نصیحت عارفانه امیرالمؤمنین؛ گناه را نه فقط حرام، بلکه همچون سم و لجن ببین

آیت‌الله جوادی آملی در درس اخلاق خود، عبادت‌کنندگان را بر اساس انگیزه بندگی به سه گروه تقسیم کرد. به گفته وی، برخی از سر ترس عبادت می‌کنند، گروهی با انگیزه رسیدن به بهشت و عده‌ای نیز از سر شکر و شوق دیدار خداوند.

به گزارش خبرگزاری شبستان از استان قم به نقل از حوزه، آیت‌الله جوادی آملی در درس اخلاق خود، با تشریح مراتب عبادت و دعا، انسان‌ها را از نظر انگیزه بندگی به سه گروه تقسیم کرد و گفت: برخی از روی ترس، عده‌ای به امید پاداش و گروهی نیز از سر شکر و شوق لقای الهی عبادت می‌کنند.

عبادت کننده ها سه قسم هستند:
ـ بعضی ها عبادتشان نظیر عبادت برده هاست که براساس ترس عبادت می کنند،
ـ برخی ها عبادتشان سوداگرانه است که براساس تجارت حساب می کنند به امید رسیدن به بهشت،
ـ بعضی ها هم عبادت آنها شاکرانه است و آزادانه است که از خوف و رجا آزاد شدند و مشتاق لقای پروردگار هستند، برای این خدا را عبادت می کنند.

دعاها نیز همین سنخ است:
ـ بعضی دعا می‌کنند و در دعاها از خدا می‌خواهند که از عذاب برهند.
ـ برخی دعا می‌کنند و در دعا می‌خواهند که به بهشت برسند.
ـ برخی هم دعا می‌کنند که به لقاء الله بار یابند.

وجود مبارک حضرت علی علیه‌السلام وقتی نصیحت می‌کرد، افراد را گاهی عابدانه نصیحت می‌کرد، گاهی زاهدانه، گاهی عارفانه. گاهی می‌فرمود: اگر فلان کار را بکنید، گرفتار فلان عذاب می‌شوید. گاهی می‌فرمود: اگر آن کار خیر را انجام دهید یا فلان کار بد را نکنید، سهمی از بهشت نصیب شما می‌شود. گاهی هم عارفانه سخن می‌گفت و می‌فرمود: گناه یک سم است. اگر چشم ملکوتیتان باز شود، می‌بینید که این دست به مال حرام زدن یا حیثیت جامعه را بردن، با سم بازی کردن است. حضرت این حرف را همه جا نمی‌زد و با همه کس در میان نمی‌گذاشت.

خطبه‌ای که مربوط به جریان عقیل بود، این دو قسمت را کنار هم ذکر کرده است. برادرش عقیل یک وام از حضرت خواست. حضرت فرمود: این وام را من اول ماه وقتی حقوق خودم را از بیت‌المال گرفتم به شما می‌دهم، ولی الان شما بخواهی از بیت‌المال یک وامی بگیری که دیگران آن وام را نمی‌گیرند، این کار باعث عذاب خداست. لذا آن میوه را گداخته کرده و به بدن عقیل چسبانده یا نزدیک کرده یا تماس برقرار کرد. تا او حرارت را احساس کند.

به دنبال همان، آن جریان به فاصله یک سطر وقتی آن قسمت تمام شد، قصه اشعث بن قیس را ذکر می‌کند. اشعث که در محکمه از تعمیر یک پرونده‌ای داشت و فردا روز محاکمه‌اش بود، شبانه حلوا شیرین را خدمت حضرت امیر آورد. حضرت همین که متوجه شد که ملفوف‌ها آن حلوا را در ظرفی پیچیده آورد، حضرت فرمود: این لجن چیست آوردی؟ این شیء متعفن را چرا آوردی که گویا با آب دهن افعی یا مار شما یک حلوا درست کردید، یا قی کرده افعی را که دوبار از مسیر سم گذشت، یک حلوا درست کرده است.

این گونه نصیحت‌ها، نصیحت‌های عارفانه است، نه عابدانه یا فقیهانه یا زاهدانه. سخن در این نیست که بهره‌برداری، رشوه و رومیزی و زیرمیزی و امثال‌ذلک حرام است و جهنم دارد. سخن در این است که دست به این لجن نزن.

ما را به سه چهار راه دعوت می‌کنند: هم ما را فقیه می‌کنند که احکام را بفهمیم، عابد می‌کنند، زاهد می‌کنند، بالاتر از همه ما را به عرفان دعوت می‌کنند. یعنی یک چشمی باز کنیم، یک شامه‌ای پیدا کنیم، یک گوشی پیدا کنیم که حرف فرشته‌ها را بشنویم، باطن اشیا را ببینیم، بوی بد گناه را استشمام کنیم. این شامه که پیدا بشود، انسان هم بوی خوب استشمام می‌کند و هم بوی بد را.

کد خبر 1899086

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha