به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از رسانه مجمع تقریب مذاهب اسلامی، نویسنده در این یادداشت، با تبیین نگاه مبتنی بر امت واحده، تقریب مذاهب را نه حذف هویتهای مذهبی، بلکه چارچوبی برای حفظ مشترکات اعتقادی و تمدنی، صیانت از کرامت مسلمانان و مقابله با فرقهگرایی معرفی میکند:
میراث رهبر شهید، سید علی خامنهای، باید در چارچوب بزرگترین چالشی بررسی شود که جهان اسلام امروز با آن روبهروست: امتی با نزدیک به دو میلیارد مسلمان و برخوردار از ظرفیتهای عظیم معنوی، فکری، انسانی و اقتصادی، چگونه میتواند بر شکافهای درونی خود غلبه کند و توانایی خویش را برای اقدام جمعی و اثرگذاری تمدنی باز یابد؟
تأکید مستمر بر وحدت اسلامی، از برجستهترین مؤلفههای اندیشه شهید سید علی خامنهای بود. وحدت در نگاه ایشان صرفاً شعاری برای طرح در همایشها و مناسبتها نبود؛ بلکه ضرورتی شرعی و راهبردی بهشمار میرفت که ریشه در مفهوم قرآنی «امت» داشت. از این رو، وحدت هم مسئولیتی دینی است و هم شرطی اساسی برای قدرت، کرامت و استقلال جوامع اسلامی. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾
شهید سید علی خامنهای بهخوبی دریافته بود که تفاوت میان مذاهب و مکاتب اسلامی، واقعیتی تاریخی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. در طول قرنهای متمادی، مکاتب گوناگون فقهی، کلامی و فکری در درون تمدن اسلامی شکل گرفتهاند. بنابراین، هدف وحدت اسلامی نباید حذف این مکاتب یا درخواست از مسلمانان برای دست کشیدن از مذاهب خود باشد؛ بلکه باید ایجاد چارچوبی فراگیرتر از برادری اسلامی باشد که امکان تداوم تفاوتها را فراهم آورد، بیآنکه این تفاوتها به دشمنی، نفرت یا درگیری تبدیل شوند. اینجا اهمیت مفهوم «تقریب میان مذاهب اسلامی» آشکار میشود.
تقریب به این معنا نیست که سنی، شیعه شود یا شیعه، سنی شود. بلکه به این معناست که مسلمانان گستره وسیع مشترکات اعتقادی و تمدنی خود را درک کنند: ایمان به خدای متعال، قرآن کریم، رسالت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم، قبله، نماز، روزه، زکات، حج، ارزشهای اخلاقی و برادری میان مؤمنان.
در چنین چارچوبی، اختلاف علمی میتواند ادامه داشته باشد، اما نفرت مذهبی باید مردود شمرده شود. گفتوگوی فکری نیز میتواند تداوم یابد، اما همزمان باید کرامت، حرمت و حقوق مسلمان حفظ شود.
این تمایز بسیار مهم است؛ زیرا اختلافات مذهبی بارها در تاریخ معاصر از سوی قدرتهای سیاسی و ژئوپلیتیکی برای تأمین منافع خاص خود مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.
شهید سید علی خامنهای بارها نسبت به تبدیل اختلاف میان سنی و شیعه به رویارویی سیاسی و منازعه میان جوامع اسلامی هشدار داده بود. نتایج این بهرهبرداری را در شماری از کشورهای جهان اسلام دیدهایم؛ جایی که نزاعهای مذهبی، دولتها را تضعیف کرده، جوامع را از هم گسیخته و توجه مسلمانان را از مسائل سرنوشتساز و بزرگ منحرف ساخته است.
ازاینرو، جهان اسلام نیازمند آن است که میان تنوع دینی مشروع و فرقهگرایی ویرانگر، تمایزی روشن قائل شود. تنوع میتواند تمدن اسلامی را غنا بخشد؛ اما فرقهگرایی، هنگامی که به تحریک، نفرت و نزاع سیاسی تبدیل شود، وحدت امت و آینده آن را تهدید میکند.
وحدت اسلامی و استقلال تمدنی
این برداشت از وحدت اسلامی، بُعدی ژئوپلیتیکی نیز دارد. جهان اسلامِ دچار تفرقه، بیشتر در معرض سلطه خارجی، مداخله سیاسی، وابستگی اقتصادی و دخالت نظامی قرار میگیرد. هنگامی که کشورهای اسلامی به درگیری با یکدیگر مشغولاند، در حالی که تصمیمهای راهبردیِ مؤثر بر آینده امت، خارج از جهان اسلام اتخاذ میشود، هزینه سنگین و خطرناک تفرقه آشکار میگردد.
از این رو، پرسش دیگر فقط این نیست که آیا مسلمانان میتوانند تفاوتهای خود را تحمل کنند یا نه. پرسش عمیقتر این است: آیا مسلمانان میتوانند به آن بلوغ سیاسی و اعتماد تمدنی دست یابند که آنان را قادر سازد، با وجود تفاوتها، با یکدیگر همکاری کنند؟
فلسطین، یکی از مهمترین آزمونهای عملی این اصل است. شهید سید علی خامنهای همواره تأکید میکرد، فلسطین مسئله همه امت اسلامی است؛ نه صرفاً مسئله فلسطینیان، نه تنها مسئله اعراب، نه مسئله اهلسنت یا شیعیان و نه مسئله یک جریان سیاسی مشخص.
دفاع از قدس و مسجدالاقصی فراتر از مرزهای مذهبی، قومی و ملی است؛ زیرا قدس و مسجدالاقصی بخشی اصیل از حافظه دینی، تاریخی و تمدنی امت اسلامی هستند.
این نگاه، درس مهمی در بر دارد: هنگامی که مسلمانان حول محور عدالت، کرامت انسانی و مقابله با ظلم و اشغالگری متحد میشوند، توان شکافهای مذهبی برای ازهمپاشیدن امت کاهش مییابد.
بر این اساس، مسئله فلسطین میتواند به یکی از بسترهای بزرگ بازسازی همبستگی اسلامی تبدیل شود.
فاجعه مستمر غزه، میزان نیاز به چنین همبستگیای را بهروشنی ثابت کرده است. همدردی و بیانیههای سیاسی مهماند، اما همبستگی واقعی باید به اقدامی سازمانیافته تبدیل شود: امدادرسانی انسانی، فشار دیپلماتیک، پیگیری حقوقی، ابتکارهای اقتصادی، تحرک مردمی، فعالیت رسانهای و حمایتگری مستمر در عرصه بینالمللی. در اینجا اهمیت مفهوم وحدت در اندیشه شهید سید علی خامنهای آشکار میشود: وحدت باید به توانایی عمل بینجامد.
از گفتمان وحدت تا نهادهای وحدت
امت اسلامی امروز از بیش از پنجاه کشور با اکثریت مسلمان، منابع اقتصادی عظیم، موقعیتهای جغرافیایی راهبردی، نهادهای آموزشی گسترده و جمعیتی نزدیک به دو میلیارد نفر برخوردار است. با این همه، اثرگذاری سیاسی جمعی جهان اسلام در بسیاری از موارد همچنان بسیار کمتر از ظرفیتهای واقعی آن است.
بنابراین، مسئله اصلی کمبود منابع نیست، بلکه ضعف هماهنگی، فقدان چشمانداز مشترک و ناکارآمدی نهادهایی است که بتوانند ظرفیتهای امت را به قدرتی جمعی تبدیل کنند.
ازاینرو، مرحله آینده پروژه وحدت اسلامی باید از سطح گفتمان فراتر رود و به سمت نهادسازی حرکت کند. دولتها نقشی مهم دارند، اما بهتنهایی قادر به ایجاد وحدت امت نیستند. علما، دانشگاهها، مساجد، سازمانهای جامعه مدنی، نهادهای بشردوستانه، جنبشهای جوانان، انجمنهای حرفهای، شبکههای فعالان اقتصادی و رسانهها نیز باید در شکلگیری منظومهای گستردهتر برای همکاری اسلامی سهیم باشند.
گفتوگو میان مذاهب اسلامی نیز باید وارد مرحلهای پیشرفتهتر شود. این گفتوگو نباید صرفاً به دفاع از روابط میان اهلسنت و شیعیان یا مدیریت اختلافات تاریخی محدود بماند؛ بلکه باید به بستری برای همکاری در مواجهه با چالشهای بزرگ فراروی امت اسلامی و بشریت تبدیل شود.
از جمله این چالشها میتوان به فقر، نابرابری اقتصادی، جنگها، آوارگی اجباری، اسلامهراسی، تحولات زیستمحیطی، دگرگونیهای فناورانه، هوش مصنوعی، حکمرانی اخلاقی، امنیت غذایی و آینده جوانان مسلمان اشاره کرد. در این صورت، تقریب مذاهب از صرف مدیریت اختلافها فراتر میرود و به پروژهای برای ساختن آیندهای مشترک برای جهان اسلام تبدیل میشود.
اخلاق اختلاف و مسئولیت علما
علما و رهبران دینی نیز مسئولیتی سنگین بر عهده دارند.گفتمان فرقهای در عصر دیجیتال میتواند با سرعتی بسیار زیاد گسترش یابد و یک سخن غیرمسئولانه ممکن است میان جوامعی که هزاران کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند، تنش ایجاد کند.ازاینرو، ما نیازمند احیای فرهنگ «ادب اختلاف» هستیم.باید بار دیگر بیاموزیم که اختلاف به معنای دشمنی نیست. تمدن اسلامی در دوره کلاسیک خود شاهد مناظرههای گسترده و عمیق فکری و فقهی بود، اما با وجود این، احساس تعلق به امتی واحد همچنان پابرجا میماند.
بازسازی این بلوغ فکری و اخلاقی، ضرورتی برای آینده مسلمانان است.از این منظر، میراث شهید سید علی خامنهای در حوزه وحدت اسلامی را باید دعوتی برای شکلدادن به آگاهی راهبردی در امت دانست. مسلمانان باید دریابند که پیامدهای شکافهای درونی آنان به مرز مباحث مذهبی محدود نمیشود، بلکه بهطور مستقیم بر حاکمیت سیاسی، استقلال اقتصادی، توان انسانی و امکان دفاع از ملتهای مظلوم تأثیر میگذارد.
مسئولیت نسل آینده
آینده، مستلزم فرهنگی نیرومندتر از مشورت و همکاری در جهان اسلام است. ما به بسترهای دائمی نیاز داریم که علما، سازمانهای جامعه مدنی، نهادهای بشردوستانه و مراکز راهبردی را به یکدیگر پیوند دهد.همچنین به ارتباطی گستردهتر میان جوامع اسلامی در جنوب شرق آسیا، خاورمیانه، آفریقا، آسیای مرکزی و دیگر مناطق جهان نیازمندیم.
ضروری است که نسلهای جوان فرصت یابند تنوع امت اسلامی را بهطور مستقیم بشناسند؛ نه اینکه برداشت آنان از دیگر مسلمانان بر پایه کلیشهها، گفتمانهای فرقهای و تبلیغات ژئوپلیتیکی شکل گیرد.
مالزی و کشورهای جنوب شرق آسیا میتوانند در این زمینه نقش مهمی ایفا کنند. تجربه تاریخی ما در مواجهه با تنوع دینی، فرهنگی و قومی، بستری مناسب برای تقویت گفتوگو، اعتدال و همکاری فراهم میآورد.
بنابراین، نهادهای اسلامی در جنوب شرق آسیا باید حضوری پررنگتر در ابتکارهای جهانیِ معطوف به تقویت تقریب مذاهب و همبستگی اسلامی داشته باشند.
از وحدت احساس تا وحدت عمل
بهترین وفاداری به میراث شهید سید علی خامنهای در حوزه وحدت اسلامی، تنها در یادآوری سخنان و مواضع او خلاصه نمیشود؛ بلکه در تبدیل اصولی که از آنها دفاع میکرد به نهادها، سیاستها و برنامههای عملی تحقق مییابد.
جهان اسلام باید از رقابت مذهبی به همکاری تمدنی، از واکنشهای پراکنده به اقدام هماهنگ و از اعلام وحدت به ساختن نهادهای وحدت گذر کند.تفاوتهای ما باقی خواهند ماند، اما نباید به سرچشمه ضعف ما تبدیل شوند.اهلسنت و شیعیان، عرب و غیرعرب، آسیایی و آفریقایی و پیروان مکاتب گوناگون اسلامی میتوانند هویتها و ویژگیهای خاص خود را حفظ کنند و در عین حال، مسئولیت بزرگتر خویش در برابر امت را دریابند.
مفهوم قرآنی وحدت، یکسانسازی را تحمیل نمیکند؛ بلکه برادری، عدالت، مسئولیت مشترک و همکاری بر محور حق را بنیان مینهد.در زمانی که جهان اسلام با جنگ، اشغالگری، آوارگی، وابستگی اقتصادی و دگرگونیهای عمیق ژئوپلیتیکی روبهروست، این پیام بیش از هر زمان دیگری فوریت یافته است.
ازاینرو، میراث شهید سید علی خامنهای در زمینه وحدت، پرسشی سرنوشتساز را پیش روی نسل ما قرار میدهد:آیا میتوانیم مفهوم امت واحده را به توانایی واقعی برای عملکردن همچون یک امت واحد تبدیل کنیم؛ آنگاه که عدالت، کرامت و آینده ملتهایمان در معرض خطر است؟
پاسخ ما باید در عمل نمایان شود. راه وحدت به گفتوگو، حکمت و صبر نیاز دارد؛ اما در عین حال، مستلزم شجاعت، اراده و نهادسازی نیز هست. وحدت اسلامی باید به برنامهای زنده بدل شود که مساجد، علما، دولتها، دانشگاهها، سازمانهای جامعه مدنی و نسلهای جوان در آن مشارکت داشته باشند.
اگر چنین شود، تقریب میان مذاهب اسلامی دیگر صرفاً تلاشی برای کاهش فاصله میان مکاتب فکری و فقهی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به پایهای برای همبستگی اسلامیِ نوین تبدیل شود؛ همبستگیای که توان دفاع از عدالت، تقویت صلح، پاسداری از کرامت انسانی و مشارکت در ساختن آیندهای قدرتمندتر و مستقلتر برای امت را داشته باشد.
به باور من، این یکی از مهمترین راهها برای انتقال میراث شهید سید علی خامنهای به آینده است؛ راهی برای تبدیل آرمان وحدت مسلمانان از شعاری که درباره آن سخن میگوییم، به نیرویی عملی و تمدنی که آینده امت را میسازد.
نظر شما