روایت ویرانی «مسجد جامع بنت جبیل»؛ وقتی حافظه یک شهر زیر آوار رفت

تصویر ماهواره‌ای از شهر بنت جبیل، اگرچه ویرانی گسترده‌ای را نشان می‌داد، اما اندوه واقعی در نقطه‌ای متمرکز بود؛ جایی که مسجد جامع شهر قرار داشت؛ مکانی که نه‌فقط یک عبادتگاه، بلکه قلب تپنده حافظه جمعی و زندگی اجتماعی مردم بود.

خبرگزاری شبستان، گروه بین‌الملل: تصویری که اهالی بنت جبیل از شهر خود از طریق ماهواره دریافت کردند، با دیگر تصاویری که ویرانی‌های ناشی از ماشین جنگی اسرائیل را نشان می‌داد، تفاوت داشت. با وجود خرابی گسترده در سراسر شهر، میان خانه‌ها و مغازه‌ها، اندوه به‌طور کامل در یک نقطه متمرکز بود؛ در «حاکوره نص‌الضیعه»، جایی که مسجد جامع قرار دارد.

در آنجا، تصویر دیگر صرفاً نمایی از ویرانی نبود، بلکه به واقعیتی سخت و دردناک تبدیل شده بود. ماشین نفرت اسرائیل مسجد جامع را که قدمتی بیش از عمر این رژیم دارد، به‌طور کامل تخریب کرد.

این مسجد هرگز تنها یک مکان عبادت نبود، بلکه قلب تپنده شهر، حافظه زنده آن و مرکز فرهنگی و اجتماعی‌ای بود که نمی‌توان آن را به سادگی توصیف کرد.

تاریخ مسجد

قدیمی‌ترین نشانه‌های ساخت‌وساز در این مکان به دوره رومی بازمی‌گردد. وجود یک معبد رومی در این محل از طریق سنگ‌نوشته‌ای که بر آن عبارتی به معنای «اینجا خانه خداست» حک شده، قابل استناد است. همچنین یافته‌های باستانی متعددی وجود دارد که قدمت این منطقه را به همان دوره تأیید می‌کند.

در مرحله‌ای بعد، حدود ۵۰ سال پیش، در داخل مسجد لوحی تاریخی کشف شد که بر آن نوشته شده بود:«این مسجد مبارک به نیت رضای خداوند توسط حاج علی فرزند مرحوم حاج احمد بزی بازسازی شد. در اواسط سال ۱۱۳۴ هجری.»

از این متن چنین برمی‌آید که مسجد پیش از سال ۱۱۳۴ هجری نیز وجود داشته و در آن زمان مورد بازسازی قرار گرفته است. علی بزی، استاد انسان‌شناسی در دانشگاه لبنان، اشاره می‌کند که این لوح نخستین سند شناخته‌شده مربوط به خاندان بزی است.

علی بزی می‌گوید با وجود پژوهش‌هایش در سال ۱۹۷۹ درباره نسب این خانواده، نتوانسته نام‌های ذکرشده را پیگیری کند، که این خود نشان‌دهنده قدمت بسیار بالای مسجد است.

مسجد ارتباط نزدیکی با خاندان بزی داشته، چراکه آنان نخستین بازسازان و متولیان آن بوده‌اند.

به گفته دکتر بزی، مناره مسجد در سال ۱۹۴۸ ساخته شده، در حالی که گنبد آن از گذشته‌های دور وجود داشته و یکی از قدیمی‌ترین گنبدهای مساجد در جبل عامل و لبنان به شمار می‌رود.

به‌نظر می‌رسد ساختمان اولیه تنها شامل گنبد و فضای زیر آن بوده و در طول زمان به‌تدریج گسترش یافته تا به مساحتی بیش از یک و نیم دونم، همراه با حیاط‌ها و امکاناتی چون کتابخانه، برسد.

بر اساس آنچه سید محسن امین در کتاب «خطط جبل عامل» آورده است: گنبدی عظیم بر فراز مسجد ساخته شده و سرپرست بنّایان، حاج حمیدی الصفدی بوده که ساخت سرای تبنین برای علی بک الاسعد را نیز در کارنامه داشته است.

سقف بخش شرقی مسجد ابتدا از چوب ساخته شده بود و در سال ۱۳۴۹ هجری با سیمان بازسازی شد.

از سوی دیگر، دکتر حکمت بزی در کتاب «حقیبتی التاریخیة» احتمال می‌دهد که ساکنان بنت جبیل پیش از اسلام در این منطقه سکونت داشته‌اند و با فتوحات اسلامی، عبادتگاه‌های خود را از دیرها به مساجد تبدیل کرده‌اند؛ و چه‌بسا این مسجد همان بنایی باشد که تا امروز باقی مانده است.

تمام این تاریخ، با لایه‌هایی از دوران رومی تا امروز، در یک لحظه تخریب شد. اما برای اهالی بنت جبیل، این خسارت با سال‌ها یا حجم سنگ‌ها سنجیده نمی‌شود، بلکه با آنچه این مکان از زندگی روزمره و حافظه جمعی در خود جای داده بود.

روایت ویرانی «مسجد جامع بنت جبیل»؛ وقتی حافظه یک شهر زیر آوار رفت

مسجد بنت جبیل؛ فراتر از یک عبادتگاه

این مسجد هرگز تنها محل نماز نبود، بلکه بزرگ‌ترین محل گردهمایی شهر به‌شمار می‌رفت؛ جایی که کودکان و سالمندان کنار هم می‌نشستند و داستان نسل‌ها در هم می‌آمیخت.

 در حیاط‌های آن، نشست‌ها گذرا نبود، بلکه بخشی از یک آیین روزمره بود؛ چای‌ها آرام دم می‌کشید، گفتگوها بی‌شتاب ادامه می‌یافت و زمان با همراهی آدم‌ها سنجیده می‌شد، نه با دقیقه‌ها.

در ماه رمضان، مسجد به جهانی مستقل تبدیل می‌شد؛ از آذین‌بندی پیش از آغاز ماه گرفته تا لحظات افطار، شب‌های سحر و لیالی قدر، جایی که خنده کودکان با خشوع بزرگ‌ترها درهم می‌آمیخت.

در عاشورا نیز، شاهد اندوه جمعی بود؛ لحظاتی که فرد در جمع حل می‌شد و خاطره به بخشی از هویت تبدیل می‌گشت.

این مسجد، پناهگاه همگان بود؛ مکانی که در آن روابط شکل می‌گرفت، دل‌ها ترمیم می‌شد و خاطراتی ساخته می‌شد که نه نوشته، بلکه زیسته می‌شد.

در توصیفی ازعمق اندوه مردم، یکی از شهروندان نوشت: «سنگ‌های مسجد، کمر ما را شکست.» جمله‌ای ساده، اما سرشار از دردی که کلمات از بیانش عاجزند.

 محمد داغر، از جوانان بنت جبیل، نیز نوشت: «همه ما باور داریم آنچه ویران می‌شود، می‌تواند دوباره ساخته شود. اما داستان «مسجد جامع» با دیگر داستان‌ها فرق دارد. این فقط یک ساختمان نیست؛ تاریخی است که در دیوارهایش نفس می‌کشد و خاطره‌ای زنده که نمی‌توان آن را بازسازی کرد. اینجا بخشی از وجود ما بود.»

روایت ویرانی «مسجد جامع بنت جبیل»؛ وقتی حافظه یک شهر زیر آوار رفت

لحظه آخر

اوج اندوه در لحظه اذان مغرب روز سه‌شنبه بود؛ زمانی که خادم مسجد، علی سمیر سعد، ویدیویی از پخش اذان در گروه خبری مسجد که بیشتر اهالی شهر در آن حضور دارند، منتشر کرد و نوشت: «اکنون زمان اذان مغرب به افق مسجد جاکع بنت جبیل فرا رسیده است.»

اما میان ویران‌کنندگان و سازندگان، تفاوت روشن است. مردم این سرزمین، با سنگ و با حافظه می‌سازند؛ مکان را از نو زنده می‌کنند، چون پیش از آن در وجودشان آن را حمل می‌کنند. در مقابل، دشمن با تمام ابزارهای تخریب نها می‌تواند شکل را از میان ببرد، نه معنا را.

و فردا، زمانی که آوارها کنار زده شود، آنچه ساخته خواهد شد فقط یک مسجد جدید نخواهد بود، بلکه ادامه همان حافظه‌ای است که هرگز قطع نشده؛ صدایی که دوباره از زیر گنبد بلند خواهد شد و مردم را همچون گذشته گرد هم خواهد آورد.

و این جمله همچنان در بنت جبیل طنین‌انداز خواهد ماند: «اسرائیل از خانه عنکبوت سست‌تر است

کد خبر 1878260

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha