از «تهدید» تا «نماد مقاومت»؛ چگونه جنگ، تصویر ایران را تغییر داد؟

جنگ اخیر علیه ایران، فراتر از یک رویارویی نظامی، به نقطه عطفی در بازتعریف افکار عمومی تبدیل شد؛ تحولی که در آن، روایت‌های دیرپا فروریخت و جایگاه ایران از یک «خطر منطقه‌ای» به «نماد مقاومت» تغییر یافت.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: جنگ اخیر علیه ایران صرفاً یک تقابل نظامی کلاسیک نبود که بتوان آن را با شاخص‌های میدانی یا میزان خسارات سنجید؛ بلکه رویدادی تعیین‌کننده بود که ادراک سیاسی و اجتماعی جهان عرب نسبت به ایران را دگرگون ساخت.

 در فاصله‌ای کوتاه، روایت‌هایی که طی دهه‌ها ساخته شده بود، فروپاشید و جایگاه بازیگران در ذهن جمعی تغییر کرد؛ به‌گونه‌ای که ایران از «تهدید منطقه‌ای» در گفتمان رسمی، به «نماد مقاومت» در نگاه بخش‌هایی از افکار عمومی بدل شد.

این تحول، نتیجه برهم‌کنش عوامل نظامی، رسانه‌ای و سیاسی است و نمی‌توان آن را جدا از شرایط منطقه‌ای دانست؛ فضایی که از پیش آماده بازتعریف مفاهیمی چون «دشمن» و «متحد» بود.

نگرانی اسرائیل از فرو ریختن مرزهای طایفه‌ای

عمق این تغییر در اظهارات مقامات اسرائیل، از جمله ایتمار بن‌گویر، آشکار شد؛ جایی که از اتحاد سنی و شیعه به‌عنوان بزرگ‌ترین نگرانی یاد شد. این سخنان نشان می‌دهد که مهم‌ترین پیامد جنگ، نه صرفاً در میدان نظامی، بلکه در عرصه «آگاهی» و افکار عمومی شکل گرفته است.

در پی این تحول، تلاش‌هایی برای مهار موج همدلی با ایران در برخی کشورهای عربی صورت گرفت؛ از جمله اعمال محدودیت‌ها و فشارهای امنیتی بر فعالان رسانه‌ای و اجتماعی، در تلاشی برای کنترل روایت غالب.

جنگ؛ آشکارکننده، نه سازنده

با این حال، تغییر تصویر ایران را نباید صرفاً نتیجه مستقیم جنگ دانست. این تحول، روندی انباشته بود که جنگ آن را آشکار کرد.

پیش از درگیری، دو روایت درباره ایران در جهان عرب وجود داشت: یکی رسمی که آن را تهدیدی فرقه‌ای معرفی می‌کرد و دیگری مردمی که آن را در چارچوب «مقاومت» و حمایت از فلسطین می‌دید.

وقتی ایران هدف حمله قرار گرفت، بسیاری از جوامع عربی این رخداد را نه یک نزاع منطقه‌ای، بلکه ادامه‌ای از مداخلات غربی تلقی کردند. در نتیجه، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بار دیگر به‌عنوان تهدید اصلی در ذهن افکار عمومی برجسته شدند.

نقش تعیین‌کننده «پاسخ» ایران

عامل کلیدی در این تغییر، نه حمله، بلکه نوع پاسخ ایران بود. پاسخ‌های موشکی و پهپادی به عمق اسرائیل و پایگاه‌های آمریکایی، صرفاً اقداماتی نظامی نبودند، بلکه پیام‌هایی سیاسی درباره تغییر موازنه بازدارندگی به‌شمار می‌رفتند.

در ذهن بسیاری از مخاطبان عرب، «قدرت» با توانایی وارد کردن هزینه به دشمن سنجیده می‌شود؛ از همین رو، ایران از یک بازیگر بحث‌برانگیز، به الگویی از «توانمندی» تبدیل شد.

این روند با یک روایت رسانه‌ای منسجم همراه شد که هزینه‌ها را در قالب «بهای حاکمیت» بازتعریف کرد.

افول کارایی پروپاگاندای سنتی

یکی از نتایج مهم جنگ، آشکار شدن شکاف میان حجم تبلیغات ضدایرانی و اثرگذاری واقعی آن بود. این ناکامی به دو دلیل اصلی بازمی‌گردد؛ تمرکز بیش از حد بر مؤلفه‌های طایفه‌ای، و فاصله گرفتن این روایت‌ها از تجربه زیسته مردم منطقه.

امروز افکار عمومی عربی، پیام‌های رسانه‌ای را به‌صورت منفعل دریافت نمی‌کند، بلکه آن‌ها را بر اساس تجربه‌های عینی خود بازتفسیر می‌کند؛ امری که به تضعیف تدریجی روایت‌های سنتی انجامیده است.

تغییر در افکار عمومی عربی

داده‌های میدانی نیز این تغییر را تأیید می‌کنند. پس از جنگ، میزان همدلی با ایران در بسیاری از کشورهای عربی افزایش قابل‌توجهی یافت و در مقابل، تصویر آن به‌عنوان «تهدید» کاهش پیدا کرد.

در همین حال، اسرائیل همچنان در صدر تهدیدات ادراک‌شده باقی ماند و آمریکا در رتبه‌های بعدی قرار گرفت.

این ارقام نشان می‌دهد که اولویت‌های ذهنی جوامع عربی در حال بازچینش است و معیارهایی چون «توان اقدام» بیش از گذشته اهمیت یافته‌اند.

کاهش نسبی شکاف‌های طایفه‌ای

جنگ همچنین به کاهش نسبی ادبیات فرقه‌ای کمک کرد و تمرکز را به سمت «دشمن خارجی» سوق داد. در کشورهایی مانند عراق و لبنان، نشانه‌هایی از کاهش موقت شکاف‌های طایفه‌ای و تقویت گفتمان حاکمیت ملی مشاهده شد.

نخبگان و بازتعریف مواضع

در سطح نخبگان، شکاف همچنان پابرجاست؛ برخی با روایت‌های غربی همسو باقی ماندند و برخی دیگر جنگ را تجاوز به یک کشور مستقل دانستند. ب

با این حال، جریان‌های نزدیک به گفتمان مقاومت، به‌دلیل تحولات میدانی و تغییر افکار عمومی، موقعیت پررنگ‌تری پیدا کردند.

با وجود این تغییر، باید میان «ایران نمادین» و «ایران واقعی» تمایز قائل شد. افزایش محبوبیت منطقه‌ای، لزوماً به معنای رفع چالش‌های داخلی یا منطقه‌ای این کشور نیست. اما در سیاست بین‌الملل، قدرت نمادها اهمیت بالایی دارد؛ به‌ویژه در مناطقی که با بحران هویت و حاکمیت مواجه‌اند.

پیامدهای منطقه‌ای وآینده تحول

افزایش محبوبیت ایران می‌تواند بر توازن‌های منطقه‌ای اثر بگذارد؛ از جمله محدود کردن توان برخی دولت‌ها برای اتخاذ سیاست‌های آشکارا ضدایرانی و تقویت جایگاه متحدان ایران در جوامع عربی.

در عین حال، این تحول ممکن است دیگر بازیگران منطقه‌ای را به بازنگری در سیاست‌های خود وادارد.

با این همه، این تغییر پایدار و قطعی نیست. افکار عمومی در منطقه به‌شدت متأثر از تحولات روز است و استمرار این روند به عوامل متعددی، از جمله عملکرد آینده ایران، وابسته خواهد بود.

جنگ اخیر، بیش از آنکه ماهیت سیاست‌ها را تغییر دهد، شکاف در روایت‌های مسلط را آشکار کرد و زمینه بازتعریف مفاهیمی چون «مقاومت»، «حاکمیت» و «دشمن» را فراهم ساخت.

برهمین اساس می توان گفت که ایران توانست جایگاه خود را در ذهن جمعی جهان عرب بازتعریف کند؛ تحولی که در جهانی مبتنی بر روایت‌ها، خود یک دستاورد استراتژیک به‌شمار می‌رود.

کد خبر 1880154

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha