روایت برنده؛ وقتی افکار عمومی به میدان اصلی نبرد تبدیل می‌شود

آل داوود گفت: در دنیای امروز دیگر تنها قدرت نظامی تعیین‌کننده نیست؛ بلکه این روایت‌ها هستند که می‌توانند شکست و پیروزی را در ذهن افکار عمومی بازتعریف کنند و توازن قدرت را تغییر دهند.

به گزارش خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان؛ در دنیای امروز، رسانه‌ها تنها ابزار اطلاع‌رسانی نیستند، بلکه عرصه‌ای داغ برای رقابت و تاثیرگذاری به شمار می‌روند. «جنگ رسانه‌ای» عنوانی است که شاید در ابتدا کمی ترسناک به نظر برسد، اما در واقع به رقابت شدیدی اشاره دارد که در آن افراد، گروه‌ها یا حتی کشورها برای جلب توجه، شکل‌دهی به افکار عمومی و دستیابی به اهداف خود، از ابزارها و استراتژی‌های رسانه‌ای بهره می‌برند. در این میان، این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در این میدان نبرد اطلاعاتی، حریف را مغلوب کرد؟ پیروزی در جنگ رسانه‌ای تنها به معنای داشتن پیام قوی‌تر نیست، بلکه نیازمند درک عمیق از تکنیک‌ها، شناخت دشمن و به‌کارگیری هوشمندانه استراتژی‌هاست. لذا دراین خصوص با «سید علیرضا آل داوود» پژوهشگر ارشد فضای مجازی و رسانه گفتگویی انجام دادیم که در ادامه مشروح آن تقدیم حضورتان می شود.

روایت برنده؛ وقتی افکار عمومی به میدان اصلی نبرد تبدیل می‌شود

با چه تکنیک‌ها و استراتژی می‌توان حریف را در جنگ رسانه‌ای مغلوب کرد؟ 

در جنگ روایت‌ها، مهم‌ترین استراتژی «پیش‌دستی» است؛ یعنی خودت صحنه‌گردان روایت باشی، نه پاسخ‌دهنده منفعل. این یعنی تولید مستمر و سریع محتوا، استفاده از زبان ساده و قابل ‌فهم برای عموم، روایت عینی از میدان با تکیه بر تصویر و ویدئو و ترجمه هم‌زمان محتوا به زبان‌های مختلف. تکنیک شخصی‌سازی روایت‌ها (نشان دادن چهره رزمنده، خانواده شهید، مردم زیر بمباران و…) عمق عاطفی می‌سازد و روایت سرد و جعلی دشمن را بی‌روح و غیرقابل‌باور می‌کند. ترکیب داده‌های سخت (آمار، نقشه، زمان‌بندی عملیات) با قصه‌گویی انسانی، هم عقل مخاطب را قانع هم دل او را درگیر می‌کند.

استراتژی دیگر، محاصره اطلاعاتی حریف است؛ یعنی آن‌قدر محتوای باکیفیت و متنوع (انیمیشن، مستند کوتاه، پادکست، موشن گرافیک، لگوی روایی و…) روی همه پلتفرم‌ها منتشر شود که پیام رقیب عملاً دیده نشود. استفاده هوشمند از اینفلوئنسرها، جریان‌سازی هشتگی و طراحی کمپین‌های چندزبانه، کمک می‌کند روایت رسمی ایران از مرزهای جغرافیایی عبور کند و افکار عمومی جهان را درگیر کند. در کنار این‌ها، رصد دائمی رسانه‌های دشمن، شناسایی دروغ‌ها و پاسخ سریع، امکان «شکستن هیبت رسانه‌ای» آن‌ها را فراهم می‌کند؛ یعنی مخاطب کم‌کم یاد می‌گیرد روایت دشمن ذاتاً مشکوک، بی اعتبار و دروغ است. 

این برتری را چگونه ارزیابی می‌کنید و شاخص‌های آن چه بوده است؟ 

برتری رسانه‌ای را باید هم در «درون» و هم در «برون» اندازه گرفت. در سطح داخلی، شاخص‌هایی مثل میزان هم‌صدایی مردم با روایت رسمی، شکست تلاش دشمن برای ایجاد قطبی سازی، دوگانگی و ترس و تبدیل شدن روایت مقاومت به گفتار غالب در شبکه‌های اجتماعی مهم است. وقتی هشتگ‌ها و روایت‌های نزدیک به گفتمان ایران در قله ترند داخلی می‌نشیند، شایعات دشمن به سرعت خنثی می‌شود و مطالبه عمومی هم‌سو با خطوط کلی نظام شکل می‌گیرد، می‌توان گفت دست برتر رسانه‌ای در داخل تا حد قابل قبولی حاصل شده است. 

در سطح خارجی، افزایش استناد رسانه‌های بی‌طرف یا حتی منتقد به منابع ایرانی، دیده‌شدن تولیدات خلاقانه مثل انیمیشن‌های لگویی در پلتفرم‌های جهانی و ایجاد شکاف در روایت واحد غربی از جنگ، شاخص مهمی است. وقتی مخاطب غربی برای فهم ماجرا مجبور می‌شود به رسانه‌های ایرانی یا حداقل به بازنشر محتوای آن‌ها مراجعه کند، یعنی انحصار خبری شکسته شده است. همچنین، افزایش فالوئر و تعامل (نه صرفاً عدد بازدید) در حساب‌های رسمی و مردمی وابسته به جبهه مقاومت و بالا رفتن ضریب اعتماد کاربران به این منابع نسبت به رسانه‌های سنتی غربی، نشان‌گر جابه‌جایی توازن قدرت در عرصه رسانه است. 

آیا می‌توان گفت وارد مرحله‌ای از «جنگ روایت‌ها» شده‌ایم که رسانه حتی مهم‌تر از میدان عملیات است؟ 

در جنگ تحمیلی سوم، میدان عملیات و رسانه کاملاً در هم تنیده شدند؛ هر گلوله و هر موشک، بلافاصله به یک «روایت» تبدیل می‌شد. اهمیت رسانه امروز در این است که نتیجه نهایی جنگ‌ها را در ذهن‌ها و صندوق‌های رأی و خیابان‌های جهان رقم می‌زند. اگر روایت تو پذیرفته شود، حتی شکست‌های مقطعی در میدان، در ذهن افکار عمومی به «پیروزی راهبردی» تعبیر می‌شود؛ و برعکس، اگر در میدان موفق باشی اما نتوانی داستان آن را برای مردم دنیا تعریف کنی، دستاوردت در جامعه کم‌رنگ می‌شود. 

با این حال، نمی‌توان گفت رسانه به‌طور مطلق مهم‌تر از میدان شده؛ بلکه باید گفت «هر میدانی، بدون رسانه، ناقص است». امروز فرمانده عملیات می‌داند که در کنار نقشه رزمی، باید «نقشه روایت» هم داشته باشد؛ چه تصویری منتشر شود، چه روایتی برجسته شود، چه چیزی سکوت شود و چه چیز در زمان مناسب افشا گردد. دشمن هم همین را فهمیده و به همین دلیل سرمایه‌گذاری اصلی خود را بر شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های جهانی گذاشته است. برتری ایران در این مرحله یعنی درک همین پیوستگی و برنامه‌ریزی هم‌زمان برای «میدان سخت» و «میدان نرم». 

تولید انیمیشن‌های لگویی و محتوای خلاقانه چه نقشی در اثرگذاری بر افکار عمومی دارد؟ 

انیمیشن‌های لگویی و محتواهای خلاقانه، جنگ را از سطح خبرهای خشک سیاسی به زندگی روزمره مردم می‌آورند؛ مخصوصاً نسل نوجوان و جوان که با زبان تصویری و فانتزی بیشتر ارتباط می‌گیرد. وقتی روایت مقاومت، با یک فرم جذاب، شوخ‌طبع و در عین حال عمیق بازنمایی می‌شود، دیوار فاصله‌ای که رسانه‌های رسمی بین جوان و مسئله جنگ ساخته‌اند، فرو می‌ریزد. این نوع محتوا با ساده‌سازی هوشمندانه مفاهیم پیچیده (استکبار، اشغال، دفاع پیش‌دستانه، عمق راهبردی) باعث می‌شود «طرف حق» و «طرف باطل» برای مخاطب روشن‌تر شود.

از سوی دیگر، این تولیدات ظرفیت بین‌المللی بالایی دارند؛ چون زبان جهانی تصویر و طنز را به کار می‌گیرند. یک کلیپ لگویی بدون نیاز به ترجمه سنگین، در چند ثانیه می‌تواند نمادهای آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی تروریست را به چالش بکشد و ظلم را عینی نشان دهد. این نوع محتوا با الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی هم سازگار است؛کوتاه، دیدنی، قابل‌ اشتراک‌گذاری و غیررسمی. در نتیجه، به‌سرعت وایرال می‌شود و به دست مخاطبانی می‌رسد که هرگز پای یک برنامه تحلیلی طولانی نمی‌نشینند، اما با یک ویدئوی خلاقانه، موضع‌شان نسبت به جنگ تغییر می‌کند یا حداقل دچار تردید نسبت به روایت رسمی غرب می‌شوند. 

مهم‌ترین تکنیک‌های رسانه‌ای برای برتری در جنگ روایت‌ها چیست؟ 

یکی از مهم‌ترین تکنیک‌ها، «چارچوب‌بندی» است؛ اینکه از ابتدا جنگ را در چه قاب مفهومی تعریف می‌کنی؛ دفاع از مردم مظلوم، جلوگیری از تکرار فاجعه، پاسخ مشروع به تجاوز، یا هر مفهوم راهبردی دیگر. اگر قاب را تو تعیین کنی، دشمن مجبور می‌شود در همان چارچوب با تو بحث کند و نمی‌تواند مسئله را به «تهاجم غیرموجه» یا «ماجراجویی» تقلیل دهد. تکنیک دیگر «سرعت همراه با صحت» است؛ یعنی روایت اولیه را ما بیاریم، اما طوری که بعداً مجبور به تکذیب و عقب‌نشینی نشویم؛ چون دروغ‌های اولیه، سرمایه اعتماد را نابود می‌کند. 

همچنین، «تکثر هماهنگ» اهمیت دارد؛در عین وجود ده‌ها و صدها صدای مردمی، همگی به‌طور کلی یک روایت اصلی را تقویت کنند. این کار با دادن داده‌های پایه‌ای شفاف از سوی نهادهای رسمی و رها کردن میدان، پرداخت خلاقانه به رسانه‌های مردمی ممکن می‌شود. استفاده از روایت اول‌شخص (گزارش رزمنده، پزشک، خبرنگار میدانی، خانواده‌ها) و تلفیق آن با داده‌های مستند، از دیگر تکنیک‌هاست که روایت دشمن را خشک و بی‌روح نشان می‌دهد. و در نهایت، «افق‌دهی»؛ یعنی همیشه نشان بدهی این جنگ فقط درباره امروز نیست، بلکه ادامه تاریخی یک نبرد عدالت‌خواهانه است؛ این کار روایت ما را را عمیق‌تر و ماندگارتر می‌کند. 

کد خبر 1882157

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha