مهدی زارع بیعیب؛ رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان گفت: دیپلماسی فرهنگی در شرایط کنونی دیگر صرفاً یک فعالیت جانبی در روابط بینالملل محسوب نمیشودو یکی از مهمترین خطوط مقدم تأمین امنیت نرم کشورها تبدیل شده است.
زارع افزود: در جهانی که رقابت دولتها تنها به عرصههای نظامی و اقتصادی محدود نیست، توانایی کشورها در ایجاد اعتماد، شکلدهی به افکار عمومی و کسب مشروعیت بینالمللی از طریق فرهنگ، به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی تبدیل شده و ازاینرو، دیپلماسی فرهنگی را میتوان فرایندی دانست که با بهرهگیری از ظرفیتهای فرهنگی، تمدنی، ارزشی، هنری و ارتباطات انسانی، زمینه ایجاد اعتماد میان ملتها را فراهم و از این رهگذر، نفوذ و اعتبار بینالمللی یک کشور را افزایش میدهد.
اعتماد حاصل از دیپلماسی فرهنگی، سرمایهای راهبردی برای تحقق منافع ملی
این رایزن فرهنگی ادامه داد: اعتماد حاصل از دیپلماسی فرهنگی، سرمایهای راهبردی برای تحقق منافع ملی است. هر اندازه کشوری بتواند تصویری مثبت، معتبر و قابل اعتماد از خود در ذهن ملتهای دیگر ایجاد کند، زمینه همکاریهای سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی نیز بیش از پیش فراهم خواهد شد بنابراین، دیپلماسی فرهنگی ابزاری برای ایجاد سرمایه اجتماعی و بینالمللی در راستای تأمین منافع ملی است.
وی افزود: در این مسیر، دانشگاهها، مراکز علمی، رسانهها، گفتوگوهای دینی، نهادهای فرهنگی و همچنین فضای مجازی، نقش اساسی در تحقق اهداف دیپلماسی فرهنگی ایفا و این حوزهها بسترهایی هستند که از طریق آنها میتوان پیام، ارزشها و دستاوردهای فرهنگی کشور را به مخاطبان جهانی منتقل و هرچه این ارتباطات عمیقتر، مستمرتر و حرفهایتر باشد، تأثیرگذاری دیپلماسی فرهنگی نیز افزایش خواهد یافت.
زارع خاطر نشان کرد: یکی از مهمترین ابعاد دیپلماسی فرهنگی، توانایی کشورها در شکلدهی به روایتهای معتبر از هویت و تمدن خود است و در دنیای امروز، رقابت میان کشورها علاوه بررقابت بر سر منابع و قدرت، رقابتی برای روایت هویت، تاریخ، فرهنگ و جایگاه هر ملت در نظام بینالملل است و کشوری که بتواند روایت دقیقتر، جذابتر و باورپذیرتری از خود ارائه دهد، در عرصه قدرت نرم موفقتر خواهد بود.
وی اضافه کرد: جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به شرایط و تحولات اخیر، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت روایت فرهنگی خود در عرصه بینالمللی و ایران از معدود کشورهایی است که از پشتوانه تمدنی چند هزار ساله، میراث غنی اسلامی، ادبیات جهانی، هنر اصیل و ظرفیتهای علمی گسترده برخوردار و این سرمایههای ارزشمند میتوانند پایههای اصلی دیپلماسی فرهنگی کشور را تشکیل دهند، مشروط بر آنکه بهصورت هدفمند، حرفهای و متناسب با نیاز مخاطبان جهانی معرفی و عرضه شوند.
زارع خاطر نشان کرد: نمونههایی همچون آیین نوروز، که در کشورهای مختلف نیز مورد توجه قرار گرفته است، نشان میدهد که چگونه یک میراث فرهنگی میتواند به بستری برای گفتوگو، همگرایی و ایجاد درک متقابل میان ملتها تبدیل و چنین ظرفیتهایی بیانگر آن است که ایران از منابع غنی قدرت نرم برخوردار و در صورت برنامهریزی صحیح، تولید محتوای حرفهای، بهرهگیری از رسانههای نوین و حضور فعال در مجامع علمی و فرهنگی، میتواند جایگاه خود را در عرصه دیپلماسی فرهنگی بیش از پیش تقویت کرده و روایت اصیل خود را به جامعه جهانی ارائه دهد.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند گفت: در مسیر تحقق دیپلماسی فرهنگی موفق، نخستین الزام، تغییر نگرش نسبت به مفهوم ارتباطات فرهنگی است و در شرایط کنونی، انتقال پیام به مخاطبان جهانی تنها از طریق اطلاعرسانی یا تبلیغات امکانپذیر نیست و مستلزم شکلگیری منطقی مبتنی بر تعامل، مشارکت و همآفرینی فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی زمانی اثربخش خواهد بود که دیگر ملتها احساس کنند در یک فرایند مشترک سهیم هستند و ارتباطی دوسویه و برابر با آنان برقرار شده است، نه اینکه صرفاً مخاطب پیامهای یکجانبه باشند.
وی اعلام کرد: نمونهای از این رویکرد را میتوان در تعاملات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با کشور تایلند مشاهده کرد. هنگامی که از آیین نوروز سخن گفته میشود، میتوان آن را با جشن "سونگکران" که در فرهنگ تایلندی جایگاهی ویژه دارد، مرتبط ساخت و هرچند این دو آیین از نظر تاریخی و فرهنگی تفاوتهایی دارند، اما تأکید بر وجوه مشترک آنها، زمینهای برای ایجاد احساس نزدیکی، همدلی و مشارکت فرهنگی میان دو ملت فراهم میآورد و چنین رویکردی موجب میشود مخاطبان خارجی، فرهنگ ایران را امری نزدیک به هویت خود تلقی کنند و زمینه پذیرش و تعامل عمیقتر فراهم شود.
زارع تأکید کرد: یکی دیگر از الزامات اساسی دیپلماسی فرهنگی، شناخت دقیق مخاطبان و جوامع هدف است و تا زمانی که ویژگیهای فرهنگی، دغدغهها، حساسیتها، نیازها و انتظارات جامعه مقصد بهدرستی شناخته نشود، برنامهریزی فرهنگی نمیتواند اثربخش باشد و موفقیت در دیپلماسی فرهنگی مستلزم آن است که پیامها متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر جامعه طراحی و ارائه شوند و بر پایه شناخت واقعی از مخاطبان شکل گیرند. از سوی دیگر، نباید فرهنگ را صرفاً به صدور بیانیه، انتشار اطلاعیه یا انتقال یکطرفه پیام تقلیل دادوفرهنگ زمانی اثرگذار خواهد بود که مخاطب آن را در قالب یک تجربه انسانی ملموس درک کندو تجربه مشترک، بسیار تأثیرگذارتر از پیامهای صرفاً تبلیغاتی است و به همین دلیل، اجرای پروژههای مشترک فرهنگی، تولید آثار هنری و سینمایی، برگزاری نمایشگاهها، جشنوارهها، برنامههای دانشگاهی، تبادلات علمی و فعالیتهای مشترک میان نخبگان و هنرمندان، میتواند بستری مناسب برای شکلگیری ارتباطات پایدار و عمیق میان ملتها فراهم آورد.
اعتمادسازی، از ارکان اساسی دیپلماسی فرهنگی
وی اعتمادسازی را یکی دیگر از ارکان اساسی دیپلماسی فرهنگی دانست و گفت: هیچ پیامی بدون اعتماد مخاطب تأثیر ماندگار نخواهد داشت و زمانی که مخاطبان یک کشور، منابع خبری، نهادهای فرهنگی و شخصیتهای علمی آن را معتبر و قابل اعتماد بدانند، آمادگی بیشتری برای پذیرش دیدگاهها و روایتهای آن کشور خواهند داشت و در تحولات و بحرانهای اخیر نیز اهمیت این موضوع بیش از گذشته آشکار شده است؛ زیرا هر کشوری که بتواند اعتماد افکار عمومی را جلب کند، قادر خواهد بود روایت خود را با قدرت بیشتری در سطح بینالمللی مطرح سازد.
وی خاطر نشان کرد: اعتمادسازی فرایندی تدریجی و مبتنی بر صداقت، استمرار و تعامل سازنده است و این اعتماد از طریق ارتباطات انسانی، همکاریهای فرهنگی، گفتوگوهای علمی، تبادل تجربیات و حضور مستمر در عرصههای بینالمللی شکل میگیرد و هنگامی که چنین سرمایهای ایجاد شود، بسیاری از پیامها و دیدگاهها بدون نیاز به تبلیغات گسترده، با پذیرش بیشتری از سوی مخاطبان روبهرو خواهند شد.
زارع تصریح کرد: قدرت نرم زمانی تحقق مییابد که یک کشور توانایی خلق ارزش، نوآوری و الهامبخشی فرهنگی را داشته باشد. دیپلماسی فرهنگی باید فرهنگ را به گونهای عرضه کند که برای دیگران شنیدنی، فهمپذیر، صادقانه و جذاب باشد و گفتوگوی صادقانه، احترام متقابل، بهرهگیری از زبان مشترک انسانی و ارائه تصویری واقعی از ظرفیتهای فرهنگی، مهمترین عواملی هستند که میتوانند زمینه موفقیت دیپلماسی فرهنگی را در عرصه بینالمللی فراهم سازند.
دیپلماسی فرهنگی بستری برای تحقق منافع ملی
وی گفت: دیپلماسی فرهنگی باید بهعنوان بستری برای تحقق منافع ملی و تقویت جایگاه بینالمللی کشور مورد توجه قرار گیرد و هدف اصلی این نوع دیپلماسی، معرفی فرهنگ و تمدن یک کشور و ایجاد تصویری معتبر، قابل اعتماد و ماندگار در ذهن ملتهای دیگر است؛ تصویری که زمینه همکاری، تعامل و پذیرش دیدگاههای آن کشور را در عرصههای مختلف فراهم سازد و هر اندازه این اعتبار و اعتماد افزایش یابد، امکان پیشبرد اهداف و منافع ملی نیز با هزینهای کمتر و اثربخشی بیشتر فراهم خواهد شد.
زارع تشریح کرد: از این منظر، دیپلماسی فرهنگی نوعی مدیریت سرمایههای ناملموس یک کشور محسوب و سرمایههایی همچون فرهنگ، تاریخ، تمدن، هنر، زبان، ارزشهای اجتماعی و میراث معنوی، منابعی هستند که اگر بهدرستی مدیریت شوند، میتوانند فضای تعامل با سایر کشورها را تسهیل کرده و زمینه همکاریهای گستردهتری را فراهم آورند. کشوری که از اعتبار فرهنگی بالاتری برخوردار باشد، در بسیاری از حوزههای سیاسی، اقتصادی و علمی نیز با استقبال و اعتماد بیشتری مواجه خواهد شد. تحقق این هدف مستلزم آن است که موانع ذهنی و اجتماعی موجود میان ملتها کاهش یابد. بسیاری از سوءبرداشتها، پیشداوریها و فاصلههای فرهنگی، مانع شکلگیری روابط پایدار میان کشورها هستند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند ادامه داد: دیپلماسی فرهنگی باید با بهرهگیری از گفتوگو، تبادل فرهنگی، همکاریهای دانشگاهی، ارتباطات مردمی و فعالیتهای مشترک هنری و علمی، زمینه شناخت متقابل را افزایش داده و این موانع را به حداقل برساند و ایجاد چنین فضایی، بستر مناسبی برای شکلگیری تعاملات سازنده و پایدار میان ملتها فراهم میکند. در همین چارچوب، باید تأکید کرد که فرهنگ، حوزهای مستقل و دارای ظرفیتهای ذاتی و نباید آن را صرفاً زیرمجموعهای از دیپلماسی سیاسی تلقی و دیپلماسی فرهنگی دارای شبکهای گسترده از ارتباطات مردمی، دانشگاهی، رسانهای، هنری، مذهبی و علمی که فراتر از ساختارهای رسمی دولتها عمل میکند و این شبکه گسترده، امکان ایجاد روابط پایدار میان ملتها را فراهم میسازد و به همین دلیل، یکی از مؤثرترین ابزارهای تقویت روابط بینالمللی به شمار میرود.
زارع در ادامه گفت: بخش مهمی از منافع ملی از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تغییر نگرش جوامع هدف تحقق مییابد. هنگامی که ملتهای دیگر نسبت به فرهنگ، ارزشها و اهداف یک کشور شناختی مثبت پیدا کنند، زمینه پذیرش دیدگاهها و همکاریهای آینده نیز فراهم خواهد شد و ازاینرو، تغییر نگرش مخاطبان بینالمللی یکی از مهمترین کارکردهای دیپلماسی فرهنگی محسوب میشود؛ زیرا این تغییر نگرش، زمینهساز تحقق منافع ملی در عرصههای مختلف خواهد بود.
وی گفت: برنامهریزی در حوزه دیپلماسی فرهنگی باید دارای افق بلندمدت باشد. نتایج این حوزه معمولاً در کوتاهمدت قابل مشاهده نیست، بلکه آثار آن در طول زمان و در نسلهای آینده نمایان میشود و ازاینرو، سرمایهگذاری بر روی نخبگان، دانشگاهیان، هنرمندان، پژوهشگران، فعالان فرهنگی و افکار عمومی، از اهمیت ویژهای برخوردار و این گروهها میتوانند بهعنوان سفیران فرهنگی کشور، نقش مؤثری در انتقال تصویر واقعی و مثبت از ایران در سطح جهانی ایفا کنند.
موفقیت دیپلماسی فرهنگی در گرو ایجاد سرمایهای پایدار از اعتماد، شناخت متقابل و اعتبار بینالمللی
زارع موفقیت دیپلماسی فرهنگی را در گرو ایجاد سرمایهای پایدار از اعتماد، شناخت متقابل و اعتبار بینالمللی دانست و گفت: هر اندازه روابط فرهنگی میان ملتها عمیقتر شود و تصویر یک کشور بر پایه واقعیتهای فرهنگی، تمدنی و انسانی آن شکل گیرد، امکان همکاری در سایر حوزهها نیز افزایش خواهد یافت. زمانی که افکار عمومی جهان، کشوری را بهعنوان کشوری فرهنگی، صلحطلب، برخوردار از تمدنی کهن و دارای ظرفیتهای علمی و انسانی ارزشمند بشناسند، این ذهنیت مثبت به پشتوانهای مهم برای سیاست خارجی تبدیل خواهد شد و زمینه تحقق مؤثرتر منافع ملی را فراهم خواهد ساخت.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند خاطرنشان کرد: دیپلماسی فرهنگی زمانی میتواند جایگاه واقعی خود را در سیاست خارجی پیدا کند که از حاشیه تصمیمگیریها خارج شده و به یکی از عوامل اصلی شکلدهنده سیاست خارجی تبدیل و در بسیاری از کشورها، فرهنگ همچنان بهعنوان پیوستی برای فعالیتهای سیاسی یا ابزاری تبلیغاتی تلقی میشود، درحالیکه تجربه روابط بینالملل نشان داده که فرهنگ، خود یکی از عناصر بنیادین در شکلدهی به روابط میان کشورها و تأمین منافع ملی است. ازاینرو، ضروری است که در فرآیند سیاستگذاری، دیپلماسی فرهنگی نه بهعنوان یک فعالیت مکمل، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد کلان سیاست خارجی مورد توجه قرار گیرد.
وی گفت: اگر فرهنگ در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، میتواند در بسیاری از مراحل تصمیمگیری سیاست خارجی نقشآفرینی کند. شناخت دقیق جوامع هدف، تحلیل افکار عمومی، شناسایی ظرفیتهای همکاری، کاهش سوءبرداشتهای فرهنگی و ایجاد زمینههای اعتماد متقابل، همگی از حوزههایی هستند که دیپلماسی فرهنگی قادر است در آنها نقش مؤثر ایفا و چنین رویکردی موجب میشود تصمیمات سیاست خارجی بر پایه شناخت عمیقتر از جوامع و مخاطبان بینالمللی اتخاذ شود و از پشتوانه اجتماعی و فرهنگی بیشتری برخوردار باشد.
نباید دیپلماسی فرهنگی را صرفاً به تبلیغات تقلیل داد
زارع ادامه داد: نباید دیپلماسی فرهنگی را صرفاً به تبلیغات فرهنگی تقلیل داد. تبلیغات معمولاً ماهیتی یکسویه، مقطعی و اقناعی دارد، درحالیکه دیپلماسی فرهنگی بر پایه ایجاد روابط انسانی، اعتماد متقابل و تعامل پایدار شکل میگیرد و هدف اصلی آن، ساختن شبکهای از ارتباطات بلندمدت میان ملتها، نخبگان، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، هنرمندان، رسانهها و فعالان فرهنگی است؛ شبکهای که بتواند در طول زمان، سرمایهای ارزشمند از اعتماد و همکاری ایجاد کند.
وی گفت: در این چارچوب، همکاری با دانشگاهها، مراکز علمی، شرکتهای خلاق، صنایع فرهنگی، هنرمندان و مؤسسات پژوهشی، یکی از مهمترین ابزارهای توسعه دیپلماسی فرهنگی محسوب و. این همکاریها میتوانند در قالب پروژههای مشترک علمی، تولیدات فرهنگی، تبادلات دانشگاهی، نمایشگاههای هنری، جشنوارههای بینالمللی، برنامههای آموزشی و فعالیتهای پژوهشی شکل گیرند و چنین تعاملاتی نهتنها موجب انتقال فرهنگ و تمدن یک کشور میشوند و زمینه گفتوگو، درک متقابل و همکاریهای پایدار را نیز فراهم میآورند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند افزود: نکته مهم دیگر آن است که دیپلماسی فرهنگی باید از مدیریت تبلیغات به مدیریت روابط انسانی تغییر جهت دهد. آنچه در روابط میان ملتها ماندگار است، اعتماد و تجربه مشترک است و هرچه ارتباطات انسانی گستردهتر و عمیقتر باشد، ظرفیت تأثیرگذاری بر نخبگان، تصمیمگیران و افکار عمومی سایر کشورها نیز افزایش خواهد یافت. این سرمایه اجتماعی در آینده میتواند نقش تعیینکنندهای در توسعه روابط سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی ایفا کند.
دیپلماسی فرهنگی نباید آخرین حلقه زنجیره سیاست خارجی باشد
وی گفت: دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی نباید آخرین حلقه زنجیره سیاست خارجی باشند و باید به بستری تبدیل شوند که سایر سیاستهای خارجی بر پایه آن شکل گیرند و هنگامی که نگرش ملتها نسبت به یک کشور بر اثر تعاملات فرهنگی تغییر کند، زمینه پذیرش سیاستها، همکاریها و ابتکارات آن کشور نیز بیش از گذشته فراهم خواهد شد و به بیان دیگر، تغییر نگرش افکار عمومی از طریق فرهنگ، یکی از مؤثرترین راههای افزایش کارآمدی سیاست خارجی است.
دکتر زارع افزود: جمهوری اسلامی ایران نیز با برخورداری از تمدنی کهن، فرهنگ غنی اسلامی، پیشینه تاریخی ارزشمند و ظرفیتهای گسترده علمی و فرهنگی، از پشتوانهای کمنظیر برای توسعه دیپلماسی فرهنگی برخوردار و این سرمایه تمدنی، در صورتی که بهصورت حرفهای، هوشمندانه و مستمر معرفی شود، میتواند تصویری واقعبینانه، معتبر و مثبت از ایران در سطح جهانی ایجاد و در چنین شرایطی، دیپلماسی فرهنگی از جایگاهی حاشیهای خارج شده و به یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی کشور تبدیل خواهد شد؛ جایگاهی که در معرفی فرهنگ و تمدن ایران ونیز در تأمین منافع ملی، گسترش همکاریهای بینالمللی و افزایش قدرت نرم کشور نقشی اساسی ایفا خواهد کرد.
دیپلماسی فرهنگی ضرورتی راهبردی برای حفظ و تقویت جایگاه کشورها
این رایزن فرهنگی خاطرنشان کرد: دیپلماسی فرهنگی امروز ضرورتی راهبردی برای حفظ و تقویت جایگاه کشورها در نظام جهانی به شمار میآید و در جهانی که رقابت بر سر افکار عمومی، مشروعیت بینالمللی و قدرت نرم بیش از گذشته اهمیت یافته است، کشوری موفق خواهد بود که بتواند روایت معتبر، صادقانه و اثرگذاری از هویت، فرهنگ و ارزشهای خود به جهان ارائه کند و از این رو، دیپلماسی فرهنگی باید به عنوان یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی مورد توجه قرار گیرد و جایگاه آن متناسب با اهمیتش در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور ارتقا یابد.
وی گفت: برای دستیابی به این هدف، لازم است نگاه به فرهنگ از یک رویکرد صرفاً تبلیغاتی به رویکردی راهبردی و توسعهمحور تغییر یابد. فرهنگ زمانی میتواند به منافع ملی خدمت کند که به ابزاری برای ایجاد اعتماد، گسترش تعامل، تقویت شناخت متقابل و شکلدهی به شبکهای از روابط انسانی و فرهنگی میان ملتها تبدیل شود. این امر مستلزم برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری مستمر و بهرهگیری از همه ظرفیتهای فرهنگی، علمی، هنری، رسانهای و دانشگاهی کشور است.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند ادامه داد: همچنین ضروری است که دیپلماسی فرهنگی بر پایه شناخت دقیق مخاطبان، احترام به تفاوتهای فرهنگی و بهرهگیری از نقاط مشترک میان ملتها طراحی شود. تجربه نشان داده که تأکید بر اشتراکات فرهنگی، گفتوگوی تمدنی، همکاریهای علمی و پروژههای مشترک فرهنگی، بسیار مؤثرتر از انتقال یکجانبه پیامها و فعالیتهای تبلیغاتی و هرچه ارتباطات فرهنگی بر پایه تعامل، مشارکت و تجربه مشترک شکل گیرد، میزان اعتماد و تأثیرگذاری نیز افزایش خواهد یافت. در این میان، نقش نهادهای علمی، دانشگاهها، رسانهها، مراکز فرهنگی، هنرمندان، اندیشمندان، سازمانهای مردمنهاد و حتی فعالان فضای مجازی بسیار تعیینکننده است.
زارع در ادامه ابراز کرد: دیپلماسی فرهنگی فقط در اختیار دولتها نیست، بلکه شبکهای گسترده از کنشگران اجتماعی در شکلدهی به تصویر بینالمللی کشور نقش دارند و ازاینرو، هماهنگی میان این ظرفیتها و حرکت در چارچوب یک راهبرد ملی میتواند قدرت نرم کشور را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.
وی تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از تمدنی چند هزار ساله، میراث غنی اسلامی، ادبیات و هنر جهانی، ظرفیتهای علمی، تنوع فرهنگی و سرمایههای انسانی ارزشمند، از قابلیتهای کمنظیری برای ایفای نقشی مؤثر در عرصه دیپلماسی فرهنگی برخوردار است. و بهرهگیری هوشمندانه از این ظرفیتها میتواند تصویری واقعی، متوازن و قابل اعتماد از ایران در افکار عمومی جهان ایجاد کرده و زمینه تعاملات گستردهتر با سایر ملتها را فراهم سازد وتحقق این هدف مستلزم تولید محتوای حرفهای، حضور فعال در مجامع بینالمللی، تقویت دیپلماسی رسانهای، توسعه همکاریهای علمی و فرهنگی و تربیت نسل جدیدی از کنشگران فرهنگی است که توانایی روایت صحیح و مؤثر از هویت و تمدن ایران را داشته باشند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند خاطرنشان کرد: موفقیت دیپلماسی فرهنگی در گرو آن است که فرهنگ به عنوان سرمایهای راهبردی برای اعتمادسازی، همگرایی و تحقق منافع ملی مورد استفاده قرار گیرد و هر اندازه یک کشور بتواند از طریق فرهنگ، ذهن و نگرش ملتهای دیگر را با واقعیتهای تاریخی، تمدنی و انسانی خود آشنا سازد، زمینه همکاری، همدلی و مشارکت نیز گستردهتر خواهد شد و در چنین شرایطی، دیپلماسی فرهنگی، یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده سیاست خارجی خواهد بود؛ عاملی که میتواند با تکیه بر قدرت نرم، جایگاه بینالمللی کشور را ارتقا داده، منافع ملی را تأمین و زمینهساز تعاملی پایدار، سازنده و مبتنی بر احترام متقابل با جامعه جهانی باشد.
نظر شما