به گزارش خبرگزاری شبستان؛ همان روزهایی که گرد غبار حملات بر شهرها نشسته بود و خانوادهها در سوگ عزیزان خود به سوگ مینشستند، شبکهٔ یک سیما با برنامهای غیرمنتظره پا به میدان گذاشت. «لالهخیز» که تنها دو روز پس از آتشبس روی آنتن رفت، با شجاعتی کَمنظیر، دوربین را به میان خانوادههای داغدار بُرد تا روایتی دستاول از جنایتهای جنگ روایت کند. این اقدام بههنگام، فصل تازهای در ژورنالیسم بحران در رسانهٔ ملی گشود. اصالت با مردم عادی نکتهٔ حائز اهمیت در ساختار «لالهخیز»، تغییر رویکرد از روایتهای کلیشهای فرماندهان بهسوی قشر عادی جامعه است. تهیهکنندهٔ برنامه تأکید دارد که ۹۹ درصد سوژههای این برنامه از میان عموم مردم انتخاب شدهاند.
این رویکرد، سندی تصویری بر وسعت خسارتهای انسانی جنگ ارائه میدهد؛ از خانوادهای که ۱۲ عضو خود را از دست داد تا پسری که برای آزادی پدرش راهی زندان اوین شد و به شهادت رسید. این تغییر زاویهٔ دید، برنامه را از یک مراسم رسمی بزرگداشت، به روایتی ملموس و انسانی بدل کرده است. از کارشناسی تا همدلی مجریان در این برنامه سبکی نوین در پیش و از قالب کلاسیک اجرا فاصله گرفتند. با کنار گذاشتن پرسشهای از پیش تعیینشده، خود را در جایگاه یک شنونده و «سنگ صبور» قرار دادند. این رویکرد که با حذف فاصلهٔ حرفهای همراه بود، تا جایی پیش رفت که ضبط برنامه به دلیل بیتابی و گریهٔ مجری قطع شد. این رخداد، مرز میان اجرا و واقعیت را در هم شکست و فضایی از همدلی ناب را رقم زد که با استقبال گستردهٔ مخاطبان مواجه شد. از «لالهخیز» چه میخواهیم؟ نکتهٔ امیدوارکننده در تداوم این مسیر، تأکید تیم تولید بر ماندگاری روایتهاست.
انتشار کتابچهٔ همراه با برنامه و پیگیری وضعیت خانوادهها تا پس از ایام سوگواری، از تلاشی هدفمند برای جلوگیری از فراموشی این خاطرات حکایت دارد. با این همه، برای تثبیت موفقیت، پیشنهاد میشود: ۱. تنوع روایت: با وجود تأکید بر مردم عادی، برنامه نیازمند توازن در روایت از تمام اقشار جامعه است تا از سوق یافتن بهسوی حاشیههای خاص پرهیز کند. ۲. استفاده از ظرفیت مستند: پخش مستندهای کوتاه از محل زندگی و شهادت قربانیان، ظرفیتی بالا برای انتقال حس مکان دارد که میتواند در تعمیق تجربهٔ مخاطب مؤثرتر از صرفاً گفتوگوهای استودیویی عمل کند. ۳. فرصت رسانهای بینالمللی: با توجه به ابعاد بینالمللی جنگ، آمادهسازی نسخههای زیرنویسشده از این برنامه برای پخش در شبکههای خارجی، میتواند افکار عمومی جهان را با ابعاد انسانی این فاجعه آشنا کند.
فراتر از یک برنامه «لالهخیز» صرفاً یک برنامهٔ تلویزیونی نیست؛ بلکه پروژهای اجتماعی برای بازتعریف همدلی در بستر بحران است. این برنامه با شهامت در پرداختن به زخمهای تازه و روایت مظلومیت قربانیان از زبان بازماندگانشان، توانسته است اعتماد از دسترفتهٔ میان مخاطب و رسانه را بازسازی کند. تداوم این مسیر با نگاهی نقادانه و پرهیز از شعارزدگی، میتواند این برنامه را به الگویی برای تولیدات آیندهٔ رسانهٔ ملی در مواجهه با بحرانهای ملی بدل کند.
به قلم مهدی مقاری
نظر شما