به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از چهارمحال و بختیاری، در روزگاری که میدان نبرد، میدان روایتهاست و دشمن با ابزار رسانه به دنبال تحریف واقعیت و تزریق ناامیدی است، مساجد به عنوان اصلیترین نهاد تمدنی اسلام، مأموریتی نوین یافتهاند. طرح «قاب نور» که به همت ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی و هنری مساجد استان چهارمحال و بختیاری در حال اجراست و پاسخی هوشمندانه به این نیاز است.
برای واکاوی ابعاد این طرح جامع، با مصطفی یزدانی طراح و مسئول طرح استانی قاب نور به گفتگو نشسته ایم.
شبستان: یکی از اهداف تربیتی این طرح، «راویان جهاد تبیین» است. این عنوان فراتر از یک دورهٔ آموزشی ساده است. دقیقاً این طرح به دنبال پرورش چه انسان و چه کنشگری هست؟
یزدانی: ما به دنبال «راوی تراز انقلاب» هستیم؛ جوانی که نخست زمانه را بشناسد، دوم، مسلح به مهارت باشد و سوم، دلش برای اعتلای کلمهٔ حق بتپد. طبق فرمان رهبر شهیدمان امروز اگر روایت اول، صحیح و هنرمندانه را در دست نگیریم، دشمن با روایت وارونه، جوان ما را به انفعال میکشاند. راوی جهاد تبیین، صرفاً یک خبرنگار نیست. او یک «دیدهبان فرهنگی»، «هنرمند متعهد» و «افسر عملیات روانی ایجابی» است. او باید بتواند از دل یک مراسم سادهٔ مسجد، یک کمک مؤمنانه یا یک راهپیمایی، حماسهای بیافریند که هم امید بیافریند و هم تحلیل نادرست دشمن را نقش بر آب کند. ما در این طرح، از آموزش فنی شروع میکنیم، اما در نهایت به «بینش راهبردی» میرسیم.
شبستان: در اهداف طرح به «امتسازی رسانهای» اشاره شده است. با توجه به پروژههای دوقطبی و تفرقهافکنی دشمن، یک تیم رسانهای مسجدی چطور میتواند این شکافها را در مقیاس محله ترمیم کند؟
یزدانی: دشمن دقیقاً روی گسلهای اجتماعی، اقتصادی و قومیتی دست میگذارد تا با بزرگنمایی اختلافات، جامعه را به جزیرههای جداافتاده و بیاعتماد تبدیل کند. نسخهٔ ما در این طرح، «قطبزدایی فرهنگی از طریق تولید محتوای بومی و هویتبخش» است. وقتی تیم رسانهای مسجد در یک منطقهٔ کمبرخوردار حاشیهٔ شهر، موبایل به دست میگیرد و چهرهٔ یک جوان جهادگر، یک معلم فداکار یا یک مادر شهید را به تصویر میکشد، در واقع دارد روایت «ما میتوانیم» را جایگزین روایت «شما عقبافتادهاید» میکند. این تیمها یک شبکهٔ هماهنگ میسازند. اگر مسجدی در شمال شهر و مسجدی در جنوب شهر هر دو یک روایت مشترک از «ایران قوی» و «همدلی» تولید کنند، پروژهٔ دوقطبیسازی دشمن خنثی میشود. امتسازی رسانهای یعنی همین که تهدید شکاف به فرصت همدلی تبدیل شود.

شبستان: ساختار دورهها از مقدماتی تا پیشرفته و پروژهمحور طراحی شده است. چه تضمینی وجود دارد که یک نوجوان بعد از این دورهها واقعاً تبدیل به یک عنصر حرفهای و نه صرفاً یک علاقهمند ساده شود؟
یزدانی: راز ماجرا در مدل «آموزش مارپیچ» و «حلقههای همیاری» ماست. ما فرد را در یک چرخهٔ کامل رشد قرار میدهیم. ابتدا با آزمون تعیین سطح، استعداد ذاتی و مهارت فعلیاش را میسنجیم. در ۸ هفته اول (رسانهی نو) سواد پایه را میآموزد، بعد بلافاصله در ۱۲ هفته تخصصی (رستهها)، بر اساس علاقه و استعدادش، مثلاً در رستهٔ عکاسی یا تحلیلگری عمیق میشود. اما نقطهٔ طلایی کار، مقطع «رسانه در صحنه» است؛ یعنی فرد در یک رویداد واقعی مثل راهپیمایی ۲۲ بهمن یا شب قدر، درون یک تیم ۵-۷ نفره با نقش مشخص، زیر نظر یک مربی محتوا تولید میکند. این «کارآموزی میدانی» او را از فضای کارگاه، به دل میدان میآورد. ضمن اینکه ما یک «سرتیم» از میان بچههای پیشرفته در هر مسجد داریم که به صورت همتا، دست نوجوانان جدید را میگیرد. این زنجیرهٔ انسانی، تضمین کیفیت ماست.
شبستان: یکی از جذابترین سرفصلهای شما «جریانشناسی فرهنگی-سیاسی» است. این سرفصل چگونه یک نوجوان مسجدی را به تحلیلگری برای «رصد، پدافند و آفند رسانهای» مجهز میکند، بدون آنکه دچار تحلیلهای سطحی یا سیاستزده شود؟
یزدانی: هدف ما تربیت «تحلیلگر» است، نه «فعال سیاسی». ما در لایهٔ مقدماتی، مفاهیم بنیادین مثل «جنگ نرم»، «امپریالیسم رسانهای» و «غربشناسی هویتی» را آموزش میدهیم. در لایهٔ تکمیلی، ابزارهای تحلیل گفتمان، نشانهشناسی و رمزگشایی از تکنیکهای رسانههای معاند (مثل دروغهای بزرگ، کلیشهسازی و برچسبزنی) را یاد میدهیم. اما لایهٔ پیشرفته جایی است که به «اتاق فکر» میرسیم. در این اتاق فکر، بچهها یاد میگیرند که مثلاً اگر دشمن بعد از یک حادثه، هشتگ خاصی را ویژند کرد، ما چطور با طراحی یک عملیات روانی ایجابی (مثلاً راهاندازی یک پویش امیدآفرین با هشتگ متقابل) پادزهر تولید کنیم. ما به آنها ماهیگیری یاد میدهیم، نه ماهی دادن. یک تحلیلگر مسجدی باید بفهمد چرا فلان خوانندهٔ لسآنجلسی ناگهان یک پست سیاسی میگذارد و پشت آن چه اتاق فکری است. این یعنی مصونیتسازی شناختی.
شبستان: بحث تجهیزات و امکانات همیشه چالش مساجد بوده است. وقتی از «اتاق رسانه» با کروماکی و نرمافزار حرفهای صحبت میکنید، برای مسجد کوچکی که بودجهٔ محدودی دارد، این طرح چقدر واقعبینانه است؟
یزدانی: ما کاملاً واقعگرا و مبتنی بر اقتصاد مقاومتی طراحی کردهایم. «اتاق رسانه» ما لزوماً یک استودیوی میلیاردی نیست. یک گوشه از زیرزمین مسجد با یک پارچه سبز کروماکی، یک نور ساده و یک لپتاپ با نرمافزارهای رایگان و جایگزین میتواند به مرکز ثقل تولید محتوا تبدیل شود. ما در چرخهٔ حمایت و پایداری، «استودیو اشتراکی » را پیشبینی کردهایم. به جای اینکه پول نقد بدهیم، یک «بستهٔ پایهٔ روایت» شامل میکروفون یقهای، سهپایه، پارچه سبز و نور فلورسنت را در اختیار گروه ها قرار می دهیم . همچنین از بچهها میخواهیم با همان موبایل خودشان که امروز دوربینهای فوقالعادهای دارند، کار حرفهای انجام دهند. در دوره مقدماتی، «موبایل ژورنالیسم» تدریس میشود. پس بهانهٔ بیپولی را با خلاقیت و سادهسازی ابزارها از بین میبریم. مهمتر از دوربین، نگاه دوربیندار است.
شبستان: این طرح بسیار بلندپروازانه به نظر میرسد، از نشریه و خبرنگاری تا تئاتر و موشنگرافیک. آیا قرار است همه اینها در یک مسجد اجرا شود؟ مدل تشکیل «تیم نهایی ۵ تا ۷ نفره» چطور این تعدد سرفصلها را مدیریت میکند؟
یزدانی: ما به دنبال تربیت «ابرمرد رسانهای» نیستیم. هدف، تشکیل یک «باشگاه رسانهای» متشکل از تخصصهای مکمل است. در پایان دورهها، در هر مسجد یک تیم ۷ نفره با نقشهای کاملاً شفاف داریم؛ سردبیر، دیدهبانی میکند، گرافیست، پوستر میزند، عکاس، مستند میکند، تحلیلگر محتوا را جهت میدهد. این تیم یک پیکرهٔ واحد است؛ مثلاً برای تولید یک ویدئوی ۳ دقیقهای برای جشن عید غدیر، تحلیلگر میگوید که ادبیات دشمن در حال تخریب چه شأنی از غدیر است. سناریست (از بچههای هنرهای نمایشی) یک ایدهٔ کوتاه مینویسد، تصویربردار ضبط میکند، تدوینگر با موشنگرافیک ترکیب میکند و مدیر شبکه آن را در زمان مناسب با هشتگ درست منتشر میکند. این یعنی کار تشکیلاتی و تقسیم کار تخصصی. ما به جای ۱۰۰ نیروی نیمهماهر، ۷ نیروی کاملاً هماهنگ و متخصص تربیت میکنیم که چرخ دندههایشان در هم میافتد و روغن این چرخ دندهها «هویت تشکیلاتی» است.
شبستان: و سؤال آخر؛ چشمانداز شما برای یک سال دیگر چیست؟ اگر این طرح موفق شود، مسجد در محله چه جایگاهی پیدا خواهد کرد؟
یزدانی: ما در پی احیای «مسجد در صدر اسلام» هستیم. مسجدی که نهفقط محل اقامهٔ نماز، که کانون فرماندهی فرهنگی، رسانهای و حتی اقتصادی محله بود. چشمانداز ما این است که یک سال دیگر، وقتی اتفاقی در محله میافتد، مردم قبل از صداوسیما، منتظر روایت کانال مسجد باشند. میخواهیم مسجد به قدری در بازتاب «زیباییها، پیشرفتها و حماسههای مردمی» قوی عمل کند که نوجوان محله، «خبرنگار مسجدی» بودن را فخر خود بداند. وقتی خدایی ناکرده یک حادثه طبیعی رخ می دهد تیم رسانهای مسجد سریعتر از هر نهاد امدادی، تصویر همدلی و کمک مؤمنانه را مخابره کند. ما «مدیران فرهنگی تراز انقلاب» را از دل همین مساجد برای فردای نظام اسلامی کادرسازی میکنیم. خلاصه اینکه، مسجد از یک پایگاه مصرفکنندهٔ محتوا، به قطب تولیدکنندهٔ روایت تمدنی تبدیل خواهد شد. این یعنی نبرد روایتها را در مقیاس محله بردهایم.
نظر شما