از چاقوی رفیق صابر تا پهپادهای ترامپ: راز بقای شرق در تقابل با جنون غرب

قدرت‌های سلطه‌گر، وقتی از مهار اراده‌ی ملت‌ها ناتوان می‌شوند، به حذف فیزیکی و ترور متوسل می‌شوند؛ اما هویت و مقاومت، ماندگارتر از ابزارهای مرگ‌اند.

به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، دکتر محمدمهدی رضائی، عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی در یاداشتی به تحلیل راز بقای شرق در تقابل با جنون غرب پرداخته است که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

ساعت یک بعدازظهر ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۳ (۴ مرداد ۱۳۲۲) در خانه شماره ۱۰ جاده ماونت پلیزنت در بمبئی، مردی از تبار بیداری شرق به نام محمدعلی جناح، هدف ضربات چاقوی «رفیق صابر»، تروریست وابسته به جنبش شبه‌نظامی خاکسار قرار گرفت؛ تروری که با پایداری جناح نافرجام ماند. نزدیک به هشت دهه بعد، در ژانویه ۲۰۲۰، تبار همان تروریسمِ برخاسته از بطنِ جنون سلطه غربی، این بار نه با خنجری در دست یک مزدور بومی، بلکه با پهپادهای نقطه‌زنِ دونالد ترامپ، قلب فرماندهان شرق را در بغداد نشانه رفت و تهدید ترور را تا حریم خصوصی و دفتر کار رهبری ایران، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، پیش برد. این زنجیره طولانی، خطای یک حاکم دیوانه یا استثنای تاریخ نیست؛ این هندسه رفتار غربی در مواجهه با قطب‌های هویت‌گرای شرق است. اگر وینستون چرچیل، معمار استعمار بریتانیا، نیازی به ترور فیزیکی عریانِ رهبران استقلال مذهبی نداشت، به این دلیل بود که ساختار بوروکراسی استعمار، ترور را قانونمند کرده بود؛ اما امروز، دونالد ترامپ به عنوان وارث هژمونی در حال افول غرب، ماسک حقوقی را برمی‌دارد و دست به ترور عریان می‌زند. این نوشتار، واکاوی یک «مربع قدرت» تاریخی و معاصر است تا نشان دهد چگونه شرق هرگاه بر مدار هویت بومی و اصیل خود ایستاده، غرب را به استیصال ساختاری کشانده است.
 

چرچیل و جناح؛ وقتی بوروکراسیِ استعمار با سدّ هویت اسلامی برخورد کرد

برای درک رفتار امروز واشنگتن، باید به مستندات رفتار دیروز لندن نگریست. وینستون چرچیل در نگاه تاریخ رسمی غرب، قهرمان مبارزه با فاشیسم است، اما در اسناد محرمانه و بافتار واقعی تاریخ شرق، او نماد عریان برتری‌انگاری نژادی (White Supremacy) و استعمار ساختاری است. چرچیل در اظهارات رسمی خود در قبال ملل شرق، ادبیاتی به شدت تحقیرآمیز داشت. بر اساس اسناد ثبت‌شده توسط لئو آمری (وزیر وقت امور هند در کابینه جنگ بریتانیا) در یادداشت‌های روزانه‌اش، چرچیل صراحتاً درباره مردم هند گفته بود: «من از هندی‌ها متنفرم. آن‌ها مردمی وحشی با یک دین وحشیانه هستند.» (سند: یادداشت‌های روزانه لئو آمری، ۲ سپتامبر ۱۹۴۲ / کتاب The Churchill Secret Papers).

در چنین بافتاری، محمدعلی جناح، به عنوان معمار پروژه‌ای فراملی بر پایه «هویت مجزای اسلامی»، بزرگ‌ترین چالش جغرافیا و ساختار استعمار بریتانیا در شبه‌قاره بود. چرچیل و بوروکراسی بریتانیا برای مهار جناح و جنبش پاک، نیازی به شلیک مستقیم پهپاد یا ترور فیزیکی نداشتند، چرا که از سه ابزار ساختاری بهره می‌بردند:


۱. ترور بوروکراتیک و مهار قانونی: بریتانیا با تصویب قوانینی چون «قانون دفاع از هند»  (Defence of India Act ۱۹۳۹)  ، به طور بوروکراتیک هرگونه صدای استقلال‌خواهی و هویت‌گرایی را در نطفه خفه و رهبران را روانه زندان می‌کرد.


۲. مهندسی قحطی به عنوان ابزار جنگی: در همان سالی که جناح هدف ترور رفیق صابر قرار گرفت (۱۹۴۳)، سیاست‌های مستقیم چرچیل در بازپخش غلات و ترجیح دادن سربازان بریتانیایی، منجر به «قحطی بزرگ بنگال» شد که طی آن بین ۲ تا ۳ میلیون انسان جان باختند. پاسخ مکتوب چرچیل به تلگراف‌های استمداد دولت محلی هند، اوج قساوت بوروکراسی او را نشان می‌دهد؛ جایی که او در حاشیه نامه نوشت: «اگر قحطی این‌قدر شدید است، چرا گاندی هنوز زنده است؟» (کتاب Churchill's Secret War نوشته مادهوسری موکرجی، انتشارات Basic Books، ۲۰۱۰).


جناح با درک این بوروکراسیِ بی‌رحم، شطرنج چرچیل را نه با ابزار نظامی، بلکه با ایجاد یک «مقاومت هویت‌محور مبتنی بر کدهای مذهبی» به هم زد. او ثابت کرد که شرقِ مسلمان تن به ادغام در ساختار تحمیلی دموکراسیِ مدنظر غرب (که در آن زمان به نفع اکثریت هندو و به ضرر اقلیت مسلمان مهندسی شده بود) نمی‌دهد.


ترامپ و آیت‌الله خامنه‌ای؛ هژمونیِ زخمی و ماشه‌ای که زود چکانده شد


اگر چرچیل در دهه ۱۹۴۰ از موضع یک امپراتوری مستقر، با ابزار بوروکراسی و قوانین خودساخته استعماری به مهار شرق می‌پرداخت، دونالد ترامپ در اواخر دهه ۲۰۱۰ و آغاز دهه ۲۰۲۰، نماینده آمریکایی بود که هژمونی جهانی خود را در حال افول می‌دید. در این دوره، نهادهای بین‌المللی ساخته‌ی دست غرب (مانند شورای امنیت یا معاهدات چندجانبه) دیگر کارایی سابق را برای مهار قطب‌های جدید قدرت در شرق نداشتند.

در نقطه مقابل این هژمونی، گفتمان مقاومت به رهبری آیت‌الله سید علی خامنه‌ای قرار دارد؛ الگویی که بر خلاف ملی‌گرایی‌های مرز محور، بر پایه‌ «الهیات سیاسی فراملی» و تشکیل شبکه قدرت منطقه‌ای (محور مقاومت) بنا شده است. این تفکر، با به چالش کشیدن پروژه خاورمیانه بزرگ آمریکا، عمق استراتژیک واشنگتن را به شدت محدود کرد.

استیصال ساختاری آمریکا در برابر این الگو، در رفتار دونالد ترامپ به وضوح عیان شد. ترامپ با اتکا به «یک‌جانبه‌گرایی مطلق» و شعار «اول آمریکا» (America First)، ماسک حقوقی و دیپلماتیک را کنار گذاشت. او ابتدا در مه ۲۰۱۸ به طور یک‌جانبه از معاهده بین‌المللی برجام (که به تایید قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت رسیده بود) خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» (Maximum Pressure) را به کار بست؛ سیاستی که اسناد رسمی نشان داد هدف آن فروپاشی اقتصادی ایران بود (بیانیه کاخ سفید، ۸ می ۲۰۱۸).

اما اوج این گذار رفتار از مهار بوروکراتیک (مدل چرچیل) به تروریسم عریان (مدل ترامپ)، در ژانویه ۲۰۲۰ با ترور رسمی و نظامی فرماندهان ارشد مقاومت، شهیدان حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، در خاک یک کشور ثالث رخ داد. اگنس کالامارد، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور اعدام‌های فراقانونی، در گزارش رسمی خود به شورای حقوق بشر این اقدام ترامپ را «غیرقانونی و نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد» اعلام کرد (گزارش رسمی شورا به شماره A/HRC/۴۴/۳۸، ژوئن ۲۰۲۰).
پیشروی این جنون غربی تا جایی ادامه یافت که بر اساس گزارش‌های افشا شده از سوی نهادهای امنیتی، تهدیدهای سایبری و نظامی ترامپ مستقیماً بیت و دفتر کار رهبری ایران را به عنوان مرکز فرماندهی این تفکر ضدامپریالیستی نشانه رفت؛ رفتاری پست‌مدرن و فراقوانینی که در تاریخ دیپلماسی مدرن بی‌سابقه بود. تفاوت در اینجاست: چرچیل هندی‌ها را در ساختار بوروکراتیک و تحت لوای دادگاه‌های استعماری محکوم می‌کرد، اما ترامپ مجبور شد قواعد خودساخته بین‌المللی غرب را هم بشکند تا مستقیماً دکمه پهپاد ترور را فشار دهد.
 

هندسه ماندگار مقاومت

بررسی این مربع تاریخی (چرچیل/جناح - ترامپ/خامنه‌ای) یک حقیقت بزرگ آکادمیک و راهبردی را آشکار می‌سازد: ترور، نشانه‌ی قدرت نیست، بل گواهی بر استیصال ساختاری است.
هنگامی که غرب در اوج قدرت بوروکراتیک خود قرار دارد، با قانون و کت‌وشلوار دیپلماتیک استعمار می‌کند. اما وقتی نظام سلطه از درون دچار فرسایش می‌شود و با یک شرق هویت‌گرا، مصمم و متکی بر ریشه‌های بومی و مذهبی برخورد می‌کند، مجبور می‌شود اسلحه عریان خود را بیرون بکشد.

محمدعلی جناح با تکیه بر آگاهی توده‌های مسلمان نشان داد که بوروکراسی چرچیل شکست‌پذیر است، و امروز، ابتنای تفکر آیت‌الله خامنه‌ای بر «صبر راهبردی» و «مقاومت فعال»، پهپادهای ترامپ را از اثر انداخته است. این نوشتار به ما یادآوری می‌کند که اصالت شرق و الهیات مقاومت، همواره قدرتمندتر از تکنولوژی ترور غرب است؛ چرا که خنجرها و پهپادها می‌آیند و می‌روند، اما هویتِ ریشه‌دار یک ملت، ماندگار است.

کد خبر 1890581

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha