«محمد علی حسننیا»، کارشناس مسائل منطقه در گفتگو با خبرنگار بخش بینالملل خبرگزاری شبستان، در پی انتشار پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای بهمناسبت حماسه عظیم بدرقه امام شهید و تبیین مسائل مهم کشور، تاکید کرد که رهبر جمهوری اسلامی ایران ، راهبرد جنگ نامتقارن را نه به عنوان یک گزینه، بلکه به عنوان تنها مسیر ممکن برای بازدارندگی در پیش گرفته است.
حسن نیا در پاسخ به این پرسش که با توجه به سخنان رهبری درباره «درسهای فراموشنشدنی که ملت ایران و مقاومت به آمریکا خواهند داد»، این درسها در سطح دیپلماسی عملیاتی به چه معناست و چه تغییر رویکردی را در سیاست خارجی ایران رقم میزند، گفت: این رویکرد که توسط آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز بر آن تاکید شده بر این اصل استوار است که با وجود برتری نظامی آمریکا، نقاط آسیبپذیری حیاتی برای این ابرقدرت وجود دارد که میتوان با ابزارهای کمهزینهتر اما با تاثیرگذاری بالا، آنها را هدف گرفت.
وی در این باره گفت: آمریکا در جریان درگیریهای اخیر با یک واقعیت تلخ مواجه شد و آن اینکه قدرت نظامی عظیم آنها در برابر قایقهای تندرو، مینهای دریایی و پهپادهای ایران در تنگه هرمز، یک «ابرقدرت» را به «بازیگری درمانده» تبدیل کرده است.
کارشناس مسائل خاورمیانه افزود: ایران نشان داد که برای مختل کردن عبور ۲۰ درصد از نفت و گاز مصرفی جهان، نیازی به ناوگان عظیم دریایی ندارد. این درس باعث شد تا اعتبار آمریکا به عنوان ضامن امنیت کشتیرانی و جریان آزاد انرژی در جهان به شدت خدشهدار شود و متحدان منطقهای آن با تردید بیشتری به قابلیتهای واشنگتن در تامین امنیتشان بنگرند. ایران با تبدیل تنگه هرمز به یک اهرم فشار استراتژیک، نشان داد که میتواند هزینهای چنان سنگین بر اقتصاد جهانی تحمیل کند که هیچکس جرئت ادامه درگیری را نداشته باشد.
حسننیا همچنین گفت: فراتر از مسیر کشتیرانی، ایران با تهدید تاسیسات انرژی متحدان آمریکا در منطقه و حتی توسعه تهدیدات جدید مانند هدف قرار دادن کابلهای اینترنت زیردریایی، دامنه جنگ نامتقارن را گسترش داد و این راهبرد که به عنوان «تکنیک جدید جنگ نامتقارن» توصیف میشود به واشنگتن فهماند که هر گونه تعرض به منافع ایران، واکنشی فراتر از یک میدان جنگ محدود را در پی خواهد داشت که میتواند زنجیرههای تامین انرژی و حتی ارتباطات دیجیتال جهان را که ستون فقرات اقتصاد مدرن هستند، مختل کند.
کارشناس مسائل منطقه در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه با توجه به سخنان رهبری در خصوص اینکه «شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد»، چگونه میتوان با تکیه بر نیروی مردمی و مقاومت برملا شدن چهره پلید آمریکا را یک گفتمان جهانی تبدیل کرد، گفت: ایران با بهرهگیری از شبکهای از گروههای نیابتی در منطقه ثابت کرد که میدان نبرد محدود به مرزهای جغرافیایی آن نیست و توانایی این گروهها برای تحرک در منطقه به ویژه در پی تضعیف نقش بازدارندگی آمریکا، یکی از مهمترین درسهای این جنگ برای کاخ سفید بود.
وی افزود: آمریکا دریافت که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران به معنای درگیر شدن با جبههای گسترده از نیروهای نیابتی است که میتوانند هزینههای گزافی را به متحدان آمریکا و منافع آنها در منطقه تحمیل کنند. در این چارچوب، آمریکا به این نتیجه رسید که گزینه نظامی، برخلاف تبلیغات اولیه، نمیتواند ایران را به زانو درآورد یا به انعقاد توافقی از موضع قدرت منجر شود.
کارشناس مسائل منطقه در پاسخ به این پرسش که با توجه به سخنان رهبری مبنی بر اینکه «نقض عهدهای مکر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده بین رئیسجمهورهای ایران و امریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است»، آیا اشاره به بی ارزش بودن امضای رئیس جمهوری آمریکا به معنای هشداری برای دورههای احتمالی آینده مذاکره با آمریکا است، گفت: راهبرد جدید واشنگتن که میتوان آن را «بزن و توافق کن» نامید در واقع اذعانی پنهان به این واقعیت است که جنگ با ایران به بنبست رسیده و تنها راه خروج، پذیرش شکست نسبی از طریق مذاکره است.
وی افزود: تحلیلگرانی چون «جان میرشایمر» معتقدند این نوع توافقها به دلیل ناتوانی آمریکا در تحمیل اراده خود بر میدان نبرد، در واقع به معنای «تسلیمشدن در قالب یک توافقنامه» است. رسانهها نیز گزارش دادهاند که آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز، حاضر به پرداخت هزینههایی به ایران شده و عملا نوعی کنترل این آبراه را به رسمیت شناخته است.
حسننیا گفت: در جمعبندی نهایی، آمریکا با یک معادله دوگانه روبروست: یا باید با پذیرش شرایط ایران به توافقی دست یابد که در آن امتیازات قابل توجهی از جمله در حوزه هستهای و موشکی، اعطا کند و یا عملا با عقبنشینی و پذیرش حضور قدرتمند ایران در منطقه، موازنههای جدید را بپذیرد.
کارشناس مسائل خاورمیانه افزود: ایران نشان داده که در عرصههای مختلف نظامی و منطقهای نه تنها عقبنشینی نکرده، بلکه به گسترش نفوذ خود ادامه میدهد. این واقعیت، فضای مانور آمریکا را به شدت محدود کرده و چارهای جز توافق به عنوان تنها گزینه منطقی برای واشنگتن باقی نگذاشته است و در این میان، نقش محوری رهبری ایران نقطه عطفی در منطقه ایجاد کرده است.
«محمد علی حسننیا»:مراسم عظیم تشییع رهبر شهید ایران در عراق باید تنها یک رویداد عاطفی نبود، بلکه یک نمایش سیاسی و نظامی حسابشده بود که به واشنگتن و متحدانش پیامی واضح فرستاد.
تشییع میلیونی نمایش سیاسی و نظامی در عراق
«محمد علی حسننیا» در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه با توجه به «قدردانی رهبر انقلاب از مردم عراق و اشاره به اینکه آنها فصل جدیدی از بیداری و نقشآفرینی برای تغییر معادلات در منطقه را باز کردهاند»، حضور مردم عراق در تشییع میلیونی رهبر شهید چه تاثیری در استحکام روابط دوکشور و تغییر معادلات منطقهای دارد، گفت: درخصوص مراسم عظیم تشییع رهبر شهید ایران در عراق باید گفت که این تنها و فقط یک رویداد عاطفی نبود، بلکه یک نمایش سیاسی و نظامی حسابشده بود که به واشنگتن و متحدانش پیامی واضح فرستاد.
وی افزود: این رویداد که به عنوان خط جداکننده «پیش از تشییع» و «پس از تشییع» در عراق توصیف شده، عملا گروههای مقاومت حامی ایران را از بحث خلع سلاح خارج کرد. این نمایش عظیم مردمی و میدانی که با حضور گسترده فرماندهان و هواداران گروههای عراقی همراه بود،به منزله یک «دوپینگ سیاسی» برای جبهه مقاومت در عراق عمل کرد و به گروههای مقاومت مشروعیت و جسارت مضاعفی داد تا در برابر فشارهای داخلی و خارجی برای خلع سلاح، بایستند و ثابت کنند که ریشهای چنان عمیق در جامعه عراق دارند که در هیچ معادله امنیتی قابل حذف نیستند.
کارشناس مسائل منطقه گفت: این واقعه فشار مضاعفی را طرفداران خلع سلاح وارد کرد و نشان داد که اراده و توان میدانی مقاومت، همچنان پابرجاتر از همیشه است و اینکه گروه هایی مثل نجباء، کتائب حزب الله و غیره قطعا به ماجرای خلع سلاح تن نمیدهند و در جنگ زمینی هم به نفع ایران وارد عمل می شوند.
نظر شما