به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، محرم که از راه میرسد، ایران به سرزمین صداها تبدیل میشود؛ صداهایی که از گلدستههای مساجد، حسینیههای قدیمی، تکیههای محلهها و کوچههای سیاهپوش برمیخیزند و دلها را به کربلا پیوند میزنند. در میان ضربآهنگ سنج و دمام، عطر اسپند و گلاب و اشکهایی که بیاختیار بر گونهها جاری میشوند، نوای مداحی همچون رشتهای نامرئی هزاران نفر را به یک روایت مشترک وصل میکند؛ روایتی از عشق، وفاداری، ایثار و آزادگی.
«مداحی» یکی از کهنترین و ماندگارترین آیینهای عاشورایی ایران است؛ هنری که شعر، موسیقی آیینی و روایت را در هم میآمیزد و قرنهاست حافظه تاریخی و فرهنگی این سرزمین را زنده نگه داشته است. از مرثیههای نخستین شیعیان و دستههای عزاداری آلبویه تا تکیههای باشکوه صفوی، تعزیههای قاجار و هیئتهای پرشور امروز، این سنت نهتنها روایتگر واقعه کربلا، بلکه بخشی از هویت دینی و اجتماعی ایرانیان بوده است؛ آیینی که هر سال با آغاز محرم، دوباره جان میگیرد و با نوای «یا حسین» تاریخ، احساس و ایمان را در کنار یکدیگر به تصویر میکشد.
صدای مداح از میان جمعیت برمیخیزد؛ صدایی که گاه آرام و زمزمهوار اشک را بر گونهها جاری میکند و گاه با شور و رجز، هزاران سینه را همزمان به تپش وا میدارد. در این لحظه، مرز میان گذشته و حال از میان میرود و کربلا در قلب هر هیئت و حسینیهای دوباره روایت میشود. این همان هنری است که قرنها در فرهنگ ایرانی ریشه دوانده و نسل به نسل منتقل شده است.
تاریخ مداحی در ایران، تاریخی پر فراز و نشیب است. ریشههای آن به نخستین مرثیههایی بازمیگردد که برای پیامبر اسلام(ص) و اهلبیت(ع) سروده شد و بعدها با واقعه عاشورا، رنگی جاودانه به خود گرفت. نخستین عزاداریهای رسمی شیعیان در قرن چهارم هجری و دوران آلبویه شکل گرفت؛ زمانی که معزالدوله دیلمی دستور داد بازارها در روز عاشورا تعطیل شوند و مردم در کوچه و بازار به نوحهخوانی و سوگواری بپردازند. از همان روزها، مداحی از یک سنت محدود به آیینی اجتماعی و فراگیر تبدیل شد.
با روی کار آمدن صفویان و رسمی شدن مذهب تشیع، مداحی به اوج شکوفایی خود رسید. دستههای عزاداری، علمها، سنج و طبل، روضهخوانی و مرثیهسرایی در سراسر ایران گسترش یافت و کتاب «روضهالشهدا» اثر ملا حسین کاشفی، سنت روضهخوانی را به یکی از مهمترین ارکان عزاداری تبدیل کرد. از آن زمان، مداح نه تنها راوی مصائب عاشورا، بلکه حافظ فرهنگ شفاهی و ادبیات آیینی ایران شد.
دوران قاجار فصل دیگری از این روایت بود. تعزیه، شبیهخوانی، سقاخانهها و نوحههای محلی در کنار مرثیههای شاعران بزرگی چون یغمای جندقی، تنوع کمنظیری به آیینهای عزاداری بخشیدند. در شهرها و روستاها، هر منطقه با لحن، موسیقی و گویش خود، روایت عاشورا را بازآفرینی میکرد و همین تنوع، مداحی را به یکی از غنیترین جلوههای فرهنگ عامه ایران تبدیل ساخت.
سالهای حکومت پهلوی اول، دورهای از محدودیت برای مراسم مذهبی بود. بسیاری از هیئتها ناچار شدند در خانهها و محافل کوچک به عزاداری بپردازند، اما این سکوت ظاهری نتوانست صدای مرثیه را خاموش کند. مداحی در فضای خصوصی ادامه یافت و همین مجالس خانگی، چراغ سنت عاشورایی را روشن نگه داشتند تا دوباره در سالهای بعد در خیابانها و حسینیهها طنینانداز شود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مداحی وارد مرحلهای تازه شد. هیئتهای مذهبی گسترش یافتند و سبکهای متنوعی همچون شور، زمینه، واحد، رجز، زمزمه، مولودی، نغمه، شعرخوانی و مداحی حماسی در میان مخاطبان رواج پیدا کرد. پیشرفت فناوری نیز چهره این هنر را تغییر داد؛ از بلندگوهای ساده و میکروفنهای ابتدایی تا سیستمهای صوتی حرفهای که امروز صدای مداحان را به گوش میلیونها نفر در سراسر کشور و حتی خارج از مرزها میرسانند.
در کنار این تحولات، مداحی همواره با شعر فارسی پیوندی ناگسستنی داشته است. بسیاری از مراثی مشهور از دل آثار شاعران آیینی برخاستهاند و مداحان با بهرهگیری از این گنجینه ادبی، احساس، حماسه و معرفت را در کنار یکدیگر به مخاطبان منتقل کردهاند. از نوحههای سنتی گرفته تا اجراهای گروهی و مداحیهای حماسی، همه نشان میدهند که این هنر همچنان پویا و زنده است.
امروز نیز با آغاز ماه محرم، نام مداحان شناختهشده در کنار صدای سنج و دمام و نوای سینهزنی، بخشی از فضای فرهنگی ایران را شکل میدهد. اما آنچه مداحی را ماندگار کرده، نه شهرت چهرهها و نه امکانات صوتی، بلکه پیوند عمیق آن با باورها و احساسات مردم است. مداحی، روایت اشک و امید، سوگ و ایستادگی و حافظه تاریخی ملتی است که قرنها عشق به اهلبیت(ع) را در قالب شعر و صدا به نسلهای بعد سپرده است.
شاید راز ماندگاری این هنر نیز همین باشد؛ اینکه هر بار با شنیدن نوای «یا حسین»، تاریخ دوباره از میان صداها برخاسته و در دلهای مردم جاری میشود، گویی قرنها فاصله تنها در یک مرثیه کوتاه خلاصه شده است.
نظر شما