا نهاد؟

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل:  در سیاست، کلمات کم نیستند؛ آنچه کمیاب است، ایستادن پای همان کلماتی است که در برابر مردم گفته شده‌اند.

وعده‌ها داده می‌شوند، شعارها در سخنرانی‌ها تکرار می‌شوند و مواضع گاه با تغییر شرایط سیاسی دستخوش تغییر می‌شوند. اما زمان آزمون که فرا می‌رسد، فاصله میان «آنچه گفته شد» و «آنچه انجام شد» خود را نشان می‌دهد.

این فاصله در بیش از سه دهه فعالیت سیاسی شهید سید حسن نصرالله به حداقل رسید؛ مسیری که از رهبری حزب‌الله در سال ۱۹۹۲ آغاز شد، با تقابل مستمر با اسرائیل، حمایت از متحدان و حضور در منازعات منطقه‌ای ادامه یافت و در سپتامبر ۲۰۲۴ با شهادتش او در حمله رژیم صهیونیستی پایان یافت.

برهمین اساس، «صداقت» تنها یک ویژگی شخصیتی نبود؛ بلکه بخشی از هویت سیاسی او شد. آنها معتقدند که آنچه او در برابر مردم می‌گفت، همان چیزی بود که حزبش در میدان دنبال می‌کرد؛ متحدانش از جایگاه خود مطمئن بودند و دشمن نیز می‌دانست تهدیدهای او در حد سخنرانی باقی نمی‌ماند.

نخستین آزمون؛ وقتی فرزند شهید نصرالله به میدان رفت

یکی از نخستین و پررنگ‌ترین آزمون‌های این رویکرد، شهادت سید هادی نصرالله، فرزند بزرگ او، در ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۷ بود. هادی که حدود ۱۸ سال داشت، در جریان درگیری مستقیم با نیروهای صهیونیستی در منطقه جبل الرفیع در جنوب لبنان شهید شد.

نصرالله پس از این حادثه در سخنرانی عمومی خود، با ابراز رضایت و شکرگزاری، تأکید کرد که فرزندان رهبران مقاومت از دیگر جوانان مقاومت ارزشمندتر نیستند.

این موضع در لبنان بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و به یکی از نمادهای تصویری تبدیل شد که هواداران نصرالله بعدها از رابطه او با مقاومت ارائه کردند که رهبر و خانواده‌اش خود را جدا از میدان نبرد نمی‌دانستند.

چند سال بعد، در می ۲۰۰۰، نیروهای رژیم صهیونیستی پس از سال‌ها اشغالگری از بخش عمده جنوب لبنان عقب‌نشینی کردند؛ رخدادی که حزب‌الله آن را یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در تاریخ مقاومت دانست.

در سخنرانی معروف آن روزها، نصرالله، رژیم صهیونیستی را «سست‌تر از خانه عنکبوت» توصیف کرد؛ جمله‌ای که بعدها به یکی از شناخته‌شده‌ترین عبارت‌های سیاسی او تبدیل شد.

اما این عقب‌نشینی پایان رویارویی نبود. در سال‌های بعد، درگیری‌ها ادامه یافت و سرانجام جنگ ۲۰۰۶ لبنان را رقم زد.

اسیران؛ آزمونی برای وعده و عمل

پرونده اسیران نیز یکی از عرصه‌هایی بود که در آن، رابطه میان وعده و عمل به‌وضوح خود را نشان داد.

نصرالله طی سال‌ها آزادی اسیران را در مرکز گفتمان حزب‌الله قرار داد و این موضوع در نهایت به توافق‌های تبادل اسرا در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۸ انجامید.

البته درباره جنگ ۲۰۰۶، تصمیم حزب‌الله برای اسیرکردن دو سرباز اسرائیلی و پیامدهای آن، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. اما صرف‌نظر از ارزیابی‌های سیاسی درباره آن جنگ، تبادل اسرا یکی از نمونه‌هایی بود که نشان داد پرونده‌ای که سال‌ها در سخنان نصرالله مطرح شده بود، در نهایت به یک نتیجه عملی رسید.

سوریه؛ جایی که هزینه موضع‌گیری بالا رفت

آزمون مهم‌تر زمانی آغاز شد که بحران سوریه به جنگی گسترده تبدیل شد.

در سال ۲۰۱۳، نصرالله به‌صراحت مشارکت نیروهای حزب‌الله در جنگ سوریه در کنار نیروهای دولت این کشور را تأیید کرد. او این حضور را دفاع از «عمق راهبردی مقاومت» توصیف کرد و سوریه را «پشت مقاومت» دانست.

این تصمیم، در داخل لبنان و خارج از آن، با مخالفت‌های گسترده‌ای روبه‌رو شد و هزینه‌های سیاسی و نظامی قابل توجهی برای حزب‌الله داشت.

با این حال، نصرالله موضع خود را پنهان نکرد و برخلاف تلاش برای ارائه آن به‌عنوان اقدامی موقت یا محدود، علنی از آن دفاع کرد. این مسئله از اهمیت ویژه ای برخوردار بود؛ چرا که صداقت سیاسی زمانی معنا پیدا می‌کند که موضعی حتی پس از افزایش هزینه‌ها نیز حفظ شود.

عراق؛ گسترش میدان رویارویی

با ظهور داعش در عراق در سال ۲۰۱۴، نصرالله نبرد با این گروه را بخشی از یک رویارویی منطقه‌ای گسترده‌تر می‌دانست.

برخی مطالعات و گزارش‌های پژوهشی از حمایت و آموزش نیروهای برخی گروه‌های عراقی توسط حزب‌الله در نبرد با داعش خبر داده‌اند. نصرالله در ژوئن همان سال نیز از آمادگی حزب‌الله برای اعزام نیروهای بیشتر به عراق سخن گفت و بر آمادگی این حزب برای پرداخت هزینه انسانی در دفاع از اماکن مورد تهدید تأکید کرد.

میزان و ماهیت این نقش، همچنان محل اختلاف میان موافقان و منتقدان حزب‌الله است. با این حال، موضع نصرالله روشن بود که عراق را از معادلات لبنان و منطقه جدا نمی‌کرد و آن را بخشی از نبردی گسترده‌تر می‌دانست.

یمن؛ «وحدت میدان‌ها»

در یمن نیز نصرالله موضع آشکاری در حمایت از جنبش انصارالله و مردم این کشور اتخاذ کرد و در سخنرانی‌هایش از یمنی‌ها در برابر جنگ ائتلاف به رهبری عربستان سعودی حمایت کرد.

او تلاش نکرد این موضع را پنهان یا مبهم کند؛ بلکه یمن را در چارچوب آنچه بعدها «وحدت میدان‌ها» عنوان شد، قرار داد.

برهمین اساس، جغرافیای گفتمان نصرالله از جنوب لبنان فراتر رفت و فلسطین، سوریه، عراق و یمن را نیز دربر گرفت؛ میدان‌هایی که او آنها را به یکدیگر مرتبط می‌دانست.

فلسطین؛ آخرین حلقه

با وجود همه این تحولات، فلسطین همچنان در مرکز گفتمان نصرالله باقی ماند.

پس از آغاز جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه در اکتبر ۲۰۲۳، حزب‌الله از جنوب لبنان وارد درگیری با این رژیم شد و آن را بخشی از حمایت از غزه اعلام کرد.

در همین زمان، پیامی دست‌نویس از نصرالله منتشر شد که در آن خواسته بود نیروهای حزب‌الله که در این درگیری‌ها شهید می‌شوند، «شهدای راه قدس» نامیده شوند.

برهمین اساس می توان گفت که این عبارت تنها یک عنوان نبود؛ بلکه نمادی از آخرین مرحله مسیری بود که او سال‌ها درباره آن سخن گفته بود.

سرانجام در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴،  سید حسن نصرالله در حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت شهید شد.

شهادت نصرالله پایان مسیری بود که او سال‌ها از آن سخن گفته بود؛ رهبری که خود را در معرض همان خطری می‌دید که درباره آن هشدار می‌داد و سرانجام در همان میدان جان خود تقدیم کرد.

وفاداری به متحدان؛ از مقاومت تا سیاست داخلی

اما تصویر نصرالله تنها به برخورد او با رژیم صهیونیستی محدود نمی‌شود. بخش دیگری از این تصویر به نحوه تعامل او با متحدان سیاسی‌اش در داخل لبنان بازمی‌گردد.

«تفاهم مار مخایل» میان حزب‌الله و جریان ملی آزاد در فوریه ۲۰۰۶، یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست.

این توافق در دوره‌ای شکل گرفت که لبنان با شکاف سیاسی عمیقی روبه‌رو بود و دو جریان با پیشینه‌های سیاسی و مذهبی متفاوت را در کنار یکدیگر قرار داد.

مبارزه با فساد، قانون انتخابات، رابطه با سوریه و موضوع سلاح حزب‌الله از جمله مسائلی بود که در این تفاهم مورد توجه قرار گرفت.

این ائتلاف سال‌ها ادامه یافت و در نهایت به یکی از مهم‌ترین معادلات سیاسی داخلی لبنان تبدیل شد؛ روندی که در سال ۲۰۱۶ و با انتخاب میشل عون به ریاست‌جمهوری لبنان به یکی از نقاط مهم خود رسید.

درباره اهداف، پیامدها و ارزیابی این ائتلاف، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد؛ اما استمرار آن و تأثیرش بر سیاست لبنان، بخشی از واقعیت سیاسی این کشور است.

بهای ایستادگی

شاید دلیل اصلی تداوم تصویر «صداقت» نصرالله این باشد که این ویژگی تنها در شرایط کم‌هزینه آزمایش نشد.

او جنگ ۲۰۰۶ را پشت سر گذاشت، سال‌ها با اسرائیل درگیر بود، از دولت سوریه در جنگ داخلی حمایت کرد، در برابر داعش از متحدان عراقی پشتیبانی کرد، موضعی آشکار در حمایت از یمن گرفت و پس از آغاز جنگ غزه، جبهه جنوب لبنان را بخشی از معادله حمایت از فلسطین دانست.

هر یک از این تصمیم‌ها هزینه سیاسی، نظامی و اجتماعی خاص خود را داشت.

خود شهید نصرالله نیز سال‌ها در معرض تهدید ترور قرار داشت و به همین دلیل حضور عمومی او در سال‌های پایانی زندگی‌اش به‌شدت محدود شده بود.

با این حال،  نقطه اصلی زندگی سیاسی او در فاصله میان شعار و عمل خلاصه می‌شود.

او از مقابله با اسرائیل سخن گفت و وارد میدان شد.

از حمایت از متحدان سخن گفت و هزینه آن را پذیرفت.

فلسطین را در مرکز گفتمان خود قرار داد و سرانجام نیز در شرایطی شهید شد که حزب‌الله در حال درگیری با رژیم صهیونیستی و اعلام حمایت از غزه بود.

به همین دلیل، همگان او را تنها به‌عنوان دبیرکل حزب‌الله به یاد نمی‌آورند؛ بلکه او را رهبری می‌دانند که میان سخن، تعهد و عمل فاصله‌ای قائل نبود.

شاید بتوان خلاصه این تصویر را در یک جمله بیان کرد که «وعده صادق» تنها یک شعار نبود؛ مسیری بود که سید حسن نصرالله در آن مسیر زندگی کرد و سرانجام جان خود را نیز در همان مسیر تقدیم کرد.

کد خبر 1905965

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha