حجتالاسلام والمسلمین رضا محمدی شاهرودی، کارشناس مذهبی صدا و سیما و استاد حوزه در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان در پاسخ به این سوال که رهبر انقلاب در پیام خود به مناسبت هفته دولت بر فرهنگ و تعلیم و تربیت به عنوان یک مسئله فرا راهبردی تاکید کردند. به اعتقاد جنابعالی معنای فرا راهبردی فرهنگ و تاثیر آن بر تاب آوری اجتماعی چیست و اینکه فرهنگ چگونه می تواند ظرفیت جامعه را برای تحمل و عبور از بحران ها افزایش دهد تا به تقویت تاب آوری منجر شود، اظهار کرد: نقش تعلیم و تربیت در فرهنگسازی، تابآوری، هدایتگری و تحقق اهداف الهی که انسان بر اساس آن خلق شده، بسیار مهم است و این امر بر مبنای تربیت حاصل میشود.بنابراین باید پرسید نقش تعلیم و تربیت در ابعاد مختلف چیست و چرا نمیتوان آن را صرفاً در چهارچوبهای موقت و محدود همچون اقتصاد، سیاست و فرهنگ تعریف کرد.
وی در ادامه افزود: در واقع همه این حوزهها زیرمجموعه تربیت و عوامل مؤثر بر آن قرار میگیرند. عواملی همچون وراثت، محیط، دوام، خط، غذا، مذهب، تاریخ، اقتصاد و سازمانهای تعلیم و تربیت، همگی در فرآیند تربیت نقش دارند و زمانی که این عوامل در کنار یکدیگر قرار میگیرند، مجموعه عوامل مؤثر بر تربیت را شکل میدهند.
تربیت میتواند نقش فراراهبردی در ساختن فرهنگ، اقتصاد، سیاست، مذهب، بازخوانی تاریخ و سایر ابعاد جامعه داشته باشد. تعلیم و تربیت قادر است همه این مؤلفهها را زیر چتر خود جمع کند و به همین دلیل، یک راهبرد فراراهبردی و فراتر از زیرمجموعههای خود است.برای اینکه تمدنی ساخته شود و ملتی ماندگار باشد، نخستین گام، کار بر روی تربیت است. برای اینکه تربیت نیز به مقصد خود برسد، مهمترین شاخصه و مؤلفه آن فرهنگ به معنای عام است. فرهنگ در این معنا زبان، ادبیات و مذهب را نیز دربرمیگیرد و یکی از مهمترین مؤلفههای تعلیم و تربیت به شمار میرود.
وی بیان کرد: برای ماندگاری یک ملت و تمدن، باید فرهنگ آن پویا، پایا و محکم باشد. اگر شیاطین بخواهند ملتی را نابود کنند، در گام نخست باید فرهنگ آن ملت را هدف قرار دهند؛ چرا که اگر بتوانند گسست فرهنگی در یک ملت ایجاد کنند، به راحتی میتوانند بر آن جامعه سلطه پیدا کنند و استثمار و به سلطه کشیدن آن ملت بسیار سادهتر خواهد شد.
گام نخست تمدنسازی، تربیت انسان است
این کارشناس مذهبی صدا و سیما تصریح کرد: برای اینکه تمدنی ساخته شود و ملتی ماندگار باشد، نخستین گام، کار بر روی تربیت است. برای اینکه تربیت نیز به مقصد خود برسد، مهمترین شاخصه و مؤلفه آن فرهنگ به معنای عام است. فرهنگ در این معنا زبان، ادبیات و مذهب را نیز دربرمیگیرد و یکی از مهمترین مؤلفههای تعلیم و تربیت به شمار میرود.
وی بیان کرد: برای ماندگاری یک ملت و تمدن، باید فرهنگ آن پویا، پایا و محکم باشد. اگر شیاطین بخواهند ملتی را نابود کنند، در گام نخست باید فرهنگ آن ملت را هدف قرار دهند؛ چرا که اگر بتوانند گسست فرهنگی در یک ملت ایجاد کنند، به راحتی میتوانند بر آن جامعه سلطه پیدا کنند و استثمار و به سلطه کشیدن آن ملت بسیار سادهتر خواهد شد.
فرهنگ خانواده و باورهای دینی، هدف حملات فرهنگی
حجت الاسلام محمدی خاطر نشان کرد: در این زمینه نیز فعالیتهایی صورت میگیرد. به عنوان مثال، خانواده یکی از مؤلفههای مهم فرهنگ است و به همین دلیل برای تأثیرگذاری بر خانوادهها، سریالهای طولانی با زبان فارسی و در بهترین کیفیت هنری و فنی تولید میشود. عقاید، باورها، دین و مذهب نیز از دیگر مؤلفههای فرهنگ هستند. شبهات فراوانی علیه عقاید نوجوانان، جوانان و روشنفکران ما مطرح میشود؛ چرا که به خوبی میدانند مذهب یکی از مؤلفههای فرهنگ و تمدن است و تا زمانی که این مؤلفه از بین نرود، نمیتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.
استاد حوزه اظهار کرد: وقتی ملتی فرهنگ حسینی دارد و میگوید «ما ملت امام حسین هستیم»، تا آخرین قطره میجنگد و نمیتوان بر چنین ملتی سلطه پیدا کرد. بنابراین باید حواس خود را جمع کنیم و رسانهها نیز باید مراقب باشند که در زمین دیگران بازی نکنند.
فرهنگ عاشورا؛ سدی در برابر جنگ شناختی
وی گفت: مناطقی که بیشترین حملات به آنها صورت میگیرد، عمدتاً جنبه فرهنگی دارند و میتوان چند محور اصلی را در این زمینه مورد اشاره قرار داد.نخست، عزاداری و فرهنگ امام حسین(ع) است. یک سال تلاش و هزینه میشود تا به این فرهنگ ضربه وارد شود، اما در دهه نخست محرم، همچون سیل، همه این تلاشها از بین میرود. دومین مسئله، مهدویت است؛به طور مرتب در این زمینه شبههافکنی و علیه آن فعالیت میشود.موضوع دیگر، ولایت فقیه است که به عنوان سکاندار، فقیه عالم، عادل، دوراندیش و بهروز، توطئهها را خنثی میکند و فرهنگ تولید میکند.
مناطقی که بیشترین حملات به آنها صورت میگیرد، عمدتاً جنبه فرهنگی دارند و میتوان چند محور اصلی را در این زمینه مورد اشاره قرار داد. نخست، عزاداری و فرهنگ امام حسین(ع) است. یک سال تلاش و هزینه میشود تا به این فرهنگ ضربه وارد شود، اما در دهه نخست محرم، همچون سیل، همه این تلاشها از بین میرود. دومین مسئله، مهدویت است؛به طور مرتب در این زمینه شبههافکنی و علیه آن فعالیت میشود.موضوع دیگر، ولایت فقیه است که به عنوان سکاندار، فقیه عالم، عادل، دوراندیش و بهروز، توطئهها را خنثی میکند و فرهنگ تولید میکند.
حجت الاسلام محمدی با بیان اینکه مبحث بعدی روحانیت شیعه است. افزود: روحانیت شیعه برخلاف برخی دیگر از روحانیتها وابسته به مراکز قدرت نیست؛در حالی که در برخی نظامها روحانیون کارمند دولت هستند، روحانیت شیعه مردمی است و وابسته به مراکز قدرت نیست. حتی با وجود اینکه امروز حکومت اسلامی است، روحانیت آزاد است. محور دیگر حملات، نهادهای انقلابی ما همچون سپاه و سایر نهادهایی است که در چهارچوب فرهنگ آنها نمیگنجد.در نهایت نیز خانوادهها مورد توجه قرار میگیرند؛ زیرا فرهنگ در خانواده ساخته شده و در همانجا نهادینه میشود.
حملات فرهنگی، مؤلفههای اقتدار جامعه را هدف گرفتهاند
این کارشناس مذهبی ادامه داد: این حملات نشان میدهد که آنها مؤلفههای اقتدار ما را به خوبی شناختهاند و به همین دلیل آنها را مورد تهاجم قرار میدهند. ما نیز باید این مؤلفهها را تقویت کنیم، روی آنها کار کنیم و از سرمایههای گرانسنگ خود محافظت کنیم. مجموع این مؤلفهها فرهنگ به معنای عام را تشکیل میدهد. فرهنگ دو معنا دارد؛ یک معنا فرهنگ عامه و فولکلور است که محدودتر است و معنای دیگر، فرهنگ به معنای عام است که همه مواردی را که به آنها اشاره شد، از جمله تعلیم و تربیت، دربرمیگیرد.
وی خاطر نشان کرد: برای مقابله با این تهاجمات، ابتدا باید بدانیم چه سرمایههای عظیمی در اختیار داریم. به عنوان مثال، گاهی لبنانیها بهتر از ما میدانند ولایت فقیه چه عظمتی دارد. بنابراین ما باید خودمان این ارزشها را بشناسیم و از آنها محافظت کنیم.
پشتوانه فرهنگی قوی، جامعه را در برابر بحرانها مقاوم میکند
حجت الاسلام محمدی در پاسخ به این سوال که آیا میتوان گفت جامعهای که از پشتوانه فرهنگی و هویتی قویتری برخوردار است، در برابر بحرانها و فشارهای بیرونی مقاومتر خواهد بود؟ اظهار کرد: قطعا همینطور است. اگر این مؤلفههای فرهنگی از بین نروند، ممکن است عدهای را بکشند یا حتی برای مدتی بر جامعهای مسلط شوند، اما مردم مقاومت خواهند کرد، آنها را پشیمان کرده و بیرون خواهند کرد. زمانی که اسلام وارد ایران شد، همزمان روم نیز حمله کرد و برخی از شهرهای مرزی ایران را اشغال کرد. حکومت مرکزی وقت، یعنی خسروپرویز، که درگیر جنگ با مسلمانان و جنگهای داخلی بود، نتوانست از مرزهای خود دفاع کند. اما مردم همان شهرها سه سال شبانهروز جنگیدند و مقاومت کردند و در نهایت دشمن را خودشان بیرون کردند. فرهنگ ایرانی زیر بار اشغالگر آن دوران، یعنی روم، نرفت؛ این در حالی بود که حکومت مرکزی هیچ کمکی به آنها نکرده بود.
وی تصریح کرد: مردمی که فرهنگ ایرانی و آزادیخواهی داشتند، خودشان آنقدر جنگیدند تا دشمن را بیرون کردند.بنابراین اگر فرهنگ وجود داشته باشد، حتی اگر کشوری با زور حمله کرده و سرزمینی را اشغال کند، نمیتواند برای همیشه در آنجا باقی بماند؛ اما اگر فرهنگ از بین رفته باشد، سلطهگران به راحتی میتوانند سلطه خود را تثبیت کنند و دیگر بیرون کردن آنها بسیار دشوار خواهد بود.
نظر شما