حجتالاسلام والمسلمین «محمدمهدی تسخیری»، معاون ارتباطات و روابط بینالملل دانشگاه ادیان و مذاهب، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان، در پاسخ به این پرسش که رهبر معظم انقلاب در یکی از پیام اخیر خود، فرهنگ و تعلیم و تربیت را «فراراهبرد» عنوان کردند؛ منظور از نگاه فراراهبردی به فرهنگ چیست؟ اظهار کرد: با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری، فرهنگ را نباید در عرض سایر امور دید، بلکه باید آن را هدایتگر همه حوزهها بدانیم. اگر فرهنگ را اینگونه تعریف کنیم که عبارت است از مجموعهای از باورها، ارزشها، نگرشها، هنجارها، الگوهای رفتاری و سبک زندگی برای ساختن انسان و جامعه و اینکه به ما میآموزد چه چیزهایی ارزشمند و مطلوب پیگیری هستند، آنگاه راهبرد فرهنگی مجموعهای هماهنگ از اهداف، عملکردها و تلاشهای بلندمدت برای شکلدهی و حفاظت از این منظومه مفهومی است.
فرهنگ فراراهبردی جایگاه والاتری دارد؛ بدین معنا که فرهنگ مهمتراز سیاست و نظامیگری، فناوری، اقتصاد، علم و امنیت نخواهد بود، بلکه به عنوان هدایتگر سایر مقولهها دیده میشود. مهمترین پرسش براساس این خاستگاه فرهنگی چنین است که منظومه حکومتی و مردمی در جامعه اسلامی ما چه انسانی را میسازد و کدام ارزشها را تقویت میکند؟ چه چشمانداز و هویتی را شکل میدهد و تا چه اندازه با آموزههای قرآنی هماهنگ است؟؛ البته فراراهبردی بودن فرهنگ به معنای بیاهمیت جلوه دادن سایر مقولهها نیست؛ بلکه به معنای فرهنگی کردن نگاه به اقتصاد، روابط بینالملل و سایر مؤلفههاست.
وی افزود: فرهنگ فراراهبردی جایگاه والاتری دارد؛ بدین معنا که فرهنگ مهمتراز سیاست و نظامیگری، فناوری، اقتصاد، علم و امنیت نخواهد بود، بلکه به عنوان هدایتگر سایر مقولهها دیده میشود. مهمترین پرسش براساس این خاستگاه فرهنگی چنین است که منظومه حکومتی و مردمی در جامعه اسلامی ما چه انسانی را میسازد و کدام ارزشها را تقویت میکند؟ چه چشمانداز و هویتی را شکل میدهد و تا چه اندازه با آموزههای قرآنی هماهنگ است؟
معاون ارتباطات و روابط بینالملل دانشگاه ادیان و مذاهب تصریح کرد: البته فراراهبردی بودن فرهنگ به معنای بیاهمیت جلوه دادن سایر مقولهها نیست؛ بلکه به معنای فرهنگی کردن نگاه به اقتصاد، روابط بینالملل و سایر مؤلفههاست. فرهنگیسازی همه مؤلفهها در قالب «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» است؛ جامعهای که در تمام زمینهها با چراغ هدایت فرهنگی به سوی قدرت مرغوب و مطلوب به پیش میرود تا به قله برسد، اما با سلامتی و درستی و نه با نیرنگ و زور.
وی با اشاره به جایگاه هدایت فرهنگی در نظام اسلامی گفت: طبیعی است که در چنین منظومهای، جایگاه رهبری صرفاً در تبیین توصیههای فرهنگی خلاصه نمیشود؛ بلکه هدایت کلان فرهنگی و جلوگیری از انحراف و صیانت جامعه، بخشی از رسالت راهبری نظام است؛ بهویژه هنگامی که جامعه در معرض تحولات عمیق، جنگ شناختی و تهاجم فرهنگی قرار دارد.
حجت الاسلام تسخیری در ادامه درباره نقش فرهنگ در مواجهه با جنگ شناختی و تهاجم فرهنگی اظهار کرد: در شرایط عادی، فرهنگ به تدریج و از مسیرهای معمول، مانند خانواده، مدرسهها، دانشگاهها، رسانهها، مساجد، هنر و مناسبات اجتماعی ساخته میشود؛ اما در شرایط حساس، فرهنگ به میدان رقابت ارادهها و روایتها تبدیل میشود. دشمن نیز اگر نتواند اراده یک ملت را مستقیماً درهم بشکند، میکوشد تصویر آن ملت از خود و تواناییهایش را تغییر دهد. از این رو، شبیخون فرهنگی و جنگ شناختی اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا دشمن پیش از تصرف سرزمین، در پی تصرف ذهن و محاسبات انسانهاست.
معاون ارتباطات و روابط بینالملل دانشگاه ادیان و مذاهب خاطرنشان کرد: از همینجاست که ما در برابر این وضعیت نباید گرفتار یک فرهنگ واکنشی، مقطعی و مناسبتی شویم. آیا باید منتظر اقدام دشمن بمانیم تا عکسالعمل نشان دهیم؟ گرچه این رویکرد نیز ضروری است، اما راهبرد فرهنگی نیست. اقدام فراراهبردی از ما میطلبد تا از پدافند صرف عبور کرده و به ابتکار و خلاقیت فرهنگی برسیم. یک کنشگر فرهنگی منتظر نمیماند تا دیگران مسئله و روایت بسازند، بلکه خود مسئله را تعریف و روایت معتبر خود را میسازد. کنشگر فرهنگی فقط به شبهات پاسخ نمیدهد، بلکه پیشاپیش ذهن جامعه را برای مواجهه با شبهه آماده میکند. باید آینده مطلوب را به تصویر کشید و برای تحقق آن، جوانان متناسب را تربیت کرد و فقط به دفاع از گذشته و یا رد آن نپرداخت.
حجت الاسلام تسخیری با اشاره به ضرورت تربیت انسانهای صاحب فکر و روایت برای ساخت تمدن نوین اسلامی گفت: ساختن تمدن نوین اسلامی نیازمند انسانهایی است که قدرت تولید فکر و روایت داشته باشند تا ارزشهایی متناسب با زبان و منطق جهان امروز بازتولید کنند؛ «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ». البته باید تلاش کرد تا این فراراهبرد فرهنگی در سه سطح مورد توجه قرار گیرد.
سطح ملی؛ قرار گرفتن فرهنگ در متن حکمرانی
وی به سطح ملی فراراهبرد فرهنگی اشاره کرد و افزود: در این سطح باید فرهنگ را در متن حکمرانی، سیاست، اقتصاد، آموزش، رسانه، علم و فناوری و جامعه قرار داد و پیامدهای فرهنگی هر یک از این حوزهها را نیز سنجید. تعلیم و تربیت، خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه و هنر باید از حالت دستگاههای پراکنده خارج شده و در یک منظومه هماهنگ قرار گیرند؛ همه باید به سوی هدف ساختن انسان عدالتخواه، باهویت و الگو پیش بروند. سطح منطقهای؛ فرهنگ، سرمایهای برای گفتوگو و همگراییحجت الاسلام تسخیری با اشاره به سطح منطقهای فراراهبرد فرهنگی نیز گفت: فرهنگ میتواند سرمایهای برای ارتباط، گفتوگو و همگرایی منطقهای باشد تا به ابزاری برای دفاع در برابر اجنبی تبدیل شود. دنیای اسلام، میراث مشترک عظیمی برای ساخت و پرداخت تمدن نوین اسلامی دارد. قرآن، پیامبر اعظم(ص)، اهلبیت(ع)، تجربه تاریخی مشترک و ظرفیت عظیم ژئوپلیتیکی و توانمندی احیای دیپلماسی فرهنگی و تقریب مذاهب، از این ظرفیتهاست. با توجه به داشتههای میراثی، فرهنگ دفاعی میتواند به فرهنگ ایجاد پیوند میان ملتها متحول شود.
حجت الاسلام تسخیری با اشاره به سطح منطقهای فراراهبرد فرهنگی نیز گفت: فرهنگ میتواند سرمایهای برای ارتباط، گفتوگو و همگرایی منطقهای باشد تا به ابزاری برای دفاع در برابر اجنبی تبدیل شود. دنیای اسلام، میراث مشترک عظیمی برای ساخت و پرداخت تمدن نوین اسلامی دارد. قرآن، پیامبر اعظم(ص)، اهلبیت(ع)، تجربه تاریخی مشترک و ظرفیت عظیم ژئوپلیتیکی و توانمندی احیای دیپلماسی فرهنگی و تقریب مذاهب، از این ظرفیتهاست. با توجه به داشتههای میراثی، فرهنگ دفاعی میتواند به فرهنگ ایجاد پیوند میان ملتها متحول شودسطح منطقهای؛ فرهنگ، سرمایهای برای گفتوگو و همگرایی
حجت الاسلام تسخیری با اشاره به سطح منطقهای فراراهبرد فرهنگی نیز گفت: فرهنگ میتواند سرمایهای برای ارتباط، گفتوگو و همگرایی منطقهای باشد تا به ابزاری برای دفاع در برابر اجنبی تبدیل شود. دنیای اسلام، میراث مشترک عظیمی برای ساخت و پرداخت تمدن نوین اسلامی دارد. قرآن، پیامبر اعظم(ص)، اهلبیت(ع)، تجربه تاریخی مشترک و ظرفیت عظیم ژئوپلیتیکی و توانمندی احیای دیپلماسی فرهنگی و تقریب مذاهب، از این ظرفیتهاست. با توجه به داشتههای میراثی، فرهنگ دفاعی میتواند به فرهنگ ایجاد پیوند میان ملتها متحول شود.
سطح جهانی؛ حضور فعال در میدان جهانی
وی در تشریح سطح جهانی فراراهبرد فرهنگی اظهار کرد: فراراهبرد فرهنگی یعنی حضور فعال در میدان جهانی و این یعنی دور شدن از انزوا و انفعال. اگر ارزشهای عدالت، معنویت، کرامت انسانی، گفتوگو، مقابله با تبعیض و اخوت را با زبان انسانی و جهانی و قابل فهم به جهانیان عرضه بداریم، این همان فراراهبرد فرهنگی است. قدرت فرهنگی زمانی به قدرت تمدنی تبدیل میشود که دیگران نیز بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
حجت الاسلام تسخیری افزود: بنابراین دیپلماسی فرهنگی، گفتوگوی ادیانی، هنر، رسانه، نخبگانی و حتی زبان و ادبیات، تنها ابزارهای جانبی سیاست خارجی نیستند؛ بلکه بخشی از قدرت راهبردی یک کشورند. فراراهبرد فرهنگی یعنی فرهنگ باید در اول سیاستگذاریها باشد تا بتواند پاسخگوی تهدیدها و سازنده افق آینده باشد. باید گفت رهبری در مقام بیان اینکه کشوری که آینده خود را فرهنگی طراحی نکند، دیر یا زود آینده فرهنگیاش را دیگران طراحی خواهند کرد. پس فرهنگ اسلامی باید از راهبرد به فراراهبرد ملی، منطقهای و جهانی تبدیل شود تا زمینهساز ظهور تمدن نوین اسلامی باشد.
حجت الاسلام تسخیری در پاسخ به این پرسش که فرهنگ چگونه میتواند ظرفیت جامعه برای تحمل و عبور از بحرانها را افزایش دهد و به تقویت تابآوری اجتماعی منجر شود؟ گفت: نخست باید گفت جامعهای که با پشتوانه ایمان و صبر و براساس تعاون، مواسات و ایثار، رابطه خود را بنا ساخته و مقاومت را شرف فردی و جمعی خود میداند، هرگز ناامید از پیروزی نیست و بر همه بحرانها فائق میآید و به سوی قله میرود. در قاموس فرهنگی این جامعه جایی برای واژه وحشت و شکست وجود ندارد، چون با ذهنیت پیروزمندانه «احدی الحسنیین» به پیش میرود. در فرهنگ چنین جامعهای بحران معنای متفاوتی دارد؛ هم در برابر آن میایستند و هم بازسازی میشود. فرهنگ اسلامی میتواند یکی از عمیقترین زیرساختهای تابآوری اجتماعی باشد؛ زیرا سختی را صرفاً یک تهدید نمیبیند، بلکه آن را عرصهای برای ایمان، صبر، همبستگی، ایثار و رشد انسان و جامعه میداند.
ایمان؛ تبدیل احساس بیپناهی به احساس اتکا
وی در تشریح نخستین مؤلفه تابآوری اجتماعی اظهار کرد: ایمان یعنی تبدیل احساس بیپناهی به احساس اتکا. انسانی که جهان را بیمعنا و حوادث را کاملاً بیضابطه نمیبیند، در برابر بحران کمتر دچار فروپاشی روانی و اجتماعی میشود. قرآن کریم میفرماید: «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند. ایمان به معنای انکار خطر نیست، بلکه به معنای آن است که انسان در دل خطر، خود را تنها و بیپناه احساس نکند. «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»؛ این نگاه بر ظرفیت تحمل رنج میافزاید و مانع میشود که یک حادثه به فروپاشی منجر شود.
صبر؛ سرمایه روانی جامعه در روزهای دشوار
حجت الاسلام تسخیری با اشاره به مؤلفه دوم گفت: صبر، سرمایه روانی جامعه در روزهای دشوار است. در منطق قرآن، صبر انفعال و تسلیم نیست؛ بلکه توانایی حفظ تعادل، استمرارعمل و مقاومت در شرایط دشوار است؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا».صابِروا» از صبر فردی فراتر میرود و جامعه به صبر متقابل و جمعی فرا خوانده میشود. حضرت علی(ع) میفرماید: «الصبر صبران: صبر علی ما تکره، وصبر عما تحب.»از دیدگاه جامعهشناختی نیز تابآوری اجتماعی تا حد زیادی به توانایی یک جامعه برای به تأخیر انداختن اکنشهای هیجانی و حفظ انسجام است که موجب تداوم همکاری در شرایط سخت میشود و بحران را به سرعت به نزاع داخلی تبدیل نمیکند.
معاون ارتباطات و روابط بینالملل دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: سومین مؤلفه را تعاون و مواسات دانست و اظهار کرد: براساس این خصلت، «من» به «ما» تبدیل میشود. هرگاه افراد فقط به نجات خویش بیندیشند، بحران ویرانگر خواهد شد؛ در فرهنگ اسلامی انسان از فردگرایی خارج میشود. «وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی». پیامبر اکرم(ص) جامعه مؤمنان را به پیکری واحد تشبیه میکند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ...». رنج فرد مساوی رنج جامعه است. عظیمترین سرمایه اجتماعی در این مقوله نهفته است که در تمام شرایط، چه هنگام جنگ، بلایای طبیعی، فشار اقتصادی و سایر بحرانها، موجب میشود مردم به جای رقابت برای بقا، به یکدیگر تکیه کنند. شاید نمونه تفاوت جامعه اسلامی و جامعه غربی در حادثه کرونا برای همه مشهود بود؛ غربیها علاوه بر سرقت سوپرمارکتها، کارشان به سرقت واکسنهای یکدیگر رسید. اما جامعه اسلامی که اعتماد و همکاری در آن بالاست، در مواجهه با بحران از منابعی برخوردار است که صرفاً در ساختارهای رسمی دولت یافت نمیشود.
ایثار، والاترین عنصر برای بالاتر بردن سقف تابآوری جامعه است. در فرهنگ اسلامی از تعاون بالاتر، ایثار است؛ ضمن اینکه امیدواری، پادزهر یأس اجتماعی است و تابآوری بدون امید امکانپذیر نیست. قرآن با صراحت میفرماید: «وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ» و «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا».باید بدانیم که امید اسلامی، خوشبینی سادهلوحانه نیست؛ امید همراه با عمل است. یعنی انسان دشواری را میبیند، اما آینده را از پیش شکستخورده نمیداند. بنابراین جامعهای که امید مشترک خود را از دست بدهد، حتی با وجود منابع مادی فراوان، ممکن است دچار فرسودگی اجتماعی شود. ایثار؛ بالاتر بردن سقف تابآوری جامعه
تسخیری چهارمین مؤلفه را ایثار دانست و گفت: ایثار، والاترین عنصر برای بالاتر بردن سقف تابآوری جامعه است. در فرهنگ اسلامی از تعاون بالاتر، ایثار است؛ «وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ». در این جامعه بخشی از داراییهای والای افراد، اعم از مال، فرصت و حتی جان خود، برای حفظ دیگران هزینه میشود؛ گویی نسبت به هم نقش مادری را بازی میکنند. در حقیقت، این همان تبدیل سرمایه اخلاقی به سرمایه اجتماعی است. در چنین جامعهای، هنگام گرفتاری، فرد احساس تنهایی نمیکند و این احساس امنیت اجتماعی، خود یکی از پایههای مهم تابآوری است.
فرهنگ مقاومت؛ جلوگیری از تبدیل شکست مقطعی به شکست هویتی
وی در ادامه با اشاره به مؤلفه مقاومت اظهار کرد: در فرهنگ اسلامی، انسان به مقاومت در برابر فشار و ظلم فرا خوانده میشود؛ «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» و «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ». لذا پیامهای مهم تابآوری اجتماعی از آیات فوق به جامعه القا میشود؛ یعنی ای مؤمنان، نباید شکستهای مقطعی را به شکست هویتی تبدیل کنید. جامعه تابآور ممکن است آسیب ببیند، در مقطعی هزینه بدهد و یا عقبنشینی کند، اما شکست را سرنوشت نهایی خود تلقی نمیکند.
فرهنگ مقاومت، توان بازگشت را در جامعه ایجاد میکند
وی با تأکید بر نقش فرهنگ مقاومت در عبور از بحرانها اظهار کرد: فرهنگ مقاومت، توان بازگشت را در جامعه ایجاد میکند. کافی است به تجربه بسیاری از ملتها و جوامعی که در برابر دشواریها انسجام، اراده و امید خود را حفظ کردند نگاه کنیم تا این حقیقت را به خوبی دریابیم. آنها نه فقط از بحرانها عبور کردند، بلکه گاهی نیرومندتر از گذشته خارج شدند و به قله رسیدند. امروزه ملت ایران الگوی روشن مقاومت در برابر تجاوزگریهای صهیونیها و استکبار جهانی است.
تسخیری در ادامه «منطق احدی الحسنیین» را از مهمترین شاخصهای تابآوری و پیروزی در فرهنگ اسلامی دانست و گفت: یعنی مؤمن در مسیر حق، خود را در یک بنبست روانی نمیبیند؛ «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ».بنابراین، در چنین فرهنگی ترس و یأس نمیتوانند بهآسانی به گفتمان مسلط جامعه تبدیل شوند. البته این سخن به معنای آن نیست که در یک جامعه اسلامی هیچ فرد ترسیده، ناامید یا آماده تسلیم وجود ندارد؛ چنین افرادی در هر جامعهای پیدا میشوند. سخن بر سر غلبه فرهنگی و اجتماعی است؛ اگر ارزشهای ذکرشده فوق در اکثریت جامعه ریشهدار باشد، افراد منفعل یا مرعوب نمیتوانند جهت عمومی جامعه را تعیین کنند؛ حتی اگر گاه پرصدا باشند یا بر اثر شرایط خاص، مدتی سکوت و انفعال را برگزینند.
امیدواری؛ پادزهر یأس اجتماعی
معاون ارتباطات و روابط بینالملل دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به هشتمین مؤلفه تابآوری اجتماعی اظهار کرد: امیدواری، پادزهر یأس اجتماعی است و تابآوری بدون امید امکانپذیر نیست. قرآن با صراحت میفرماید: «وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ» و «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا».باید بدانیم که امید اسلامی، خوشبینی سادهلوحانه نیست؛ امید همراه با عمل است. یعنی انسان دشواری را میبیند، اما آینده را از پیش شکستخورده نمیداند. بنابراین جامعهای که امید مشترک خود را از دست بدهد، حتی با وجود منابع مادی فراوان، ممکن است دچار فرسودگی اجتماعی شود.
عدالت و اعتماد؛ شرط ماندگاری تابآوری
معاون ارتباطات و روابط بینالملل دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به نقش عدالت و اعتماد در ماندگاری تابآوری اجتماعی گفت: عدالت و اعتماد، شرط ماندگاری تابآوری است و فقط با توصیه اخلاقی ساخته نمیشود. روزی که مردم احساس بیعدالتی، تبعیض و بیاعتمادی کنند، سرمایه اجتماعی کاهش مییابد و توان جامعه برای تحمل بحران نیز فرسوده میشود. امیرمؤمنان(ع) عدالت را بنیان سامان اجتماعی میداند و در نامه معروف خود به مالک اشتر بر رعایت حقوق مردم و رفتار عادلانه تأکید دارند. جامعهشناسان نیز اعتماد عمومی و عدالت تحققیافته را از عناصر مهم سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماعی میدانند. حداکثر ظرفیت تابآوری با جلوه گری ارزشهای فوق در نهادها، رفتار مسئولان، رسانه و روابط اجتماعی تجلی پیدا میکند.
نظر شما