به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، بیستویکم شهریورماه در تقویم فرهنگی ایران به نام روز ملی سینما ثبت شده است؛ روزی برای مرور بیش از یک قرن فراز و فرود هنر هفتم در ایران؛ از ورود نخستین دوربین فیلمبرداری در عصر مظفرالدینشاه و نمایش فیلمهای کوتاه در نخستین سالنهای سینما تا شکلگیری نسلی از فیلمسازان صاحبنام که سینمای ایران را به یکی از جریانهای مهم سینمای جهان تبدیل کردند. روز ملی سینما، فرصتی است برای بازخوانی مسیری که در آن، پرده نقرهای همواره بازتابی از تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایران بوده است.
آغاز یک قرن قصهگویی روی پرده
داستان سینما در ایران به سال ۱۲۷۹ بازمیگردد؛ زمانی که مظفرالدینشاه نخستین دوربین فیلمبرداری را خریداری و وارد کشور کرد. ابراهیمخان عکاسباشی نیز به عنوان نخستین فیلمبردار ایرانی شناخته میشود؛ نامی که در آغاز فصل تازهای از تاریخ هنر ایران قرار گرفت.
در همان سال، نخستین سالن سینمای ایران با عنوان سینما سولی در تبریز تأسیس شد. این سالن حدود ۱۶ سال فعالیت کرد، اما سرانجام در سال ۱۲۹۵ شمسی و به دلیل دسترسی محدود به فیلمهای روز دنیا تعطیل شد. چهار سال پس از ورود دوربین، نخستین محل نمایش فیلم در تهران نیز توسط ابراهیمخان صحافباشی در خیابان چراغ گاز راهاندازی شد؛ جایی که عمدتاً فیلمهای کوتاه کمدی برای تماشاگران به نمایش درمیآمد.
در سال ۱۲۸۶ نیز نخستین سالن عمومی سینما در تهران و در خیابان علاالدوله افتتاح شد. اگرچه بسیاری از سالنهای قدیمی در شهرهای مختلف به مرور تعطیل شدند، سینمای صنعت نفت مسجدسلیمان همچنان به عنوان یکی از قدیمیترین سالنهای سینمایی فعال کشور شناخته میشود؛ سالنی که با وجود مرمتها و بازسازیهای متعدد، همچنان میزبان نمایش فیلمهای ایرانی است.
«آبی و رابی»؛ نخستین گام سینمای بلند ایران
سینمای ایران در مسیر رشد خود، خیلی زود از نمایش فیلمهای وارداتی عبور کرد و به سمت تولید آثار داخلی رفت. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، «آبی و رابی» به کارگردانی اوانس اوهانیانس ساخته شد و به عنوان نخستین فیلم سینمایی بلند ایرانی شناخته شد.
سه سال بعد، در سال ۱۳۱۲، «دختر لر» به کارگردانی اردشیر ایرانی ساخته شد؛ اثری که نخستین فیلم ناطق فارسی سینمای ایران به شمار میرود و نقطه عطفی در تاریخ سینمای کشور محسوب میشود.
دهههای ۴۰ و ۵۰؛ عبور از سینمای صرفاً تجاری
سینمای ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ به تدریج از فضای عامهپسند و تجاری دهههای ۲۰ و ۳۰ فاصله گرفت و به سمت روایتهای جدیتر و آثار فاخرتر حرکت کرد. در این سالها، شخصیتهایی مانند جاهلها و کلاهمخملیها، با ادبیات و سبک زندگی خاص خود، به بخشی از شمایل سینمای آن دوره تبدیل شدند.
قهرمانی که شبیه مردم عادی بود و در برابر ظلم و مشکلات زمانه ایستادگی میکرد، جایگاه ویژهای در میان تماشاگران پیدا کرد. «گنج قارون» نمونهای برجسته از این جریان بود و عنوان پرفروشترین فیلم دهه ۴۰ را به خود اختصاص داد.
اما چندی بعد، «قیصر» ساخته مسعود کیمیایی، قواعد رایج سینمای آن دوره را به چالش کشید و به عنوان یکی از آثار تأثیرگذار و جریانساز سینمای ایران مطرح شد.
در این دوران، آثاری چون «خداحافظ رفیق»، «آدمک»، «صبح روز چهارم»، «بیتا»، «رگبار»، «در غربت»، «چریکه تارا»، «یک اتفاق ساده»، «گوزنها»، «دایره مینا»، «گزارش» و «کلاغ» نیز به بخشی از حافظه ماندگار سینمای ایران تبدیل شدند.
دهه ۶۰؛ سینما در سایه تحولات انقلاب و جنگ
انقلاب ۱۳۵۷ فصل تازهای را در تاریخ سینمای ایران رقم زد. سینمای دهه ۶۰ تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب و همچنین جنگ ایران و عراق، با دگرگونیهای جدی در مضمون و ساختار مواجه شد.
با وجود محدودیتها و تغییر ارزشها، سینماگران این دوره توانستند موضوعات تازهای را وارد روایتهای سینمایی کنند و مفاهیمی را برجسته سازند که پیش از آن کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.
«دونده»، «باشو غریبه کوچک»، «خانه دوست کجاست؟»، «طلسم»، «عروس»، «کمالالملک»، «شیر سنگی»، «مادر»، «کلوزآپ»، «هامون»، «سرب»، «مرگ یزدگرد» و «ناخدا خورشید» از جمله آثاری هستند که نامشان با سینمای دهه ۶۰ گره خورده است.
دهه ۷۰؛ پایان جنگ و تولد دغدغههای تازه
با پایان جنگ هشتساله ایران و عراق، جامعه ایران وارد مرحلهای تازه شد و این تغییر، خود را در سینما نیز نشان داد. سینمای جنگ و دفاع مقدس که در دهه ۶۰ شکل گرفته و رشد کرده بود، در دهه ۷۰ به بلوغ بیشتری رسید.
در کنار این جریان، سینمای کودک و نوجوان نیز مورد توجه قرار گرفت و فیلمسازان به سراغ دغدغههای اجتماعی و انسانی تازهای رفتند. «بادکنک سفید»، «خواهران غریب»، «دلشدگان»، «طعم گیلاس»، «سارا»، «لیلا»، «از کرخه تا راین»، «سفر به چذابه»، «لیلی با من است» و «آژانس شیشهای» از آثار شاخص این دوره به شمار میآیند.
دهه ۸۰؛ جامعه روی پرده سینما
سینمای دهه ۸۰ بیش از گذشته به سراغ زندگی روزمره و مسائل اجتماعی رفت. قهرمانان این فیلمها دیگر الزاماً شخصیتهایی استثنایی نبودند؛ بسیاری از آنها آدمهایی از طبقه متوسط جامعه بودند که با بحرانها و تضادهای زندگی روزمره دستوپنجه نرم میکردند.
موضوعاتی مانند تبعیض جنسیتی، جامعه مردسالار، فداکاری مادران و تغییر ارزشهای اجتماعی با صراحت بیشتری در آثار این دوره مطرح شدند.
«به رنگ ارغوان»، «میم مثل مادر»، «ارتفاع پست»، «سنتوری»، «شب یلدا»، «بوتیک»، «آواز گنجشکها»، «جدایی نادر از سیمین»، «درباره الی»، «چهارشنبهسوری»، «دایره زنگی»، «مارمولک» و «مهمان مامان» بخشی از کارنامه سینمایی این دهه را تشکیل میدهند.
دهه ۹۰؛ اقتصاد و آسیبهای اجتماعی در قاب دوربین
در دهه ۹۰، شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه بیش از پیش بر مضمون فیلمها اثر گذاشت. مسائل اجتماعی و اقتصادی به محور بسیاری از داستانها تبدیل شدند و موضوعاتی همچون خشونت، آسیبهای اجتماعی، اسیدپاشی و بحرانهای خانوادگی با صراحت بیشتری روی پرده سینما رفتند.
آثاری مانند «لانتوری»، «هیس! دخترها فریاد نمیزنند»، «فروشنده» و «ابد و یک روز» نمونههایی از سینمایی بودند که تلاش کردند بخشی از واقعیتهای تلخ و پیچیده جامعه را روایت کنند.
۲۱ شهریور؛ روزی برای سینما و سینماگران
بیستویکم شهریورماه، در کنار همه این روایتها، روزی برای بزرگداشت خود سینما و سینماگران ایرانی است. انتخاب این تاریخ به سال ۱۳۷۹ بازمیگردد؛ زمانی که چهارمین جشن خانه سینما همزمان با صدمین سال ورود سینما به ایران برگزار شد و این روز به عنوان روز ملی سینما نام گرفت.
از آن زمان، روز ملی سینما فرصتی برای گردهمایی اهالی این هنر، بررسی آثار، گفتوگو درباره وضعیت سینما و مرور مسیری است که این هنر در ایران پیموده است.
سینمای ایران در بیش از یک قرن، تنها محل نمایش داستانها نبوده است؛ پرده سینما بارها آینهای از جامعه بوده و تغییرات زمانه را در قابهای خود ثبت کرده است. از نخستین سالنهای ساده و فیلمهای کوتاه کمدی تا آثار اجتماعی، دفاع مقدسی، کودک و نوجوان و فیلمهایی که در جشنوارههای جهانی درخشیدهاند، سینمای ایران مسیری طولانی و پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته است.
روز ملی سینما، در واقع روز مرور همین مسیر است؛ مسیری که در آن هر نسل از فیلمسازان، تصویری از زمانه خود را بر پرده نشاندهاند.
نظر شما