بادبادک، پهپاد نیست! چرا جهان باید با کودکان غزه همراه شود؟

تصمیم مقامات رژیم صهیونیستی برای هم‌تراز دانستن بادبادک‌های کودکان غزه با سلاح‌های جنگی، نشان‌دهنده مرحله‌ای جدید و هولناک در عادی‌سازی جنگ‌های نامتقارن است.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: بر فراز ویرانه‌های بتنی نوار غزه که مدت‌هاست درگیر جنگ است، آسمان گاهی رنگارنگ می‌شود. در سرزمینی که با اشغالگری غیرانسانی، محاصره و حملات هوایی رژیم صهیونیستی تعریف می‌شود، کودکان با کنار هم قرار دادن کاغذ، پلاستیک و چوب، بادبادک‌های ساده‌ای می‌سازند. با این حال، حتی این نماد جهانیِ دوران کودکی نیز به عرصه جنگ کشیده شده است.

وقتی اسباب‌بازی‌های دست‌ساز در زمره سلاح‌ها، طبقه‌بندی شده و با حملات هوایی نظامی پاسخ داده می‌شوند، جامعه جهانی نمی‌تواند سکوت کند. جهان باید فورا برای محافظت از کودکان غزه و دفاع از حق بنیادین آن‌ها برای داشتن دوران کودکی، بسیج شود.

حملات هوایی اخیر رژیم صهیونیستی به مرکز غزه، ساختمانی را در «الزوایده» هدف قرار داد و منجر به کشته شدن سه نفر از جمله «محمد عبدالسلام طه»، کودک چهارساله شد.

توجیه نیروهای اشغالگر برای این عملیات مرگبار چه بود؟ یک دستورالعمل امنیتی که حکم می‌کرد با بادبادک‌های کاغذی، بادکنک‌ها و اسباب‌بازی‌های دست‌سازِ کودکان، همان‌گونه برخورد شود که با پهپادهای رزمی نظامی برخورد می‌شود؛ یعنی استفاده از نیروی مرگبار.

برای مردم آفریقای جنوبی، این ادبیات به‌طرز تکان‌دهنده‌ای آشناست. این سخنان یادآور دوران تاریک گذشته است؛ زمانی که رژیم آپارتاید، دانش‌آموزانی را که در «سووتو» راهپیمایی می‌کردند، تهدیدی حیاتی برای حکومت تلقی می‌کرد.

اما واقعیت این است که وقتی عمل ساده بازی کردن، اقدامی جنگی قلمداد می‌شود، جامعه جهانی نمی‌تواند چشم خود را بر واقعیت ببندد.

رسانه‌های جریان اصلی، جامعه مدنی و شهروندان عادی باید فورا بسیج شوند؛ از کودکان غزه دفاع کنند و از حق مسلم آن‌ها برای داشتن دوران کودکی محافظت نمایند.

تصمیم مقامات رژیم صهیونیستی مبنی بر هم‌تراز دانستن بادبادک‌ها با سلاح‌های جنگی، نشان‌دهنده مرحله‌ای جدید و هولناک در عادی‌سازی جنگ‌های نامتقارن است.

خود منابع نظامی رژیم صهیونیستی اذعان کردند که بادبادک‌های کشف‌شده در نزدیکی مرز، فاقد مواد منفجره یا هرگونه مواد مشکوک بوده و هیچ‌گونه خطر فیزیکی برای عموم مردم نداشته‌اند.

با این حال، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی اولتیماتومی صادر کرد: یا پرواز بادبادک‌ها ظرف سه روز متوقف شود، یا مردم غزه باید شاهد تشدید حملات هوایی و تخلیه اجباری و گسترده غیرنظامیان باشند.

با در نظر گرفتن اسباب‌بازی یک کودک تحت همان دکترین استراتژیک به عنوان یک پهپاد نظارتی پیشرفته، ارتش اشغالگر یک راه گریز قانونی برای توجیه پرتاب مهمات با مواد منفجره قوی بر روی محله‌های غیرنظامی ایجاد می‌کند.

نتیجه فاجعه‌بار، همان چیزی است که اخیرا شاهد آن بودیم: ترکش‌ها و بتن‌های معلق که پناهگاه موقت یک کودک نوپای چهار ساله را در هم می‌شکنند.

«محمد طه» هیچ درکی از ژئوپلیتیک یا حصارهای مرزی نداشت. او فقط قربانی سیستمی است که صرفا حضور کودکان فلسطینی را به عنوان یک تهدید جمعیتی می‌بیند.

همانطور که «باسم نعیم»، مقام ارشد حماس اشاره کرد، این کودکان عملیات نظامی را آغاز نمی‌کنند؛ آنها بادبادک‌هایی را «در جستجوی کودکی معصوم خود در میان آوار» به هوا می‌فرستند.

تاریخ به ما یک دیدگاه اخلاقی منحصر به فرد و یک مسئولیت عمیق  می‌دهد تا اقدامات رژیم صهیونیستی را آنطور که هست بنامیم: ظلم سیستماتیک در لباس امنیت دولتی.

ما می‌دانیم که وقتی قدرت اداری رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی تمام خروجی‌ها را کنترل می‌کرد، آب و برق را قطع می‌کرد و ورود لوازم پزشکی بشردوستانه اولیه را محدود می‌کرد، چه معنایی داشت.

و در غزه  وقتی حتی آسمان به منطقه‌ی آتش‌بس تعیین‌شده تبدیل می‌شود، آخرین پناهگاه برای فرار روانی از جوانان غزه گرفته می‌شود.

جامعه‌ی بین‌الملل اغلب از قوانین بین‌المللی با عبارات بالینی و بی‌طرفانه صحبت می‌کند. اما چارچوب‌های بشردوستانه‌ی بین‌المللی از جمله کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل به صراحت حق کودکان برای تفریح، بازی و محیطی امن را تضمین می‌کنند.

سکوت کردن و ادامه‌ حمایت از جنایات جنگی رژیم صهیونیستی، همانطور که دولت «دونالد ترامپ»، رئیس جمهوری آمریکا و بسیاری از قدرت‌های جهانی انجام می‌دهند، آنها را در حذف سیستماتیک این حقوق اساسی همدست می‌کند.

در واقع، این بحران بار سنگینی را بر دوش رسانه‌های جریان اصلی به ویژه در آفریقای جنوبی که آپارتاید را تجربه کرده‌اند، قرار می‌دهد.

مدت‌هاست که شبکه‌های خبری جهانی به شدت به بیانیه‌های مطبوعاتی نظامی تصفیه‌شده‌ای متکی بوده‌اند که رنج انسانی را در پشت عباراتی مانند «عملیات هدفمند» یا «اقدامات تلافی‌جویانه» پنهان می‌کنند. روزنامه‌نگاران وظیفه‌ی اخلاقی دارند که از لفاظی‌های بالینی عبور کنند.

باید به صراحت بگوییم که بادبادک کاغذی، پهپاد نیست؛ کودکان، افرد نظامی محسوب نمی‌شود و انباری در «الزوایده» یک دژ نظامی مشروع نیست.

نهادهای محلی در همه کشورها نیز باید بر رخوت و انفعال خود غلبه کنند؛ مانند آنچه پیش از این، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و فعالان آفریقای جنوبی از کیپ‌تاون تا ژوهانسبورگ انجام دادند. آنها گرد هم آمده و در سواحل محبوبی همچون «مویزن‌برگ» بادبادک‌هایی به رنگ پرچم فلسطین به پرواز درآورده‌اند تا پیامی از امید و مقاومت مشترک را به آن سوی اقیانوس‌ها مخابره کنند.

اما اقدامات نمادین به تنهایی مانع بمب‌ها نخواهد شد. رسانه‌های جریان اصلی باید به تریبونی مستمر برای بازتاب کنشگری‌های مردمی تبدیل شوند و اطمینان حاصل کنند که داستان خانواده‌هایی مانند خانواده «محمد طه» به جای آنکه در حاشیه اخبار دفن شود، در صدر اخبار قرار گیرد.

بادهایی که از میان ویرانه‌های غزه می‌وزند، چیزی فراتر از کاغذ و نخ با خود دارند؛ آن‌ها حامل فریادی جهانی برای آزادی، صلح و حق بنیادینِ زیستن به دور از وحشت و هراس هستند.

به پرواز درآوردن بادبادک توسط یک کودک، اقدامی جنگی نیست؛ بلکه تلاشی برای بقاست. این تجلیِ روح انسانی است که زیر بار سنگین ستم، تن به شکست و نابودی نمی‌دهد.

اکنون همه دغدغه‌مندان حقوق بشر باید قاطعانه در کنار کودکان غزه بایستند و اطمینان حاصل کنند که صدای آن‌ها و بادبادک‌هایشان  هرگز برای همیشه خاموش نخواهد شد.

کد خبر 1900951

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha